رفتن به مطلب

نقد اولیه رافلزیا/ اثر دارثی‌نایت‌


Night shadow
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

هلو... هر چه زودتر تحویل داده بشه بیشتر متشکر میشم. و اینکه منتقد درخواستیم ایشونه: @ arisky

@ مدیر منتقد

  • لایک 1
  • تشکر 1

رمان‌ها: 

رافلزیا

سیگنال پنج

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در ۱۴۰۰/۱۲/۲۰ در 20:38، Night Shadow گفته است:

هلو... هر چه زودتر تحویل داده بشه بیشتر متشکر میشم. و اینکه منتقد درخواستیم ایشونه: @ arisky

@ مدیر منتقد

با سلام. 

منتقد شما @ arisky  میباشد.

تاپیک رمان شما تا پایان تحویل نقد، قفل خواهد بود. 

با تشکر از همکاری و صبوری شما 

  • تشکر 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

52 دقیقه قبل، مدیر منتقد گفته است:

با سلام. 

منتقد شما @ arisky  میباشد.

تاپیک رمان شما تا پایان تحویل نقد، قفل خواهد بود. 

با تشکر از همکاری و صبوری شما 

نقد چه موقع تموم میشه عزیزکم؟

  • لایک 1

رمان‌ها: 

رافلزیا

سیگنال پنج

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

3 ساعت قبل، Night Shadow گفته است:

نقد چه موقع تموم میشه عزیزکم؟

منتقد تا 15 روز فرصت داره تا نقد رو تحویل بده. زمان دقیق تحویل نقد رو خود منتقد اعلام میکنن

  • تشکر 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

4 ساعت قبل، Night Shadow گفته است:

نقد چه موقع تموم میشه عزیزکم؟

اوا دوباره من و تو*-*

تاریخ تگ:1400/12/23

تاریخ تحویل: 1401/01/4(و شاید زودتر!)

  • لایک 1
  • تشکر 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 4 هفته بعد...

با سلام. 

@ دخترخورشید منتقد شماست.

تاپیک رمان شما تا زمان تحویل نقد قفل خواهد بود.

از صبوری شما سپاسگزارم و بابت تاخیر عذر خواهی میکنم⚘

منتقد انتخابی تایم تحویل نقد رو در اختیار شما قرار خواهد داد.

یاعلی!

  • لایک 1
  • تشکر 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

◦•●◉✿بسم الله الرحمن‌ الرحیم✿◉●•◦

          ❤•.¸✿¸.ٍنًٍقًٍدً ٍاًٍوًٍلًٍیًٍهً ٍرًٍمًٍاًٍنً.رًاًفِِلزِِیًا¸✿¸.•❤

♥●•٠·˙عنوان˙·٠•●♥
زمانی ما قصد خوندن یک کتاب، رمان، داستان و... رو داریم، در نگاه اول این اسم است که به چشم می‌خورد پس اسم نقش بسزایی دارد.

♡اندازه عنوان می‌تونه از یک الی چهاربخش تشکیل بشه که برای شما خوب بود. عنوان اصلن کلیشه نبود و جذابیتش رو به خوبی می‌شد درک کرد. حسی که من گرفتم مطابق با معنی‌ش تصور یک گل رو تو ذهنم داشتم که این مورد هم‌‌خوانی خاصی با رمان نداشت. به غیر از عدم وجود هم‌خوانی عنوان مشکل دیگه‌ای نداشت♡


♥●•٠·˙خلاصه˙·٠•●♥
نویسنده با بیش ترین توانش در عین کم ترین تعداد کلمات قلم در دست میگیرد و اولین ارتباط اصلی‌اش را با خواننده اغاز می کند.

♡اندازه خلاصه از پنج الی ده خط می‌تونه باشه که اندازه مورد قبول بود. خلاصه به دور از کلیشه بود اما پیشنهادی که من دارم این هست که شما به زندگی مایکل داخل خلاصه نباید بپردازین بلکه به شخصیت پررنگ رمان یعنی مهدیه اشاره کنین. اما به غیر از این مورد اشکالی دیگه‌ای وجود نداشت و حتی با این‌که اطلاعات کافی رو از مایکل داده بودین مبهم بودنص رو هم حفظ کرده و باعث کشش خواننده به سمت رمان می‌شد. ♡

♥●•٠·˙مقدمه˙·٠•●♥
مقدمه‌ی یک رمان حکم سرآغاز را دارد، شروعی که بعد از آن مستقیم وارد رمان می‌شویم

♡مقدمه با عنوان هم‌خوانی داشت و به خوبی با استفاده از احساسات به ویژگی‌های این گل هم پرداخته شده بود. مقدمه هم ایرادی نداشت.♡

♥●•٠·˙ژانر˙·٠•●♥
ژانر‌های صحیح عبارت‌اند از: عاشقانه، تراژدی، طنز، اجتماعی، جنایی، پلیسی، معمایی، تخیلی، ترسناک، تاریخی، مذهبی و...

♡ژانرها صحیح بودن و از نظر ترتیب هم خب مشکلی دیده نشد ♡

♥●•٠·˙جلد˙·٠•●♥
♡جلد جذابیت رو از نظر رنگ و طرح دارا بود حتی اون رنگ تیره پشت گل می‌تونست حسی که من از رمان گرفتم رو هم منتقل کنه.  با عنوان و مقدمه هم مطابقت داشت. نیازی به تعویض جلد نیست و مشکلی مشاهده نشد♡

♥●•٠·˙شروع˙·٠•●♥
زمانی که خواننده شروع می‌کند به خواندن رمان، به این معناست که چهار خوان رستم را گذرانده! پس کافی است تا با یک اشتباه کوچک در انتخاب محتوا و آغاز، نویسنده کل تلاش هایش را هیچ کند. 

♡جانان شروع رمان کمی از نقطه نامناسبی بود. به نظرم حداقل کمی قبل‌تر از رسیدن مطهره باید شروع می‌شد تا وقتی خواننده تازه رمان رو شروع به خوندن کرده و یا تازه داره با شخصیت‌ها و فضای رمان اخت پیدا کرده سریعن وارد اتفاقات اصلی نشیم.♡

♥●•٠·˙سیر˙·٠•●♥

سیر  میزان تند،کند و نرمال بودن روند  و روایت رمان رو دربر داره.


♡گلم سیر رمان کمی کند بود و به نظرم این کند بودن باعث خسته شدن خواننده از رمان میشه اتفاقات به جا بودن اما داخل توصیفات و یا مشکلات دیگه باعث کند شدنش شده بود. اگر مشکلات که داخل بخش‌های دیگه میگم کمتر می‌شد به نظرم سیر رمان هم متعادل‌تر می‌شد♡

✔️✔️عناصر مهم رمان✔️✔️

<💚>پیرنگ<💚>

 قالب کلی رمان هست که  دلایل اتفاقات  و منطقی بودن ایده رو بررسی می‌کنیم.


♡رمان پیرنگ خوبی داشت. تمام اتفاقات با دلایل خاص خودشون رخ می‌دادن و همینطور واکنش‌های شخصیت و رخ‌ دادهایی که مسببشون شخصیت‌ها هستن هم با دلیل و منطق بودن.♡

<💚>زاویه دید<💚>

زاویه دید رمان  به سه دسته تقسیم میشه

اول شخص:نویسنده ضمایر من و ما   به کار میبره

دوم شخص: نویسنده از ضمایر  تو و شما استفاده می‌کنه

سوم شخص: و نویسنده از ضمایر او و آن‌ها  رو مورد استفاده قرار میده
♡زاویه دید رمان سوم شخص و دانای کل بود ثباتش رو دیدم و نکات رو رعایت کرده بودین.♡

<💚>لحن<💚>
لحن رمان به سه دسته
محاوره:زبان عادی و روزانه
ادبی: استفاده از کلمات و رابطه‌های خاص بین و در جملات
معیار: ترکیب محاوره و ادبی(مونولوگ‌ها ادبی و دیالوگ‌ها محاوره)

♡لحن رمان معیار بود و رعایت شده بود♡

<💚>کاراکترپردازی<💚>

پرداختن به شخصیت‌ها و شکل سازی به اخلاق، رفتار و واکنش‌های  شخصیت و تشکیل نوع  کاراکتر هست‌.


♡شخصیت پردازی خوبی داشتین مثلا ما متوجه اخلاق تند، کم اعصاب و مرموز بودن مهدیه شدیم یا حتی شخصیت دوقطبی بودن دختر خونده مایکل قبل از این‌که مایکل بگه با توجه به واکنش‌های اون متوجه‌ش شده بودم. اما ثبات اخلاقی‌ای داخل شخصیت مایکل دیده نشد و گاهن دچار تغییرهای یهویی می‌شد برای مثال تو دیدار اول اون حتی براش مهم نبود که عینک مطهره رو شکونده و یا حتی مهم نبود واسش که اونا به کمک نیاز دارن اما داخل قسمت بعدی که مهدیه بین زباله‌ها گیر کرده بود طوری انسان دوست شد که شخصیت قهرمان رو گرفت اما من منکر این‌که این دو قضیه باهم فرق داشتن و کمی رفتار مایکل عاقلانه بود نیستم می‌تونستین فقط یه ذره اخلاقیات تو دیدار اول رو نزدیک‌تر کنین به شخصیت بعدی‌ش مثلن وقتی عینک شکست و دید خودش شکسته به جای این‌که رد شه و بره یه متاسفم بگه و بعد رد شه بره حتی اگر پوزخند هم بگه به نظرم این قضیه حل میشه عسلم. در هرصورت ثبات اخلاقی برای کاراکترهای دیگه مشاهده شده. ولی پیشنهادی که من دارم! این هست که شما فضای کاراکترها رو گسترده‌تر کنین یعنی برای رمان هیجانی و معمایی مثل رمان شما شخصیت‌های کمی رو وارد داستان کردین می‌تونین چندین نوع شخصیت روهم اضافه کنین تا کشمکش‌ها افزایش پیدا کرده و جذابیت داستان بره بالا البته این فقط یه ایده هست که به نظرم جذابیت رو خیلی افزایش میده. ♡

<💚>فضاسازی<💚>

فضای رمان که فراتر از صحنه هست تمام جنبه‌ها و موارد رمان در کنار هم باید فضای مناسبی برای درک کامل مخاطب از رمان رو شکل بده.


♡موقه خوندن رمان تو هر فضای رمان دقیقن درک کامل رو از قضیه دارم برای مثال وقتی مطهره رو دزدیدن اون فضای ترس مهدیه و تراژدی دزدیدن دوستش، حل شدن مهدیه یا بین شلوغی سردرگم موندنش، خوشحالی و رضایت اون مرد قاتل از این‌که تونسته نقشش رو اجرا کنه  همه فضایی رو تشکیل دادن که بتونیم اون اتفاق رو درک کنیم. خیلی مهمه که فضارو از هر نظر و جهت تامین کنین تا خواننده بتونه کامل دریافت کنه و نکته آخر گنگ ننویسین جانا   صحنه‌هارو کامل اما بعضی‌هارو گنگ شرح میدین مثلن وقتی داشت جای خودش رو با فلورونس عوض می‌کرد کامل توضیح ندادین که چخبره و بعدها وقتی مهدیه داشت برای مایکل توضیح میداد فضارو کاملن شرح دادین جانا این طرز نوشتن برای فیلمنامه‌ها ممکنه جذابیت داشته باشه اما برای رمان نه! چون وقتی خواننده رمان رو داره می‌خونه و متوجه چیزی که نمی‌خونه نشه یا حتی برای مدت کوتاهی گنگ بمونه سریعن زده میشه و رمان رو ول می‌کنه. شما فرض کن کتاب درسی‌ای رو دارین مطالعه می‌کنین مثلن یه معادله ریاضی تا وقتی اون معادله رو کاملن درکش نکردین و نفهمیدینش میرین سراغ معادله بعدی؟ نه! رمان هم همینه من منتقد بودم و رمان رو ادامه دادم اما ذهن خواننده طاقت صبر کردن داخل فضای گنگ رمان رو نداره. هرچه قدر هم کامل باشه گنگیش اذیت می‌کنه عزیزم♡

<💚>صحنه سازی<💚>

صحنه از عناصر داستان است که مکان و زمان وقوع داستان را مشخص می‌کند و در شناساندن شخصیت‌ها، حوادث، و فضای داستان به خواننده نقش مهمی را ایفا می‌کند.

♡صحنه‌های رمان خوب بودن و مشکلی نداشتن برای مثال صحنه‌ای که بین زباله‌ها گیر افتاده بود. نکته‌ای که داخل فضای رمان گفتم برای صحنه شما هم تاثیر گذاشته بود مثلن وقتی مایکل از ماشین پیاده شد گفت چه خیابون شلوغی اما بعد شخصیت اقرار به خلوت بودن اونجا کرد که  برای مایکل تعریف می‌کرد می‌گفت بعد داخل کوچه بن بست تاریک و ساکتی شدن این مورد رو اول ذکر نکردین ممکنه باعث شک خواننده به قلم شما بشه هرچند که بعدش درک کنه اما درستش اینه برای رمان نویسی با این ترفند گیج نکنین مخاطب رو. مخاطب‌ها هرکدوم هدفی داشتن از کارهاشون و تلاش لازم رو می‌کردن مثلن مهدیه تلاش می‌کرد مطهره رو نجات بده یا مطهره هدفش پیدا کردن قاتل پدرش و تلاشش رفتن پیش پلیس و کاراگاه بود مانعشون هم مثلن مانع مهدیه مشکلاتی بود که روبه روش بود و اتفاق می‌افتاد از این نظر صحنه‌ سازی‌های شما هیچ مشکلی نداشت ♡


<💚>روایت<💚>

روایت  و  تعریف نویسنده با زاویه دید انتخابی که باید توجه داشت  با روایتی زیبا  مخاطب رو جذب ادامه رمان کرد.


♡روایت خوبی داشتین جز نکاتی که تا الان گفتم مشکل دیگه‌ای داخل روایت شما ندیدم من. حتی  فلش بک و بقیه موارد رو خوب روایتش کردین♡

●▬▬▬▬๑۩توصیفات۩๑▬▬▬▬●

ما توصیفات رو به پنج  تقسیم می‌کنیم و هریک رو به صورت جداگانه مورد بررسی قرار می‌دیم توصیفات جز قسمت‌هایی است که می‌تونه تاثیر زیادی رو داخل جذابیت و سیر رمان داشته باشه.

✿¸.مکان.¸✿
🤍مکان‌هارو نظیر کافه، خونه یا غیره رو به خوبی توصیف کرده بودین و می‌شد تصویر ذهنی خوبی ازشون داشت.🖤

✿¸.ظاهر.¸✿
🐼داخل این مورد هم کم نذاشته بودین عزیزدلم🤍

✿¸.زمان.¸✿
🕷زمان رو باقلم قشنگتون به خوبی توصیف کردین🕸

✿¸.حرکات.¸✿
▫️می‌شد حرکات رو از توصیفاتتون درک کرد.▪️


✿¸.احساسات.¸✿
🤍اما این مورد رو مقداری کم گذاشته بودین مثلن وقتی دوستش رو دزدیدن دقیقن شرح نداده بودین حس و حال تراژدی رو و بیشتر پی بردم که مهدیه می‌گفت نمی‌بخشم خودم رو یا وقتی دخترخوانده مایکل گریه می‌کرد به خاطر نماز خوندنش متوجه نشدم دقیقن حس مهدیه چی بود؟ترحم؟غمگین؟ یا ... ببینین شاید با روایت اتفاقات خب طبیعتن مخاطب بگه حتمن الان شخصیت حالش تراژدی یا خوشحال مثلن وقتی بین زباله‌ها گیر افتاده بود بدون این‌که شما بگین می‌تونستیم حدس بزنیم که خب ترسیده چون لکنت داشت و به مایکل می‌گفت زود بیا اما برای رمان بیشتر از توصیفات دیگه حس و حال باید پررنگ‌تر به خواننده منتقل بشه 🖤


نکته:داخل  توصیف احساسات زیاده روی نکنین در حدی که بشه تصویر ذهنی داشت کافیه! 
                  ●▬▬▬๑۩‌‌‌‌‌‌‌۩๑▬▬▬●

•❤•.¸✿¸.ٍکًٍشًٍمًٍکًٍشًٍ‌ًٍهًٍاً.¸✿¸.•❤•

<💚>ذهنی~~<💚>~~
♡مشاهده شد مثلن درگیری مایکل با خودش وقتی که بامهدیه جر و بحثش شده بود و مهدیه شنید که مایکل داره خودش رو سرزنش می‌کنه کمی نابه جا بهش پرداخته بودین چون این خصوصیت درگیری با خودش با اخلاقیات مایکل نمی‌ساخت. اما درکل درگیری‌های ذهنی افراد خوب بودن♡

<💚>عاطفی~~<💚>~~
♡از نظر عاطفی کشمکش‌ها یه جاهایی خوب نبود مثلن حس مایکل به دختر خونده‌ش زیاد و بیش از حد بود. این‌که اون دختر ۱۶ سالشه و مایکل مثل بچه‌های ۷ ساله باهاش برخورد می‌کنه اغراق بود تو حس پدری مایکل به دختر خونده‌ش و  جاهای دیگه از نظر عاطفی کشمکش‌ها کمتر مشاهده می‌شدن ♡

<💚>اجتماعی~~<💚>~~
♡همین که درگیری با قاتل و کاراگاه و پلیس رو داشتن خودش یه کشمکش اجتماعی هست که خوب بهش پرداخته بودین و مشکلی نداشت♡

<💚>جسمی~~<💚>~~
♡درگیری‌های جسمی مشاهده شد مثل درگیری مایکل با اونی که افتاده بود دنبال مهدیه یا هل دادن مهدیه توسط مایکل. اون کشمکش‌ها رو هم مشکلی نداشتن♡

<💚>طبیعت~~<💚>~~
♡باطبیعت مشاهده نشد که مشکلی نیست♡

 

دیالوگ‌ها و مونولوگ‌ها
دیالوگ‌ها:گفت و گو بین شخصیت‌ها
مونولوگ:متن رمان
جداسازی بین دیالوگ‌ها و مونولوگ‌ها انجام شده بود اما جانا نسبت مونولوگ به دیالوگ خیلی بیشتر بود یعنی بهتره به جای این‌که راوی روایت کنه تمام رمان رو کمی‌ش رو هم شخصیت‌ها با مکالمه اطلاعات رو به هم برسونن مثلن قسمتی که مهدیه داشت قضیه رو کامل برای مایکل توضیح می‌داد این اشتباه بود که به صورت مونولوگ توضیح‌هارو نوشته بودین ببینین فضای رمان با فیلم فرق داره که برگرده دقیقن رو اون صحنه و راوی روایت کنه جز به جز رو یه خلاصه‌ای از اتفاقات اما به صورت کامل که جای گنگی نمونده باشه باید اون هم از زبون خود مهدیه می‌نوشتین شما نمی‌تونین دیالوگ رو تبدیل به مونولوگ کنین! مورد دیگه‌ای جز اون تیکه از رمان که اشتباه بود به نظرم مشاهده نشد.

کلمات استفاده شده: به نظرم کلمات خوبی رو استفاده کرده بودین برای رمانتون با توجه به این‌که حالا لحنتون هم عربی بود، قلم و کلماتتون رو دوست داشتم

جمله بندی:مشکلی دیده نشد.

آرایه‌ها: از آرایه‌ها هم استفاده کرده و خوب بودن مشکلی ندیدم.

اصول درست نویسی:
《اش》《ای》《ها》《می》《نمی》 با نیم فاصله نوشته می‌شود.

نیم فاصله‌ها رعایت نشده بودن عزیزم مثلن:
پارکت های
پارکت‌های
مشکل دیگه‌ای نبود

تکرار:مشاهده نشد.

°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•

♥★رعایت، هِّدِّفِّ مند سازی پارت‌ها و حجم پارت‌ها★♥️

پارت‌ها باید  دارای وابستگی کمی بوده و نه بیش از حد مستقل و نه بیش از جد وابسته باشن. همچنین حجم و اندازه پارت و اطلاعات داخلش تاثیر  روی برای کاهش و یا افزایش جذابیت دار


𖣘پارت‌ها تقریبا وابسته بودن و این وابستگی  باعث می‌شد خواننده بیشتر کنجکاو پارت بعدی باشه𖣘


اندازه پارت یک رمان در گوشی میتونه از 60 الی 70 خط تشکیل بشه. در سیستم میتونه از 30 الی 40 خط تشکیل بشه. 

♡عسلم کمی حجم پارت‌هاتون زیادن لطفن کمترش کنین♡

○●○●○●○●○●○●○●○●○●
💛🖤رعایت شرع و قانون اسلامی+نکات اخلاقی💛🖤

هرچیزی که   بر خلاف قانون‌های اسلامی باشد مثل بقل‌های تحریک کننده و یا بوسه‌ها و... ممنوعه بوده و  موارد غیر اخلاقی هم   جایی تو رمان ایده آل نداره.


🖤مشاهده نشد💛

سخن نویسنده:
خب گلم من سعی‌ام رو کردم نقد جامع و خوبی رو به دستتون برسم از اون‌جایی که من فقط دوروزه متوجه تگ شدنم شدم سعی کردم طی دوروز نقد رو تحویل مدیر منتقد بدم تا شما زیاد معطل نشین برای همین بابت تاخیرها عذر می‌خوام. امیدوارم دلخوری‌ای پیش نیاد از نقدم و بابت صبوریتون طی مدتی، خیلی ممنونم. موفق و سلامت باشین.

  • لایک 2
  • تشکر 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.
 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...