رفتن به مطلب

از پایان کدوم رمان راضی نبودی؟


_Mahta_
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

خب بهم بگو.. 

از پایان کدوم رمان راضی نبودی و اگه بخوای پایان همون رمان رمان رو رقم بزنی چی مینویسی  واسش؟ 

@ Masi.fardi  @ masoo  @ Masoome  @ ستاره-Ensiyeh.gh  @ ماهی  @ YAS.JFI  @ Torkan dori  @ khakestar    @ yeghaneh.bayat  @ Z.A.D  @ Z.farhani  @ Z.mim   

ویرایش شده توسط _Mahta_
  • لایک 13
  • تشکر 1
  • سردرگم 1

ثانیه های تنهایی،  دنیایی بود که تنها از آن من بود. 

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

دل به دریا زده ای!

پهنه سراب است نرو

برف و کولاک زده!

راه خراب است نرو

بی همگان به سر شود💔 بی تو به سر نمی شود

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

هم اکنون، _Mahta_ گفته است:

خب بهم بگو.. 

از پایان کدوم رمان راضی نبودی و اگه بخوای پایان همون رمان رمان رو رقم بزنی چی مینویسی  واسش؟ 

@ Masi.fardi  @ masoo  @ Masoome  @ ستاره-Ensiyeh.gh  @ ماهی  @ YAS.JFI  @ Torkan dori  @ khakestar   

پیایان گیانم بسی قراره عر بزنم بسی غمگین

جایی از میان نت های دیوانگی گیتار!

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

Instagram:_saharrt

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

1 دقیقه قبل، _Mahta_ گفته است:

خب بهم بگو.. 

از پایان کدوم رمان راضی نبودی و اگه بخوای پایان همون رمان رمان رو رقم بزنی چی مینویسی  واسش؟ 

@ Masi.fardi  @ masoo  @ Masoome  @ ستاره-Ensiyeh.gh  @ ماهی  @ YAS.JFI  @ Torkan dori  @ khakestar   

👀چیز زیادی به ذهنم نمیاد چون از پایان همه رمان‌هایی که خوندم راضی بودم الا جلد دوم سه تفنگدار شیطون که اونجا دختره رو نمیکشم😔😂

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

1 دقیقه قبل، khakestar گفته است:

پیایان گیانم بسی قراره عر بزنم بسی غمگین

از رمان خودت؟ 💔

ثانیه های تنهایی،  دنیایی بود که تنها از آن من بود. 

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

دل به دریا زده ای!

پهنه سراب است نرو

برف و کولاک زده!

راه خراب است نرو

بی همگان به سر شود💔 بی تو به سر نمی شود

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

از پایان کدوم رمان... از پایان اولین رمانی که خوندم و اسمش یادم نیست😐💔

و در رابطه با نوشتن، به خودم این اجازه رو نمیدم چون هر نویسنده ای به هر حال ی نوع سلیقه داره و هیچ نویسنده ای خوشش نمیاد که یک نفر بیاد قسمتی از رمانش رو تغییر بده. 

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

♧انتقامی از جنس خون, مَجاز♧

-تو هیچ وقت نمی‌تونی جلوی سرنوشتی که از پیش تعیین شده بایستی؛ حقش رو داری، ولی‌توانش رو نه!

 بعضی اوقات فقط باید بشینی و نگاه کنی که چه راحت داری همه چیزت رو از دست میدی. بعضی اوقات فقط باید بی‌ تفاوت بمونی و بدون هیچ واکنشی، تنها نطاره‌گر نمایش بدبختی‌هات باشی.

 تو بعضی مخمصه‌ها، تلاش فقط نتیجه معکوس میده؛ عین دست و پا زدن تو یه باتلاق، که هیچی جز سرعت غرق شدت عایدت نمی‌کنه...!

ساردینیا، معمایی با یک کارآگاه متفاوت

حافظه سیاه، در جستوجوی حافظه ای با رنگ و بوی سیاهی

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

رمان گناهم عاشقی بود فکر کنم؛ اسمش خوب یادم نیست😐😂

یک ماه فقط گریه می‌کردم:) هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم که کاراکتر دختر اِن‌قدر بی‌رحم بشه و بذاره کاراکتر پسر خودکشی کنه.

ای کاش که این‌طوری تموم نمی‌شد؛ هنوز هم وقتی بهش فکر می‌کنم دلم می‌گیره!

photostudio_1662484842780_7wgh.png

به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است و مهربانی‌اش همیشگی...♡

سوگند به ابتدای روز [وقتی که خورشید پرتوافشانی می‌کند] و سوگند به شب آن‌گاه که آرام گیرد

که پروردگارت تو را رها نکرده و مورد خشم و کینه قرار نداده است!

#ضحی_آیات_یک_دو_سه_چهار#

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

27 دقیقه قبل، Torkan dori گفته است:

از پایان کدوم رمان... از پایان اولین رمانی که خوندم و اسمش یادم نیست😐💔

و در رابطه با نوشتن، به خودم این اجازه رو نمیدم چون هر نویسنده ای به هر حال ی نوع سلیقه داره و هیچ نویسنده ای خوشش نمیاد که یک نفر بیاد قسمتی از رمانش رو تغییر بده. 

به هر حال  بعضی رمانها بی رحمانه تموم میشن.. 

و این که فکر کنیم چطور اونا رو عوض کنیم خودش کلی  به قلم مون کمک میکنه

ثانیه های تنهایی،  دنیایی بود که تنها از آن من بود. 

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

دل به دریا زده ای!

پهنه سراب است نرو

برف و کولاک زده!

راه خراب است نرو

بی همگان به سر شود💔 بی تو به سر نمی شود

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

۱ ساعت قبل، _Mahta_ گفته است:

به هر حال  بعضی رمانها بی رحمانه تموم میشن.. 

و این که فکر کنیم چطور اونا رو عوض کنیم خودش کلی  به قلم مون کمک میکنه

یه سبک نوشتن هست که تازه بهش پی بردم و بهش میگن فن فیکشن( فکر کنم درست گفتم 😂)

این سبک دقیقا میاد زندگی یه شخصیت توی یه رمان یا داستان و یا هرچی دیگه رو یه جور دیگه می‌نویسه

یا پایان دیگه‌ای رقم می‌زنه برای شخصیت‌ها

من که باهاش حال نکردم😂 امیدوارم شما باهاش حال کنین🚶🏻‍♀️

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • کاربر فعال
ارسال شده در (ویرایش شده)

من از رمانایی که تهشون رو باز می‌ذارن بدم  میاد، خو بشر یه چی تهش معلوم میشه دیگه😐

9 دقیقه قبل، ماهی گفته است:

یه سبک نوشتن هست که تازه بهش پی بردم و بهش میگن فن فیکشن( فکر کنم درست گفتم 😂)

این سبک دقیقا میاد زندگی یه شخصیت توی یه رمان یا داستان و یا هرچی دیگه رو یه جور دیگه می‌نویسه

یا پایان دیگه‌ای رقم می‌زنه برای شخصیت‌ها

من که باهاش حال نکردم😂 امیدوارم شما باهاش حال کنین🚶🏻‍♀️

فن فیکشن نویس‌ها اکثراً یه چیزی مصرف می‌کنن موقع نوشتن هیچ‌کس زیاد حال نمی‌کنه😂

ویرایش شده توسط Psycho.K

داستانِ...

وَقتی مادَرَم یِک عَجیب‌الخلقه زایید.

در حال  تایپ:

سجده‌ی شیطان

ناپاکزاده های رم

کت قدیس

مجموعه‌ی سایکواکتیو((آبی بلوبری1 ||  سبز نعنایی2))

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • کاربر منتخب

یادم نمیاد. 😂 خیلی بودند.

یادمه یه مدت پیش شاید خدا گم شد رو خوندم و پایانش فوق العاده تلخ بود و با اسید پاشی و بدبختی تموم شد و مجرمم که شوهر دختره بود دستگیر نشد. 😢

ولی من کلا از پایانی که یکی از شخصیت ها یا هر دو می میرند یا اینقدر بدبختی توشه خوشم نمیاد. یه مدت که رمان می خوندم اول  می رفتم چند صفحه آخرشو می خوندم تا ببینم چطوری تموم میشه بعد شروع می کردم به خوندن. 😂

روایتی از بیداری اهریمن درون                                                               رمان از پیش باخته   (در حال تایپ: اجتماعی، عاشقانه)

12.png

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

29 دقیقه قبل، Psycho.K گفته است:

من از رمانایی که تهشون رو باز می‌ذارن بدم  میاد، خو بشر یه چی تهش معلوم میشه دیگه😐

فن فیکشن نویس‌ها اکثراً یه چیزی مصرف می‌کنن موقع نوشتن هیچ‌کس زیاد حال نمی‌کنه😂

👀😂🙌اصلا حال نمی‌کنم باهاشون

چه کاریه آخه

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • mahdi

از رمانایی ک تهشون خوبه. تراژدی باشه یکی بمیره قتل و اینا راه بندازید (وی بی رحم میشود)

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

رمانی نخوندم که آخرش بد تموم بشه! اصولا همه‌ی رمانا خوب تموم میشه😐😂

یکی بیاد یه رمان با پایان بد معرفی کنه ببینم چی می‌شه😂😂😂

16 دقیقه قبل، ماهی گفته است:

👀😂🙌اصلا حال نمی‌کنم باهاشون

چه کاریه آخه

آره خیلی مسخره‌ان😐😂🔪

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

پایان بازی که باز نباشه پارگی نحض باشه دوست ندارم. و همینطور سد اندینگ هایی که بعد یه عالمه بلا و مصیبت آوردن سر کاراکترای بدبخ، بیای بکشیشون. حداقل بزارین اینا یکم آرامش داشته باشن. گناه دارن...

 

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

در این ظلمات طولانی ، گل رزیست به دنبال روشنایی !

و این است عاشقانه ای بین یک گل رز و خورشید زندگی اش !

همراه با چاشنی اضافه از شش برادر تعصبی 😂

هفت شکوفه درخت جاودانگی

دلنوشته: یک روز پاییزی(اتمام یافته)

داستان: بلیط یک طرفه(درحال تایپ)

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

این مرد امشب می‌میرد که تهش عماد مرد‌

ویرایش شده توسط Qazal

 

نویسنده رمان‌های کامل شده:    به یادت بیاور، ماندن یا رفتن، سرپناهی دیگر، پشیمان می‌شوی 

در حال  تایپ:   محنت دیدگان

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

29 دقیقه قبل، Parya گفته است:

رمانی نخوندم که آخرش بد تموم بشه! اصولا همه‌ی رمانا خوب تموم میشه😐😂

یکی بیاد یه رمان با پایان بد معرفی کنه ببینم چی می‌شه😂😂😂

آره خیلی مسخره‌ان😐😂🔪

حیف دستم بسته‌اس نمیتونم رمان  پایان بد بهت معرفی کنم🙂😂

ویرایش شده توسط ماهی
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

یه کتابی بود الان اسمش یادم نمیاد ولی من ۷ تا جلد خوندم تا اخرش هم نفهمم چی به چی شده😐 بالای مونزده بار مجددا خوندمش ولی اخرشم نفهمیدم چیشد😐

نوشته‌ی نویسنده‌ای که به دنبال بهترین ها می‌گشت.

روح و روان هایی که پیوندشان با اشک و خون، ناگسستنی به نظر می‌رسید.

⌫رمان روح‌واره، به قلم   پرتویی از ماه

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

1 ساعت قبل، Prometa Anatelo گفته است:

یه کتابی بود الان اسمش یادم نمیاد ولی من ۷ تا جلد خوندم تا اخرش هم نفهمم چی به چی شده😐 بالای مونزده بار مجددا خوندمش ولی اخرشم نفهمیدم چیشد😐

چی خوندی مگه فرزندم 0-0

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

۱ ساعت قبل، Setyfire گفته است:

چی خوندی مگه فرزندم 0-0

فک کنم قبلا به تو گفتم... ولی هرچی الان فک میکنم یادم نیست اسمش چی بود😐😑😐 همینقدر تاثیر گذار بود اصن کتابه:/

نوشته‌ی نویسنده‌ای که به دنبال بهترین ها می‌گشت.

روح و روان هایی که پیوندشان با اشک و خون، ناگسستنی به نظر می‌رسید.

⌫رمان روح‌واره، به قلم   پرتویی از ماه

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خانم دزدی که ماه شد پایانش رو اضلا دوست نداشتم. به نظرم توی بدبختی آوار کردن سر شخصیت اصلی، یکم بیش از حد مبالغه کرده بود.

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

-نه! اشتباه نکن! من از اون و بلایی که سرم آورد نگذشتم! من، فقط، به شیوه خودم، تاوان بعضی حماقت‌ها رو نشونش دادم!

من گفتم، تو انجام دادی! همه فکر می‌کردن اون زنده می‌مونه و من می‌میرم! ولی تهش چی شد؟

من به زندگیم ادامه دادم، اون دار فانی را وداع گفت! من زنده بودم، اون سرش از تنش جدا شد!

پایان خاصی برای زندگیش تدارک دیدم! یه داماد، کنار عروسش،  تو شب عروسیش، با سری که دیگه رو تنش نیس...!

 

به زودی....

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در ۱۴۰۰/۱۲/۱۱ در 13:54، VampirE گفته است:

از رمانایی ک تهشون خوبه. تراژدی باشه یکی بمیره قتل و اینا راه بندازید (وی بی رحم میشود)

رمان خودم رو بهت معرفی میکنم با توجه به توصیفاتت  همونی هست که میخوای.. 

خواستی بخون.. 

ثانیه های تنهایی،  دنیایی بود که تنها از آن من بود. 

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

دل به دریا زده ای!

پهنه سراب است نرو

برف و کولاک زده!

راه خراب است نرو

بی همگان به سر شود💔 بی تو به سر نمی شود

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...