رفتن به مطلب

درخواست ویراستاری و رصد رمان روزهای خوب میرسه | Mahdie کاربر نودهشتیا


Zahra.bm
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

1 ساعت قبل، زری گل گفته است:

فعلا دست نیروهام پره، ولی حتما🤍

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در ۱۴۰۰/۱۲/۱۰ در 14:56، Mahdie گفته است:

یعنی چی؟

کار رمانتون به زودی شروع میشه. 

لطف کنید یک تاریخ تعیین کنید برای  شروع ویراستاری و رصد @ مدیر رصد  @ مدیر ویراستار

  • تشکر 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

۱ ساعت قبل، زری گل گفته است:

کار رمانتون به زودی شروع میشه. 

لطف کنید یک تاریخ تعیین کنید برای  شروع ویراستاری و رصد @ مدیر رصد  @ مدیر ویراستار

احتمالاً این رمان ماه آینده ویرایشش شروع بشه باتوجه به صف ویراستاری.

نویسنده‌ی گرامی بابت شکیبایی شما سپاسگزاریم.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

13 ساعت قبل، زری گل گفته است:

کار رمانتون به زودی شروع میشه. 

لطف کنید یک تاریخ تعیین کنید برای  شروع ویراستاری و رصد @ مدیر رصد  @ مدیر ویراستار

دوهفته الا سه هفته بعد

مرسی از صبوری شما💜

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در ۱۴۰۰/۱۲/۹ در 22:06، زری گل گفته است:

تعداد صفحات: ۵۳۷

رصد کننده اول از ۱تا ۲۶۸ : @ ناز بانو

رصد کننده دوم. ۲۶۹تا اخر:. @ Tired

زمان تحویل : سه روز

@ همکار رصد♥️

  • لایک 2
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • سانسورچی
15 ساعت قبل، مدیر رصد گفته است:

تعداد صفحات: ۵۳۷

رصد کننده اول از ۱تا ۲۶۸ : @ ناز بانو

رصد کننده دوم. ۲۶۹تا اخر:. @ Tired

زمان تحویل : سه روز

@ همکار رصد♥️

تاییده، سعی میکنم تا پنج شنبه تموم کنم

  • تشکر 1

 

______________________________________________

بدترين درد وقتيه كه لبخند ميزنى تا جلوى ريختن اشكات رو بگیری...!🖤🥀

____

دودی کہ از سیگار بالا میره همون اشڪایی کہ قرار بود پایین بیوفتہ:)

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در ۱۴۰۰/۱۲/۱۶ در 11:58، Tired گفته است:

تاییده، سعی میکنم تا پنج شنبه تموم کنم

عزیزم یاداوری کنم که پنجشنبه اتمام بزنید🌸

  • لایک 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • سانسورچی
47 دقیقه قبل، زری گل گفته است:

عزیزم یاداوری کنم که پنجشنبه اتمام بزنید🌸

جانم ممنوعه ها دیروز برای نویسنده ارسال شده🌺

  • تشکر 1

 

______________________________________________

بدترين درد وقتيه كه لبخند ميزنى تا جلوى ريختن اشكات رو بگیری...!🖤🥀

____

دودی کہ از سیگار بالا میره همون اشڪایی کہ قرار بود پایین بیوفتہ:)

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در ۱۴۰۰/۱۲/۱۸ در 06:39، زری گل گفته است:

نویسنده عزیز لطفا بعد از اصلاح ممنوعه ها اینجا اعلام کنید تا باقی کار ها انجام بشه🌻 @ Mahdie

جانم اصلاح کردید؟!

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 1 ماه بعد...
در ۱۴۰۱/۲/۴ در 14:04، مدیر رصد گفته است:

اخرهفته ویرایش زده میشه

تا جمعه لطفا همونطور که عرض کردید🌻

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 2 هفته بعد...
در ۱۴۰۱/۲/۱۷ در 08:08، زری گل گفته است:

برای فرداشب لطف کنید بفرستید

این رمان رو ویرایش کنید.. یعنی ممنوعه ها رو جایگزین کنید

@ ماهی

https://www.uplooder.net/files/31c14ca096d488a86667344ac769b1f7/شروع-رمان-(ذخیره-سازی-خودکار).docx.html

صفحه ۳۶۰، هر دوشون🔞 مست 🔞بودن

صفحه ۳۶۱، این همه دختر دارن خود شونو به خاطر تو🔞 جر🔞 میدن

صفحه ۳۶۲:  

انقدر همه خوردن که🔞 مست🔞 کردن و هر کدوم یه ور افتادن آ 

صفحه ۳۷۰: ما فکر می‌کنیم یک نفر بهش تجاوز کرده

صفحه ۳۷۰:🔞حروم زاده 🔞

صفحه ۴۲۹، آیا شما قصد تجاوز به خانم 

صفحه ۴۲۹: من از اون موقع چیزی یادم نمیاد خیلی خورده بودم 🔞مست 🔞کرده بودم

۴۳۶: 🔞بوسه ی آرومی روی گونه‌ش زدم🔞

۴۴۳🔞: اونم چه شکلی ک لب هام آخر شب کبود شد🔞 (مطمئن نیستم ممنوعه باشه)

۳۶۰:ناز و🔞 عشوه 🔞میومدن

۴۴۵:🔞 لب هاش رو گذاشت روی لب هام و بوسید🔞

۴۴۸: ناز و عشوه

۴۴۵: عمرا امین امشب از من بگذره

شما امشب زیاد خودت رو خسته نکن ۴۴۸:🔞من آخر شب باهات کار دارم خانوم خانوما(اشاره به شب زفاف)🔞

۴۵۰: بهت گفته بودم امشب ازت نمیگذرم

 

۴۵۰: خندید و 🔞لب هاش رو گذاشت روی لبم ب*و*س*ی*د رفت پایین تر روی گردنم  لباسم رو با یه حرکت از تنم در آوردم و دوباره لب هام رو بوسید🔞

۴۲۳:فروشنده داره با ناز و 🔞عشوه🔞 با امیر صحبت میکنه.

۴۲۴: با چند تا ناز و عشوه خر نمیشه

  • لایک 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

4 ساعت قبل، مدیر رصد گفته است:

این رمان رو ویرایش کنید.. یعنی ممنوعه ها رو جایگزین کنید

@ ماهی

https://www.uplooder.net/files/31c14ca096d488a86667344ac769b1f7/شروع-رمان-(ذخیره-سازی-خودکار).docx.html

صفحه ۳۶۰، هر دوشون🔞 مست 🔞بودن

صفحه ۳۶۱، این همه دختر دارن خود شونو به خاطر تو🔞 جر🔞 میدن

صفحه ۳۶۲:  

انقدر همه خوردن که🔞 مست🔞 کردن و هر کدوم یه ور افتادن آ 

صفحه ۳۷۰: ما فکر می‌کنیم یک نفر بهش تجاوز کرده

صفحه ۳۷۰:🔞حروم زاده 🔞

صفحه ۴۲۹، آیا شما قصد تجاوز به خانم 

صفحه ۴۲۹: من از اون موقع چیزی یادم نمیاد خیلی خورده بودم 🔞مست 🔞کرده بودم

۴۳۶: 🔞بوسه ی آرومی روی گونه‌ش زدم🔞

۴۴۳🔞: اونم چه شکلی ک لب هام آخر شب کبود شد🔞 (مطمئن نیستم ممنوعه باشه)

۳۶۰:ناز و🔞 عشوه 🔞میومدن

۴۴۵:🔞 لب هاش رو گذاشت روی لب هام و بوسید🔞

۴۴۸: ناز و عشوه

۴۴۵: عمرا امین امشب از من بگذره

شما امشب زیاد خودت رو خسته نکن ۴۴۸:🔞من آخر شب باهات کار دارم خانوم خانوما(اشاره به شب زفاف)🔞

۴۵۰: بهت گفته بودم امشب ازت نمیگذرم

 

۴۵۰: خندید و 🔞لب هاش رو گذاشت روی لبم ب*و*س*ی*د رفت پایین تر روی گردنم  لباسم رو با یه حرکت از تنم در آوردم و دوباره لب هام رو بوسید🔞

۴۲۳:فروشنده داره با ناز و 🔞عشوه🔞 با امیر صحبت میکنه.

۴۲۴: با چند تا ناز و عشوه خر نمیشه

حله....

@ همکار رصد♥️

ویرایش شده توسط ماهی
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

6 ساعت قبل، مدیر رصد گفته است:

این رمان رو ویرایش کنید.. یعنی ممنوعه ها رو جایگزین کنید

@ ماهی

https://www.uplooder.net/files/31c14ca096d488a86667344ac769b1f7/شروع-رمان-(ذخیره-سازی-خودکار).docx.html

صفحه ۳۶۰، هر دوشون🔞 مست 🔞بودن

صفحه ۳۶۱، این همه دختر دارن خود شونو به خاطر تو🔞 جر🔞 میدن

صفحه ۳۶۲:  

انقدر همه خوردن که🔞 مست🔞 کردن و هر کدوم یه ور افتادن آ 

صفحه ۳۷۰: ما فکر می‌کنیم یک نفر بهش تجاوز کرده

صفحه ۳۷۰:🔞حروم زاده 🔞

صفحه ۴۲۹، آیا شما قصد تجاوز به خانم 

صفحه ۴۲۹: من از اون موقع چیزی یادم نمیاد خیلی خورده بودم 🔞مست 🔞کرده بودم

۴۳۶: 🔞بوسه ی آرومی روی گونه‌ش زدم🔞

۴۴۳🔞: اونم چه شکلی ک لب هام آخر شب کبود شد🔞 (مطمئن نیستم ممنوعه باشه)

۳۶۰:ناز و🔞 عشوه 🔞میومدن

۴۴۵:🔞 لب هاش رو گذاشت روی لب هام و بوسید🔞

۴۴۸: ناز و عشوه

۴۴۵: عمرا امین امشب از من بگذره

شما امشب زیاد خودت رو خسته نکن ۴۴۸:🔞من آخر شب باهات کار دارم خانوم خانوما(اشاره به شب زفاف)🔞

۴۵۰: بهت گفته بودم امشب ازت نمیگذرم

 

۴۵۰: خندید و 🔞لب هاش رو گذاشت روی لبم ب*و*س*ی*د رفت پایین تر روی گردنم  لباسم رو با یه حرکت از تنم در آوردم و دوباره لب هام رو بوسید🔞

۴۲۳:فروشنده داره با ناز و 🔞عشوه🔞 با امیر صحبت میکنه.

۴۲۴: با چند تا ناز و عشوه خر نمیشه

شماره صفحه‌هایی که ذکر شده اصلا از این ممنوعه ها داخلش نداره...

شاید مشکل از برنامه منه...

زهرا جان با چه برنامه‌ای بازش کنم درست شه؟

@ زری گل🌻

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

10 ساعت قبل، ماهی گفته است:

شماره صفحه‌هایی که ذکر شده اصلا از این ممنوعه ها داخلش نداره...

شاید مشکل از برنامه منه...

زهرا جان با چه برنامه‌ای بازش کنم درست شه؟

@ زری گل🌻

سیستم داری گلم؟!

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

34 دقیقه قبل، زری گل گفته است:

سیستم داری گلم؟!

به اینترنت متصل نمیشه.

با گوشی میام سایت...

اگه مشکلی نیست یه دو روز بهم فرصت بدین خودم از اول بخونم اینا رو مجدد پیدا کنم

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در ۱۴۰۱/۲/۲۰ در 20:58، ماهی گفته است:

به اینترنت متصل نمیشه.

با گوشی میام سایت...

اگه مشکلی نیست یه دو روز بهم فرصت بدین خودم از اول بخونم اینا رو مجدد پیدا کنم

میتونی  با گوشی فایل رو دانلود کنی اگر سیستم داری  فایل رو با استفاده از کابل شارژ گوشی وارد سیستمت کنی و راحت بررسی کنی. 

  • لایک 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

10 ساعت قبل، زری گل گفته است:

میتونی  با گوشی فایل رو دانلود کنی اگر سیستم داری  فایل رو با استفاده از کابل شارژ گوشی وارد سیستمت کنی و راحت بررسی کنی. 

🚶تموم شد دیگه...

صد صفحه مونده تا تموم شه، با همین گوشی بررسیش کردم

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.
 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...