رفتن به مطلب

معرفی و نقد رمان استیصال | نسترن اکبریان کاربر انجمن نودهشتیا


ارسال های توصیه شده

  • مدیر ارشد

نام رمان: استیصال

نویسنده: نسترن اکبریان

ژانر: اجتماعی، عاشقانه

خلاصه: 

همه چیز بوی خون به خود گرفته بود. عطر گندیده ی قتل پس از سالها در مشام حوا بیدار شده و انگشت اتهام، سایه ی عشق را  خط می زد. همه چیز برایش گنگ بود، او دیوانه نبود؛ مطمعن بود که حقیقت را تنها خود میداند و بر او انگ دیوانگی چسبانده اند! می خواستند او را مجنون جلوه دهند تا از گناه خود بکاهند اما چه کسی می دانست واقعیت چیست؟

مقدمه:
در عجبم کدامین قلم دلش مراد داد این‌چنین بر صفحات سرنوشتم رد خون را نقش بزند! حوایی بودم که ندایم را حتی موریانه ها نمی‌شنیدند! حوایی که در خوبی ها غرق بود اما آن شیطان از کجا آمد؟! آمد و مرا در قعر خود کشاند! گمان نمی‌کرد بهشتی ندارم که از آن رانده شوم؟! خود را مالک وجودم اختیار کرد و نمی‌پنداشت وجودم به نامش سَند بخورد؟! شیطانی که سیب ممنوعه اش حضور لحظه هایش که با خاطراتم عجین گشته بود! شیطانی که تماماً برایم سیبی ممنوعه بود که مرا از زندگانی ام می‌راند! خاطراتش بوی خون می‌دادند اما خاطرش در قل قل خونابه ها هم دست از خاطرم رها نمی‌کرد! واقعا چه می‌خواست که این‌چنین مرا به جهنم خویش کشاند؟! از منی که مجنون نگاهش بودم چه طلب داشت که جهنمش را بهشتم مانند کرد؟

https://forum.98ia2.ir/topic/138-رمان-استیصال-na25-کاربر-انجمن-نودهشتیا/?do=getNewComment

 

comp_1_2_(1)_7hr0.gif

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...