رفتن به مطلب

دل‌نوشته‌ی مادر


مریم ندرلو
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

عزیزکم، زلف‌های لَختت را عریان کن؛ زیر تلألو قمراء بایست و به دریای نیلگون بنگر.

من نیز آنسوی تو می‌ایستم و تو را می‌نگرم.

گیتی‌ِ من! هستی من بسته به نَفَس تو است. 

شاید پس از سال‌های طولانی، قامتت لختی گوژ شده باشد، اما تو همیشه زیباترین منی، همیشه مادر منی، همان فرشته‌ای که خداوند از او سخن می‌گفت.

همانی که من را بزرگ کرده است، همانی که به پایم سوخته و شبابی‌اش را برای من به تاراج داده است.

تمام حیاتم! تو را به اندازه‌ی تمام جهانم،  دوستت دارم!  

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...