رفتن به مطلب

آموزش رمان نوشتن | پرورش ایده


نسترن اکبریان
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

  • مدیر ارشد

پرورش ایده داستان (1)

1. اگر این مسئله حل نشود، چه چیزی از دست می‌رود؟
اگر چیزی از دست نرود، بنیان داستان متزلزل خواهد بود. در این ایده، فرض کنید اصلا از ابتدا قرار نبوده این دانش‌آموز را در این مدرسه بپذیرند.

بنابر اصرار پدرش، اولیای مدرسه او را ثبت نام کرده‌اند. این دانش‌آموز تا این لحظه از سال، در انجام تکالیف درسی‌اش عملکرد پذیرفته‌ای نداشته است.

همین چند روز پیش، پدرش را به مدرسه فراخوانده‌اند. پدر به نمایندگی از او، به اولیای مدرسه قول داده است که فرزندش از این به بعد در انجام تکالیف کوتاهی نخواهد کرد.

در این وضع، اگر دانش‌آموز عملکرد خود را ارتقاء ندهد و کم‌کاری‌های گذشته را جبران نکند، به نوعی آبروی پدرش را در برابر اولیای مدرسه بر باد داده است.
 
ما با طراحی این پیش‌داستان (اتفاقاتی که در گذشته و خارج از صحنه داستان رخ داده است.) وزن داستان را سنگین، و اهمیت آن را دو چندان کردیم.

با این اوصاف، پیگیری آن، به مراتب جذاب‌تر خواهد بود. همه ما منتظریم ببینیم این دانش‌آموز، این مسئله را چگونه حل و فصل خواهد کرد.

2. این مسئله حداکثر تا کی باید حل بشود؟
هر چه مدت زمان لازم برای حل مسئله، درازتر باشد، احتمال دارد شخصیت از زیر بار مسئله در برود یا اصلاً آن را جدی نگیرد. تنگنای زمان گریزگاهی برای او باقی نخواهد گذاشت. وی مجبور است نسبت به رخدادهای پیش‌آمده، به سرعت واکنش نشان دهد.

در این ایده، فاصله شروع ماجرا و حل و فصل آن بسیار اندک است. از شروع زنگ انشاء تا پایان آن، هر لحظه ممکن است نام دانش‌آموز برای قرائت انشاء خوانده شود.

3. حل این مسئله به سود و ضرر کیست؟
حوادث داستان، تعادل اولیه را بر هم می‌زند. در این موقعیت، موضع افراد از نظر ضعف و قدرت جابه‌جا می‌شود. وقت تسویه حساب‌ها فرا می‌رسد. افراد جبهه می‌گیرند و یار می‌کشند.

فرض کنیم در این ایده، دانش‌آموز با شیطنت‌های خود، بابای مدرسه را بارها آزرده است. بابای مدرسه از شنیدن خبر اخراج او خوشحال خواهد شد.

همچنین، فرض کنیم پدر این دانش‌آموز رئیس بانک است. یکی از معاون‌های مدرسه، دور از چشم مدیر، در ازای دریافت وام شخصی، به رئیس بانک قول داده است که با پادرمیانی، مدیر را نسبت به ثبت نام فرزندش راضی کند. اکنون اگر این دانش‌آموز اخراج شود، شاید وام آقای معاون هم بر باد برود.

4. شخصیت برای حل این مسئله‌ چه نقشه‌ای دارد؟
فرض کنیم این دانش‌آموز قصد دارد دفتر بغل‌دستی‌اش را بردارد و از روی انشای او بخواند. مثلاً قول داده در ازای این کار، زنگ تفریح برای او ساندویچ بخرد.

5. چه چیزی مانع اجرای نقشه او است؟
فرض کنیم، با وجود این قول و قرار میان این دو، معلم نام بغل‌دستی را برای قرائت انشا بخواند. در این صورت، تمام نقشه‌های این دانش‌آموز بر باد می‌رود. اکنون دایره ماجرا گسترده‌تر شد. معلم غیر از این دانش‌آموز، نام بغل‌دستی‌اش را نیز نباید بخواند...

به همین طریق، می‌توان پایه‌های داستان را تا بحران و گره‌گشایی استوار ساخت. بسیاری از نویسنده‌های نوقلم، در یافتن ایده، شروع داستان و پیشبرد آن به راهنمایی نیاز دارند.

اگر این سه مرحله به خوبی پیش برود، معمولاً در حین نوشتن، پایان‌بندی‌های متفاوت در ذهن داستان‌نویس شکل خواهد گرفت.

با این توضیحات، پیشنهاد می‌شود فعلاً فقط روی یافتن ایده و پرورش آن تمرکز کنید، و پرداختن به پایان‌بندی را به مراحل بعد واگذارید.

به عبارتی، برای اتمام داستان خود، وسواس به خرج ندهید. دنبال اختتامیه‌های شگفت‌آور نباشید، و از گره‌گشایی‌های ساده و در دسترس استقبال کنید. در آینده، در خصوص پایان دادن داستان نیز، آموزش‌های تکمیلی در اختیار شما قرار خواهد گرفت.

اکنون نوبت شما است. با تقلید از این روند، اما با سلیقه و دانش خودتان، به این پنج پرسش، پاسخ‌های متفاوت بدهید تا با گسترش ایده اولیه، برای نوشتن داستان آماده شوید.

 

  • لایک 2

comp_1_2_(1)_7hr0.gif

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...