رفتن به مطلب

شعرکودکانه دینگ دینگ | اسرا عاشقی


زری بانو
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

بسم الله الرحمن الرحیم 

                       شعر  دینگ دینگ    

جوجه تیغی تو خونست

رو پشت و بوم خونست

لاک پشت میاد در میزنه 

دینگ دینگ  دنگ دنگ 

دینگ دینگ دنگ  دنگ

لاک پشت هی میزنه زنگ

جوجه میگه کیه کیه در میزنه؟

لاک پشت عقب میره با داد میگه با داد میگه

منم لاکی میای بریم کمی بازی 

دینگ دینگ  دنگ دنگ 

دینگ دینگ دنگ  دنگ

جوجه تیغی سیبی برداشت آن را  روی سبد گذاشت 

با عجله بیرون دوید با عجله بیرون دوید

خرگوشه دوان دوان  به سمتشون قدم  برداشت

نزدیک جوجه رسید و  اومد و گفت

کجا میری جوجه تیغی؟

جوجه گفت: با لاکی قرار داریم به جنگل شادی بریم

دینگ دینگ  دنگ دنگ 

دینگ دینگ دنگ  دنگ

خرگوشه دوان دوان بالا پرید پایین پرید 

و گفت: من شیطون خیلی زرنگ و باهوشم

میتونم باهاتون بیام به این سفر دوستانه؟

لاکی و جوجه  خنده کنان قهقه زنان با هم دیگر رفتند

به مقصد که رسیدند زیر درخت نشستند

دینگ دینگ  دنگ دنگ 

دینگ دینگ دنگ  دنگ

جوجه سبد را  باز کرد به سیب ها نگاه کرد

دید که سیب ها چهار تاست به هر نفر یکی داد

لاکی به سمت رود رفت  تا دست هاشو بشوره

دینگ دینگ  دنگ دنگ 

دینگ دینگ دنگ  دنگ

پلنگه آرام آرام  به سمت لاکی قدم برداشت 

لاکی با ترس و وحشت در خانه‌اش پنهان شد

خرگوشه پشت درخت متوجه پلنگه شد

لاکی که دید پلنگه حرکتی نمیکنه 

از خانه اش بیرون اومد به سمت پلنگه پا تند کرد.

لاکی به پلنگ ناراحت نگاه انداخت و گفت

چرا  چرا ناراحتی ؟ چیزی شده به من بگو

پلنگه بی نوا روی زمین نشست و گفت 

گرسنه‌ام گرسنه از دیروز چیزی نخوردم.

دینگ دینگ  دنگ دنگ 

دینگ دینگ دنگ  دنگ

جوجه و خرگوش به سمتشون دویدند

به پلنگه رسیدند  ارام کنارش نشستند 

لاکی سیبی را از سبد برداشت  و گفت

اینو و بخور خوشمزشت   و شیرین 

پلنگه با خوشحالی میگه : ممنونم  ممنونم

خرگوش و جوجه  و لاکی با خوشحالی به خونه برگشتند.

دینگ دینگ  دنگ دنگ 

دینگ دینگ دنگ  دنگ

قصه‌ی ما شد تموم

ویرایش شده توسط ᴀꜱʜᴇɢʜɪ
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

2 ساعت قبل، شکوفه کی گفته است:

بسم الله الرحمن الرحیم 

                       شعر  دینگ دینگ    

جوجه تیغی تو خونست

رو پشت و بوم خونست

لاک پشت میاد در میزنه 

دینگ دینگ  دنگ دنگ 

دینگ دینگ دنگ  دنگ

لاک پشت هی میزنه زنگ

جوجه میگه کیه کیه در میزنه؟

لاک پشت عقب میره با داد میگه با داد میگه

منم لاکی میای بریم کمی بازی 

دینگ دینگ  دنگ دنگ 

دینگ دینگ دنگ  دنگ

جوجه تیغی سیبی برداشت آن را  روی سبد گذاشت 

با عجله بیرون دوید با عجله بیرون دوید

خرگوشه دوان دوان  به سمتشون قدم  برداشت

نزدیک جوجه رسید و  اومد و گفت

کجا میری جوجه تیغی؟

جوجه گفت: با لاکی قرار داریم به جنگل شادی بریم

دینگ دینگ  دنگ دنگ 

دینگ دینگ دنگ  دنگ

خرگوشه دوان دوان بالا پرید پایین پرید 

و گفت: من شیطون خیلی زرنگ و باهوشم

میتونم باهاتون بیام به این سفر دوستانه؟

لاکی و جوجه  خنده کنان قهقه زنان با هم دیگر رفتند

به مقصد که رسیدند زیر درخت نشستند

دینگ دینگ  دنگ دنگ 

دینگ دینگ دنگ  دنگ

جوجه سبد را  باز کرد به سیب ها نگاه کرد

دید که سیب ها چهار تاست به هر نفر یکی داد

لاکی به سمت رود رفت  تا دست هاشو بشوره

دینگ دینگ  دنگ دنگ 

دینگ دینگ دنگ  دنگ

پلنگه آرام آرام  به سمت لاکی قدم برداشت 

لاکی با ترس و وحشت در خانه‌اش پنهان شد

خرگوشه پشت درخت متوجه پلنگه شد

لاکی که دید پلنگه حرکتی نمیکنه 

از خانه اش بیرون اومد به سمت پلنگه پا تند کرد.

لاکی به پلنگ ناراحت نگاه انداخت و گفت

چرا  چرا ناراحتی ؟ چیزی شده به من بگو

پلنگه بی نوا روی زمین نشست و گفت 

گرسنه‌ام گرسنه از دیروز چیزی نخوردم.

دینگ دینگ  دنگ دنگ 

دینگ دینگ دنگ  دنگ

جوجه و خرگوش به سمتشون دویدند

به پلنگه رسیدند  ارام کنارش نشستند 

لاکی سیبی را از سبد برداشت  و گفت

اینو و بخور خوشمزشت   و شیرین 

پلنگه با خوشحالی میگه : ممنونم  ممنونم

خرگوش و جوجه  و لاکی با خوشحالی به خونه برگشتند.

دینگ دینگ  دنگ دنگ 

دینگ دینگ دنگ  دنگ

قصه‌ی ما شد تموم

 

سلام این شعر خواهر کوچک تر من هست کلاس  چهارمیه  شعر نوشته نمیدونم تو انجمن میشه منتشر شد یا نه 

@ زری گل🌻

دوست عزیز اشعار در انجمن منتشر نمی‌شن، فقط می‌تونید تاپیک بزنید و اشعار خودتون رو در اونجا قرار بدید.

تنفسی که بدون نفس، نفس کشیدن را از یاد می‌برد( رمان تنفس بی نفس)

ایا میتوان بدون نفس، نفس کشید... تنفسی که محکوم است به بی نفسی

•••

مسلخی از جنس درد و تنهایی (دلنوشته مسلخ من) 

{پایان یافته}

تیزر رمان تنفس بی نفس

🖤🖤

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

38 دقیقه قبل، سرپرست تالار هنر گفته است:

دوست عزیز اشعار در انجمن منتشر نمی‌شن، فقط می‌تونید تاپیک بزنید و اشعار خودتون رو در اونجا قرار بدید.

اها خیلی ممنونم

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...