رفتن به مطلب

صندلی داغ | masi.fardi


چالش نویسنده بعد  

43 کاربر تاکنون رای داده است

  1. 1. نویسنده بعد رو شما انتخاب کنید



ارسال های توصیه شده

🦋 اولین صندلی داغ🦋

اولین نفری که این سه روز  میزبان سئوال های شما عزیزان هستش سرکارخانم🌼 @masi.fardi

تاریخ  بسته شدن تاپیک:   ۱۸ اسفند🔒

🌼خرده سئوالات اولیه که باید جواب بدید👇🌼

توجه کنید که  به سئوالات شخصی و... پاسخ ندید و تنها مدیر اسپم یا بنده رو تگ کنید!🚫

 

۱- اگه شخصیت مورد علاقت توی رمانت رو از نزدیک می دیدی چه واکنشی نشون می دادی؟

۲- عشق رو توی رمانت دوست داری به چه شکلی نشون بدی؟

فیزیکی یا معنوی؟ روحی یا جسمی؟ با زبون یا با عمل؟

۳- شده تا حالا، به خاطر یه دیالوگ فی البداهه، مسیر رمانت عوض بشه و تو مثل چی توی گل گیر کنی؟

۴- تا حالا با کارکتر مورد علاقه ات توی رمانت طی یک مدتی زندگی کردی؟

۵- از کدوم جای رمانت به شخصه خوشت نمیاد یا که از تصورش حس چندان خوبی نمی‌گرفتی؟

۶- کتاب و نویسنده مورد علاقه‌ات کیه و چرا؟

۷- محبوب ترین سکانس رمانت کجاست؟ دربارش توضیح بده

۸- کارکتر اصلی رمانت رو به یک شی تشبیه کن 

۹- ملاکت برای نوشتن یه شخصیت منفی چیه؟

۱۰- اگر عاشقانه نویس هستی؛ تا حالا خودت عاشق شدی و رابطه عاشقانه رو تجربه کردی؟

۱۱- بهت میگن نویسندگی رو بزار کنار و تا اخر عمرت دست به قلم نشو ۵۰ میلیون بت میدیم قبول میکنی؟

۱۲- ضایع ترین قسمت رمانت رو بگو؟

۱۳- اگه یک روز بخوابی و وقتی بیداری بشی جزئی از رمانت باشی چه‌کار میکنی؟

۱۴- هر روز رمان می نویسی یا وقتی حسش باشه؟

۱۵- آیا اطرافیانت می دونند نویسنده ای؟

۱۶- تا حالا نوشتن رمانی رو نصفه رها کردی؟چرا؟

۱۷- بدترین و بهترین رمانی که تو عمرت خوندی چی بود؟

۱۸- ایده ها از کجا به ذهنت میرسن؟

۱۹- اگه میخواستن زندگی نامتو بنویسن دوست داشتی چه اسمی روش بزارن؟

۲۰- دوست داشتی با کدوم شخصیت رمانت زندگی کنی؟ کدوم شخصیت رمانت به خود واقعیت نزدیک تره؟

 

میزبان: @masi.fardi دوستانتون رو تگ کنید که سئوالاتشون رو بپرسند🌻

  • لایک 13
  • هاها 5

آفری از جنس فرشته!   👈    آفرودیت

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • پاسخ 61
  • ایجاد شد
  • آخرین پاسخ

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

قبل از هر چیز سلام😂❤️

سلام ویژه عرض کنیم خدمت آن دسته از دوستانی  که تمام خشم و خبث و حرص خود را در طرح سوالات استفاده نمودند! تشکرات!😂 خب دیگه نمک‌بازی بسه.

۱- اگه شخصیت مورد علاقت توی رمانت رو از نزدیک می دیدی چه واکنشی نشون می دادی؟

- بستگی داره؛ این سوال شما خودش یک سوال رو برای من در ذهن مطرح  می‌کنه، اون هم اینکه شخصیت منفی باشه یا مثبت، اگر شخصیت مثبت باشه  که فبها المراد، خیلی  هم  خوشحال میشم از دیدنش  و اما شخصیت منفی...باید بگم باز هم خوشحال میشم😂چون مور‌د علاقه‌مِ دیگه! شما می‌تونید تو جای-جای این جهان شخصیت‌های محبوبِ منفوری رو پیدا کنید که حتی از شخصیت‌های مثبت داستان هم مطرح‌تر و محبوب‌تر هستن و این حتی در نوشته‌های خود من هم صدق می‌کنه که بعد اون همه تلاش برای خلق یک شخصیت مثبت و اسطوره‌ای همه عاشق اون شخصیتی شدن که اگر تو دنیای حقیقی وجود داشت بدون شک نفرت‌انگیزترین آدم روی زمین می‌شد!🙄😂

و حتی  آن چنان جانب‌دارانه ازش حمایت  می‌کنن که انگار اصلاً شخصیت مثبت به چشمشون نیومده.

۲- عشق رو توی رمانت دوست داری به چه شکلی نشون بدی؟ فیزیکی یا معنوی؟ روحی یا جسمی؟ با زبون یا با عمل؟

-هر  شش مورد! برای آشکار کردن عشق حقیقی هر شش بعد لازم هست. البته در کتاب که بعد عملی رو باید شخصیت‌ها اجرا کنن که برای منِ نویسنده میشه همون بعد زبانی یا نوشتاری. حالا بگذریم؛ در کل سعی‌ من همیشه این هست که بتونم در پرونده کاریم مجموعه‌ و بهتره بگم گنجینه‌ای از عاشقانه‌هایی رو داشته باشم که روایت عشق‌های پاک و  اسطوره‌ای باشن و قطعاً الگوم در این زمینه عاشقانه‌های کلیشه‌ای و دروغین امروزی نیستن. بیشتر  دوست دارم نظامی عصر حاضر باشم! اگر یک روز بتونم عاشقانه‌ای رو به تاریخچه عشق مثل  " لیلی و مجنون " و یا " شیرین و فرهاد " هدیه کنم،   اون زمان شاید تازه بتونم خودم رو در عرصه نویسندگی موفق بدونم.

۳- شده تا حالا، به خاطر یه دیالوگ فی البداهه، مسیر رمانت عوض بشه و تو مثل چی توی گل گیر کنی؟

-اگر بگم نشده که دروغ گفتم، چون هر نویسنده‌ای ممکن که حتی با یه کلمه کل کتابش دستخوش تغییر بشه پس شده اما سعی می‌کنم خیلی دیالوگ‌محور نباشم تا بتونم توازن رو در بخش‌های مختلف کتابم رعایت کنم و از اونجایی که پایان رمان‌ها و کم و بیش حتی قسمت‌های میانی از پیش برای من مشخص هستن بنابراین خیلی کم چنین چیزی پیش میاد که تمام توجهم جلب یک خط دیالوگ بشه و بخوام کل داستانم رو به باد تغییر و تحول بدم!

۴- تا حالا با کارکتر مورد علاقه ات توی رمانت طی یک مدتی زندگی کردی؟

-به نظر من این مسئله، مسئله‌ی منحصر به فردی نیست، تمام نویسنده‌ها در دوران طلایی‌ای که شروع به نوشتن یک کتاب می‌کنن عمری رو با اون زندگی کردن و در اون دوران بیشتر، اگر اون نوشتن از عمق وجود و آمیخته به عشق باشه تمامی شخصیت‌های ما، پاره‌ای از وجود ما و در واقع فرزندانمون هستن. جایگاه یک نویسنده کم از یک مادر نیست، کسی که با تألیف یک اثر فرزندانی رو با تکه‌ای از وجود خودش خلق می‌کنه که حتی چندین درجه از به دنیا آوردن یک فرزند حقیقی می‌تونه سخت‌تر و دارای مراتب بالاتری باشه. درسته که پرورش یک انسان در حقیقت کار دشوارتری هست اما خیال نکنید پرورش یک انسان در ذهن هم می‌تونه کار خیلی آسونی باشه!  خلاصه کار هر خر نیست خرمن کوفتن، گاو نر می‌خواهد و مرد کهن! 😂😏

این هم یه کنایه به اون دسته  از افرادی که نویسنده‌ها رو جدی نمی‌گیرن و یا مورد تمسخر شون می‌گیرن و خیال می‌کنن اگر خودشون دست به قلم بشن می‌تونن شق‌القمر کنن!

خلاصه بگذریم، بیشترین و احساسی‌ترین زندگی من با یک کتاب در آخرین رمان فعلیم یعنی " با من بمان " اتفاق افتاد که نقش ملکشاهِ مادر رو داشتم  و مادرانه‌هام اونجا خیلی دلنشین شدن. انگار که به واقع مادر شدم! حس قشنگی بود، توصیف‌نشدنی هست.😍

۵- از کدوم جای رمانت به شخصه خوشت نمیاد یا که از تصورش حس چندان خوبی نمی‌گرفتی؟

-چنین‌قسمتی در کتاب‌هام ندارم!😁 اگر یک جا احساسم بهم بگه که یک قسمت از کتابم قابل درک و یا ملموس نیست قطعاً پیش از اینکه اون رو به نگاه عموم برسونم تغییر میدم. من به عنوان یک نویسنده اگر اول از همه خودم  نتونم با بخش‌های رمانم به سادگی ارتباط بگیرم پس صد در صد خواننده من هم نمی‌تونه و دچار مشکل خواهد شد.

۶- کتاب و نویسنده مورد علاقه‌ات کیه و چرا؟

-هنر شفاف اندیشیدن اثر رولف دوبلی به ترجمه جناب آقای عادل فردوسی‌پور عزیز ( ایشون به دلایل بسیاری، خیلی در نظرم قابل احترام و شایسته تقدیر هستن. 🤩)  و همینطور چهار اثر از  فلورانس اسکاول شین. می‌دونم منتظر شنیدن اسم یک عاشقانه‌نویس بودید ولی سخت در اشتباه بودید!😂من معمولاً در زندگی حقیقی برخلاف عاشقانه‌هام نه تنها انسان عاشق‌پیشه‌ای نیستم بلکه خیلی اوقات فلسفی و منطق‌گرا میشم. این دو کتاب مسیر زندگی من رو تغییر دادن، همیشه مرجع تقلید من هستن که هر بار با رجوع به اون‌ها و خوندشون آرامش می‌گیرم و احساس امید به زندگی در من قوت می‌گیره.

۷- محبوب ترین سکانس رمانت کجاست؟ دربارش توضیح بده

-محبوب‌ترین سکانس رمان من در جدیدترین اثرم یعنی " با من بمان " میهمانی هتل بدروم و تا پای مرگ بردن  آراز توسط زیبا بود.😂 اون قسمت آن‌چنان بولد شد و مورد توجه خواننده‌ها قرار گرفت که از کل رمان با اون مهمونی یاد می‌کنن.😆 خصوصاً بخشی که تو سرویس بهداشتی و  بعد از اهدای جوایز درگیری پیش اومد، جریان حملات کیک و کارد و چنگال!

که فکر می‌کنم محبوبیتش بیشتر بخاطر  سبک خاص دیالوگ‌های زیبا و شور و هیجان آمیخته با طنزی بود که اون بخش‌ها داشتن. همون دیالوگ معروف و محبوب بچه‌ها که « به تو هم میگن داداش، تو کتلتی لای نون لواش! »😂😂❤️

۸- کارکتر اصلی رمانت رو به یک شی تشبیه کن 

-( امیرشاه یگانه؛ چاقوی برنده‌ای که هر چیزی رو نمی‌بره! ) تو دنیای حقیقی و پیرامون خودمون هم صد در صد دیدیم اون دسته آدم‌هایی رو که تا به یه شهرت و قدرتی می‌رسن اصطلاحاً خود حقیقی‌شون رو گم می‌کنن، دیگه خیال می‌کنن دنیا مال اون‌هاست و هر کاری می‌تونن بکنن و سلبریتی‌ها یک جزء از این اقشار هستن که به محض رسیدن به یک جاه و مقامی، دوست دارن همه رو زیر پای خودشون له کنن و برای دست یافتن به درجات بالاتر و رفاه بیشتر حاضر میشن پا روی احساس و هستیِ خیلی‌ها بذارن. امیرشاه اما با وجود داشتن تمام اون قدرت‌ها، چه از لحاظ مالی و چه از لحاظ جایگاه اجتماعی یک  اسطوره به تمام معناست. کسی که نه تنها در طول زندگیش به کسی ظلمی نکرده بلکه دستگیر خیلی‌ها هم بوده😍

و در حقیقت همون چاقویی که می‌تونه گلوی خیلی‌ها رو بی‌رحمانه ببره اما جز بهره از فایده‌ش هرگز از بعد منفی این استعداد،  قدرت و ماهیتش استفاده نمی‌کنه.

۹- ملاکت برای نوشتن یه شخصیت منفی چیه؟

-میگن هیچ شیرینی‌ای بدون حضور یک تلخی معنا پیدا نمی‌کنه! درست مثل زندگی که بدون حضور غم‌ها و سختی‌ها، شادی‌ها هیچگاه به چشم نمیان. اگر یک کتاب هم پر باشه از شخصیت‌های خوب، مثبت و بی‌عیب و نقص در حالی که خبری از حداقل یک شخصیت منفی هم نیست، هرگز شخصیت‌های مثبت اونطور که باید به چشم نمیان.

این دنیا پر شده از تفاوت‌ها و تناقض‌هایی که اگر نباشن همه چیز خسته‌کننده و تکراری میشه.  دوست ندارم که کتابم پر از کلیشه و خالی از تناقض‌ها  باشه. همین!😉☺️ 

۱۰- اگر عاشقانه نویس هستی؛ تا حالا خودت عاشق شدی و رابطه عاشقانه رو تجربه کردی؟

-عاشق شدن که نمیشه اسمش رو عشق گذاشت، نه هنوز اتفاق نیفتاده اما شده مثلاً احساس دوست داشتن رو در دوره‌ای از دوران خامِ نوجوانی😆 به جنس مخالف اون هم فقط در حد یه شخص معروف تجربه کرده باشم. 😂وگرنه عشق متقابل یا رابطه دوطرفه هرگز اون هم این روابط بی‌حد و مرز و خارج از چهارچوب امروزی! 

۱۱- بهت میگن نویسندگی رو بزار کنار و تا اخر عمرت دست به قلم نشو ۵۰ میلیون بت میدیم قبول میکنی؟

-به شوخی 😂 50 میلیون که پولی نیست رقم رو ببرید بالاتر😉حالا اون موقع فکرهام رو می‌کنم ببینم چی میشه😂چون یه چندسال دیگه از همین قلم بیشتر از این‌ها در میاد😂ولی جدای شوخی بگم  هرگز! اولاً که ارزش  نوشتن و قلمم خیلی بیشتر از این‌هاست که رهاش کنم. من برای پول و مادیات که نوشتن رو شروع نکردم، من دلی نوشتم و عاشقانه وارد این عرصه شدم. شما مگه می‌تونی به یه عاشق بگی پنجاه میلیون بهت میدم دست از عشقت بکش و دیگه نزدیکش نشو؟! تازه این بی‌تاب‌تر و حریص‌ترش هم می‌کنه حالا اصلاً شما بیا بگو صد میلیارد تومن بهت میدم! قلم هم همینطور!  عشقی که بین من و قلمم هست، اون لذتی که از نوشتن  می‌گیرم هیچ مادیات و یا عامل مادی‌ای نمی‌تونه باهاش برابری کنه حتی اگر هم به خوشی ختم بشه هم خوشی‌ای لحظه‌ای و گذراست، پایدار نیست اما من با قلمم می‌تونم بگم تا همیشه خوشحال و خوشبختم و قدرت در دست‌های منه.

۱۲- ضایع ترین قسمت رمانت رو بگو؟

-همونطور  که گفتم ندارم اما کلاس چهارم دبستان که بودم در عالم کودکی و بی‌تجربگی به عنوان اولین تجربه نوشتن  یه کتاب نوشته بودم راجع به دختری که مدیربرنامه‌های یه تیم فوتبال میشه و  بعد یه فضای عاشقانه فوتبالی😂که الان وقتی یادش می‌افتم یا کمی ازش می‌خونم  خدا رو شکر می‌کنم که امروز تا این حد عقلم رشد کرده و دنیای محدود و کوچیک افکارم دیگه انقدر بچگانه قلم نمی‌زنه!😂

۱۳- اگه یک روز بخوابی و وقتی بیداری بشی جزئی از رمانت باشی چه‌کار میکنی؟

-فکر کنم اتفاق خیلی جذاب و هیجان‌انگیزی باشه. چه شخصیت منفی باشم و چه مثبت به  اون زندگی رویایی و هیجان‌انگیزم ادامه میدم و سعی می‌کنم با آگاهی از پایان زندگی و سرانجام این بازی این‌بار اون رو طوری دیگه و اونطور که به نفع خودم باشه، به بهترین شکل ممکن پیش ببرم.

۱۴- هر روز رمان می نویسی یا وقتی حسش باشه؟

-معمولاً دائماً در حال نوشتن و دست به قلم هستم اما زمانی که ایده‌ای خیلی جدید و ناب به ذهنم برسه با شور و هیجان بیشتری دست به قلم می‌برم.

۱۵- آیا اطرافیانت می دونند نویسنده ای؟

-بله اکثریت می‌دونن و با چاپ اولین کتابم خیلی‌ از معلم‌های دوران دبیرستان، اقوام، دوستان و آشنایانی که نمی‌دونستن هم باخبر شدن.🤩

۱۶- تا حالا نوشتن رمانی رو نصفه رها کردی؟چرا؟

-تا امروز هرگز و امیدوارم که هیچ‌وقت این اتفاق تلخ نیفته  چون به نظرم بازی با احساسات خواننده و حتی شخصیت‌هایی که آینده و سرنوشتشون در دست ماست  اصلاً قشنگ نیست! این رو از صمیم قلب و با همه وجودم میگم چون بعد از اون اتفاق وحشتناک یعنی پاک شدن محتویات گوشیم و از بین رفتن تمام نوشته‌هام قرار بود دیگه نویسندگی رو کنار بذارم و " با من بمان" رو با وجود تمام طرفدارانش نیمه تمام رها کنم اما همین انگیزه دلیلی شد تا دوباره پر قدرت شروع کنم. اما اگر روزی بدونم قراره رمانی رو نیمه تمام بذارم یا اینکه نتونم  ادامه‌ش بدم اصلاً هرگز شروعش نمی‌کنم، هر چیز سرانجامی داره و من عادت دارم که بالاخره یک روز، حالا چه دیر چه زود تمام کارهام رو به سرانجام برسونم. خلاف این قاعده هرگز  اجرا و ثابت نمیشه مگر اینکه مرگِ من  بین من و دست‌ها و قلمم فاصله بندازه😊

۱۷- بدترین و بهترین رمانی که تو عمرت خوندی چی بود؟

-از بدترین اسم نمی‌برم  اما بهترین، بهترین رمان از نظر من اون رمانی بوده که هنوز هم که هنوزه با اینکه چند سال از خواندنش می‌گذره من باز هم گوشه‌ای از خاطراتم از اون یاد می‌کنم، " بامداد خمار " نوشته خانم فتانه حاج سید جوادی که به علت علاقه بی‌حد و مرز من به دوران قاجار و طبعاً قلم بی‌نظیر نویسنده  خیلی به دلم نشست.

و بدترین رمان از نظر من رمانی هست که یک نویسنده بی‌اصالت با یک ایده بی‌پایه و اساس، بدون داشتن هدفی متعالی از نوشتن جز بدست آوردن توجه نوجوان‌ها و مسموم‌کردن افکارشون   هر چند هم با داشتن قلمی مطلوب،  هرزنامه‌ای رو به عنوان یک کتاب وارد جامعه ادبیات و فرهنگ فارسی می‌کنه که تنها اسم عشق رو با شهوت و هوای نفسانی  لکه‌دار می‌کنه. به نظرم چنین کتاب‌هایی باید تو  دوران مغول نوشته می‌شدن و همون زمان هم سوخته می‌شدن اما حیف که هنوز هم نویسنده‌هایی با این قبیل اهداف شوم داریم و شرم‌آورتر اینکه کلی هم طرفدار دارن و محبوب هستن!

۱۸- ایده ها از کجا به ذهنت میرسن؟

-ایده‌ها با کوچک‌ترین چیز به ذهن من میان و جرقه برای نوشتن یک کتاب زده میشه، شاید گوش کردن به یک موزیک یا دیدن یک فیلم، اتفاقی مقابل چشم‌هام و یا حتی رو به رو شدن با یک کلمه! 

البته به نظر من یه نویسنده واقعی نویسنده‌ای هست که رویدادها برای نوشتن بهانه دستش ندن بلکه اون با نوشتن بهانه‌ای به رویدادها بده!

بیشتر سعی می‌کنم از دنیای خیالی خودم و  قایت‌القصویی که شاید هرگز در دنیای واقعی اتفاق نیفته بنویسم تا   نوشته‌هام از کلیشه و تکرارها دور باشن وگرنه تو دنیای امروزی که تعداد نویسندگان زیاد شده و به علت تشابهاتی در مکان و زمانی که در اون زندگی می‌کنیم امکان داره ایده‌های بصری به ذهن هر شخصی برسن بنابراین بیشتر از قوه تخیلم بهره می‌گیرم، لااقل دیگه باقی نویسنده‌ها در خیال من هم شریکم نیستن!

۱۹- اگه میخواستن زندگی نامتو بنویسن دوست داشتی چه اسمی روش بزارن؟

-عاشقانه‌هایی لطیف در قلبِ جنگ و جدال!☺️😂🤭

من شخصیت مهربونی دارم و معمولاً سعی دارم به هر کس و هر چیزی که دور و اطرافم هست عشق بورزم و دوستش داشته باشم. در حقیقت زندگی رو اینطور می‌بینم که باید  عشق بدم و عشق بگیرم اما خب این امر در زندگی امروزی، تو این دنیا با آدم‌های مختلفی که خیلی هم بی‌رحم و نامهربون بینشون پیدا میشه هرگز کاملاً ممکن نیست و متأسفانه من تو زندگیم نامهربونی زیاد دیدم. خیلی  وقت‌ها رو بازی کردم اما طرف مقابلم زیر و رو کشیده! خیلی وقت‌ها دلم رو شکستن و با خیلی از بی‌عدالتی‌ها و نامهربونی‌ها جنگیدم. برای همین تو ذهنم همیشه خودم رو بین یه میدون جنگی می‌بینم که اول از روی سادگی در برابر نفراتش شمشیر انداختم و با مهربونی جلو رفتم اما در پایان متوجه شدم که اون افراد جز تیزی شمشیرم  هرگز لایق اون حجم از عشق و مهربونی‌ای که خالصانه نثارشون کردم نبودن.

۲۰- دوست داشتی با کدوم شخصیت رمانت زندگی کنی؟ کدوم شخصیت رمانت به خود واقعیت نزدیک تره؟

-در رابطه با پاسخ اولین سوال ترجیح میدم، شخصیت مرد با امیرپاشا😂  و شخصیت زن با زیبادخت ( خیلی خوش میگذره با اینجور آدم‌های شوخ و شاد ) زندگی می‌کنم.

و در رابطه با دومین سوال، شخصیت اولین رمانم " پرواز " که چاپ شد  از نظر مهربونی‌ها، مظلومیت‌ها و لطافت احساساتش تو یه دوره‌ای از زندگیم خیلی شبیهم بود اما حالا با روحیه‌ای که هر روز جسورتر از دیروز میشه و با تجربیاتی که کسب می‌کنم بیشتر دارم خود حقیقی و سرکوب شده‌م یعنی زیبادختِ " با من بمان " رو در خودم زنده می‎‌‌کنم البته کمی خجالتی‌تر، مودب‌تر و در صحبت کردن محتاط‌تر، نه دیگه اینطور که هر چی از دهنم در اومد بخوام بی‌فکر بگم😂

😂❤️خب دیگه تموم شد! ممنون از @ زهرارمضانی🌻  عزیزم  بابت  اینکه من رو به عنوان اولین نفر انتخاب کردید تا به سوالاتتون پاسخ بدم و لحظات شیرینی رو کنارتون تجربه کنم. سرتون رو هم به درد آوردم بیشتر از این  پر حرفی نمی‌کنم🤭😁 امیدوارم این گفت و گو رو دوست داشته باشید 😍 خداحافظ!

 

ویرایش شده توسط Masi.fardi
  • لایک 12
  • تشکر 1
  • هاها 6
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

16 ساعت قبل، زهرارمضانی گفته است:

🔥چالش جذاب صندلی داغ شروع شد 🔥

اولین نویسنده ای که این هفته باهاش چالش رو میریم کسی نیست جز خانوم  @ Masi.fardi

 

۱- اگه شخصیت مورد علاقت توی رمانت رو از نزدیک می دیدی چه واکنشی نشون می دادی؟

۲- عشق رو توی رمانت دوست داری به چه شکلی نشون بدی؟

فیزیکی یا معنوی؟ روحی یا جسمی؟ با زبون یا با عمل؟

۳- شده تا حالا، به خاطر یه دیالوگ فی البداهه، مسیر رمانت عوض بشه و تو مثل چی توی گل گیر کنی؟

۴- تا حالا با کارکتر مورد علاقه ات توی رمانت طی یک مدتی زندگی کردی؟

۵- از کدوم جای رمانت به شخصه خوشت نمیاد یا که از تصورش حس چندان خوبی نمی‌گرفتی؟

۶- کتاب و نویسنده مورد علاقه‌ات کیه و چرا؟

۷- محبوب ترین سکانس رمانت کجاست؟ دربارش توضیح بده

۸- کارکتر اصلی رمانت رو به یک شی تشبیه کن 

۹- ملاکت برای نوشتن یه شخصیت منفی چیه؟

۱۰- اگر عاشقانه نویس هستی؛ تا حالا خودت عاشق شدی و رابطه عاشقانه رو تجربه کردی؟

۱۱- بهت میگن نویسندگی رو بزار کنار و تا اخر عمرت دست به قلم نشو ۵۰ میلیون بت میدیم قبول میکنی؟

۱۲- ضایع ترین قسمت رمانت رو بگو؟

۱۳- اگه یک روز بخوابی و وقتی بیداری بشی جزئی از رمانت باشی چه‌کار میکنی؟

۱۴- هر روز رمان می نویسی یا وقتی حسش باشه؟

۱۵- آیا اطرافیانت می دونند نویسنده ای؟

۱۶- تا حالا نوشتن رمانی رو نصفه رها کردی؟چرا؟

۱۷- بدترین و بهترین رمانی که تو عمرت خوندی چی بود؟

۱۸- ایده ها از کجا به ذهنت میرسن؟

۱۹- اگه میخواستن زندگی نامتو بنویسن دوست داشتی چه اسمی روش بزارن؟

۲۰- دوست داشتی با کدوم شخصیت رمانت زندگی کنی؟ کدوم شخصیت رمانت به خود واقعیت نزدیک تره؟

چه باحال منم سوال داشتم😭😂🦃😍چرا تاپیک سوالش بستس؟

  • لایک 6
  • هاها 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

۱ ساعت قبل، بوقولی پلیسه گفته است:

چه باحال منم سوال داشتم😭😂🦃😍چرا تاپیک سوالش بستس؟

سئوالاتتون اینجا ازشون بپرسید @ Masi.fardi  میتونید دوستانتون رو تگ کنید تا ازتون سئوال بپرسن تو این یه هفته

  • لایک 5
  • هاها 2
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

۱ دقیقه قبل، Night Shadow گفته است:

چرا سبک عاشقانه؟! @ Masi.fardi

 

سبک‌های دیگه هم نوشتم تا به حال، اما احساسم بهم میگه که تو این سبک مهارت بیشتری دارم عزیزدلم. شاید هم  اشتباه فکر می‌کنم😂❤️ چون معمولاً ایده‌هایی که در سبک عاشقانه به ذهنم می‌رسن کلیشه‌ای نیستن اما مثلاً شده ایده پلیسی‌ای داشته باشم که تا حدودی کلیشه هم قاطیش باشه به همین دلیل احساس می‌کنم بهتره سبک عاشقانه رو ادامه بدم.

  • لایک 8
  • تشکر 1
  • هاها 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

هم اکنون، بوقولی پلیسه گفته است:

علم بهتر است یا ثروت؟😎😂

علم و ثروت هر دو در کنار هم🤭

  • لایک 5
  • هاها 2
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

3 دقیقه قبل، بوقولی پلیسه گفته است:

چیشد  که معروف شدی؟ یهو شد؟ یا کسی کمکی چیزی کرد؟🤗😂🦃

معروف نیستم گلم شاید فقط کمی نسبت به بقیه بچه‌ها خوانندگان بیشتری دارم همین! نه کسی هیچ کمکی نکرد.

دیگه برای تو کافیه سوال بی‌ربط بپرسی میدم پرات رو بچینن😂❤️اصلاً برو درست رو بخون واسه چی این وقت عصر آنلاینی؟ چه لزومی داره یه کنکوری انقدر آنلاین باشه؟😂

ویرایش شده توسط Masi.fardi
  • لایک 5
  • تشکر 1
  • هاها 2
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اقا من اومدمممممم. مصی بترس😐😂

بدترین رمانت چی بوده خدایی؟

کلیشه‌ای ترین رمانت؟

بدترین سوتیت تو رمانت چی بوده؟

خدابی چی شد فکر کردی ادم نوشتنی‌؟  و آیه در اون هنگام پاره اجری به سرت برخورد نکرده بود؟😐😂

اممم دیگه چی؟ اها یافتم!😐😂😎

داغون ترین اسم انتخابی‌ت برای رمان چی بوده؟😐😂

از انجام چه‌کاری تو نویسندگی‌مثل یک عدد حیوان با وفا پشیمونی؟😐😂

بچه ها بیاید.

@ سیمای بوقلمونی   @ Masoome   @ masoo

  • لایک 4
  • هاها 7

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

-نه! اشتباه نکن! من از اون و بلایی که سرم آورد نگذشتم! من، فقط، به شیوه خودم، تاوان بعضی حماقت‌ها رو نشونش دادم!

من گفتم، تو انجام دادی! همه فکر می‌کردن اون زنده می‌مونه و من می‌میرم! ولی تهش چی شد؟

من به زندگیم ادامه دادم، اون دار فانی را وداع گفت! من زنده بودم، اون سرش از تنش جدا شد!

پایان خاصی برای زندگیش تدارک دیدم! یه داماد، کنار عروسش،  تو شب عروسیش، با سری که دیگه رو تنش نیس...!

 

به زودی....

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

2 دقیقه قبل، VAHID گفته است:

میتونیم اینجا سوال بپرسیم یا ن ؟ 

نه دبگه، باید اونجا بپرسی😐😂😜

  • لایک 3
  • هاها 3

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

-نه! اشتباه نکن! من از اون و بلایی که سرم آورد نگذشتم! من، فقط، به شیوه خودم، تاوان بعضی حماقت‌ها رو نشونش دادم!

من گفتم، تو انجام دادی! همه فکر می‌کردن اون زنده می‌مونه و من می‌میرم! ولی تهش چی شد؟

من به زندگیم ادامه دادم، اون دار فانی را وداع گفت! من زنده بودم، اون سرش از تنش جدا شد!

پایان خاصی برای زندگیش تدارک دیدم! یه داماد، کنار عروسش،  تو شب عروسیش، با سری که دیگه رو تنش نیس...!

 

به زودی....

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

هوم... 

واسه چی زیبا رو خلق کردی که ما حرص بخوریم؟ 😐😂

  • لایک 4
  • هاها 2

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

♧انتقامی از جنس خون, مَجاز♧

-تو هیچ وقت نمی‌تونی جلوی سرنوشتی که از پیش تعیین شده بایستی؛ حقش رو داری، ولی‌توانش رو نه!

 بعضی اوقات فقط باید بشینی و نگاه کنی که چه راحت داری همه چیزت رو از دست میدی. بعضی اوقات فقط باید بی‌ تفاوت بمونی و بدون هیچ واکنشی، تنها نطاره‌گر نمایش بدبختی‌هات باشی.

 تو بعضی مخمصه‌ها، تلاش فقط نتیجه معکوس میده؛ عین دست و پا زدن تو یه باتلاق، که هیچی جز سرعت غرق شدت عایدت نمی‌کنه...!

ساردینیا، معمایی با یک کارآگاه متفاوت

حافظه سیاه، در جستوجوی حافظه ای با رنگ و بوی سیاهی

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

هم اکنون، Torkan dori گفته است:

هوم... 

واسه چی زیبا رو خلق کردی که ما حرص بخوریم؟ 😐😂

راست میگه جوابگو باش چرا با دستان خود پسر خود را در هچل گرفتار نموده ای ملعون😂😂

  • لایک 4
  • هاها 3
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

۴ ساعت قبل، Masi.fardi گفته است:

عاشق شدن که نمیشه اسمش رو عشق گذاشت، نه هنوز اتفاق نیفتاده اما شده مثلاً احساس دوست داشتن رو در دوره‌ای از دوران خامِ نوجوانی😆 به جنس مخالف اون هم فقط در حد یه شخص معروف تجربه کرده باشم. 😂وگرنه عشق متقابل یا رابطه دوطرفه هرگز اون هم این روابط بی‌حد و مرز و خارج از چهارچوب امروزی! 

حس می‌کنم بخاطر این حرفت باید کتک بخوری😐😂

  • لایک 4
  • هاها 3

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

-نه! اشتباه نکن! من از اون و بلایی که سرم آورد نگذشتم! من، فقط، به شیوه خودم، تاوان بعضی حماقت‌ها رو نشونش دادم!

من گفتم، تو انجام دادی! همه فکر می‌کردن اون زنده می‌مونه و من می‌میرم! ولی تهش چی شد؟

من به زندگیم ادامه دادم، اون دار فانی را وداع گفت! من زنده بودم، اون سرش از تنش جدا شد!

پایان خاصی برای زندگیش تدارک دیدم! یه داماد، کنار عروسش،  تو شب عروسیش، با سری که دیگه رو تنش نیس...!

 

به زودی....

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

من با این عروست سر جنگ دارم یجوری باید خالی کنم خودمو😐😂مثلا همه سوالام به اون برگرده😐😂

کدوم قسمت از رمان بود که خودت هم از زیبا خسته شدی و میخواستی بگی انقدر به پسرم نچسب؟ 😐😂

آم اگر بخوای احساس زیبا به امیر پاشا رو توصیف کنی؟ 😐😂

حق ترین حرفی که زیبا زده یا قراره بزنه؟ 😐😂

اگر دوروز امیر پاشا و زیبا رو کنار هم ولشون کنی به امان خدا چی میشه؟ 😐😂

آمممم چرا زیبا انقد منو حرص میده؟ 😐😂

 

  • لایک 2
  • هاها 4

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

♧انتقامی از جنس خون, مَجاز♧

-تو هیچ وقت نمی‌تونی جلوی سرنوشتی که از پیش تعیین شده بایستی؛ حقش رو داری، ولی‌توانش رو نه!

 بعضی اوقات فقط باید بشینی و نگاه کنی که چه راحت داری همه چیزت رو از دست میدی. بعضی اوقات فقط باید بی‌ تفاوت بمونی و بدون هیچ واکنشی، تنها نطاره‌گر نمایش بدبختی‌هات باشی.

 تو بعضی مخمصه‌ها، تلاش فقط نتیجه معکوس میده؛ عین دست و پا زدن تو یه باتلاق، که هیچی جز سرعت غرق شدت عایدت نمی‌کنه...!

ساردینیا، معمایی با یک کارآگاه متفاوت

حافظه سیاه، در جستوجوی حافظه ای با رنگ و بوی سیاهی

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

10 دقیقه قبل، Sanaz87 گفته است:

اقا من اومدمممممم. مصی بترس😐😂

بدترین رمانت چی بوده خدایی؟

کلیشه‌ای ترین رمانت؟

بدترین سوتیت تو رمانت چی بوده؟

خدابی چی شد فکر کردی ادم نوشتنی‌؟  و آیه در اون هنگام پاره اجری به سرت برخورد نکرده بود؟😐😂

اممم دیگه چی؟ اها یافتم!😐😂😎

داغون ترین اسم انتخابی‌ت برای رمان چی بوده؟😐😂

از انجام چه‌کاری تو نویسندگی‌مثل یک عدد حیوان با وفا پشیمونی؟😐😂

بچه ها بیاید.

@ سیمای بوقلمونی   @ Masoome   @ masoo

چه خبره یه سوال!😂😶

بدترین رمانم اسمش گل عشق بود تو یه هفته نوشتم😂خوشحالم که نابود شد!

کلیشه‌ای تا حالا نداشتم خدایی😂

امیرشاه رو تایپ کرده بودم امیرشته🤣🤣😂

حس کردم قلم خوبی دارم و اینکه یکم کم حرف بودم برای همین بیشتر حرف‌هایی که برای گفتن داشتم رو سعی کردم با قلمم بازگو کنم.

از بچگی که می‌نوشتم یه کتاب هم با تصویرگری و نویسندگی خودم داشتم اما بعد کنکور که فرصت‌ پیدا کردم و سرم خلوت شد اولین رمانم رو جدی نوشتم.  😂خیر نکرده بود.

اسم نیل😂اسم خود شخصیت داغون‌تر به ذهنم نمی‌رسه.

اینکه  ایرانی‌ها رو برای شخصیت‌های رمانم  انتخاب کردم، بخاطر محدودیت گرافیستی و پوسترزنی  تصمیم دارم من بعد از هیچ مرد و زن ایرانی به عنوان شخصیت رمانم استفاده نکنم.

ویرایش شده توسط Masi.fardi
  • لایک 4
  • هاها 5
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خب سلام خدمت سرکار خانم  Masi.fardi

اینم سوالای من 🤣

1- 

  1. چه چیزی باعث می شود به سمت فرد خاصی جذب شوی؟

2-

  1. استعداد نشکفته ات چیست؟

3-

  1. اگر حق انتخاب داشته باشی دوست داری کدام حیوان باشی؟

4-

  1. خودت را در سه کلمه یا یک جمله توصیف کن.

5-

  1. موردی درباره خودت که هیچ کس در این سایت از آن اطلاع ندارد چیست؟

6-

  1. چیزی که در آن اصلا خوب نیستی چیست؟

7-

  1. تا به حال درباره سن خودت دروغ گفتی؟

8- 

  1. بدترین سوتی که تا به حال جلوی دیگران داده ای چه بوده است؟

9-

  1. آخرین باری که گریه کردی چه زمانی بود؟

10-

تو سایت کی رو از همه خیلی بیشتر دوس داری اسمشو بنویس 

=======================================================================

 

بازم ادامش هست دارم برات😁

  • لایک 4
  • هاها 4
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

۱۰ دقیقه قبل، Torkan dori گفته است:

هوم... 

واسه چی زیبا رو خلق کردی که ما حرص بخوریم؟ 😐😂

اگر بدونی زیبا خیلی شبیه به منه باز هم این حرف رو می‌زنی؟😂❤️

قرار نبود انقدر شیطون و حراف باشه واقعاً شخصیتش برای خودم هم غیرمنتظره شد.😂

 

  • لایک 4
  • هاها 3
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

11 دقیقه قبل، سیمای بوقلمونی گفته است:

بازیگر مرد مورد علاقت کیه؟😎😎

خواننده مورد علاقت؟

بازیگر زن مورد علاقت؟😂😂

تو خیلی کرم داری!😂حواست رو جمع کن.

بهرام رادان

زیادن، محسن یگانه، مهدی احمدوند، ماکان، پازل بند، ایوان بند🤩فوق‌العاده دوستشون دارم. و...

پریناز ایزدیار، مریلا زارعی، مهتاب کرامتی

  • لایک 4
  • هاها 3
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.
 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...