رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

دلنوشته دلباخته/ Mahdis کاربر انجمن نود هشتیا


MMMahdis
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D9%86%D9%88%D8%B4%D8

نام دلنوشته:

دلباخته

نام نویسنده: MMMahdis( محدثه اکبری) کاربر انجمن نودهشتیا

ژانر: عاشقانه، غمگین

ساعات پارتگذاری: نامعلوم

هدف: بیان احساسات

ویرایش شده توسط Mahdis

picsart_09-23-06.45.02_9n2r.jpg

برای خواندن رمان  روی متن زیر کلیک کنین.

طینت مجروح

img_20211104_214854_422_ibjt.jpg

دختر و پسری از طبار لیلی ومجنون...
عاشقانی که به نظاره یکدیگر از دور خو گرفته‌اند....
روزی از روز‌های عاشقی، درد دوری بر یکی از عشاق سخت می‌گیرد...
برای بازگوی عشقش به سمت دلبر می‌رود....
دلداده‌ای را که در کنار محبوبش می‌بیند به مجنونی واقعی بدل شده، قصد می‌کند سر به بیایان بگذارد؛ اما...

رمان باوانِم

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

مقدمه:

اون قبلنا که اصلن نمی دونستم عشق چیه...

ارزو می کردم که منم یه روز بتونم این حس زیبارو درک کنم...

حالا که عاشق شدم، می بینم این حس زیبا هست اما بیشتر از اون دردناکه...

پر از اشک و اه...

پر از گریه های شبونه است...

پر از....

picsart_09-23-06.45.02_9n2r.jpg

برای خواندن رمان  روی متن زیر کلیک کنین.

طینت مجروح

img_20211104_214854_422_ibjt.jpg

دختر و پسری از طبار لیلی ومجنون...
عاشقانی که به نظاره یکدیگر از دور خو گرفته‌اند....
روزی از روز‌های عاشقی، درد دوری بر یکی از عشاق سخت می‌گیرد...
برای بازگوی عشقش به سمت دلبر می‌رود....
دلداده‌ای را که در کنار محبوبش می‌بیند به مجنونی واقعی بدل شده، قصد می‌کند سر به بیایان بگذارد؛ اما...

رمان باوانِم

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

پارت اول

اینجا نشسته ام.... 

در کنج تنهاییم... در فکر تو...

دلم تنگ توست...تنگ آن لبخندت...

تنگ آن نگاه زیبایت....

بیا تا که از غم دوریت جان نداده ام....

دلتنگی، لحظه ای می آید و آدمی را برای چندین ساعت می سوزاند...

بیا و دلم را ارام کن...بیاو این درد قلب را از من دور کن....

خسته ام...خسته از تمام این چشم انتظاری ها...

چشمانم بارانی می شود هر وقت که دلتنگت می شوم...

کاش همانطور که می گویند...دل به دل راه داشت...

اما ندارد... ندارد، که اگر داشت....تو آنجا با حال خوب و من اینجا دلتنگ....

ندارد...دل به دل راه ندارد....

ویرایش شده توسط Mahdis

picsart_09-23-06.45.02_9n2r.jpg

برای خواندن رمان  روی متن زیر کلیک کنین.

طینت مجروح

img_20211104_214854_422_ibjt.jpg

دختر و پسری از طبار لیلی ومجنون...
عاشقانی که به نظاره یکدیگر از دور خو گرفته‌اند....
روزی از روز‌های عاشقی، درد دوری بر یکی از عشاق سخت می‌گیرد...
برای بازگوی عشقش به سمت دلبر می‌رود....
دلداده‌ای را که در کنار محبوبش می‌بیند به مجنونی واقعی بدل شده، قصد می‌کند سر به بیایان بگذارد؛ اما...

رمان باوانِم

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

پارت دوم

به آسمان می نگرم...

به ستارگانی که به من چشمک می زنند...

چه می خواهند بگویند؟

پشت آن چشمک هایشان چیست؟

دلم می خواهد به فال نیک بگیرمش...

به این فکر کنم که تو نیز...

مانند من داری به آن ستارگان می نگری....

به من فکر می کنی...

اما نه..

اینا همه اش خیاله....

خیالات ذهن نا آرام من....

تو در فکر من نیستی....

میدانی جانانم؟!

انقدر انتظارت رابه چشمم کشیده ام که....

سویشان رفته...

اما این را بدان که...

 من برای دیدن تو....

به چشم صورت احتیاجی ندارم....

من تورا با چشم دلم می بینم....

picsart_09-23-06.45.02_9n2r.jpg

برای خواندن رمان  روی متن زیر کلیک کنین.

طینت مجروح

img_20211104_214854_422_ibjt.jpg

دختر و پسری از طبار لیلی ومجنون...
عاشقانی که به نظاره یکدیگر از دور خو گرفته‌اند....
روزی از روز‌های عاشقی، درد دوری بر یکی از عشاق سخت می‌گیرد...
برای بازگوی عشقش به سمت دلبر می‌رود....
دلداده‌ای را که در کنار محبوبش می‌بیند به مجنونی واقعی بدل شده، قصد می‌کند سر به بیایان بگذارد؛ اما...

رمان باوانِم

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

پارت سوم

هرجا که می روم به یادتم...

عروسی..خرید...مهمونی....

هرجا که فکر کنی...

همیشه آن چشمانت در ذهنم است...

وقتی یاد دیدارمان می افتم...

نا خوداگاه لبخندی روی لبم نمایان می شود...

البته درستش این است که بگویم، دیدار تو...

نمی دانی اون لحظه چه حالی داشتم...

اوایل به عشق در یک نگاه اعتقادی نداشتم، اما... 

با دیدن تو برای خودم اتفاق افتاد...

با یک نگاه عاشقت شدم...

رفته رفته که از آن روز می گذرد...

این حس درون من رشد می کند و رشد می کند.....

تا حدی که الان...

کل وجودم را در خود احاطه کرده است....

picsart_09-23-06.45.02_9n2r.jpg

برای خواندن رمان  روی متن زیر کلیک کنین.

طینت مجروح

img_20211104_214854_422_ibjt.jpg

دختر و پسری از طبار لیلی ومجنون...
عاشقانی که به نظاره یکدیگر از دور خو گرفته‌اند....
روزی از روز‌های عاشقی، درد دوری بر یکی از عشاق سخت می‌گیرد...
برای بازگوی عشقش به سمت دلبر می‌رود....
دلداده‌ای را که در کنار محبوبش می‌بیند به مجنونی واقعی بدل شده، قصد می‌کند سر به بیایان بگذارد؛ اما...

رمان باوانِم

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

پارت چهارم

ساعت از نیمه شب گذشته....

یک روز دیگه هم بدون دیدنت گذشت....

بدون تو...

بدون دیدن روی ماهت...

باز هم بی خوابی اومده که ازم احوال بگیره...

بی خوابی هایی که حاصل عشق توعه...

راستی عزیز جانم...

امشب در سریالی جمله زیبایی را شنیدم....

خیلی به دلم شست.....

و باز هم بغضم را در قلمرو پادشاهیش نشاند....

((گاهی گمان نمی کنی اما می شود))

یعنی میشه عشق من نسبت به تو....

به وصال قلب هایمان ختم بشه؟

picsart_09-23-06.45.02_9n2r.jpg

برای خواندن رمان  روی متن زیر کلیک کنین.

طینت مجروح

img_20211104_214854_422_ibjt.jpg

دختر و پسری از طبار لیلی ومجنون...
عاشقانی که به نظاره یکدیگر از دور خو گرفته‌اند....
روزی از روز‌های عاشقی، درد دوری بر یکی از عشاق سخت می‌گیرد...
برای بازگوی عشقش به سمت دلبر می‌رود....
دلداده‌ای را که در کنار محبوبش می‌بیند به مجنونی واقعی بدل شده، قصد می‌کند سر به بیایان بگذارد؛ اما...

رمان باوانِم

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

پارت پنجم

فنجان قهوه ام را در دست گرفته ام...

از پنجره به بیرون خیره شده ام....

یک آن تو را می بینم...

با آن لبخند زیبایت....

برایم دست تکان میدهی...

من نیز از دیدنت خوشحال می شوم...

به پایین می آیم...

دستان یخ کرده از خوشحالیم را...

در دستان گرمت می گیری....

با هم شروع به قدم زدن می کنیم....

صدای خش خش برگ های خشک شده زیر پایمان....

از همیشه دلنشین تر است...

من از داتنگی هایم برایت می گویم....

و تو در دفترچه دلت یاد داشتشان می کنی....

لحظه ای به خود می آیم...

هنوز هم پشت همان پنجره ایستاده ام....

قطره اشک گوشه چشمم را پاک می کنم...

قلپی از قهوه تلخ شیرین شده با شکر را می نوشم....

کاش تو نیز می امدی و کام تلخ دلم را با حضورت شیرین می کردی...

 

picsart_09-23-06.45.02_9n2r.jpg

برای خواندن رمان  روی متن زیر کلیک کنین.

طینت مجروح

img_20211104_214854_422_ibjt.jpg

دختر و پسری از طبار لیلی ومجنون...
عاشقانی که به نظاره یکدیگر از دور خو گرفته‌اند....
روزی از روز‌های عاشقی، درد دوری بر یکی از عشاق سخت می‌گیرد...
برای بازگوی عشقش به سمت دلبر می‌رود....
دلداده‌ای را که در کنار محبوبش می‌بیند به مجنونی واقعی بدل شده، قصد می‌کند سر به بیایان بگذارد؛ اما...

رمان باوانِم

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

پارت ششم

جلوی خانه تان ایستاده ام....

منتظرم که بعد از مدتی که شاید برای دیگران کوتاه باشد....

اما برای من به اندازه سالی گذشته است....

ببینمت...

از خانه خارج می شوی.

در حال صحبت با تلفنی...

حسودیم گل میکند...

چه کسی پشت تلفن است که....

این چنین زیبا برایش لبخند چون گلت را نمایان میکنی؟

آن خنده، فقط برای من است..

برای خود خودم....

از تو خواهش می کنم....

خواهش می کنم که نگاه چون قهوه ات را به من بدهی...

تا شاید کمی از این درد دلتنگی رفع شود....

نگاهم کن تا حرف این دل بی زبانم را ....

از چشمانم بخوانی....

نگاهم نمی کنی؟؟؟

یعنی سنگینی نگاهم را حس نمی کنی؟؟؟

همه جارو دیدی جز من؟؟؟

اخه چرا باید اونی که عاشقشی دیر  بهت دل بده؟؟؟

که از درد دوری معشوق فنا شوی؟؟؟

 

picsart_09-23-06.45.02_9n2r.jpg

برای خواندن رمان  روی متن زیر کلیک کنین.

طینت مجروح

img_20211104_214854_422_ibjt.jpg

دختر و پسری از طبار لیلی ومجنون...
عاشقانی که به نظاره یکدیگر از دور خو گرفته‌اند....
روزی از روز‌های عاشقی، درد دوری بر یکی از عشاق سخت می‌گیرد...
برای بازگوی عشقش به سمت دلبر می‌رود....
دلداده‌ای را که در کنار محبوبش می‌بیند به مجنونی واقعی بدل شده، قصد می‌کند سر به بیایان بگذارد؛ اما...

رمان باوانِم

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

پارت هفتم

هوا بارانیست....

باز هم مثل همیشه دلتنگت می شوم...

دلتنگ روزهایی که اصلا باهم نداشتیم...

روز هایی که...

فقط تصور آن در ذهنم وجود دارد....

کاش روزی بیایی تا....

تصوراتم به حقیقت تبدیل شود....

ازجایم بلند می شوم....

به زیر باران می روم....

چشمانم را می بندم و....

فقط تورا از خدا طلب می کنم...

قطره های باران به صورتم می خورد....

بار دلتنگیت را بر دلم سنگین تر می کند...

انقدرسنگین که بین باران گم می شود ...

اضافه دلتنگی هایم...

 

picsart_09-23-06.45.02_9n2r.jpg

برای خواندن رمان  روی متن زیر کلیک کنین.

طینت مجروح

img_20211104_214854_422_ibjt.jpg

دختر و پسری از طبار لیلی ومجنون...
عاشقانی که به نظاره یکدیگر از دور خو گرفته‌اند....
روزی از روز‌های عاشقی، درد دوری بر یکی از عشاق سخت می‌گیرد...
برای بازگوی عشقش به سمت دلبر می‌رود....
دلداده‌ای را که در کنار محبوبش می‌بیند به مجنونی واقعی بدل شده، قصد می‌کند سر به بیایان بگذارد؛ اما...

رمان باوانِم

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

پارت هشتم

دلبرم...

بیا و نگذار بیشتر از این غمزده شوم...

بیا و دستانم را در دستان گرمت بگیر....

بیا و بگو که تو نیز...

 مرا دوست داری....

بیاو...

بیاو بگو که تو هم مانند من چشم انتظار بودی....

درد دلتنگی را با قلبت تحمل کردی....

نمی دانی چند روز پیش چه خوابی دیدم....

حالم واقعا بد شد...

خواب عروسیت را دیدم....

این حالم را بدتر می کرد که....

مجبور به همراهی عروس بودم....

صبح که بیدار شدم مانند گل دوست داشتنیم پژمرده حال بودم....

کاش بیایی تا چشمانم آن روز را نبیند....

 

picsart_09-23-06.45.02_9n2r.jpg

برای خواندن رمان  روی متن زیر کلیک کنین.

طینت مجروح

img_20211104_214854_422_ibjt.jpg

دختر و پسری از طبار لیلی ومجنون...
عاشقانی که به نظاره یکدیگر از دور خو گرفته‌اند....
روزی از روز‌های عاشقی، درد دوری بر یکی از عشاق سخت می‌گیرد...
برای بازگوی عشقش به سمت دلبر می‌رود....
دلداده‌ای را که در کنار محبوبش می‌بیند به مجنونی واقعی بدل شده، قصد می‌کند سر به بیایان بگذارد؛ اما...

رمان باوانِم

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

پارت نهم

 در پیله تنهایی ام زانوی غم را بغل گرفته ام....

خیال جز تو ندارم....

دلباختگی، اگرچه حس قشنگیه...

 و هر آدمی دوست داره درکش کنه...

اما...

به همون میزان هم درد داره...

این رو منی میگم که درکش کردم...

درسته بهترین باختنیه دنیاست ولی....

دلباخته نبودی بفهمی چی میگم...

وقتی که بسنده کنی به یک پروفایل...یک خیال...

به یک...

 وقتی که جونش از جونت برات عزیز تر باشد....

تا اسمش میاد حسی اعم از درد و غم و  شادی...

 به دلت سرازیر  می شود...

مخصوصا وقتی که خیلی هم دلتنگش باشی...

وقتی دلت رو به کسی ببازی که از حس اون خبر نداری...

بیشتر زجر می کشی...

 

 

 

picsart_09-23-06.45.02_9n2r.jpg

برای خواندن رمان  روی متن زیر کلیک کنین.

طینت مجروح

img_20211104_214854_422_ibjt.jpg

دختر و پسری از طبار لیلی ومجنون...
عاشقانی که به نظاره یکدیگر از دور خو گرفته‌اند....
روزی از روز‌های عاشقی، درد دوری بر یکی از عشاق سخت می‌گیرد...
برای بازگوی عشقش به سمت دلبر می‌رود....
دلداده‌ای را که در کنار محبوبش می‌بیند به مجنونی واقعی بدل شده، قصد می‌کند سر به بیایان بگذارد؛ اما...

رمان باوانِم

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

پارت دهم

با فکرت چشم روی هم می گذارم...

چندی می گذرد...

با صدایی که برایم از هر آشنایی  آشنا تر

است چشم می گشایم....

چشمان قهوه ای زیبایت را مقابل چشمانم می بینم...

متعجب می شوم...

سوالی که مغزم را درگیر کرده است را بر زبان می آورم...

(( اینجا چه میکنی؟))...

((برای چه به اینجا امده ای؟))...

لبخندی روی لب هایت نقش میبندد...

با صدای دلنشینت که گوش هایم را نوازش می کند؛ میگویی:

برای دیدن تو آمده ام دیگر!

حس خاصی تمام وجودم را در بر می گیرد...

خوشحالی...

بغض...

اشک...

دلتنگی...

و...

غمی عظیم....

با حرف بعدیت اشک هایم می چکد...

((دلم برایت تنگ شده بود!))

مهم نیست که این حرف ها را در خواب به من گفتی...

مهم این است که بلاخره این حرف هارو از زبانت شنیدم....

کاش هیچوقت از این خواب بیدار نشوم...

در کنارت بمانم...

در کنارم بمانی...

@زری بانو @آری بانو   @masoo     @مصی بانو    

picsart_09-23-06.45.02_9n2r.jpg

برای خواندن رمان  روی متن زیر کلیک کنین.

طینت مجروح

img_20211104_214854_422_ibjt.jpg

دختر و پسری از طبار لیلی ومجنون...
عاشقانی که به نظاره یکدیگر از دور خو گرفته‌اند....
روزی از روز‌های عاشقی، درد دوری بر یکی از عشاق سخت می‌گیرد...
برای بازگوی عشقش به سمت دلبر می‌رود....
دلداده‌ای را که در کنار محبوبش می‌بیند به مجنونی واقعی بدل شده، قصد می‌کند سر به بیایان بگذارد؛ اما...

رمان باوانِم

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 1 ماه بعد...

پارت یازدهم

دلم تنگ است...

تنگ که می گویم یعنی،

به اندازه قفس قناری برای شیری غول آسا...

دلم تنگ است برای کسی که نمی داند، نمی آید، نمی ماند.

دلم تنگ است...

پر از درد است..

پر از حس خفگی...

پر از حرف های ناگفته..

پر از غم های ناشنیده...

دلم تنگ است....

برای چشمهایش....

صدای گیرایش...

دلی خواهم همدرد...

اما همدردی که درد بداند ندارم در جوار...

دلم تنگ است..

مانند ماهی دور افتاده از آب..

مانند گرگ دور افتاده از گله...

مانند عاشق دور افتاده از معشوق.

دلم برایش تنگ است...

درست از وقتی دیدمش تا...

تا الان که ....

که بی تفاوت از کنارم گذشت...

دلم تنگش می ماند...

حتی اگر بیاید....

حتی اگر بماند.

@زری گل @کاکائوکاکائو.  @کاکائو.. @masoo.   @Masoome @.Aryana.

 

picsart_09-23-06.45.02_9n2r.jpg

برای خواندن رمان  روی متن زیر کلیک کنین.

طینت مجروح

img_20211104_214854_422_ibjt.jpg

دختر و پسری از طبار لیلی ومجنون...
عاشقانی که به نظاره یکدیگر از دور خو گرفته‌اند....
روزی از روز‌های عاشقی، درد دوری بر یکی از عشاق سخت می‌گیرد...
برای بازگوی عشقش به سمت دلبر می‌رود....
دلداده‌ای را که در کنار محبوبش می‌بیند به مجنونی واقعی بدل شده، قصد می‌کند سر به بیایان بگذارد؛ اما...

رمان باوانِم

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...