رفتن به مطلب

قلب سخن می‌گوید . . .♡


Negin jamali
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

☆به نام خداوند حکیم☆

چیزی که من قراره شروعش کنم، نه دلنوشته‌ست و نه رمان و داستان کوتاه! می‌خوام تیکه‌پاره‌هایی از یک موجود زنده رو به هم پیوند بدم و شاید این پیوند دوباره، براش زندگی‌بخش باشه!

اسمش رو هم می‌ذارم "قلب سخن می‌گوید".

پیوند‌ها جمله‌هایی هستن که حرف خیلی از ماها رو به زبون میارن.  شاید یه چیزی مثل جمله‌ی: شکست مقدمه‌ی پیروزیه!

یا شاید هم شباهت داره به:

- نمک خوردی نمکدان مشکان!

به‌هر‌حال قراره در هر قسمت، چند خط از تموم وقاحت‌ها باشه...

#شما هم می‌تونید بنویسید و ارسال کنید.#

ویرایش شده توسط Negin jamali

photostudio_1662484842780_7wgh.png

به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است و مهربانی‌اش همیشگی...♡

سوگند به ابتدای روز [وقتی که خورشید پرتوافشانی می‌کند] و سوگند به شب آن‌گاه که آرام گیرد

که پروردگارت تو را رها نکرده و مورد خشم و کینه قرار نداده است!

#ضحی_آیات_یک_دو_سه_چهار#

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

شاید روزی به پشت سر بنگری و تنها پل سالمی که برایت باقی‌مانده است را تماشا کنی!

آن پل با طناب‌هایی به ضخامت تار مو، خود را در حصار چوب‌های پوسیده اسیر کرده‌اند تا آینده را رها کنی و باز هم از روی آن رد شوی . . .

طناب‌ها خاطرات ریز و درشت گذشته‌ات هستند!

چوب‌های پوسیده امیدهایی هستند  واهی؛ که تو در گذشته‌ی دور خویش، آن را به بازیچه‌هایت پیش‌کش کرده‌ای.

آینده‌ی پیش‌رویت، آنانی هستند که  به تو وعده‌های بی‌عمل  می‌دهند!

گذشته، پروانه‌ای بود که با این‌که می‌دانست پرهایش خواهند سوخت، باز هم به دور شمع خویش می‌رقصید و فدایی می‌داد.

در نهایت، پل سالم هم، من هستم که معنای گذشتن‌های بی‌برگشت را خوب فهمیده‌ام!

ولی افسوس و صد افسوس که  میان این همه جان‌ دادن‌ها، تو از دویدن به دنبال باد خسته‌ای و دل به نسیم زودگذر بهار بسته‌ای؛ غافل از آن‌که باران پاییزی‌ات، هنوز هم بر نیمکت جای مانده از خاطراتت، می‌گرید . . . !

ویرایش شده توسط Negin jamali

photostudio_1662484842780_7wgh.png

به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است و مهربانی‌اش همیشگی...♡

سوگند به ابتدای روز [وقتی که خورشید پرتوافشانی می‌کند] و سوگند به شب آن‌گاه که آرام گیرد

که پروردگارت تو را رها نکرده و مورد خشم و کینه قرار نداده است!

#ضحی_آیات_یک_دو_سه_چهار#

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

قهوه‌ی تلخ! مزه‌ای که اینک مزاجم را به نوش کردن آن عادت می‌دهم!

از سوز و گدازهای خیانت که توسط تو گریبانم را چنگ زد، بدتر نیست؛ ولی آن‌چنان دهانم را گس می‌سازد و تلخی‌های کلامت را خاطرنشان می‌شود که مجبورم، روزانه پنج مرتبه نمک بر زخم کهنه‌ام پاشم!

چک، چک، چک...!

خون از رگ‌های تیغ‌خورده‌ام جاری‌ست؛ اما چیست این درد که با وجود تمام خشم‌هایم، باز هم مرا وادار می‌کند که امتدادش دهم؟  

شاید تو هستی که با تمام وجود از رگ‌هایم فواره می‌زنی و بر پوست مجروحم جریان  پیدا می‌کنی! گویی که قرار است همیشه از یاد و خاطرم به متروکه‌های مغزم تبعید شوی!

اینک قلب من مسدود؛ و مغز من برای همیشه سنجاق است! و قطعاً جلوی اشتباهات دوباره‌ام را هم خواهد گرفت.

photostudio_1662484842780_7wgh.png

به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است و مهربانی‌اش همیشگی...♡

سوگند به ابتدای روز [وقتی که خورشید پرتوافشانی می‌کند] و سوگند به شب آن‌گاه که آرام گیرد

که پروردگارت تو را رها نکرده و مورد خشم و کینه قرار نداده است!

#ضحی_آیات_یک_دو_سه_چهار#

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

جمله‌ی احمقانه‌ای نقل می‌کند:

- خیانت تو، شیرین‌تر خیانت عالم است!

باور نکنید؛ زیرا او بسیار خوش‌خیال است. خیانت خیانت است و زخم خیانت کینه‌ای خواهد بود که هرگز درمان‌پذیر نیست.

ترجیحاً این‌که؛ سوختن و ساختن را به هیچ وجه قبول ندارم... هر که بخشید، یقین بدان که تظاهر است!

مانند نشانه‌گیری می‌ماند که هزاران تیر خورده، ولی باز هم به تیرانداز فرصت دوباره می‌دهد که این‌بار مرکزش را هدف بگیرد؛ تا بدین‌وسیله تمام امتیاز را نصیب خود کند. 

احمقانه به‌نظر می‌آید!

روحت را تکه‌پاره کنند...

مغزت را از افکار بیهوده سرشار سازند...

قلبت را هدف گیرند و تو همانند مترسکی باشی که هیچ‌گاه در آغوش برزگر گرفته نخواهد شد؛ برزگری که او را به جرم تاراج مزرعه دار زد تا مبادا آنان را با قیمت بوسه‌ای از پرندگان، بفروشد. 

photostudio_1662484842780_7wgh.png

به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است و مهربانی‌اش همیشگی...♡

سوگند به ابتدای روز [وقتی که خورشید پرتوافشانی می‌کند] و سوگند به شب آن‌گاه که آرام گیرد

که پروردگارت تو را رها نکرده و مورد خشم و کینه قرار نداده است!

#ضحی_آیات_یک_دو_سه_چهار#

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...