رفتن به مطلب

شخصیت های رمان عصیانگر قرن _ فصل دوم | پردیس820 و سادات.82 کاربران انجمن نودهشتیا


سادات.۸۲
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

  • نویسنده حرفه ای

نام رمان: عصیانگر قرن _ فصل دوم

نویسندگان: پردیس نیساری @ همکار سایت1 _ فاطمه السادات هاشمی نسب @ سادات.82

ژانر: تخیلی، عاشقانه، معمایی

خلاصه:

در دنیایی که جنگ و خون ریزی حد و مرز نداشت، تنفر از من و نژادم بیشتر از دریاچه های خون جاری شده در زیر پاهایشان، به چشم می خورد! به لطف ان ها در جهنمی سقوط کرده ام که راه بازگشتی نخواهد داشت، در واقع، من دیگر باز نمی گردم. می خوام ثابت کنم، برای اولین بار، اون شیاطینی که از من و نژادم ساخته  و به ان پر و بال داده اند، حقیقتی بیش نیست، اینبار دیگر دوره صلح های نمادین، دوره تحقیر و تحمل به پایان رسیده است. اینبار قدرت برتر، قدرت مطلق امگاورس من هستم، من، ملکه ببرینه ها آدریانا، شاید هم به عبارتی همان کارول!

پس خبر ها را منتقل کنید، او باز می گردد، همان عصیانگری که ازش می ترسیدید!

 

جهت مطاله خود رمان کلیک کنید. رمان عصیانگر قرن _ فصل دوم

ویرایش شده توسط سادات.82

1643830351710_ni8k.jpg

رمان کابوس افعی _ تخیلی

 

رمان ها:

دیگه نیستم _ تقدیرخونین _ عصیانگرقرن _ پس از تردید(چاپ شده) _ کابوس افعی

داستان ها:

زیرتخت _ ماژور _ شیشه شکسته _ آخرین لحظه

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده حرفه ای

حیران داده ای چرااا 😂 @ Torkan dori

1643830351710_ni8k.jpg

رمان کابوس افعی _ تخیلی

 

رمان ها:

دیگه نیستم _ تقدیرخونین _ عصیانگرقرن _ پس از تردید(چاپ شده) _ کابوس افعی

داستان ها:

زیرتخت _ ماژور _ شیشه شکسته _ آخرین لحظه

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

3 دقیقه قبل، سادات.82 گفته است:

حیران داده ای چرااا 😂 @ Torkan dori

وقتی من حیران دادم، نقطه بود اون بالا گیج شده بودم خبببب😂💔

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

♧انتقامی از جنس خون, مَجاز♧

-تو هیچ وقت نمی‌تونی جلوی سرنوشتی که از پیش تعیین شده بایستی؛ حقش رو داری، ولی‌توانش رو نه!

 بعضی اوقات فقط باید بشینی و نگاه کنی که چه راحت داری همه چیزت رو از دست میدی. بعضی اوقات فقط باید بی‌ تفاوت بمونی و بدون هیچ واکنشی، تنها نطاره‌گر نمایش بدبختی‌هات باشی.

 تو بعضی مخمصه‌ها، تلاش فقط نتیجه معکوس میده؛ عین دست و پا زدن تو یه باتلاق، که هیچی جز سرعت غرق شدت عایدت نمی‌کنه...!

ساردینیا، معمایی با یک کارآگاه متفاوت

حافظه سیاه، در جستوجوی حافظه ای با رنگ و بوی سیاهی

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده حرفه ای

3333333_ka5b.jpg

1643830351710_ni8k.jpg

رمان کابوس افعی _ تخیلی

 

رمان ها:

دیگه نیستم _ تقدیرخونین _ عصیانگرقرن _ پس از تردید(چاپ شده) _ کابوس افعی

داستان ها:

زیرتخت _ ماژور _ شیشه شکسته _ آخرین لحظه

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده حرفه ای
هم اکنون، Torkan dori گفته است:

وقتی من حیران دادم، نقطه بود اون بالا گیج شده بودم خبببب😂💔

اهان گرفتم چی شد 😂

1643830351710_ni8k.jpg

رمان کابوس افعی _ تخیلی

 

رمان ها:

دیگه نیستم _ تقدیرخونین _ عصیانگرقرن _ پس از تردید(چاپ شده) _ کابوس افعی

داستان ها:

زیرتخت _ ماژور _ شیشه شکسته _ آخرین لحظه

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...