رفتن به مطلب

بیاین بگین ت خیالتون با شخصیت رمانتون حرف زدین؟


Kaito
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

خببببب، سالام سالاممممم

آیا در خیال خود با شخصیت‌های عجیجتان حرف زده‌اید؟!😐📿

خودم ک ۲۴ چهارساعته در حال حرف زدنم. شخصیت اصلی پسر رو شوخرم میکنم😐😂خودمو جای اون دختره میزارم جرررر

 

 

 

 

 

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

6 دقیقه قبل، Ayda rashid گفته است:

خببببب، سالام سالاممممم

آیا در خیال خود با شخصیت‌های عجیجتان حرف زده‌اید؟!😐📿

خودم ک ۲۴ چهارساعته در حال حرف زدنم. شخصیت اصلی پسر رو شوخرم میکنم😐😂خودمو جای اون دختره میزارم جرررر

شخصیت اصلی پسرم که خود پسرطورمه. دخترمم یه بخشی از شخصیت خودمه. میشه گفت خودمو تو مقعیت های مختلف قرار مسدم و شخصیت سازی میکنم. با خودمم زیاد حرف میزنم. اینطوری دیالوگای بهتری تو ذهنم میاد و مینویسمشون..

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

در این ظلمات طولانی ، گل رزیست به دنبال روشنایی !

و این است عاشقانه ای بین یک گل رز و خورشید زندگی اش !

همراه با چاشنی اضافه از شش برادر تعصبی 😂

هفت شکوفه درخت جاودانگی

دلنوشته: یک روز پاییزی(اتمام یافته)

داستان: بلیط یک طرفه(درحال تایپ)

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

2 دقیقه قبل، MCH گفته است:

شخصیت اصلی پسرم که خود پسرطورمه. دخترمم یه بخشی از شخصیت خودمه. میشه گفت خودمو تو مقعیت های مختلف قرار مسدم و شخصیت سازی میکنم. با خودمم زیاد حرف میزنم. اینطوری دیالوگای بهتری تو ذهنم میاد و مینویسمشون..

جیخ چقده منی تووووو😂منم زیاد با خودم میحرفم

 

 

 

 

 

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

15 دقیقه قبل، Ayda rashid گفته است:

خببببب، سالام سالاممممم

آیا در خیال خود با شخصیت‌های عجیجتان حرف زده‌اید؟!😐📿

خودم ک ۲۴ چهارساعته در حال حرف زدنم. شخصیت اصلی پسر رو شوخرم میکنم😐😂خودمو جای اون دختره میزارم جرررر

سلام!

من خودم رو به‌جای شخصیت‌هام قرار می‌دم، باهاشون حرف می‌زنم!

در واقع انگار شب و روز با منن! جزءی از وجودم هستن، نمی‌شه گفت باهاشون ارتباط ندارم. 

چون تا بین نویسنده و شخصیت‌ها ارتباط برقرار نشه، نمی‌شه یه متن خوب و یه شخصیت عالی ساخت:)

من خود شخصیتامم( یا بهتره بگم شخصیت‌هام خود من هستن)😅

ویرایش شده توسط Parya
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

هم اکنون، Parya گفته است:

سلام!

من خودم رو به‌جای شخصیت‌هام قرار می‌دم، باهاشون حرف می‌زنم!

در واقع انگار شب و روز با منن! جزءی از وحوم هستن، نمی‌شه گفت باهاشون ارتباط ندارم. 

چون تا بین نویسنده و شخصیت‌ها ارتباط برقرار نشه، نمی‌شه یه متن خوب و یه شخصیت عالی ساخت:)

باح باح کاملااااااااااا صحیححححححح😌📿بزن دس قشنگه رو

 

 

 

 

 

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

من خودم شبا حس میکنم کنارمن سابقه داشته نشستم باهاشون حرف زدم😐😂💔مامانم فکر کرد دیوونه شدم😐😂💔

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

♧انتقامی از جنس خون, مَجاز♧

-تو هیچ وقت نمی‌تونی جلوی سرنوشتی که از پیش تعیین شده بایستی؛ حقش رو داری، ولی‌توانش رو نه!

 بعضی اوقات فقط باید بشینی و نگاه کنی که چه راحت داری همه چیزت رو از دست میدی. بعضی اوقات فقط باید بی‌ تفاوت بمونی و بدون هیچ واکنشی، تنها نطاره‌گر نمایش بدبختی‌هات باشی.

 تو بعضی مخمصه‌ها، تلاش فقط نتیجه معکوس میده؛ عین دست و پا زدن تو یه باتلاق، که هیچی جز سرعت غرق شدت عایدت نمی‌کنه...!

ساردینیا، معمایی با یک کارآگاه متفاوت

حافظه سیاه، در جستوجوی حافظه ای با رنگ و بوی سیاهی

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

2 دقیقه قبل، VampirE گفته است:

خیلییی زیاد اصلا اگه شب باهاشون حرف نزنم خوابم نمیره

جیخخخخ من ت خوابم باهاشون میحرفم😂📿

 

 

 

 

 

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

1 دقیقه قبل، ملکه خون _Torkan do_ گفته است:

من خودم شبا حس میکنم کنارمن سابقه داشته نشستم باهاشون حرف زدم😐😂💔مامانم فکر کرد دیوونه شدم😐😂💔

جررررر😂📿

 

 

 

 

 

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

8 دقیقه قبل، ملکه خون _Torkan do_ گفته است:

من خودم شبا حس میکنم کنارمن سابقه داشته نشستم باهاشون حرف زدم😐😂💔مامانم فکر کرد دیوونه شدم😐😂💔

من سابقه داشته، نتونستم یه روز بنویسم رمانم رو، توی خواب سناریو چیدم و در موردش حرف زدم😂💔

ویرایش شده توسط Parya
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

29 دقیقه قبل، Ayda rashid گفته است:

خببببب، سالام سالاممممم

آیا در خیال خود با شخصیت‌های عجیجتان حرف زده‌اید؟!😐📿

خودم ک ۲۴ چهارساعته در حال حرف زدنم. شخصیت اصلی پسر رو شوخرم میکنم😐😂خودمو جای اون دختره میزارم جرررر

آره!

چیزی که من پدید میارم باید در ذهن خودم واقعی باشه تا واقعی بپندارن‌شون! یا.... تا من بهشون ایمان نداشته باشم کسی قبول‌شون نداره!

بنابراین سعی میکنم شخصیتی که ساختم رو در حال مذاکره با خودم قرار بدم و خصوصیاتی که هنگام صحبت کردن، براش تامین کردم و در نظر گرفتم رو توی شخصی که دارم باهاش صحبت میکنم جا بدم و باهاش حرف بزنم. توی روند رمان و دیالوگ های مستقبل هم به نظر کاربردیه.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

جالب اینه که

من تو مغزم باهاشون حرف نمیزنن ولی تو داستان چرا😂💔

نوشته‌ی نویسنده‌ای که به دنبال بهترین ها می‌گشت.

روح و روان هایی که پیوندشان با اشک و خون، ناگسستنی به نظر می‌رسید.

⌫رمان روح‌واره، به قلم   پرتویی از ماه

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خیر.... من یکی از شخصیت های داستانم.... پس در داستان یکی از نزدیکترین هاشونم ولی در تخیلاتم در مورد خوردم؟ نه ممنون علاقه ای ندارم

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

😐👀هرشب قبل خواب می‌کشمشون، دیالوگ‌هاشون‌رو می‌چینم، عاشقشون می‌کنم، فارغشون می‌کنم، به فکر غذا خوردنشونم

😬😂💔و خب صبح میشه اکثر ایده‌های جدیدی که میخواستم توی‌رمان بیارم از ذهنم می‌پره و‌دوباره شروع می‌کنم به کشتن و .....

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

2 دقیقه قبل، ملکه جهنم گفته است:

😐👀هرشب قبل خواب می‌کشمشون، دیالوگ‌هاشون‌رو می‌چینم، عاشقشون می‌کنم، فارغشون می‌کنم، به فکر غذا خوردنشونم

😬😂💔و خب صبح میشه اکثر ایده‌های جدیدی که میخواستم توی‌رمان بیارم از ذهنم می‌پره و‌دوباره شروع می‌کنم به کشتن و .....

جر😂😐تو ک بدبختر از منییی

 

 

 

 

 

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

48 دقیقه قبل، Ayda rashid گفته است:

جر😂😐تو ک بدبختر از منییی

خییییللللیییییییییی😬😐😂😐

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ی رمان عاشقانه هم مینوشتم که توی یه خیابون خلوت و سرد مینشستم دختر پسره رو از نگاه سوم شخص تصور میکردم و دیالوگ براشون رد و بدل میکردم.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

من همش دارم به شخصیتای رمانام فحش میدم لامصبا خیلی خریت میکنن خودم اعصابم میریزه بهم بنده خدا خواننده😂

عشقی ممنوعه، نفرتی بی‌پایان و دختری که برای برادرش آینده‌اش را نابود کرد اما می‌فهمد تمام مدت رو دست خورده!

رمان بدلکاران، ریسمان سیاه و سفید

دختری که برای نجات جان همکارش از چنگ یک خلافکار، جانش را کف دستش می‌گیرد!

رمان اسلحه خودکشی

عشقی برخاسته از نفرتی دیرینه میان کشور اوشِن «سرزمین آب‌ها» و کشور اسکورچ «سرزمین آتش» 

رمان مفقود شده

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • کاربر فعال

همیشه به عنوان پسرام ازشون اسم می‌برم و موقع نوشتن درباره‌ی کاراشون نصیحت می‌کنم😂

می‌دونستین یکیشون رو شبا باید تمام وقت بغل کرد؟ بچم کابوس می‌بینه🤧💀

داستانِ...

وَقتی مادَرَم یِک عَجیب‌الخلقه زایید.

در حال  تایپ:

سجده‌ی شیطان

ناپاکزاده های رم

کت قدیس

مجموعه‌ی سایکواکتیو((آبی بلوبری1 ||  سبز نعنایی2))

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در ۱۴۰۰/۱۲/۵ در 23:16، Ayda rashid گفته است:

خببببب، سالام سالاممممم

آیا در خیال خود با شخصیت‌های عجیجتان حرف زده‌اید؟!😐📿

خودم ک ۲۴ چهارساعته در حال حرف زدنم. شخصیت اصلی پسر رو شوخرم میکنم😐😂خودمو جای اون دختره میزارم جرررر

اره گاهی وقتا باهاشون دعوا میکنم خودمو جای یک یکشون میزارم و هنوزم که هنوزه  با ارس جنگ دارم😑😂 

حتی بعضی وقتا تو صحنه‌های غم‌انگیز بغضمم میگیره😑😂 دیوونه‌ام کلا=/

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

هم اکنون، -ashob- گفته است:

اره گاهی وقتا باهاشون دعوا میکنم خودمو جای یک یکشون میزارم و هنوزم که هنوزه  با ارس جنگ دارم😑😂 

حتی بعضی وقتا تو صحنه‌های غم‌انگیز بغضمم میگیره😑😂 دیوونه‌ام کلا=/

جیخخخ مث منییییییی😂📿توبه توبه

 

 

 

 

 

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

یادمه ارسباران رو که می‌نوشتم اون آخر که ارس رفت سره قبر باران داشتم میزدمش😐 بچمو  دق داد اخرش میمفت دوسش داره😐💔

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...