رفتن به مطلب

اتفاقات همه‌گیر....!


Heart
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

در ابتدا میگم، که اگر اشتباه تایپیک زدم لطف کنید بگید:) یا.... موضوع تایپیک خوب نیست:) تا مثل سری قبل مدیران تایپیک رو مسدود نکنند.

اصل مطلب و توضیح:

دیدید یه کارایی رو انجام میدین، بعدش که سر بحث باز میشه و شما کارتون رو توضیح میدین، بقیه هم میگن عههه ماهم اینکارو انجام میدیم و بعدشم همه باهم هرهرهر‌ میخندین؟؟😂😂🔪 

 

حالا لطف میکنین هر وقت حال داشتین، از اون کارایی که همه انجام میدیم حرف بزنین.

خودم شروع میکنم:

وقتی یه دختر جدید رو توی مدرسه میبینم میگم اون دختره معلومه خیلی فلانه!

اون دختره هم توی دلش به من میگه، معلومه از اون فلان ها هست..!

وقتی باهم دوست میشیم بهش میگم که من اول بار که دیدمت حس میکردم فلان خصلت رو داشته باشی و.... . خلاصه سر بحث؟....باز میشه 😂🔪

این تایپیک مفت، و این قلم و این نت و این شمااااا😂😂😂🎈

 

 

راستی اگر همچین چیز مشابهی رو تجربه نکردین، میتونید حق گویی کنید، مثلا چطور ما برای هر درس یک دبیر جدا داریم، اما همه ی درس هارو یک دانش آموز باید یاد بگیره؟؟؟

نمونه ای از حق گویی در بالا ظاهر شده است، با دوستان خود گفت و گو کنید و نمونه های دیگری از حق گویی رو توضیح دهید!

😂😂😂😂🔪

به همین راحتی.

 

@ Torkan dori

@ khakestar

@ منیع

@ ماهی

@ سِنیوریتا

@ Sanaz87

@ سادات.82

@ ساتوری

@ سارا رئیسی

@ Li_liumღ

@ نیکتوفیلیا

@ اوپاکاروفیل

@ _NAJIW80_

@سنوفیل   تگ نشدی چرا؟؟😂😂🔪

@ دختر فرشته

@ Ghazal

@ Gh.azal

@بقیه نودهشتیا 

به خدا بقیه اتونو‌ یادم نیست😂😂🔪 وگرنه می‌نوشتم.

خلاصه شما ام چند نفرو تگ کنید تا همه حق گویی و مشابه گویی کنت.

اینکه یه دفعه ای این زد به سرم، رو نمیدونم داستانش چیه😂😂😂🔪

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

حالا من انقد حس ششم قویه هر چی بگم میشه وقتی امتحانی چیزی میگیرن میان میگن بگو از کجاها نمیاد همیشه تو میگی اینجاها نمیاد، معلم توی امتحان نمیده یه بار منو رفیقم به کله کلاس گفتیم باور نکردن کلا خوندن بعد نمره 20 رو ما گرفتیم داشتیم هر هر میخندیدم خدایی الان هر چی بشه میان میگن بگو، 🤫😂

جایی از میان نت های دیوانگی گیتار!

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

Instagram:_saharrt

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

6 ساعت قبل، khakestar گفته است:

حالا من انقد حس ششم قویه هر چی بگم میشه وقتی امتحانی چیزی میگیرن میان میگن بگو از کجاها نمیاد همیشه تو میگی اینجاها نمیاد، معلم توی امتحان نمیده یه بار منو رفیقم به کله کلاس گفتیم باور نکردن کلا خوندن بعد نمره 20 رو ما گرفتیم داشتیم هر هر میخندیدم خدایی الان هر چی بشه میان میگن بگو، 🤫😂

واییییییییییی آره

منم تجربه کردم

هیچ وقت به حرف معلم درس نمیخونم، آخه انگار از قصد به آدم دروغ میگه😂😂😂🔪

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

2 دقیقه قبل، Heart گفته است:

واییییییییییی آره

منم تجربه کردم

هیچ وقت به حرف معلم درس نمیخونم، آخه انگار از قصد به آدم دروغ میگه😂😂😂🔪

ن من میخونم ولی حس دیگه 🤣فرشته وحی من باهام جوره

ویرایش شده توسط khakestar

جایی از میان نت های دیوانگی گیتار!

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

Instagram:_saharrt

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • ناظر رمان

من بارها برام پیش امده توی ذهنم اتفاقی یه صحنه از فیلمی یادآوری شده 

چند روز بعد همون صحنه از فیلم رو توی واقعیت (تلویزیون گوشی کامپیوتر) میبینم 

اکثریت هم برای همه امون "دژاوو" اتفاق افتاده یه کاری رو انجام میدیم یا یه حرفی رو می‌زنیم که حس میکنیم قبلا انجام دادیم ولی اولین بارمون بوده.

tumblr_n0fpzgyfr21sscqwxo1_500_q54h.gif

اگر می‌خواید برید مشکلی نیست فقط قبلش اسم‌هاتون رو برام بنویسید تا بدونم چی روی سنگ قبرتون حک کنم!

آریو از شدت ترس فریاد زد: مگه تو قرار نیست ازمون محافظت کنی؟ 

مرد پوزخندی زد و به تابوت ها اشاره کرد:

- اگر قرار بود "ازتون محافظت کنم" یه محافظ اینجا بود نه یه گورکن! آه راستی یه تیکه از لباسهاتون هم بزارید اون اجنه‌های بنی  القماقم حتی استخون هم برام نمی‌زارن تا قبرتون خالی نباشه!

به زودی در رمان دیمومت ویدا...

اینجا مینو زمین است.

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

من و خواهرام و داداشام و پسر عمه‌ هام سریال جومونگ رو تو واقعیت بازی میکردیم منم اون زن جادوگره بودم همه رو موقع غروب جمع میکردم بالای پشت بوم دعا میکردیم رو به خورشید : اه ای پرنده سه پا به ما قدرت بده تا با دشمنان این سرزمین بجنگیم . 😐 انقدر هم پایبند به داستان بودیم که همه رفتیم شمشیر پلاستیکی خریدیم میفتادیم به جون بچه های کوچه 😕 تازگی ها فهمیدم بابام و پسر دایی هاش زمان خودشون بروسلی بازی میکردن 😶🏻

****

حق امشب : هروقت میخواستن بگن فلان مدرسه خیلی اوضاع خیطه میگفتم تو توالتش ج... پیدا شده 😐🍂💀 هیچوقت نفهمیدم چرا منم همیشه باور میکردم 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

برای من پیش اومده که مثلا به ایده جالب برای رمان نوشتن به سرم زده، بعد حالا بنا به دلایلی مثلا دو سه ماهه هنوز چیزی ازش ننوشتم، می بینم عین همین ایده رو یکی فیلم کرده!😐

اینقدر زورم میگیره!😐

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

یکی از دوستایی قدیمم، اول با برادر کوچیکم اشنا شد. داداشم اون موقع چهار سالش بود، میشینه بهش میگه که چی؟ خواهرم  مغروره و فلان😐💔بعد میاد مثل همون حرفا رو به من در رابطه با اون دختره میگه😐💔حالا با هم اشنا شدیم میفهمیم دقیقا متضاد چیزی هست طرف که این داداش خل من لطف کرد بهمون گفت😐💔

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

♧انتقامی از جنس خون, مَجاز♧

-تو هیچ وقت نمی‌تونی جلوی سرنوشتی که از پیش تعیین شده بایستی؛ حقش رو داری، ولی‌توانش رو نه!

 بعضی اوقات فقط باید بشینی و نگاه کنی که چه راحت داری همه چیزت رو از دست میدی. بعضی اوقات فقط باید بی‌ تفاوت بمونی و بدون هیچ واکنشی، تنها نطاره‌گر نمایش بدبختی‌هات باشی.

 تو بعضی مخمصه‌ها، تلاش فقط نتیجه معکوس میده؛ عین دست و پا زدن تو یه باتلاق، که هیچی جز سرعت غرق شدت عایدت نمی‌کنه...!

ساردینیا، معمایی با یک کارآگاه متفاوت

حافظه سیاه، در جستوجوی حافظه ای با رنگ و بوی سیاهی

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

5 ساعت قبل، منیع گفته است:

من بارها برام پیش امده توی ذهنم اتفاقی یه صحنه از فیلمی یادآوری شده 

چند روز بعد همون صحنه از فیلم رو توی واقعیت (تلویزیون گوشی کامپیوتر) میبینم 

اکثریت هم برای همه امون "دژاوو" اتفاق افتاده یه کاری رو انجام میدیم یا یه حرفی رو می‌زنیم که حس میکنیم قبلا انجام دادیم ولی اولین بارمون بوده.

واییییییییییی این خیلی برام اتفاق افتاده

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

4 ساعت قبل، Dark fire گفته است:

من و خواهرام و داداشام و پسر عمه‌ هام سریال جومونگ رو تو واقعیت بازی میکردیم منم اون زن جادوگره بودم همه رو موقع غروب جمع میکردم بالای پشت بوم دعا میکردیم رو به خورشید : اه ای پرنده سه پا به ما قدرت بده تا با دشمنان این سرزمین بجنگیم . 😐 انقدر هم پایبند به داستان بودیم که همه رفتیم شمشیر پلاستیکی خریدیم میفتادیم به جون بچه های کوچه 😕 تازگی ها فهمیدم بابام و پسر دایی هاش زمان خودشون بروسلی بازی میکردن 😶🏻

****

حق امشب : هروقت میخواستن بگن فلان مدرسه خیلی اوضاع خیطه میگفتم تو توالتش ج... پیدا شده 😐🍂💀 هیچوقت نفهمیدم چرا منم همیشه باور میکردم 

 

واییییییییییی اره

میگفتن سُم اسب توش دیدن😂🔪

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

4 ساعت قبل، آروشا.م گفته است:

برای من پیش اومده که مثلا به ایده جالب برای رمان نوشتن به سرم زده، بعد حالا بنا به دلایلی مثلا دو سه ماهه هنوز چیزی ازش ننوشتم، می بینم عین همین ایده رو یکی فیلم کرده!😐

اینقدر زورم میگیره!😐

من یه جایی ایده رو یادداشت میکنم بعدشم یادم میره😂😂😂🔪

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

4 ساعت قبل، Torkan dori گفته است:

یکی از دوستایی قدیمم، اول با برادر کوچیکم اشنا شد. داداشم اون موقع چهار سالش بود، میشینه بهش میگه که چی؟ خواهرم  مغروره و فلان😐💔بعد میاد مثل همون حرفا رو به من در رابطه با اون دختره میگه😐💔حالا با هم اشنا شدیم میفهمیم دقیقا متضاد چیزی هست طرف که این داداش خل من لطف کرد بهمون گفت😐💔

پسرا کلا یکم خل میزنن، 😂🔪

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

5 دقیقه قبل، Heart گفته است:

واییییییییییی این خیلی برام اتفاق افتاده

سلامممممم جانان❤️

این یه دلیل علمی داره.

تو روایات و کتاب های مذهبی اومده وقتی که انسان به دنیا میاد تمام زندگیش مثل یه فیلم از جلو چشماش رد میشه اما به همون سرعتم فراموش میشه یعنی از لحظه تولد تا مرگ 

برا همین وقتی یه کاری انجام میدم حس میشه برای بار دومه یادآور خاطرات قبل تولده❤️

البته صحتش نمی‌دونم تا چه حده ولی تو اکثر روایات امام علی اومده🤍❤️

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

۱ ساعت قبل، شکیبا گفته است:

سلامممممم جانان❤️

این یه دلیل علمی داره.

تو روایات و کتاب های مذهبی اومده وقتی که انسان به دنیا میاد تمام زندگیش مثل یه فیلم از جلو چشماش رد میشه اما به همون سرعتم فراموش میشه یعنی از لحظه تولد تا مرگ 

برا همین وقتی یه کاری انجام میدم حس میشه برای بار دومه یادآور خاطرات قبل تولده❤️

البته صحتش نمی‌دونم تا چه حده ولی تو اکثر روایات امام علی اومده🤍❤️

 

سلام گلی

💜🫂

آره شنیدم قبل از شروع، زندگیمون‌ رو یکبار میبینیم.👍🎈

ویرایش شده توسط Heart
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

۱ ساعت قبل، Heart گفته است:

سلام گلی

💜🫂

آره شنیدم قبل از شروع، زندگیمون‌ رو یکبار میبینیم.👍🎈

چه عجب یک بار به چیزی رو درست گفتم😂

خدایا شکرت که منم اندکی عقل دارم🤍❤️

به خودم امیدوار شدم😎😎

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

5 دقیقه قبل، شکیبا گفته است:

چه عجب یک بار به چیزی رو درست گفتم😂

خدایا شکرت که منم اندکی عقل دارم🤍❤️

به خودم امیدوار شدم😎😎

 

😂😂🔪 به هرکی اینجور چیزا میگیم میگه قدیمی و خرافاتی و....😂😂😞

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

4 دقیقه قبل، Heart گفته است:

😂😂🔪 به هرکی اینجور چیزا میگیم میگه قدیمی و خرافاتی و....😂😂😞

آفرین ❤️👌

من یه بار به مامانبزرگم گفتم گفت بچه چرا اینقدر خرافاتی😂😂😂

یعنی مامانبزرگ ۶۰سالم از من لاکچری تره😂😂

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...