رفتن به مطلب

معرفی و نقد رمان سجده شیطانPsycho༒ کاربر نودهشتیا


 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

  • کاربر فعال

📓عنوان رمان: "سجده‌    شیطان"
📓نویسنده: سایکو
🏴روزهای پارت‌گذاری: نامعلوم.
ژانر(ها): فانتزی، جنایی، رمانتیک، تراژدی✒
مکتب: سورئالیسم
🖊خلاصه:
غرشش از ناله‌ی جهنمیان دهشتناک‌تر و نفس‌هایش داغ‌تر از آتش سوزان دوزخ!
سقوطش بال‌هایش را شکاند اما شانه‌های استوارش هنوز هم از او اسطوره‌ای زنده می‌سازند؛ اودیگار بزرگ!
پسری که نماد تندیسی زنده  و مدعی بر پایگذاری نسل اودیگار است.
بی‌رحمی هستی، دردهای انسانی و دشمنی با عالم و آدم از او یک  الهه‌ی مقدس ساختند؛ الهه‌ی جهنم!
اما خدای جهنم هیچگاه رویای عشق در سر نداشت، غافل از این‌که آگاپه¹ بی‌خبر سر می‌رسید.

🖋مقدمه:
ما نه چهار سوارکار قیامت بودیم، نه آدمِ لایقِ سجده و نه ابلیس قیام کرده؛ ما "من" بودیم!
منی که یک‌بار باختم لیکن این‌بار ناپاکی خالص را بر رخ هستی می‌کشانم.
پادشاهی سقوط کرده و بال‌هایی خونین،
چند مخلوق ناخواسته از قعر جهنم و در غایت کینه‌ی عالم!
بوی آتش مشام همه را نوازش می‌کند و دل‌ها را به وحشت وا می‌دارد.
المپ، شیاطین جهنم، فرشتگان منفور بهشت... تمامی‌شان دست بر پرستشش می‌زنند اما این‌بار جای بخششی نیست؛ آتش سوزان عزرائیل² را هم خاکستر خواهد کرد!
________

1. آگاپه: یکی از پنج واژه‌ای که یونانیان برای عشق به کار می‌برند
2. عزرائیل: فرشته‌ی مرگ
○سخن نویسنده: توجه کنید که  رمان با وجود این‌ که فانتزی هست و ازشون اسم برده شده به لوسیفر یا شیطان چندان ربطی نداره.

صفحه رمان سجده شیطان

 

ویرایش شده توسط Psycho.K

داستانِ...

وَقتی مادَرَم یِک عَجیب‌الخلقه زایید.

در حال  تایپ:

سجده‌ی شیطان

ناپاکزاده های رم

کت قدیس

مجموعه‌ی سایکواکتیو((آبی بلوبری1 ||  سبز نعنایی2))

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در ۱۴۰۰/۱۲/۲ در 04:05، Psycho.K گفته است:

📓عنوان رمان: "سجده‌    شیطان"
📓نویسنده: سایکو
🏴روزهای پارت‌گذاری: نامعلوم.
ژانر(ها): فانتزی، جنایی، رمانتیک، تراژدی✒
مکتب: سورئالیسم
🖊خلاصه:
در این جهان شیاطین همیشه مورد خشم پروردگار قرار نمی‌گیرند چون در هرصورت آن‌ها هم آفریده خداوندند نه؟
...
غرشش از ناله‌ی جهنمیان دهشتناک‌تر و نفس‌هایش داغ‌تر از آتش سوزان دوزخ!
سلطنت او را می‌خواست اما چه شد که لوسیفر بر علیه پادشاه برحق جهنم جنگید؟
سقوطش بال‌هایش را شکاند لیکن شانه‌های استوارش هنوز هم از او اسطوره‌ای زنده می‌سازند؛ اودیگار بزرگ!
پسری که نماد تندیسی زنده  و مدعی بر پایگذاری نسل اودیگار است، حال در عطش انتقام ذره- ذره می‌سوزد اما تا هستی را به آتش نکشاند خاکستر نخواهد شد!
بی‌رحمی هستی، دردهای انسانی و دشمنی با عالم و آدم از او یک  الهه‌ی مقدس ساختند؛ الهه‌ی جهنم!

🖋مقدمه:
ما نه چهار سوارکار قیامت بودیم، نه آدمِ لایقِ سجده و نه ابلیس قیام کرده؛ ما "من" بودیم!
منی که یک‌بار باختم لیکن این‌بار ناپاکی خالص را بر رخ هستی می‌کشانم.
پادشاهی سقوط کرده و بال‌هایی خونین،
چند مخلوق ناخواسته از قعر جهنم و در غایت کینه‌ی عالم!
بوی آتش مشام همه را نوازش می‌کند و دل‌ها را به وحشت وا می‌دارد.
المپ، شیاطین جهنم، فرشتگان منفور بهشت... تمامی‌شان دست بر پرستشش می‌زنند اما این‌بار جای بخششی نیست؛ آتش سوزان عزرائیل¹ را هم خاکستر خواهد کرد!
________
1. عزرائیل: فرشته‌ی مرگ
○سخن نویسنده: توجه کنید که  رمان با وجود این‌ که فانتزی هست و ازشون اسم برده شده به لوسیفر یا شیطان چندان ربطی نداره.

صفحه رمان سجده شیطان

 

خیلی هم عالی منتظر ادامه رمان هستم 

 رمان من هم راجب فرشته و شیطان بود و به نظرم  رمانتون خیلی جالب و جذابه

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • کاربر فعال
19 ساعت قبل، شکوفه کی گفته است:

خیلی هم عالی منتظر ادامه رمان هستم 

 رمان من هم راجب فرشته و شیطان بود و به نظرم  رمانتون خیلی جالب و جذابه

خوشحالم که پسندیدین⚘

ویرایش شده توسط Psycho.K

داستانِ...

وَقتی مادَرَم یِک عَجیب‌الخلقه زایید.

در حال  تایپ:

سجده‌ی شیطان

ناپاکزاده های رم

کت قدیس

مجموعه‌ی سایکواکتیو((آبی بلوبری1 ||  سبز نعنایی2))

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • کاربر فعال
۱ ساعت قبل، Kelara.m گفته است:

واو

چ بگویم 

زبانم قاصره

اشک ذوق*😢

خیلی ممنون از وقتی که برای مطالعش گذاشتی عزیزم⚘

داستانِ...

وَقتی مادَرَم یِک عَجیب‌الخلقه زایید.

در حال  تایپ:

سجده‌ی شیطان

ناپاکزاده های رم

کت قدیس

مجموعه‌ی سایکواکتیو((آبی بلوبری1 ||  سبز نعنایی2))

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 1 ماه بعد...

داستانت جدیده

ایدت جذابه

اما خود داستان گیج کننده است. توصیفاتت خیلی کمتر از دیالوگاته. یه ریتم خیلی تند داره که تا میخوای بفهمی چی بود و چی شد میپره یه جای دیگه.

یکم رو توضیحات مخصوصا فضاسازی و فضایی که شخصیتا توش قرار دارن کار کن.

اون گتسبی فک کنم ساختگیه. تخیل خوبی برای ساختن یه کتاب مقدس ساختگی داری.

من از اونجایی که خدمتکارش ارورا رو کشت خیلی خوشم اومد. اونجا رو خیلی خوب توصیف کردی. رو شخصیت پردازی کاراکترات کار کن. مخصوصا آرمیا!

پسر اون خیلی جذابه انتظار دارم این جذابیت رو با بند بند وجودم حس کنم.

قلمت خیلی خوبه اما بازم میگم توصیف! توصیف بیشتر!

موفق باشی

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

در این ظلمات طولانی ، گل رزیست به دنبال روشنایی !

و این است عاشقانه ای بین یک گل رز و خورشید زندگی اش !

همراه با چاشنی اضافه از شش برادر تعصبی 😂

هفت شکوفه درخت جاودانگی

دلنوشته: یک روز پاییزی(اتمام یافته)

داستان: بلیط یک طرفه(درحال تایپ)

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

هم اکنون، MCH گفته است:

داستانت جدیده

ایدت جذابه

اما خود داستان گیج کننده است. توصیفاتت خیلی کمتر از دیالوگاته. یه ریتم خیلی تند داره که تا میخوای بفهمی چی بود و چی شد میپره یه جای دیگه.

یکم رو توضیحات مخصوصا فضاسازی و فضایی که شخصیتا توش قرار دارن کار کن.

اون گتسبی فک کنم ساختگیه. تخیل خوبی برای ساختن یه کتاب مقدس ساختگی داری.

من از اونجایی که خدمتکارش ارورا رو کشت خیلی خوشم اومد. اونجا رو خیلی خوب توصیف کردی. رو شخصیت پردازی کاراکترات کار کن. مخصوصا آرمیا!

پسر اون خیلی جذابه انتظار دارم این جذابیت رو با بند بند وجودم حس کنم.

قلمت خیلی خوبه اما بازم میگم توصیف! توصیف بیشتر!

موفق باشی

منتظر نقد متقابل

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

در این ظلمات طولانی ، گل رزیست به دنبال روشنایی !

و این است عاشقانه ای بین یک گل رز و خورشید زندگی اش !

همراه با چاشنی اضافه از شش برادر تعصبی 😂

هفت شکوفه درخت جاودانگی

دلنوشته: یک روز پاییزی(اتمام یافته)

داستان: بلیط یک طرفه(درحال تایپ)

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • کاربر فعال
ارسال شده در (ویرایش شده)
در ۱۴۰۱/۱/۸ در 23:38، MCH گفته است:

داستانت جدیده

ایدت جذابه

اما خود داستان گیج کننده است. توصیفاتت خیلی کمتر از دیالوگاته. یه ریتم خیلی تند داره که تا میخوای بفهمی چی بود و چی شد میپره یه جای دیگه.

یکم رو توضیحات مخصوصا فضاسازی و فضایی که شخصیتا توش قرار دارن کار کن.

اون گتسبی فک کنم ساختگیه. تخیل خوبی برای ساختن یه کتاب مقدس ساختگی داری.

من از اونجایی که خدمتکارش ارورا رو کشت خیلی خوشم اومد. اونجا رو خیلی خوب توصیف کردی. رو شخصیت پردازی کاراکترات کار کن. مخصوصا آرمیا!

پسر اون خیلی جذابه انتظار دارم این جذابیت رو با بند بند وجودم حس کنم.

قلمت خیلی خوبه اما بازم میگم توصیف! توصیف بیشتر!

موفق باشی

عزیزم... بیبی...

خب ببین درواقع مبهم بودن، جنایت و سورئالیستی‌طور بودن سبکمه و آم... توصیفات و فضاسازی رو درواقع  یه توضیحاتی دارن که گره‌گشایی میشن و در حد کافی از دید سوم شخص توصیف می‌کنم

من دیالوگ‌های خیلی کمی نسبت به توصیفات و تشبیهاتم دارم اگه دقت کنی!

ریتم تند که  اگه همون سیر منظورته اتفاقاً دارم آروم پیش میرم و حتی تاریخ هم زدم!

شخصیت‌پردازی رو هم آرمیا و کارن بیشتر از سه- چهار پارت نیست که وارد  داستان شدن پس هنوز اول راهیم

ممنون از نظرت

ویرایش شده توسط Apollo.S

داستانِ...

وَقتی مادَرَم یِک عَجیب‌الخلقه زایید.

در حال  تایپ:

سجده‌ی شیطان

ناپاکزاده های رم

کت قدیس

مجموعه‌ی سایکواکتیو((آبی بلوبری1 ||  سبز نعنایی2))

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...