رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

سایه ی خونین | sahel.23 کاربر انجمن نودهشتیا


sahel.23
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

نام رمان :سایه ی خونین

ژانر: عاشقانه،تخیلی،ترسناک

ساعت پارت گذاری: نامعلوم

نام نویسنده:نرگس.ک

خلاصه:به گذشته ی دختری فکر میکنم که سایه ای خونین اوا را پوشانده و سرنوشت دخترک معصوم را به سمت نحسی و نجاست برده است!!دخترکی که مهربانیش زبانزد  همه ی موجودات زمین بود چنان درگیر بازی سرنوشت شد که خودش هم از یاد برد،سرنوشتی که خدایان برای او مقرر کردند،در اخر دخترک تقدیرش را قبول خواهد کرد؟یا میجنگد برای زندگی   ایی شاد و ارام؟

مقدمه: چشمانم را باز میکنم و با افتخار به دنیایی نگاه میکنم که خالی از زندگی ست ، دنیایی که من ساختم ! من زمین را به اتش  کشیدم ...نگاه های پر از تنفر  را بر روی خودم حس میکنم ولی توجه ای نمیکنم، به صدای  دل انگیز فریاد های مردم گوش میدهم به راستی  این صدا ارامش روح شیطانی من است من ...به دنبال هرج و مرج،نابودی و در اخر مرگ هستم... از من بترسید من کابوس شب و روز شما هستم...

ویراستار: @ dorsa_a

ناظر: @ Drop

ویرایش شده توسط sahel.23
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

o9m3_img_20210304_171929_930.jpg

سلام خدمت شما نويسنده ي گرامی، ضمن سپاس از انتخاب شما، ورودتان را خیر مقدم می‌گوییم

چنان‌ چه علاقه ای مبنی بر آشنایی بیشتر با قواعد رمان نویسی دارید؛ به این تالار مراجعه کنید:👇
https://forum.98ia2.ir/forum/17-آموزش-نویسندگی/

انجمن نودهشتیا در صدد بر آمده که رمان شما بی هیچ عیب و نقصی اصلاح گردد پس یک ویراستار همراه و یک راهنمای اولیه، برای شما در نظر گرفته ایم.

@مدیر راهنما

@مدیر منتقد

@مدیر ویراستار

به نکات زیر توجه کنید:👇
1. از نوشتن کلمات ممنوعه و هرگونه متن که موجب نقض اسلام شود، به شدت خوداری کنید.
2. قبل از ارسال پارت خود، یک دور مطالعه کنید و اشکالات نگارشی و املایی را رفع کنید.
3. از پرداختن به موضوع های کلیشه ای تا جایی که ممکن است دوری کنید.
4. پس از ارسال هر پارت، جهت ویرایش، به ویراستار خود اطلاع دهید.
5. اگر در بخشی از رمان نیاز مند کمک هستید، در تالار اتاق فکر نویسندگان تاپیک زده تا مدیران به هم اندیشی شما رسیدگی کنند.


درخشیدن و موفقیت را برای شما آرزومندیم. رضایت شما نویسنده ی فهیم موجب افتخار ماست.
اکنون رمان شما مورد تایید ما گردیده و قادر به پارت گذاری هستید.
🌹قلمتون مانا، یا علی.🌹
"تیم خوبه نودهشتیا"

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 1 ماه بعد...

*سایه ی خونین 

*پارت اول

----------------------------------------------------------------------

بازم این صدا بازم صدایی که چهارساله  همچون سایه ایی مرا دنبال میکند  این کابوس از من چه میخواهد؟!

-ولم کنننن  دست از سرممم وردار چی ازم میخای؟؟؟ نابودم کردیی

دیگر صدایی نیومد و تنها صدایی که به گوش میرسید صدای هق هق من بود 

فکر میکردم رفته که صدای پاهاشو شنیدم داشت به من نزدیک میشد به چپ و راست نگاه کردم و در تاریکی به دنبال نشانه ایی بودم، خیس عرق بودم و   ضربان قلبم انقدر بالا بود که اگه کسی در یک قدمیم بود صدای کوبشش به قفسه ی سینمو میشنید دیگر پاهایم تحمل نداشتن در  شرف افتادن بودم که کسی منو بین زمین و اسمان گرفت  و با همان خنده ی شیطانیش گفت

+من خودتو میخام...

***

چهار سال پیش:

-خسته شدم

+چته؟

-چرا هیچ  اتفاق هیجان انگیزی نمی افته؟؟؟؟

+خب شاید چون الان خونه خاله اییم و داری به غیبتا مامان و خاله گوش میدیم 

-داداشییی

+چته ؟ چی میخای؟

-میای بریم بیرون بگردیم 

+نه

-خواهش میکنم

لبامو جمع کردم و با نگاهی مظلوم به اشکان نگاه کردم

+اوووف از دست تو کجا بریم؟؟

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...