رفتن به مطلب

معرفی و نقد رمان جادوی اغبر | Ayda.rashidکاربر انجمن نودهشتیا


Kaito
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

اسم رمان: جادوی اغبر

نویسنده: آیدا رشید

ژانر: تخیلی، فانتزی

خلاصه: حشراتی موذی به جهان جادوی سفید حمله ور می‌شوند، حشراتی با چشمانی به رنگ خون که دندان‌های تیزشان مرگ‌آور تر از هر زهری است. جادویی سیاه که نابودی آنها را به طور موقت به بار می‌آورد اما  این جادو موقت است! این جادوی سیاه با آنها سازگاری ندارد  ولی نابود کننده‌ آنها هم نیست!  سنیونایت در انتظار آنها است، سنیونایت‌هایی وحشتناک که جون هر انسانی را می‌گیرند!

مقدمه:

می‌آید، با سرعت می‌آید!

با شتاب به سمت‌مان می آید‌‌.

با آن چشمان شرور آمیزش نگاهمان می‌کند!

زهری به وجود آورد که جان ما را بگیرد.

سحری به وجود آورم که جانشان را بگیرد.

اما پایان این داستان ممکن است نفرت انگیز باشد

و شاید هم نامعلوم!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 سلام آیدا جانم امشب اومدم برای افتتاح تاپیک و البته نقد رمانت💆🏻‍♀️💜

خب خب اول بگم که واقعا پیشرفت قلمت نسبت به اولین رمانی که ازت خوندم مشهوده توصیف حالاتت بهتر شده و سیر هم نسبتا خوبه و مطمئنم که در آینده بهتر و بهتر هم خواهی شد

دو پارت برای قضاوت داستان کافی نیست بنابراین تنها نقدم نسبت به ریکت‌هایی هست که برای شخصیت‌ها در نظر گرفتی! به نظرم اصلا منطقی نیست که کریس با حال آشفته و وحشت زده وارد بشه بعد پوکر فیس بگه شهر در خطره! و یا آنجل در حالی که ترسیده در مقابل برادر پریشون حال و نگرانش قرار میگیره محو جذابیت ها و تیپ داداشش بشع!!!!! 

ریکت های غیر منطقی صحنه هارو مصنوعی و غیر واقعی جلوه میدن و میشه گفت یجورایی به قول معروف مزه‌‌شو میپرونن! در کل من باید به عنوان خواننده درصحنه ای که شخصیت میترسه، بترسم و استرس بگیرم و تو به عنوان نویسنده باید یه کوچولو بیشتر برای انتقال این حس تلاش کنی ((:

بعضی جاها هم تکرار دیده میشد که به نظرم حذفشون خیلی به جذابیت نوشتت اضافه میکنه💯

اسم رمان هم متناسب با ژانر ها و غیر تکراری بود

 در مجموع خلاقیت موضوعی رمانت رو دوست داشتم عزیزم قلمت مانا🤍🥂

 

-------------

@ Gh.a29

                                                        ☆ رمان مُتَّحِدین

                           _______________________________________

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

1 دقیقه قبل، Z.mim گفته است:

 سلام آیدا جانم امشب اومدم برای افتتاح تاپیک و البته نقد رمانت💆🏻‍♀️💜

خب خب اول بگم که واقعا پیشرفت قلمت نسبت به اولین رمانی که ازت خوندم مشهوده توصیف حالاتت بهتر شده و سیر هم نسبتا خوبه و مطمئنم که در آینده بهتر و بهتر هم خواهی شد

دو پارت برای قضاوت داستان کافی نیست بنابراین تنها نقدم نسبت به ریکت‌هایی هست که برای شخصیت‌ها در نظر گرفتی! به نظرم اصلا منطقی نیست که کریس با حال آشفته و وحشت زده وارد بشه بعد پوکر فیس بگه شهر در خطره! و یا آنجل در حالی که ترسیده در مقابل برادر پریشون حال و نگرانش قرار میگیره محو جذابیت ها و تیپ داداشش بشع!!!!! 

ریکت های غیر منطقی صحنه هارو مصنوعی و غیر واقعی جلوه میدن و میشه گفت یجورایی به قول معروف مزه‌‌شو میپرونن! در کل من باید به عنوان خواننده درصحنه ای که شخصیت میترسه، بترسم و استرس بگیرم و تو به عنوان نویسنده باید یه کوچولو بیشتر برای انتقال این حس تلاش کنی ((:

بعضی جاها هم تکرار دیده میشد که به نظرم حذفشون خیلی به جذابیت نوشتت اضافه میکنه💯

اسم رمان هم متناسب با ژانر ها و غیر تکراری بود

 در مجموع خلاقیت موضوعی رمانت رو دوست داشتم عزیزم قلمت مانا🤍🥂

 

-------------

@ Gh.a29

جیخخخ سلاممممممم

چش جانا😂💋خودمم ی لحظه حس کردم بد شد دیگ وقت نکردم ویرایش کنم!

چشم به جاشون کلمات دیگ استفاده میکنم.

جیخخخخ مرسیییییییییییی

 

 

 

 

 

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام عزیز دلم، رمان زیباتون خوندم،درمورد تخیلی بودنش منظور دررمان رسوندهدبودی وخوب بود اما یه سری نکته ریز داشن، من جای شخصیت بودم یعنی جادوگر، کیمیاگر یا هرچیزی که اسمشه، وقتی قدرت خارق العاده ای داشته باشه احساس ترس آنچنانی ندارد شاید با دیدن موجود تازه وارد لحظه ای احساس ترس به وجودش رخنه کنه اما زود به خودش مسلط میشه، اما آنجل، دراین مورد واتفاق خاص بی خیال روی مبل نمیشینه هرچند برادرش بگه وله قاب عکس نگاه کنه حداقل داخل کلبه سراسیمگیه خودتو نسبت به جیغو داد وقراره چه اتفاقی برای مردم وبرادرت بیفته نشون بدی. اما درکل داستانی که انتخواب کردی جذابه وکاری کن خواننده وقتی میخونه فکر کنه داره یه کارتون یا فیلم تخیلیه ترسناک میبینه وار اول تا آخر درونش پراز هیجانه.

نمی گم موفق باشی چون مطمئنم نویسنده ی موفق وعالی هستی ودرکارت مقتدرو استوار می بوسمت عزیزم.😘😘😘💗

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

17 دقیقه قبل، نارسیس بانو.arabzade گفته است:

سلام عزیز دلم، رمان زیباتون خوندم،درمورد تخیلی بودنش منظور دررمان رسوندهدبودی وخوب بود اما یه سری نکته ریز داشن، من جای شخصیت بودم یعنی جادوگر، کیمیاگر یا هرچیزی که اسمشه، وقتی قدرت خارق العاده ای داشته باشه احساس ترس آنچنانی ندارد شاید با دیدن موجود تازه وارد لحظه ای احساس ترس به وجودش رخنه کنه اما زود به خودش مسلط میشه، اما آنجل، دراین مورد واتفاق خاص بی خیال روی مبل نمیشینه هرچند برادرش بگه وله قاب عکس نگاه کنه حداقل داخل کلبه سراسیمگیه خودتو نسبت به جیغو داد وقراره چه اتفاقی برای مردم وبرادرت بیفته نشون بدی. اما درکل داستانی که انتخواب کردی جذابه وکاری کن خواننده وقتی میخونه فکر کنه داره یه کارتون یا فیلم تخیلیه ترسناک میبینه وار اول تا آخر درونش پراز هیجانه.

نمی گم موفق باشی چون مطمئنم نویسنده ی موفق وعالی هستی ودرکارت مقتدرو استوار می بوسمت عزیزم.😘😘😘💗

سلام گلممممممم.

جیخ خب میدونی، آنجل هنوز جادوگر کاملی نیست یعنی هنوز سحرهای جادوگری رو یاد نگرفته البته به این موضوع رو تو پارتای بعدی اشاره میکنم! 

ووییییییی مرسییییی گلکم

 

 

 

 

 

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

جادوی اغبر 

اسم رمانت جدیده و فکر کنم معنی خفنی داره اگه میشه معنی اغبر رو بهم بگی
از علامات؟و! خوب استفاده کردی درست سر جاش بود و باعث شده حس آمیزی رمانت بهتر باشه
لحن قلمت رو دوست داشتم ساده و روان هستش آدم متوجه میشه چی میگی و از استعاره و تشبیه های گنده منده حوصله بر خبری نیست.
ایده رمان جدید هستش و الکی و کلیشه ای نیست. تا به حال همچین رمانی نخونده بودم.

اما یه چیزی رو فراموش کردی تو بند نویسی اشکال داشتی
همش پشت سر هم تایپ کردی و تو در تو شده و این باعث میشه که حجم رمانت کم و شلخته دیده بشه که ممکنه یه وقت بخوای رمانت رو چاپ کنی به خاطر کمبود صفحه قبولش نکنند.
بهتر بود این طوری بنویسیش
 شیشه‌‌ی سحرآمیز رو برداشتم و نگاهی به داخلش انداختم.
 مواد داخلش تموم شده بود و باید یکی دیگه درست می‌کردم!
 حالا من قلب گرگینه از کجا گیر بیارم برای درست کردن این اکسیر؟!
 پوفی کشیدم و با لب‌های آویزون شیشه رو توی سطل زباله‌ای که کنار میز بود، انداختم .
 با بی‌حوصلگی روی مبل دو نفره‌ای که توی کلبه کوچیکم قرار داشت، ولو شدم. 
چه عجب گرگینه‌ها به شهرمون حمله نکردند، آخه هر هفته یا بهتره بگم هر سه روز یک بار به شهر جادوگران سفید حمله می‌کنند و کسانی که نیروی خاصی توی وجودشون ندارن رو طعمه خودشون می‌کنند و ما جادوگران دیگه خسته شدیم.

ببین یه بند در مورد یه چیزی توضیح میده.
بند اول در مورد نگاه کردن دختر به شیشه 
بند دوم برداشتن و انداختنش تو آشغال.
بند سوم ....

پارت چهار یه چیزی کریس رو روی زمین کشید این تیکه مبهم بود کاش یکم این صحنه رو گسترش میداد جنگ کریس با اون موجودات داد بیدادش یه چیزی می نوشتی زود رد شدی

و اگه میشه یه نگاهی به رمان من سیب خونین بندازی و نقدش کنی ممنون می‌شم😅
https://forum.98ia2.ir/topic/6893-رمان-سیب-خونین-elکاربر-انجمن-نودهشتیا/#comment-62896

ویرایش شده توسط ELFLokee
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

39 دقیقه قبل، ELFLokee گفته است:

جادوی اغبر 

اسم رمانت جدیده و فکر کنم معنی خفنی داره اگه میشه معنی اغبر رو بهم بگی
از علامات؟و! خوب استفاده کردی درست سر جاش بود و باعث شده حس آمیزی رمانت بهتر باشه
لحن قلمت رو دوست داشتم ساده و روان هستش آدم متوجه میشه چی میگی و از استعاره و تشبیه های گنده منده حوصله بر خبری نیست.
ایده رمان جدید هستش و الکی و کلیشه ای نیست. تا به حال همچین رمانی نخونده بودم.

اما یه چیزی رو فراموش کردی تو بند نویسی اشکال داشتی
همش پشت سر هم تایپ کردی و تو در تو شده و این باعث میشه که حجم رمانت کم و شلخته دیده بشه که ممکنه یه وقت بخوای رمانت رو چاپ کنی به خاطر کمبود صفحه قبولش نکنند.
بهتر بود این طوری بنویسیش
 شیشه‌‌ی سحرآمیز رو برداشتم و نگاهی به داخلش انداختم.
 مواد داخلش تموم شده بود و باید یکی دیگه درست می‌کردم!
 حالا من قلب گرگینه از کجا گیر بیارم برای درست کردن این اکسیر؟!
 پوفی کشیدم و با لب‌های آویزون شیشه رو توی سطل زباله‌ای که کنار میز بود، انداختم .
 با بی‌حوصلگی روی مبل دو نفره‌ای که توی کلبه کوچیکم قرار داشت، ولو شدم. 
چه عجب گرگینه‌ها به شهرمون حمله نکردند، آخه هر هفته یا بهتره بگم هر سه روز یک بار به شهر جادوگران سفید حمله می‌کنند و کسانی که نیروی خاصی توی وجودشون ندارن رو طعمه خودشون می‌کنند و ما جادوگران دیگه خسته شدیم.

ببین یه بند در مورد یه چیزی توضیح میده.
بند اول در مورد نگاه کردن دختر به شیشه 
بند دوم برداشتن و انداختنش تو آشغال.
بند سوم ....

پارت چهار یه چیزی کریس رو روی زمین کشید این تیکه مبهم بود کاش یکم این صحنه رو گسترش میداد جنگ کریس با اون موجودات داد بیدادش یه چیزی می نوشتی زود رد شدی

و اگه میشه یه نگاهی به رمان من سیب خونین بندازی و نقدش کنی ممنون می‌شم😅
https://forum.98ia2.ir/topic/6893-رمان-سیب-خونین-elکاربر-انجمن-نودهشتیا/#comment-62896

سلام مرسی از نقدتتت!

خب گلم درستش میکنم.

اونجا رو خودم مبهم کردم ت ادامه بهش اشاره میکنم

 

 

 

 

 

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

12 ساعت قبل، ELFLokee گفته است:

جادوی اغبر 

اسم رمانت جدیده و فکر کنم معنی خفنی داره اگه میشه معنی اغبر رو بهم بگی
از علامات؟و! خوب استفاده کردی درست سر جاش بود و باعث شده حس آمیزی رمانت بهتر باشه
لحن قلمت رو دوست داشتم ساده و روان هستش آدم متوجه میشه چی میگی و از استعاره و تشبیه های گنده منده حوصله بر خبری نیست.
ایده رمان جدید هستش و الکی و کلیشه ای نیست. تا به حال همچین رمانی نخونده بودم.

اما یه چیزی رو فراموش کردی تو بند نویسی اشکال داشتی
همش پشت سر هم تایپ کردی و تو در تو شده و این باعث میشه که حجم رمانت کم و شلخته دیده بشه که ممکنه یه وقت بخوای رمانت رو چاپ کنی به خاطر کمبود صفحه قبولش نکنند.
بهتر بود این طوری بنویسیش
 شیشه‌‌ی سحرآمیز رو برداشتم و نگاهی به داخلش انداختم.
 مواد داخلش تموم شده بود و باید یکی دیگه درست می‌کردم!
 حالا من قلب گرگینه از کجا گیر بیارم برای درست کردن این اکسیر؟!
 پوفی کشیدم و با لب‌های آویزون شیشه رو توی سطل زباله‌ای که کنار میز بود، انداختم .
 با بی‌حوصلگی روی مبل دو نفره‌ای که توی کلبه کوچیکم قرار داشت، ولو شدم. 
چه عجب گرگینه‌ها به شهرمون حمله نکردند، آخه هر هفته یا بهتره بگم هر سه روز یک بار به شهر جادوگران سفید حمله می‌کنند و کسانی که نیروی خاصی توی وجودشون ندارن رو طعمه خودشون می‌کنند و ما جادوگران دیگه خسته شدیم.

ببین یه بند در مورد یه چیزی توضیح میده.
بند اول در مورد نگاه کردن دختر به شیشه 
بند دوم برداشتن و انداختنش تو آشغال.
بند سوم ....

پارت چهار یه چیزی کریس رو روی زمین کشید این تیکه مبهم بود کاش یکم این صحنه رو گسترش میداد جنگ کریس با اون موجودات داد بیدادش یه چیزی می نوشتی زود رد شدی

و اگه میشه یه نگاهی به رمان من سیب خونین بندازی و نقدش کنی ممنون می‌شم😅
https://forum.98ia2.ir/topic/6893-رمان-سیب-خونین-elکاربر-انجمن-نودهشتیا/#comment-62896

گلم ببین...

بند اول و دوم نیازی ب توضیح نداره ولی بقیه جملات رو درس میکنم

 

 

 

 

 

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام 

خب حقیقتا من از این ژانر و این نوع رمان سر رشته‌ای ندارم اما کلا رمان باحالی بود موضوعی که شبیه بقیه‌ی نسخه های این چنینی نبود فقط پارت ۱۳ به جای اینکه بنویسی روی تخت نبود نوشته بودی روی تخت بود و خب درستش کنی بهتره و اینکه یادم نمیاد کدوم پارت بود  دوست داشتم موقع دیدن ورد ها به جای ورد های هری پاتر یعنی آواکا نمی دونم چی چی یه چیز دیگه می نوشتی😁 فقط اون پارت آخر امیدوارم کوین عین فرشته نجات سر برسه😅

قلمت جاودان

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

هم اکنون، فاطی زارعی گفته است:

سلام 

خب حقیقتا من از این ژانر و این نوع رمان سر رشته‌ای ندارم اما کلا رمان باحالی بود موضوعی که شبیه بقیه‌ی نسخه های این چنینی نبود فقط پارت ۱۳ به جای اینکه بنویسی روی تخت نبود نوشته بودی روی تخت بود و خب درستش کنی بهتره و اینکه یادم نمیاد کدوم پارت بود  دوست داشتم موقع دیدن ورد ها به جای ورد های هری پاتر یعنی آواکا نمی دونم چی چی یه چیز دیگه می نوشتی😁 فقط اون پارت آخر امیدوارم کوین عین فرشته نجات سر برسه😅

قلمت جاودان

سلاممم

عههه اونجا اشتباه تایپی شده حتما!

اوم قراره چن تا ورد از خودم دربیارم و بنویسم

 

 

 

 

 

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

3 دقیقه قبل، فاطی زارعی گفته است:

سلام 

خب حقیقتا من از این ژانر و این نوع رمان سر رشته‌ای ندارم اما کلا رمان باحالی بود موضوعی که شبیه بقیه‌ی نسخه های این چنینی نبود فقط پارت ۱۳ به جای اینکه بنویسی روی تخت نبود نوشته بودی روی تخت بود و خب درستش کنی بهتره و اینکه یادم نمیاد کدوم پارت بود  دوست داشتم موقع دیدن ورد ها به جای ورد های هری پاتر یعنی آواکا نمی دونم چی چی یه چیز دیگه می نوشتی😁 فقط اون پارت آخر امیدوارم کوین عین فرشته نجات سر برسه😅

قلمت جاودان

اصلا شاید کوین نیاد چه معلوم😂اصن معلوم نیست کوین کدوم گوریه! غیب شده

 

 

 

 

 

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

7 دقیقه قبل، فاطی زارعی گفته است:

سلام 

خب حقیقتا من از این ژانر و این نوع رمان سر رشته‌ای ندارم اما کلا رمان باحالی بود موضوعی که شبیه بقیه‌ی نسخه های این چنینی نبود فقط پارت ۱۳ به جای اینکه بنویسی روی تخت نبود نوشته بودی روی تخت بود و خب درستش کنی بهتره و اینکه یادم نمیاد کدوم پارت بود  دوست داشتم موقع دیدن ورد ها به جای ورد های هری پاتر یعنی آواکا نمی دونم چی چی یه چیز دیگه می نوشتی😁 فقط اون پارت آخر امیدوارم کوین عین فرشته نجات سر برسه😅

قلمت جاودان

کدوم متنو میگی؟ نتونستم پیدا کنم

 

 

 

 

 

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خوب سلام عزیزم، امیدوارم حالت خوب باشه

خلاصه و مقدمه رمانت خوب بود، ولی می‌تونست بهتر هم باشه

رمانت دارای ژانر فانتزی و تخیلی، که خوب با موضوع رمانت مرتبط.

موضوع داستان خوب، ولی فضای ناملموسی داره، مثلا اینکه کریس نباید اینقدر نسبت به این درصد از ناراحتی و آشفتگی برادرش بدون حالت باشه، درست که رمانت تخیلی، اما باید فضا رو جوری جلوه بدی که فانتزی بودنش فقط در خود موضوع باشه نه ری‌اکشن هاشون.

متر اونور طرف از من وایساده بود این جمله اشتباهه، بهتره که به جاش از جمله اون طرف تر از من وایستاده بود، استفاده کنی چشم‌هاش پره اشک شده بود، به نظرم نیازی به اون ه آخر نیست و اگه بخوای می‌تونی از ِ استفاده کنی سعی بر قورت دادن اینجا از ور استفاده کردی، باید بر بزاری بهتر به جای استفاده از اینقده، از اینقدر استفاده کنی عزیزم توی یک تیکه از رمان گفتی با دیدن چهره آنجل از جا پریدم بعد گفتی که بدون اینکه از روی مبل بلند شم! این رو بهتره اصلاح کنی یک تیکه از رمانت گفتی چشم‌های سیاهش رو که به سیاهی شب بود رو، اینجا بهتره رو اول رو پاک کنی یک جا از رمان نوشتی اچی، بهتره ا رو پاک کنی، احتمالا اشتباه نوشته شده

رمانت زیباست، اگر این ها رو رعایت کنی، قطعا زیبا تر هم خواهد شد...

در پایان اینکه، خودت هم ویراستار هستی و رمانت هیچ ایراد نگارشی نداشت و من این رو خیلی دوست داشتم😊😘

موفق باشی، قلم قشنگت مانا🖋

@ Ayda rashid

ویرایش شده توسط 15Bita
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

2 دقیقه قبل، 15Bita گفته است:

خوب سلام عزیزم، امیدوارم حالت خوب باشه

خلاصه و مقدمه رمانت خوب بود، ولی می‌تونست بهتر هم باشه

رمانت دارای ژانر فانتزی و تخیلی، که خوب با موضوع رمانت مرتبط.

موضوع داستان خوب، ولی فضای ناملموسی داره، مثلا اینکه کریس نباید اینقدر نسبت به این درصد از ناراحتی و آشفتگی برادرش بدون حالت باشه، درست که رمانت تخیلی، اما باید فضا رو جوری جلوه بدی که فانتزی بودنش فقط در خود موضوع باشه نه ری‌اکشن هاشون.

متر اونور طرف از من وایساده بود این جمله اشتباهه، بهتره که به جاش از جمله اون طرف تر از من وایستاده بود، استفاده کنی چشم‌هاش پره اشک شده بود، به نظرم نیازی به اون ه آخر نیست و اگه بخوای می‌تونی از ِ استفاده کنی سعی بر قورت دادن اینجا از ور استفاده کردی، باید بر بزاری بهتر به جای استفاده از اینقده، از اینقدر استفاده کنی عزیزم توی یک تیکه از رمان گفتی با دیدن چهره آنجل از جا پریدم بعد گفتی که بدون اینکه از روی مبل بلند شم! این رو بهتره اصلاح کنی یک تیکه از رمانت گفتی چشم‌های سیاهش رو که به سیاهی شب بود رو، اینجا بهتره رو اول رو پاک کنی یک جا از رمان نوشتی اچی، بهتره ا رو پاک کنی، احتمالا اشتباه نوشته شده

رمانت زیباست، اگر این ها رو رعایت کنی، قطعا زیبا تر هم خواهد شد...

در پایان اینکه، خودت هم ویراستار هستی و رمانت هیچ ایراد نگارشی نداشت و من این رو خیلی دوست داشتم😊😘

موفق باشی، قلم قشنگت مانا🖋

@ Ayda rashid

سلام گلم.

کریس نسبت به برادرش؟ یا انجل نسبت به کریس؟!

باشه ممنون گلم، حتما رعایت میکنم

 

 

 

 

 

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

15 دقیقه قبل، 15Bita گفته است:

خوب سلام عزیزم، امیدوارم حالت خوب باشه

خلاصه و مقدمه رمانت خوب بود، ولی می‌تونست بهتر هم باشه

رمانت دارای ژانر فانتزی و تخیلی، که خوب با موضوع رمانت مرتبط.

موضوع داستان خوب، ولی فضای ناملموسی داره، مثلا اینکه کریس نباید اینقدر نسبت به این درصد از ناراحتی و آشفتگی برادرش بدون حالت باشه، درست که رمانت تخیلی، اما باید فضا رو جوری جلوه بدی که فانتزی بودنش فقط در خود موضوع باشه نه ری‌اکشن هاشون.

متر اونور طرف از من وایساده بود این جمله اشتباهه، بهتره که به جاش از جمله اون طرف تر از من وایستاده بود، استفاده کنی چشم‌هاش پره اشک شده بود، به نظرم نیازی به اون ه آخر نیست و اگه بخوای می‌تونی از ِ استفاده کنی سعی بر قورت دادن اینجا از ور استفاده کردی، باید بر بزاری بهتر به جای استفاده از اینقده، از اینقدر استفاده کنی عزیزم توی یک تیکه از رمان گفتی با دیدن چهره آنجل از جا پریدم بعد گفتی که بدون اینکه از روی مبل بلند شم! این رو بهتره اصلاح کنی یک تیکه از رمانت گفتی چشم‌های سیاهش رو که به سیاهی شب بود رو، اینجا بهتره رو اول رو پاک کنی یک جا از رمان نوشتی اچی، بهتره ا رو پاک کنی، احتمالا اشتباه نوشته شده

رمانت زیباست، اگر این ها رو رعایت کنی، قطعا زیبا تر هم خواهد شد...

در پایان اینکه، خودت هم ویراستار هستی و رمانت هیچ ایراد نگارشی نداشت و من این رو خیلی دوست داشتم😊😘

موفق باشی، قلم قشنگت مانا🖋

@ Ayda rashid

گلم  توی ری‌اکشن تا جایی که امکانش بود حس و حالشون رو توصیف کردم! توی دیالوگا هم بهشون اشاره کردم. 

 

 

 

 

 

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

16 دقیقه قبل، 15Bita گفته است:

خوب سلام عزیزم، امیدوارم حالت خوب باشه

خلاصه و مقدمه رمانت خوب بود، ولی می‌تونست بهتر هم باشه

رمانت دارای ژانر فانتزی و تخیلی، که خوب با موضوع رمانت مرتبط.

موضوع داستان خوب، ولی فضای ناملموسی داره، مثلا اینکه کریس نباید اینقدر نسبت به این درصد از ناراحتی و آشفتگی برادرش بدون حالت باشه، درست که رمانت تخیلی، اما باید فضا رو جوری جلوه بدی که فانتزی بودنش فقط در خود موضوع باشه نه ری‌اکشن هاشون.

متر اونور طرف از من وایساده بود این جمله اشتباهه، بهتره که به جاش از جمله اون طرف تر از من وایستاده بود، استفاده کنی چشم‌هاش پره اشک شده بود، به نظرم نیازی به اون ه آخر نیست و اگه بخوای می‌تونی از ِ استفاده کنی سعی بر قورت دادن اینجا از ور استفاده کردی، باید بر بزاری بهتر به جای استفاده از اینقده، از اینقدر استفاده کنی عزیزم توی یک تیکه از رمان گفتی با دیدن چهره آنجل از جا پریدم بعد گفتی که بدون اینکه از روی مبل بلند شم! این رو بهتره اصلاح کنی یک تیکه از رمانت گفتی چشم‌های سیاهش رو که به سیاهی شب بود رو، اینجا بهتره رو اول رو پاک کنی یک جا از رمان نوشتی اچی، بهتره ا رو پاک کنی، احتمالا اشتباه نوشته شده

رمانت زیباست، اگر این ها رو رعایت کنی، قطعا زیبا تر هم خواهد شد...

در پایان اینکه، خودت هم ویراستار هستی و رمانت هیچ ایراد نگارشی نداشت و من این رو خیلی دوست داشتم😊😘

موفق باشی، قلم قشنگت مانا🖋

@ Ayda rashid

اگه پارتای بعدی رو بخونی فکر کنم نظرت عوض‌شه جانا♡

تو پارتای دیگه به فضای کلبه و اینا بیشتر اشاره کردم

 

 

 

 

 

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 2 هفته بعد...

سلام

اسم رمانت جالبه و به داستان میاد

داستانت قشنگه و مقداری کلیشه ایه. قهرمانی که خودش از قدرت بی نظیرش خبر نداره و یهو اتفاقاتی باعث قوی شدنش میشه. این داستان مشابه زیادی داره اما به معنی بد بودن نیست. نوـع نگارش و پردازشت اونو خاص میکنه که تا الان جالب بوده.

شخصیت پردازی دخترت خیلی خوبه اما پسرات به شخصیت پردازی بیشتری نیاز دارن. به قول خودت مقام بالایی دارن اما یه سری جاها خیلی عاجز میشن.

فضاسازی هم رو اطراـف باید کار کنی. مثلا راجب جنگل شکلش ـفضاش، اینا توضیحات بیشتری میخواد.

مثلا اون حشره ها که اول اومدن چه شکلی بودن؟ شکل پشه بودن زنبور چی؟

بعضی جاها از المان ها و واژه های ایرانی طور استفاده کردی. مثل استفاده از کلمه هایی مثل ماشالله و ایشالله. رمانت خارجیه اینو یادت باشه

داستان جذابه.

موفق باشی

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

در این ظلمات طولانی ، گل رزیست به دنبال روشنایی !

و این است عاشقانه ای بین یک گل رز و خورشید زندگی اش !

همراه با چاشنی اضافه از شش برادر تعصبی 😂

هفت شکوفه درخت جاودانگی

دلنوشته: یک روز پاییزی(اتمام یافته)

داستان: بلیط یک طرفه(درحال تایپ)

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

2 دقیقه قبل، MCH گفته است:

سلام

اسم رمانت جالبه و به داستان میاد

داستانت قشنگه و مقداری کلیشه ایه. قهرمانی که خودش از قدرت بی نظیرش خبر نداره و یهو اتفاقاتی باعث قوی شدنش میشه. این داستان مشابه زیادی داره اما به معنی بد بودن نیست. نوـع نگارش و پردازشت اونو خاص میکنه که تا الان جالب بوده.

شخصیت پردازی دخترت خیلی خوبه اما پسرات به شخصیت پردازی بیشتری نیاز دارن. به قول خودت مقام بالایی دارن اما یه سری جاها خیلی عاجز میشن.

فضاسازی هم رو اطراـف باید کار کنی. مثلا راجب جنگل شکلش ـفضاش، اینا توضیحات بیشتری میخواد.

مثلا اون حشره ها که اول اومدن چه شکلی بودن؟ شکل پشه بودن زنبور چی؟

بعضی جاها از المان ها و واژه های ایرانی طور استفاده کردی. مثل استفاده از کلمه هایی مثل ماشالله و ایشالله. رمانت خارجیه اینو یادت باشه

داستان جذابه.

موفق باشی

سلامم!

مرسیو

خب گلم جزوی از داستانه! نمیتونم تغییرش بدم که...

نه دیگه، فعلا نمیخوام از قدرت‌های پسرا استفاده کنم چون خودشون قراره ب زودی اشکار بشن و کلا خودتون با قدرت‌ها و پسرا اشنا میشین...

راجب جنگل توضیحات زیادی دادم!

حشرات رو چون انجل زیاد ندیده بود، برا همین توصیف نکردم. جاهای دیگ توصیف میکنم!

عا اوک ولی کجا ماشالا گفتم؟:/

مرسی همچنین

 

 

 

 

 

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 2 ماه بعد...
  • نویسنده حرفه ای

هوم می دونی من به عنوان خواننده اینجام نه منتقد پس راحت حرفم رو می زنم.

متاسفانه خیلی افراطی عمل کردی، یهو همه چیز برای شخصیت مشکوک شد شوم شد همون پارت اول گفت نکنه قراره اتفاقی بیوفته و این همه چیز رو خراب کرد. هیجان رفت من خواننده فهمیدم قراره خبری بشه.

توی رمان تخیلی نباید اطلاعات بدی باید کاری کنی خواننده توی رمانت دنبال اطلاعات بگرده.

شروع خوبی نبود اصلا  رمان چه ژانریه؟ تخیلی چرا از اتاق شروع شد؟ گفته شد شهر  جادوگران، خب چه عالی شروع می تونست از یه جادوی باحال یا کار جالب اون جادوگر شروع بشه‌.

دو دیالوگ ها خوب نبودن. دیالوگ های کلیشه ای و از همه مهم تر طولانی، دیالوگ باید خاص باشه  نکه فقط چند تا جمله مثلا چی شد؟ چی کار کنیم؟ وای صدا رو شنیدی؟

اینا رو باید توی مونولوگ جا بدی نه دیالوگ خواهرم.

مثلا توی متن بگو صدای عجیبی به گوش رسید بعد توی دیالوگ بگو انگار صدای فلان موجود بود👩‍🦯

امیدوارم ناراحت نشده باشی💙

 

1643830351710_ni8k.jpg

رمان کابوس افعی _ تخیلی

 

رمان ها:

دیگه نیستم _ تقدیرخونین _ عصیانگرقرن _ پس از تردید(چاپ شده) _ کابوس افعی

داستان ها:

زیرتخت _ ماژور _ شیشه شکسته _ آخرین لحظه

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

4 ساعت قبل، SADAT.82 گفته است:

هوم می دونی من به عنوان خواننده اینجام نه منتقد پس راحت حرفم رو می زنم.

متاسفانه خیلی افراطی عمل کردی، یهو همه چیز برای شخصیت مشکوک شد شوم شد همون پارت اول گفت نکنه قراره اتفاقی بیوفته و این همه چیز رو خراب کرد. هیجان رفت من خواننده فهمیدم قراره خبری بشه.

توی رمان تخیلی نباید اطلاعات بدی باید کاری کنی خواننده توی رمانت دنبال اطلاعات بگرده.

شروع خوبی نبود اصلا  رمان چه ژانریه؟ تخیلی چرا از اتاق شروع شد؟ گفته شد شهر  جادوگران، خب چه عالی شروع می تونست از یه جادوی باحال یا کار جالب اون جادوگر شروع بشه‌.

دو دیالوگ ها خوب نبودن. دیالوگ های کلیشه ای و از همه مهم تر طولانی، دیالوگ باید خاص باشه  نکه فقط چند تا جمله مثلا چی شد؟ چی کار کنیم؟ وای صدا رو شنیدی؟

اینا رو باید توی مونولوگ جا بدی نه دیالوگ خواهرم.

مثلا توی متن بگو صدای عجیبی به گوش رسید بعد توی دیالوگ بگو انگار صدای فلان موجود بود👩‍🦯

امیدوارم ناراحت نشده باشی💙

 

سلام عزیزکم..

میدونم همه اینا رو گلم! چون اولین رمانم بود و پارتا رو به خاطر مسابقه زود زود نوشتم بد شده!

 

 

 

 

 

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده حرفه ای
4 ساعت قبل، Ayda.r گفته است:

سلام عزیزکم..

میدونم همه اینا رو گلم! چون اولین رمانم بود و پارتا رو به خاطر مسابقه زود زود نوشتم بد شده!

خب چه عالی که می دونی. دلیل خوبی نیست چون خواننده قرار نیست بیاد بگه این تند نوشته شده یا کند!

1643830351710_ni8k.jpg

رمان کابوس افعی _ تخیلی

 

رمان ها:

دیگه نیستم _ تقدیرخونین _ عصیانگرقرن _ پس از تردید(چاپ شده) _ کابوس افعی

داستان ها:

زیرتخت _ ماژور _ شیشه شکسته _ آخرین لحظه

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...