رفتن به مطلب

معرفی و نقد رمان گینک جادوگر | جانان بانو کاربر انجمن نودهشتیا


ارسال های توصیه شده

spacer.png

به نام آفریننده سحر و جادو 

نام: کینگ جادوگر

نویسنده: جانان بانو

ژانر: تخیلی

هدف: مخدوش کردن ذهن شما 

 

خلاصه: دراکو پسری سرزنده و شاد، پسری بسیار مهربان و دلسوز، پرنس جوان سرزمین برایتون، پسری که مردمان سرزمین برایتون برایش احترام و ارزش خاصی قائل هستند، حال اگر پرنس جوان درگیر تحولاتی ترسناک شود چه می‌شود؟ چه می‌شود اگر تمام آن مهربانی و دلسوزی‌اش پایان یابد، پایانی که دیگر شروعی نخواهد داشت... این داستان فاصله بین بدی و خوبی را روایت می‌کند، روایتی که گاه ناعادلانه‌ است و گاه بی‌رحمانه‌...

 

کینگ: به معنای پادشاه 

دراکو: به معنای اعتماد به نفس و قدرت (به معنای مار هم ترجمه می شود)

 

مقدمه: من دراکو پادشاه سرزمین برایتون در این موقع به پادشاهی خود سوگند یاد می‌کنم؛ که همیشه قوانین و نظامات را محترم شمرده و جز عدالت و احقاق حق منظوری نداشته و برخلاف قانون و عدالت اقدام و اظهاری ننمایم. و راستی و درستی را رویه خود قرار داده و مدافع حق باشم و شرافت من وثیقه این سوگند خواهد بود... .

 

💜لینک رمان گینک جادوگر💜

 

تنفسی که بدون نفس، نفس کشیدن را از یاد می‌برد( رمان تنفس بی نفس)

ایا میتوان بدون نفس، نفس کشید... تنفسی که محکوم است به بی نفسی

•••

مسلخی از جنس درد و تنهایی (دلنوشته مسلخ من) 

{پایان یافته}

تیزر رمان تنفس بی نفس

🖤🖤

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام جانا
درباره رمانت و نقدش

اسمت یه مقداری غیرقابل حضمه به دلیل ترکیب کلمه‌ی انگلیسی و فارسی... ولی خب جذابیت خودش رو هم داره.

خلاصت توضیحات خوبی رو ارائه داده؛ فقط اون‌جا که میگه《اگر پرنس جوان درگیر تحولاتی ترسناک شود چه می‌شود؟》 بهتر بود به‌جای چه می‌شود بذاری چه اتفاقی می‌افتد... چون تقریبا دوتا فعل مشابه پشت سرهم تکرار شده.

مقدمت بنظرم خیلی عالی بود... باتوجه به چیزی‌که از داستانِ تخیلیت فهمیدم این خیلی شروع جالبی براش بود؛ آدم رو ترغیب به خوندنش می‌کنه.

بریم سراغ خود رمان.
اونجا که میگه پرنس اطلاعاتی راجب خانواده بچه‌ها کسب کرده بود... جمله چندان جالب نبود؛ برعکس جمله‌های قبلی خیلی‌روی متن نشسته بود.
اگر تعویض بشه عالیه.

یکم زیادی جمله‌هات باحروف ربط بهم دیگه متصل میشه‌. لازم نیست دائم با که یا و جمله‌ها رو ادامه‌دار کنی... بعد از یکی دوبار اتصال بهتره جمله رو تموم کنی و بری سراغ جمله بعد.


بعضی جاها برای اینکه متنت ادبی‌تر بشه از یه‌سری کلمات خاص استفاده می‌کنی که متاسفانه زیاد به متن نمیاد.
به سمت اتاق خویش رفت...
سبب به حرف آمدن پرنس شد...
همیشه استفاده از این‌جور‌ کلمات جالب نیست؛ مخصوصا وقتی دیالوگ‌هات محاوره نوشته شده این‌ حجم از ادبی بودن مونولوگ زیادی‌ تضاد ایجاد می‌کنه. بنظرم همون کلمات عادی مثل خود و باعث بهتر روی متن می‌شینه.

اخمی صورتش را نوازش کرد🤔
باتوجه به این‌که اخم کردن یه واکنش نسبتا عصبی هست بنظرم این تشخیص زیاد براش مناسب نبود...

واکنش پرنس بعد از اینکه پیرزن بهش گفت شیطان چندان طبیعی نبود. به‌طور‌طبیعی اگر کسی همچین حرفی از فردی بشنوه فکر می‌کنه طرف دیوونس یا مسخرش کرده. ولی پرنس انگار شوکه شده بود و تقریبا حرف پیرزن روش اثر کرده بود که واکنش مناسبی نبود.

《که با دیدن فردی که دیدگانش آن را تماشا می‌کردند بهت زده شد.》
جمله‌ای مثل "فردی که مقابل دیدگانش بود" برای این موقعیت خیلی مناسب‌تر بود. این‌جور که نوشتی یه‌مقداری عجیب شده.

چقدر به صورت افراطی از ویرگول استفاده شده‌.

موارد کلی رمانت
فضاسازی‌ها خیلی‌خوب و مناسب بود؛ از اکثر فضاها حتی تو موقعیت‌های حساس یه توصیفی داشتی.
جمله‌بندی‌ها خوب بود و فقط همون مواردی که گفته شد اگر تقویت شه بهتر هم میشه.
سیر زمان رمان خیلی مناسب بود و روی دور تند یا کند نبود.
توصیفات کلی از احساسات باید تقویت بشه. آرایه‌ها بیشتر و در موقعیت مناسب استفاده بشه.

در کل از نقدم ناراحت نشو چون رمان بسیار جذاب بود ولی من خواستم ریز مشکلات رو هم بگم که عالی‌تر بشه. موفق باشی گلم☘

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

8 دقیقه قبل، BaMEshI گفته است:

سلام جانا
درباره رمانت و نقدش

اسمت یه مقداری غیرقابل حضمه به دلیل ترکیب کلمه‌ی انگلیسی و فارسی... ولی خب جذابیت خودش رو هم داره.

خلاصت توضیحات خوبی رو ارائه داده؛ فقط اون‌جا که میگه《اگر پرنس جوان درگیر تحولاتی ترسناک شود چه می‌شود؟》 بهتر بود به‌جای چه می‌شود بذاری چه اتفاقی می‌افتد... چون تقریبا دوتا فعل مشابه پشت سرهم تکرار شده.

مقدمت بنظرم خیلی عالی بود... باتوجه به چیزی‌که از داستانِ تخیلیت فهمیدم این خیلی شروع جالبی براش بود؛ آدم رو ترغیب به خوندنش می‌کنه.

بریم سراغ خود رمان.
اونجا که میگه پرنس اطلاعاتی راجب خانواده بچه‌ها کسب کرده بود... جمله چندان جالب نبود؛ برعکس جمله‌های قبلی خیلی‌روی متن نشسته بود.
اگر تعویض بشه عالیه.

یکم زیادی جمله‌هات باحروف ربط بهم دیگه متصل میشه‌. لازم نیست دائم با که یا و جمله‌ها رو ادامه‌دار کنی... بعد از یکی دوبار اتصال بهتره جمله رو تموم کنی و بری سراغ جمله بعد.


بعضی جاها برای اینکه متنت ادبی‌تر بشه از یه‌سری کلمات خاص استفاده می‌کنی که متاسفانه زیاد به متن نمیاد.
به سمت اتاق خویش رفت...
سبب به حرف آمدن پرنس شد...
همیشه استفاده از این‌جور‌ کلمات جالب نیست؛ مخصوصا وقتی دیالوگ‌هات محاوره نوشته شده این‌ حجم از ادبی بودن مونولوگ زیادی‌ تضاد ایجاد می‌کنه. بنظرم همون کلمات عادی مثل خود و باعث بهتر روی متن می‌شینه.

اخمی صورتش را نوازش کرد🤔
باتوجه به این‌که اخم کردن یه واکنش نسبتا عصبی هست بنظرم این تشخیص زیاد براش مناسب نبود...

واکنش پرنس بعد از اینکه پیرزن بهش گفت شیطان چندان طبیعی نبود. به‌طور‌طبیعی اگر کسی همچین حرفی از فردی بشنوه فکر می‌کنه طرف دیوونس یا مسخرش کرده. ولی پرنس انگار شوکه شده بود و تقریبا حرف پیرزن روش اثر کرده بود که واکنش مناسبی نبود.

《که با دیدن فردی که دیدگانش آن را تماشا می‌کردند بهت زده شد.》
جمله‌ای مثل "فردی که مقابل دیدگانش بود" برای این موقعیت خیلی مناسب‌تر بود. این‌جور که نوشتی یه‌مقداری عجیب شده.

چقدر به صورت افراطی از ویرگول استفاده شده‌.

موارد کلی رمانت
فضاسازی‌ها خیلی‌خوب و مناسب بود؛ از اکثر فضاها حتی تو موقعیت‌های حساس یه توصیفی داشتی.
جمله‌بندی‌ها خوب بود و فقط همون مواردی که گفته شد اگر تقویت شه بهتر هم میشه.
سیر زمان رمان خیلی مناسب بود و روی دور تند یا کند نبود.
توصیفات کلی از احساسات باید تقویت بشه. آرایه‌ها بیشتر و در موقعیت مناسب استفاده بشه.

در کل از نقدم ناراحت نشو چون رمان بسیار جذاب بود ولی من خواستم ریز مشکلات رو هم بگم که عالی‌تر بشه. موفق باشی گلم☘

راستش من پارت هام خام هستن و یکراست وقتی نوشتم گذاشتم، برای همین بعد ویرایش حتما این مشکلات رو برطرف می‌کنم 

مرسی عزیزم دلم🥰❤️

تنفسی که بدون نفس، نفس کشیدن را از یاد می‌برد( رمان تنفس بی نفس)

ایا میتوان بدون نفس، نفس کشید... تنفسی که محکوم است به بی نفسی

•••

مسلخی از جنس درد و تنهایی (دلنوشته مسلخ من) 

{پایان یافته}

تیزر رمان تنفس بی نفس

🖤🖤

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...