رفتن به مطلب

شعر مجید آژ


zeynab82
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

هرچند که اندام تو برف سبلان است

 

از گرمی اهوازِ لبت بوسه پزان است

 

یک شهر در این عرضه تقاضای تو دارد

 

تقصیر لبت نیست اگر بوسه گران است

 

بازار طلا نیست اگر موی طلاییت

 

با هر وزش باد چرا در نوسان است؟

 

سر ریز شدم از یقه پیرهن از بس

 

در عشق تو سیال تنم در فوران است

 

تا بره ی چشمان تو را گرگ ندزدد

 

در مرتع گیسوت، دلم چشم چران است

 

هر بار که تبخیر شد از ذهن خیالت

 

آن سوی دگر خاطره ات در میعان است

 

رویای من این بود که همراه تو باشم

 

افسوس که در دست تو دست چمدان است

 

باران تنت کاش بر این خانه ببارد

 

هر چند که بخت بد من، قطره چکان است!

 

مجید آژ

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...