رفتن به مطلب

دلنوشته سخت یاد |𝑠𝑎ℎ𝑎𝑟, 𝑡𝑎𝑔𝑖𝑧𝑎𝑑𝑒ℎ |کاربر نودهشتیا


بامداد
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

نویسنده :saℎ𝑎𝑟, tagizadeh (khakestar) 

مقدمه:

کاش بودی

کاش واقعا میدیدی که چطور بعد رفتنت داغان شدم

چطور نابود شدم و دیوانه! 

نوشته ام را بخوان شایت دلت سوخت برایم.

#بخش یکم-جان به لب

اری... 

من با چشم خود دیدم که جانم رفت، وقتی  با من سرد رفتار کردی! وقتی بی توجه به ضجه هایم  نادیده ام گرفتی. کفر است ولی میگویم! 

بعد از خدا! 

تو خدای دومَم بودی! 

اری.. 

من با چشم خود دیدم که جانم رفت، وقتی  اشک هایم را دیدی. وقتی تنهایی‌ام را دیدی  وقتی جنون عشقم را بر خودت دیدی  و نادیده‌ام گرفتی

من جان به لب شدم

شنیده‌ام  زلف دیگری را نوازش می‌کنی! شنیده‌ام کس دیگری جانت شده‌است

اری.. 

من فراموشم شد که من همیشه برایت. زیادی بودم

من فراموشم شد که فراموشم کردی! من هنوز هم در خیالم برایت می‌میرم! من هنوز هم مثل یک مادر نگرانت هستم!  بی معرف.. من  جانم رفت!دگر باز نخواهد گشت جانم

یار بی وفایم! 

@ آلفای نقره ای

@ حضرت مرگ

@ زری گل🌻

@ ملکه ارواح-khakestar

@ ملکه برزخ_NAJIW80_

جایی از میان نت های دیوانگی گیتار!

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

Instagram:_saharrt

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 1 ماه بعد...

پارت اول

 

من همانیم که در عشقت سوختمـــ

ولی صدایی از من برای نگهه داشتنت در نیامد

می‌دانی چرا؟؟ 

چون من دگر خسته ام از اینکه دوست داشتنم را

به تو نشان دهم. 

انقدر خسته که رهایم کنند. 

 جوری می‌روم بی صدا! 

بی خداحافضی

دگر نشانی از من هیچ کس دریافت نمی‌کند

انقدر که در به در دنبالم بگردید

همان قدر خسته همانند مادری که ـ.. 

قرص های اعصاب دخترش را میبیند. 

همانند دختری که عشقش فوت کرده! 

خسته‌ام... 

اری خسته از دوست داشتنت! 

خسته تر از آنیم که بگویم چ مرگم است

خسته تر از آنیم که به توجیه های الکی‌ات گوش بسپارم. 

من خسته‌ام همین! 

 

جایی از میان نت های دیوانگی گیتار!

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

Instagram:_saharrt

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 1 ماه بعد...

بخش دوم :امید

غرق نگاهت که می‌شوم  

خودم که هیچ 

شب و روز را گم می‌کنم

صدایم که می‌زنی  

کل جهان  ساکت می‌شوند

دستانم را که می‌گیری 

در گرمی دستانت غرق می‌شوم

همانند مورفین  تسکین می‌دهی

دردم را

همانند   مسجدی که به عشق خدا

در آن سجده می‌کنم!

همانند حضرت آدم که عاشق

حوا شده ام ...

همانند انسانی‌ام که 

به خاطر امیدش  شب و روز را

سپری می‌کند

امیدم شده ای ...

جایی از میان نت های دیوانگی گیتار!

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

Instagram:_saharrt

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

بخش سوم

کو؟!

سقف خانه‌ام کو ؟!

خانه‌ات کو؟!

رویای شیرین بچگی کو؟!

تاب عباسی کو؟!

بهانه های الکی کو؟!

فریاد های پر صدا کو؟!

گریه های  عربده دار کو؟!

عشق کو؟!

عروسک کو؟!

موهای خرگوشی بسته کو؟!

از همه محمتر احساس کو؟!

سقف خانه رفت!

خانه ویرانه شد!

رویاها به گورشان رفتند!

تاب عباسی چوبش شکست!

بهانه ها دود شد!

فریاد بی صدا شد!

گریه شبانه شد!

عشق نابود شد!

عروسک خراب شد!

موهای بلند شد سر تراشیده!

احساس دیگه برنمی‌گردد!

تمام شد!!

 

جایی از میان نت های دیوانگی گیتار!

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

Instagram:_saharrt

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

بخش سوم

گاهی که دلم  می‌گیرد!

دلم شانه ای حقیقی صمیمی می‌خواهد

نه برای دلداری ساختگی

بلکه برای درک من آن هم اندکی!

نمی‌‌دانم گناهکار چه جرمی هستم.

هر که می‌آید  ، در دلم جای خودش را باز می‌کند

ناگهان ناپدید می‌شود!

من آن قدر هاهم ترسناک نیستم!

ترسناکی به افکار  های نصف شب ساعت دوازده

ترسناک به اندازه لبخندی که بوی مرگ می‌دهد!

من دگر از این وضعیت خسته شده‌ام.

از اینکه دگر احساسی برایم باقی نمانده آزار می‌بینم!

من دگر از خود خسته شده‌ام  همین!

و همین هم برای نابود شدنم کافیست

 

جایی از میان نت های دیوانگی گیتار!

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

Instagram:_saharrt

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دلم که برای دخترانگی هایم تنگ می‌شود

رو‌به‌روی آینه   ایستاده  و موهایم را می‌بافم!

دلم برای دخترانگی هایم که تنگ می‌شود ..

لاک های رنگی‌ام را از داخل جعبه چوبی‌اشان برداشته

و ناخن هایم را زینت می‌بخشم!

دلم که برای دخترانگی هایم تگ می‌شود

غم‌ام  را دخل صورت آرایش شده ام پنهان می‌کنم!

دلم که کمی بچگی می‌خواد...

پاستیل های رنگی-رنگی را 

مشت-مشت داخل دستانم ریخته..

و با لذت طعمشان را به جان می‌خرم!

ولی افسوس که از دخترانگی‌ام خسته شوم...

تنها چیزی که  در وجودم اضافی است...

موهایم می‌شود آن هم زیر قیچی!

از دخترانی هایم که خسته می‌شوم به جای

لاک های رنگی-رنگی...

فقط رنگ مشکی محبوبم می‌شود...

عروسک ها  آتش می‌گیرد..

صورتی هایم  مشکی می‌شود...

امان از روزی که از دخترانی هایم خسته شوم!

امان!

 

 

جایی از میان نت های دیوانگی گیتار!

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

Instagram:_saharrt

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دلم که ضعف می‌رود 

در  ماریپیچ  موهایت

نفس‌کشیدن را یادم می‌رود

عشق تو آن  نه  تکرار می‌شود

نه تکراری

دلم که ضعف می‌رود برای خماری چشمانت

در قهوه تلخ تیله هایت  غرق می‌شوم

دلم که برای رگ دستانت 

که پیج در پیچ نمایان می‌شود

فریاد می‌کشد و کاری از دستش

بر نمی‌آید

من دلم برای تمام وجودت ضعف می‌رود

همیشگی‌ام 

 

جایی از میان نت های دیوانگی گیتار!

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

Instagram:_saharrt

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

نمی‌گذرد جانا

 

هر چقد امید الکی به خود می‌دهم

 

هر چقدر سعی میکنم 

 

تظاهر به خوب بودن 

 

کنم

 

بیشتر احساسم می‌میرد

 

دگر خیلی وقت است که

 

لبخند هایم به  لب های

 

پودری تبدیل شده

 

که دیگر رنگ و بوی لبخند را از یادش برده

 

احساسی که دیگر خاکستر شده!

 

آری من زاده خاکستر بودم

منی که هر کاری کردم...

دوست داشتنی نبودم

منی که همه را

بیشتر از حقیقت دوست داشتم!

ولی افسوس که هر که از را رسید

دلم و احساسم را آتیش زد و رفت!

 

 

جایی از میان نت های دیوانگی گیتار!

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

Instagram:_saharrt

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دقیقا به آن متنی از آهنگ حصین رسیده‌ام

که می‌گفت:

- خیلی وقته که بی خیالم!

دقیقا در همان حالم...

دلم می‌خواهد بخوابم

از طرفی دلم‌بیدار ماندن تا صبح می‌خواهد

دلم گریه می‌خوهد...

این طرف قهقهه های تصنعی می‌زنم

دلم شانه می‌خواد...

ولی...

دگر به هیج کسی اعتمادی نیست...

فاجعه‌اس آری

در نسلی زاده شده‌ام که

از همان اول سوخته به حساب آمدم...

دلم  در حسرت یک لخند از تحه دل و واقعی  ماند...

جایی از میان نت های دیوانگی گیتار!

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

Instagram:_saharrt

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...