• تشکر 1
  • هاها 2
رفتن به مطلب

نقد و بررسی رمان غبار یخ زده // erwin کاربر انجمن نودهشتیا


Keyvan_boy
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

 🌒به نام توان بخش دست🌔

نویسنده : erwin( اِروین) 
نام رمان: غبار یخ زده
ژانر: اجتماعی، عاشقانه ،نوجوان
خلاصه: پسر هفده ساله ای که با برادر بزرگترش زندگی آرامی داشت البته تازمانی که برادرش ازدواج نکرده بود 
بعد از آن در برخورد با دخترخاله همسر برادرش اتفاقاتی برایش رقم می‌خورد که مجبور به فرار از خانه میشود ومشکلات پسر به اوج خود می‌رسد
مقدمه:قد آدمک کوتاه بود ، چشمانش کم سو ، تنها روزنه ی نوری که دستش بود شمع کوچکی بود از جنس منطق و احساس ، با مداد منطق آینده را مینوشت و با احساسش حس میکرد ولی امان از این  که پاکن و خودکار دست خدا بود
         
ساعت پارتگذاری :نامعلوم

لینک رمان :https://forum.98ia2.ir/topic/6540-غبار-یخ-زده-erwin-کاربر-انجمن-نودهشتیا/?do=findComment&comment=56986

 

ویرایش شده توسط erwin
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دوستان عزیز لطفا انتقاد هاتون رو برام بیان کنید تا بتونم از تجربیاتتون استفاده کنم انشالله پارت بعدی رو هم امروز قرار میدم 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

والا من که تجربه خاصی ندارم 

ولی قشنگ نوشته بودی من خوندم خوشم اومد

مقدمه و خلاصه هم عالی بود کلا همه چی عالی

قلمت مانا  ای دوست😅😜

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام داداش این پارتم خیلی خوب بود 

فقط سعی کن پارت هارو تو جاهای حساس تموم کنی که بیشتر کنجکاو بشیم برای پارت بعدی 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

وای چقدر عالیه این رمان ،دیگه خسته شده بودم از رمان های تکراری  ،قلمتون هم خیلی زیباست واقعا ،حتما بیشتر پارت بزارید

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

قلم زیبایی دارین. رابطه بین دو برادر و درگیری‌های اونا خواننده رو جذب میکنه. تنها مشکل در علائم نگارشیه و جای گیری درست دیالوگ‌ها. 

غبار یخ زده هم اسم جالبیه که به فضای رمان مربوطه. تا انتها دنبالش میکنم. موفق باشین.🌻

ویرایش شده توسط آفتابگردون
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام داداش این دوتا پارت عالی بود خواننده رو مستقیم و بی کلیشه به سمت ازدواج برادرش برد و اوایل فکر می کردم وضعیت آیهان خیلی نا عادلانه س ولی خوب لحن برادرش  پارت آخر نظرم رو تغیر داد ، ولی به نظرم هر روز پارت بزار 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

یالله حاجی احوال شما خب خب بریم برای برسی  و امیدوارم  ناراحت نشی چون منتظر نقد هستی و رمانت ضعف داره باید بگم تا برطرف کنی و یه چیز خوب از آب دراد داش. 

برسی مقدمه 🍂

خوب باید اول از همه یه چیزها رو  دقت بنمایی  به ترتیب که شامل:

نام رمان:

ژانر:

نام نویسنده:

هدف:

ساعت پارت گذاری:

خلاصه:

مقدمه:

لینک صفحه رمان:

( این تا اینجا) 

اما الان از نظر نوشتاری:

اول از همه از علائم نگارشی درست استفاده کن  و اخر جمله هم علائم رو بکار ببر. 

دوم که هر وقت علائم نگارشی رو به کار بردی مثلا (مقدمه:قد آدمک کوتاه بود ، چشمانش کم... ) این طور نوشتن اشتباهِ با  این‌طوری بنویسی (مقدمه: قد آدمک کوتاه بود، چشمانش کم سو، و... ) همیشه علائم نگارشی رو که می‌ذاری باید به کلمه قبل بچسبه و از کلمه بعد فاصله داشته باشه.

🔴🔴🔴برسی مقدمه ارسالی🔴🔴🔴

میشود

می‌شود

مینوشت

می‌نوشت

میکرد

می‌کرد

🔵🔴برسی پارت یک🔴🔵

نمی کردم

نمی‌کردم

اصلا

اصلاً

هیچوقت

هیچ وقت

بی جنبه ام

بی‌جنبه‌ام

میداد

می‌داد

بی شک

بی‌شک

خنده دار

خنده‌دار

بودو

بود و

می کشید

می‌کشید

آنقدر

آن‌قدر

سینه اش

سینه‌اش

راتنگ

را تنگ

بگویدکاش

بگوید کاش

میکرد

می‌کرد

هرچند

هر چند

فهمیده اند

فهمیده‌اند

خوردو

خورد و

اشک هارا

اشک‌ها را

می‌ کند

می‌کند

چشمهای

چشم‌های

هارا

ها را

میترسیدم

می‌ترسیدم

ترسیده ام

ترسیده‌ام

خب خب  توجه داشته باش منت پارت یک رو از اول ویرایش بزن و درستش کن چون این اشتباهات بالا توش خیلی بود و اما راجب دیالوگ‌ها حتماً حتماً توجه داشته باش  زمانی که دیالوگ وجود داشته باشه باید از خط دیالوگ (-) استفاده کنی نه از (_) این و (+)این.  و همیشه   جمله رو باید از خط دیالوگ فاصله بدی مثلاً (_تمومش کن آیهان این) این اشتباه هس و باید این‌طوری بنویسی (- تمومش کن آیهان این..

میشود

می‌شود

می دانست

میدانست

می‌دانست

لباسهایم

لباس‌هایم

نمیدهد

نمی‌دهد

شده ام

شده‌ام

1: نیم فاصله ها رعایت بشه.

2: حتماً کلمات درست از هم فاصله داشته باشن. 

3: روی علائم نگارشی بیشتر کار کن و همیشه وقتی می‌ذاری  باید توجه داشته باشی که  علائم نگارشی(.،! ؟:؛) باید به کلمه اول چسبیده و از کلمه بعد فاصله داشته باشه

 

خسته نباشی این از برسی پارت یک  با توجه  به این‌ها متن پارت یک رو ویرایش کن  تا قلمت بهتر بشه. 

 

قلمت مانا 🍂

 

 

 

 

ویرایش شده توسط آلفای نقره ای

spacer.png

گرگ ها هرگز گریه نمی‌کنند. 

اما گاهی چنان عرصه زندگی برآنان تنگ می‌شود که برفراز 

                            بلند ترین کوه

   می‌روند و دردناک ترین زوزه هارا می‌کشند. 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام نه امروز نشد ولی فردا قراره عکس شخصیت هارو هم آپلود کنم انشالله اگه حالم بهتر بشه دو تا پارت هم میذارم اگرم مردم همینجا قصه تموم میشه دیگه😂

ویرایش شده توسط erwin
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام واو خیلی سوپرایز شدم ، چقدر عالیه که رمان تکراری نیست و صرفا یک دختر نیستش لطفا تند تند پارت بزارین من که خیلی دوست داشتم به نظرم چالش بر انگیزه ممنون از قلم زیباتون

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام ، من خودم به شخصه برای آیهان ناراحت بودم خوشحال شدم ‌که امروز حالش خیلی خوب بود ، فقط سعی کن کمتر ناراحتش کنی

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 2 هفته بعد...

سلام دوست عزیز^^

من قسمت به قسمت همزمان که می‌خونم نقد می‌کنم.

اول از همه اسم رمان، اسم جالبی بود^^

ژانرها: مناسب

خلاصه: پیچیده‌ترش کن و یه کم از آرایه‌ها استفاده کن تا جذاب‌تر بشه.

مقدمه: خوب بود تنها مشکل رعایت نکردن نیم‌فاصله‌ها و علائم نگارشی^^

«ولی امان از این که پاکن و خودکار دست خدا بود »

این قسمت توی مقدمه‌ات هم درست کن، پاک‌کن درسته!

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

پارت اول:

درست نبودن علائم نگارشی باعث می‌شد که متن رو درست نشه خوند!

شروع خوب بود^^

«اشک سمجی از چشمای بلورین سر خورد»

جمله بالا رو ویرایش کنین و بنویسین اشک سمجی از چشم‌های بلورینم سر خورد.

«پشتبندش اجازه خروج سیلی از اشک هارا به صورت گچ شده تحمیل کرد»

چیزی که خیلی مشهود بود رعایت نکردن درست فاصله‌ها بود.

قلمتون خوبه اما رعایت نکردن علائم نگارشی و فاصله‌ها باعث میشه توی تعیین سطح به مشکل بخورین.

*********

تغییر لحن خیلی داشتین، یک جا سوم شخص بود و یک جا اول شخص، یک دور رمانتون رو بخونین متوجه می‌شین.

و دیالوگ نویسی به این صورته:

( به فرض مثال!)

با ترس لب زدم:

-  تقصیر من نبود!

*****

صدای عصبانیش ، _تمومش کن آیهان

این قسمت شما اول بعد از صدای عصبانیش باید «:»این علامت رو بزارین و بعد یه اینتر بزنین و دیالوگ رو بنویسین^^

اگه این موارد رو رعایت کنین زیبایی رمانتون بیشتر به چشم می‌خوره.

قلمتون مانا!

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام خیلی ممنونم که وقت میزارید و به بهتر شدن رمانم کمک می کنید همه نکاتی که انتقاد می کنید رو رعایت می کنم ، با تشکر

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

3 دقیقه قبل، erwin گفته است:

سلام خیلی ممنونم که وقت میزارید و به بهتر شدن رمانم کمک می کنید همه نکاتی که انتقاد می کنید رو رعایت می کنم ، با تشکر

خواهش می‌کنم وظیفه‌است🌸

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...