رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

درخواست نقد اولیه رمان یافتمت اما.../masooکاربر انجمن نودهشتیا


masoo
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

  • کاربر منتخب

سلام درخواست نقد اولیه داشتم.60 پارته

@مدیر منتقد

  • لایک 4
  • تشکر 2
  • غمگین 1

1635346508478_969643199_n6bf.jpg

-آدم با قلبش عاشق میشه، قلب منم خیلی وقته مرده، فقط می تپه تا جسمم نمیره. بذر عشقت رو قبل از هر اتفاقی از خاک دربیار.

-بذر؟خیلی وقته جوونه زده.

-قطعش کن!

-پس با ریشه هاش چیکار کنم؟

-من مسئولش نیستم.

ققنوسی برخاسته از خاکستر

روی متن بالا کلیک کن.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما

نویسنده عزیز و ارجمند🌹

منتقد شما: @Mrymwx

تاپیک رمان شما تا زمان پایان نقد بسته میشه. 

ممنون از صبوریتون.

  • لایک 4
  • تشکر 2
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 2 هفته بعد...

نقد اولیه‌ی رمان یافتمت اما...

نویسنده:  @masoo

منتقد: @Mrymwx

꧁ به نام خالق قلم ꧂

سلام زیبا ꕥ

اومدم اینجا تا با نقد اولیه ای ایرادات ریزت رو بگم و باعث این بشم رمان فوق العادت عالی تر بشه☻︎

...........................

☽︎ اسم رمان ☾︎

توضیح عنوان، وقتی ما قصد داریم. که یک کتاب داستان یا رمان رو بخونیم، نگاه اولمون به اسم میوفته و اون و می‌بینیم. پس نتیجه میگیریم اهمیت اسم خیلی زیاد میتونه باشه. و اینکه اسم باید به دور از هرگونه مورد کلیشه ای و تکراری باشه. چون خواننده با دیدن یک اسم ممکنه رمان هایی با همین کلمات در اسم و به یاد بیاره و باخودش فکر کنه این داستان رو خونده.

 ✔︎توی اولین نگاه اسمت به من حس یک رمان عاشقانه و البته غمگین و داد.

اسم مورد انتخاب شما«یافتمت اما» بود. 

با بررسی نام این رمان پی به جديد بودن کلمه هابردم. البته رمانی با نام یافتمت وجود داره که خب نه چاپ شده و نه کلیشه ای جلوه میکنه. 

و اینکه عوض کردن یا نکردن این اسم به دست خودت انجام میشه.

༆بررسی ها بری همخوانی با ژانر میرسه به اونجایی که کاملا درسته وخیلی با اسم همخوانی داره. 

༆و من میتونم همخوانی این اسم رو با محتوا هم ببینم، خصوصا زمانی که میخواد به دنبال میثم بره. 

اسم رمان شما دو بخشه «یافتمت اما» و با قوانین اندازه ی اسم انجمن «هر اسم از چهار کلمه تشکیل میشه» همخوانی داره. 

..................................... 

☽︎خلاصه رمان ☾︎

خلاصه چی میتونه باشه؟ خلاصه ی یک رمان قسمتی از اون رمانه که خواننده ی رمانت اولین ارتباطش رو با محتوا اونجا میبینه. خلاصه‌ بهتره مملو از چالش و ابهام برای خواننده باشه تا غریزه ی کنجکاوی خواننده رو فعال کنه. البته این میتونه، با یک قلم ساده و بی کلیشه اتفاق بیوفته و یا حتی یک قلم دلفریب ادبی هم میتونه شروع کننده ی اون باشه.

✔︎خلاصه ی شما ‌:محتوای خلاصتون عالی بود. من میتونستم زندگی بیتا و میثم و درونش حس کنم. عزیزم خلاصه شروع عالی ای داشت اما برای یک خلاصه این واقعا اطلاعات کمی بود و کمی زیاد کردن اون واقعا میتونه بهترش کنه. محتوای خلاصه که با محتوای رمانت همخوانی داره. من حتی با وجود این موضوع دایره ی لغات زیبات سطح خاص کلمات درون خلاصت رو به شدت دوست داشتم. اما مورد دیگه ای به چشم من می‌خورد. سوال هایی بود که خب تو ذهنم ایجاد شد به خوندن رمانت تا ببینم دقیقا شخصیتت دنبال کی میگرده؟ . یهو از سر کنجکاوی دیدم کل صفحات رمانت رو خوندم. 

اندازه یک خلاصه حداکثر 10 خط و حد اقل 5 خط هست و این خلاصه رو بهتر نشون میده.

اندازه‌ی خلاصه ی شما 5 الی 6 خط بود که کاملا درست و با قوانین انجمن همخوانی داشت. ❥︎ کیفیت اطلاعات داده شده کاملا خوب به نظرم متفاوت اومد... 

.......................................

☽︎مقدمه رمان☾︎

مقدمه ی رمان چیه؟ مقدمه نقش مفیدی توی جذب خواننده برای رمان داره. چون مقدمه میتونه حکم یک شروع برای احساسات درون رمان رو داره. بذار کامل بگم که مقدمه یک نوع آمادگی برای رو به رو شدن با عواطف و احساسات درون رمانه.

مقدمه ی شما: محتوای مقدمه ی شما با ژانر منتخب همخوانی داشت. خصوصا ژانر عاشقانه که درونش موج می‌زد. البته محتوا با مقدمه هماهنگ بودو ایرادی نداشت. البته بسیار از کلمات زیبا و کاربردی استفاده کردی و روحمون شاد شد. 

اندازه ی مقدمه ی شما درست و مناسب بود. نه زیاد و عصبی کننده نه کم و بی مفهوم.

............................................ 

☽︎. ژانر رمان☾︎

ژانر چیه؟معیارهاییه که به شکل چند کلمه اتفاقات یک رمان را از همان جایی که آغاز میشه. تا جایی که به اتمام میرسه. طبقه بندی می‌کنه. ترتیب ژانر ها بر اساس اولویت بندیه اتفاقات درون رمان می‌تونه باشه. 

ژانر صحیح: ژانر های صحیح شامل: عاشقانه، تراژدی، ترسناک، تخیلی، اجتماعی، جنایی، پلیسی، معمایی، تاریخی، مذهبی، طنز هستن. 

: خب ژانر‌های انتخابی شما عاشقانه _تراژی بود که درست با محتوای رمان همخوانی دارن. که جان دلم با محتوا خیلی خوب همخوانی داشت! مخصوصا در زمان گم‌شدن میثم یا نه گفتن سینا ژانر به شدت تراژدی بود و در تمامی قسمت ها هم عشق موج می‌زد. ژانر با مقدمه، خلاصه و عنوان هم همخوانی داشت و هیچ ایرادی درونش دیده نشد.. و اینکه ژانر ها هم طبق الویت بندی بود و کاملا صحیح 

⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘

...::: شروع رمان :::...

༆شروع رمان باید چطور باشه؟ آغاز یک رمان نقش اساسی داره و یک اشتباه کوچیک در انتخواب محتوای آغاز نویسنده کل تلاش هاش رو هیچ میکنه. یکی از این اشتباهات کلیشه نویسیه🍃 

༆کلیشه ای نبودن شروع رمان: شروع رمان خوشبختانه؟ کلیشه‌ای درونش پیدا نکردم. اتفاقا از نظر من شروع جذابی بود و بسیار لذت بردم ازش. 

༆جذب مخاطب: از نظر جذب مخاطب خیلی خوب عمل کردی با خوندن پارت اول رمانت وسوسه شدم سریع تر بقیه رمان رو ادامه بدم.چون رمان هایی که با عشق شروع میشن رو دوست دارم. 

به به نظرم اونقدر خوب بود که دیگران هم جذب این موضوع بشن. 

༆میزان اوج و سقوط: خوب خوشگلم قسمت محضر بعد نه گفتن سینا و در قسمتی کتک خوردن میثم یا ترد کردن بیتا توسط خانوادش وقتی متوجه حمله ی داعش به دمشق شد. همه ی این ها و به اضافه ی کلی دیگه واقعا نقطه ی اوج بودن و... به طور کلی میزان سقوط در رمانت خیلی کم دیده شد و بیشتر رو به اوج بود. یعنی پارت به پارت رمانت سعی در دادن حس ترس و غم یه عشق و داشت و به محض سقوط دوباره اوج می‌گرفت. و هیچی از هیجان این رمان کم نبود. 

کیفیت کلمات هم که بالا بود و سطح بندی جملات هم خوب بود. 

⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘

...:::سیر رمان ::..

༆سیر تند یا کند: همونطور که میدونید کلمه سیر به معنی حرکت است.(هست) سیر رمان هم یعنی روند حرکت رمان. ما سیر رمان رو بر اساس سرعت و پردازش محتوا به سه دسته تقسیم میکنیم💜

⌘سیر کند: این معنا که نویسنده در بیان کردن توصیفات و جزئیات فرعی دست و دلبازی زیادی داشته و بیش از حد به حواشی تاکید کرده.💜

⌘سیر تند:این معنا که نویسنده در بیان کردن توصیفات و جزئیات خساست به خرج داده و از موارد اصلی و با اهمیت به سرعت گذشته است.💜

⌘سیر متعادل::این معنا که نویسنده در بیان کردن توصیفات و جزئیات تعادل کافی را ایفا کرده و از محور اصلی چندان فاصله نگرفته و بر موارد اصلی و با اهمیت تاکید کافی را داشته است.💜

༆ قالب سیر: سیر رمانت رو به متعادل بود. یه بعضی قسمت ها به سادگی از توصیفات، دارای اهمیت میگذشتی و این باعث شد که سیر رمانت از متعادل بیاد نزدیک به تند. پیشنهاد می‌کنم در قسمت توصیفات بیشتر دقت کنی جانم در ادامه بیشتر توضیح میدم. نکاتی که در این مورد می‌تونه بیشتر کمکت کنه. 

1..به ساعت و زمان توجه داشته باش

2..به چه زمان از روز و چه زمان از شب توجه کن.   

سیر تندت زمان هایی بود مثل یهو رسیدن روز یه محضر برای عقد. این روز هایی بود که باید بهش اشاره می‌شد. یا زمانی که متوجه اشغال شدن دمشق شد کی چند روز گذشت و یهو تصمیم گرفت که بره پیش میثم. 

⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘

...::: عناصر مهم رمان :::...

༆پیرنگ:روایت حوادث داستان با تاکید بر رابطه علیت می‌باشد. ما پیرنگ‌ها را بر اساس کیفیت به سه دسته تقسیم می‌کنیم.💜

کنش‌ و‌ واکنش:به این معناست که برای وقوع اتفاقات دلایل موجه و منطقی وجود داشته باشد.💜

اینجا میشه به زمانی که سینا نه گفت اشاره کرد. که بعد دلیلش مشخص شد چون به خاطر حرف های میثم ناراحتی خودش بود. 

یا زمانی که میثم به سوریه رفت که جوابش زود مشخص شد به دلیل سوختن شرکت بود. خب دلایلت منطقی بود از نظر من چون تراژدی و تفاوت توش حس میشد. مثال یک پسر که بر خلاف تمام مثلث های عشقی خودش رو کنار کشید. 

انگیزه احساسی«روانی»:به این معناست که شخصیت های داستان بر اساس شخصیتی که نویسنده برایشان تعریف کرده است رفتار کنند.💜

خب گلکم من هیچ ایرادی ندیدم و به نظرم تمام شخصیت ها برطبق توضیحاتت بودن. البته چیزی که وجود داشت شخصیت بیتا بود که خب اول چنان جلوی پدرش ایستاد که گفتم حتما دختر سختیه اما از اون به بعدش آرام شد و کمی شخصیتش برام عجیب شد. 

دلیل:به این معناست که شخصیت‌ها برای حل مشکلات خود از راه‌حل‌های ساده‌ای استفاده کنند نه راه‌حل‌های پیچیده و دور از دسترس به منظور پیش بردن محتوا و طولانی کردن خطوط رمان.

خب اینجا میشه به بیتا اشاره کرد. جانم بیتا می‌تونست از همون اول بگه شخص دیگه ای و میخواد وقتی پدرش میخواست بدونه چرا میگه نه. این مشکل محسوب نمیشه اما میتونست از راه منطقی تری حل بشه و داستان سریعتر پیش بره. 

⌘⌘⌘⌘⌘

༆پیرنگ ها از نظر گره گشایی و گره افکنی به دو دسته تقسیم می‌شود.

⌘-پیرنگ باز:محور استدلال‌های نظم طبیعی هست و گره‌گشایی قاطعی نداریم.💜

⌘-پیرنگ بسته:محور استدلال‌های نظم ساختگی هست این پیرنگ بیشتر برای رمان‌هایی استفاده می‌شود که گره‌گشایی قطعی داره.💜

خب پیرنگ باز می‌شه به دلیل رفتم میثم به سوریه اشاره کرد که به دست بیتا حل شد. یا مشکل قبول نکردن پدر بیتا بود که بازم به دست نویسنده حل شد.... 

پیرنگ بسته هم میشه به کجا بودن میثم اشاره کرد. که فکر میکنم شما بازش میکنید و یا میشه به آرام شدن کینه ی پدر بیتا اشاره کرد که خب اینم میتونه باز بشه. خب کیفیت گره ها خوب بود. اما یک گره ی خل نشدنی توی این شصت و چند پارت نیاز داشت تا یک خورده بیشتر خواننده رو جذب کنه برای خوندن. بازگشایی گره ها هم عالی بود و من بسیار لذتمند شدم. 

⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘

༆زاویه دید:نحوه روایتی است که نویسنده برای تعریف داستان، برای مخاطبش از آن استفاده می‌کند.🍃

زاویه دید شما از جانب اول شخص بود جانم یعنی اینکه نویسنده از ضمایر من و ما استفاده میکنه و انگار داره مستقیم برای خواننده تعریف میکنه. در این مورد اصلا ایرادی ندیدم. 

جیگرم بهتره مورد آخر رو گسترده کنی. نویسنده باید بدونه که قوانین اول شخص چیا هس و شماهم بهتره که اشاره کنی در کدوم موارد اصلا ایرادی ندیدی. مثلا یکی از ملاک های مهم اول شخص، همزادپنداری با کارکتر هس. 

⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘

لحن:برای تایپ یک رمان ما از سه لحن میتونیم استفاده کنیم. 💜

⌘-ادبی:در این زبان باید هم مونولوگ و هم دیالوگ به صورت ادبی نوشته شود.💜

⌘-گفتاری(محاوره‌):در این زبان هم مونولوگ و هم دیالوگ به صورت گفتاری یا محاوره‌ای نوشته می‌شود. 💜

⌘-معیار: در این زبان مونولوگ ها به صورت ادبی و دیالوگ‌ها به صورت گفتاری نوشته می‌شود. لحن یک رمان باید تا آخر به یک شکل باشد تا زیبایی و درستی خودش را حفظ کند.💜

لحن شما معیار بود و اصلا ایرادی به چشمم نخورد. 

⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘

༆فضا:

فضا رنگ و آن حالت احساسی است که خواننده با خواندن اثر آن دست می‌یابد و با کمک آن می‌تواند به حال و هوای حاکم بر داستان پی ببرد. مثلا وقتی شما میگید فضا بارانی است در ناخودآگاه خواننده مکانی بارانی و زمین خیس و هوای سرد را ایجاد می‌کند.

عزیزجانم مثلا آب و هوا من فقط یک بار متوجه ی آفتاب داغ شدم. وگرنه دیگه هیچ تصوری از آب و هوا ندیدم. وصف زمان هم همونطور که توی توصیفات گفتم کم بود و بیشتر بودنش باعث میشه فضا از نظر من خواننده طبیعی تر و بهتر جلوه کنه. مثال زمانی که متوجه اتفاقی برای میثم شد خیلی بهتر نباید با دایره ی لغات بازی میشد؟ تا غم با ناراحتی حس بشه؟ از روزی که میثم و بیتا محرم هم شدن حتما بگو با آب و هوا با زمان با بازی دایره لغات چون حتما توی رمانت روز مهمی بود. 

فضا سازی انواع گوناگونی داره گلم که من چند تاشو برات میگم که با اضافه کردن همچین مواردی میتونی یه فضای دلنشین و جذاب رو خلق کنی:... 

⌘ـ آب‌وهوا

در رمان و سریال های زیادی با مطابقت آب و هوا و حال روحی شخصیت رو‌به‌رو شده‌ایم. به طور مثال، اغلب هنگامی که هوا ابری یا بارانی است، شخصیت اندوهگین است( البته ممکن است این بارش در یک سری از مناطق عادی باشد)این یعنی نویسنده به نحوه احسنت از تغییرات آب ‌هوا برای وصف حالت و روحیات شخصیت استفاده کرده است.💜

⌘ـ حواس پنج‌گانه

استفاده از حواس پنچگانه می‌تواند در ترسیم صحنه‌های آشنا نقش بسزایی داشته باشد.

⌘ـ تخیل

قرار نیست ما تنها در رمان‌های تخیلی از تخیل بهره ببریم! ما روزمره در حال خیال کردن هستیم، وصف مکانی که نرفته‌ایم، خانه‌ای که برای شخصیت طراحی کرده‌ایم، ماشینی که تا به حال سوار آن نشده‌ایم، شهری که فقط از کنارش گذشته‌ایم و ... همه نشان از یک تخیل خوب است! 

⌘ـ محدودیت

فضاسازی خوب به معنی توضیح بیشتر نیست! توضیح‌های زیاد و البته اضافی باعث می‌شوند، خواننده خسته و دلزده شود. پس ما باید توضیحات اضافه را حذف کنیم. قرار نیست آنچه در ذهن داریم را مو به مو شرح دهیم.فضاسازی خوب به معنای دریغ توضیحات لازمه هم نیست!مقدار شرحیات ما باید به اندازه باشد( با توجه به ژانر این میزان کلی متغیر است، به تبع در رمان‌های تخیلی ما نیازمند به توضیحات بیشتری هستیم)💜

⌘ـ زمان

وصف گردش زمان‌ یکی از مهم‌ترین ها است! وقتی ما وقایع مختلف را به وقوع اتفاقات وصل می‌کنیم، قطعا تاثیر گذارتر خواهد بود. به طور مثال گذر سال را با گذرفصول وصف کنیم، بعضی از روز‌ها و ساعات مختلف سال را به تصویر بکشیم.💜

⌘ـ بازی با لغات

فضاسازی فقط شرح دادن نیست! برای توصیف بهتر انتخاب کلمه‌های مناسب، استفاده از عبارات و ترکیب‌های بکر، کوتاه و بلند نوشتن جمله‌ها با توجه به موضوع فضا، ساختار متن و… اهمیت دارد. همه‌ی این‌ها می‌توانند روند و بار احساسی نوشته را تحت تأثیر قرار دهند. ساختن واژه برای توصیف آنچه در ذهن داریم خیلی لذت‌بخش است. 💜

⌘یه نکته مهم هم بگم. مهم‌ترین مورد در فضاسازی این است که ابتدا نویسنده فضای داستان را در ذهن خود شکل دهد و سپس آن را بازگو کند، اگر نویسنده فضایی ناقص داشته باشد قادر به ساختن درست فضا در ذهن مخاطب نخواهد بود💜

⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘

༆شخصیت:شخصیت ها توسط نویسنده وارد داستان می‌شوند. هر شخصیتی بنابر قوه‌تخیل نویسنده و با الهام از پیرامون دارای خلق و خوی مخصوص به خود است. شخصیت ها انواع متفاوتی دارند..💜

1- شخصیت قالبی:به شخصیت های کلیشه ای گفته میشه که کنش ها و واکنش های متعددشون قابل پیش بینی هست و نویسنده بایستی برای جلوگیری از کسل کننده شدن و تکراری بودن جلوه رمانش از به کارگیری چنین شخصیت هایی پرهیز کنه.

2- شخصیت‌های قرار دادی: دارای خلق و خوی قدیمی، معتقد به خرافات، تعصب عقیده یا افرادی که از سخنان گذشتگان بسیار زیاد استفاده می‌کنند. 💜

3- شخصیت‌های نوعی: افرادی خاص، اخلاقی ناب، رفتاری جالب، پوشش مخصوص و ... که آن ها را از دگر دسته‌ها متمایز می‌کند.💜

4- شخصیت‌های تمثیلی: شخصیت‌هایی که الهام گرفته هستند، مثلا من میام یه فیلمی میبینم از یه شخصیت خوشم میاد، میام شخصیت داستانم رو بنا بر اون می‌نویسم. 💜

5- شخصیت‌های نمادین: بیشتر شخصیت‌های فلسفی، واقع بین، مثبت اندیشه‌ها و هر کسی که قصد دارد درسی دهد و حرفی برای گفتن دارد. این نوع افراد ذاتا شخصت‌های ماندگاری هستند💜

6- شخصیت راوی: شخصیتی است که مخاطب داستان را از زاویه دید او تجربه می‌کند، با او همدردی می‌کند و از او طرفداری می‌کند، از این رو شخصیت اصلی داستان است.💜

7- شخصیت‌ قهرمان: شخصیتی است که کنش داستان را پیش می‌برد و انتظار می‌رود به هدف غایی داستان نائل شود. در شیوه‌ی داستان‌گویی غربی، قهرمان عموماً شخصیت اصلی داستان است.💜

8- شخصیت ضدقهرمان: شخصیتی است که در برابر قهرمان قد علم می‌کند.💜

9- شخصیت ایستا: شخصیتی است که در روند داستان دچار تغییر محسوسی نمی‌شود.💜

10- شخصیت پویا: شخصیتی است که در روند داستان دستخوش تغییرات شخصیتی می‌شود.💜

11- شخصیت متضاد: شخصیتی است که از نظر خصوصیات درست در نقطهٔ مقابل قهرمان قرار دارد و شخصیت و ویژگی‌های قهرمان را آشکار می‌کند.💜

12- شخصیت مکمل: شخصیتی که در داستان نقشی ایفا می‌کند؛ اما نقش او چندان عمده نیست.💜

13- شخصیت فرعی: شخصیتی است که نقش کوچکی در داستان دارد💜

شخصیت‌هایی که در رمانت وجود داشتن شخصیت اصلی که بیتا باشه شخصیت راوی هست، شخصیت میثم و سینا هر دو شخصیت نمادین هست، شخصیت عاطفه هم شخصیت قالبی هست اما خب برای فضای رمان نیازه. شخصیت ضد قهرمان هم پدر بیتا میتونه باشه که کلا مخالفه. 

خوب هر کدوم از این ها رو بالا توضیح دادم جانم. مادر بیتا هم یه شخصیت قراردادی به حساب میاد. احساس به خوبی بین شخصیت ها موج می‌زنه و واقعا عالی بود. شخصیت‌های رمان به هیچ عنوان باهم قاتی نمی‌شدند و این خیلی عالیه. 

خب باید بگم که بین شخصیت ها تناقصی نبود و می‌دیدم که شخصیت بیتا چطوری رفتارش رُشد کرد گرفتارش خیلی بالغ تر شد. 

⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘

༆ کشمکش:

⌘کشمکش انسان با انسان:چنین کشمکشی میان دو فرد صورت می گیرد که معمولا بیشتر داستان ها بر مبناي کشمکش انسان با انسان نوشته می شوند و این نوع کشمکش در بین خوانندگان دارای طرفداران بیشتری است.💜

کشمکش های انسانی خیلی مشاهده شد درگیری پدر و میثم و یا درگیری میثم با یک پسر که عاطفه توضیحش رو داد.  

⌘کشمکش انسان با جامعه:

در این نوع کشمکش، ما افراد متفاوتی را شاهد هستیم که برای اهداف گوناگونی، شروع به کار‌هایی از قبیل مقابله، تغییر دادن، تغییر کردن و ... در برابر یک شخص و یا حتی یک اجتماع می‌کنند. ما در این کشمکش‌ها شاهد افرادی با طرز تفکر‌ها و نگرش‌های متفاوتی در جنبه های مختلفی هستیم.💜

اینجا شاهد بیتا هستیم که در حال مقابله با پدر بود برای تغییر دادن نظرش یا مادر بیتا هم همینطور...  

⌘کشمکش انسان با خود:

بر اساس این نوع کشمکش، انسانی به تصویر کشیده می شود که به مبارزه درونی با بعضی جنبه هاي وجود خودش می پردازد.💜

این کشمکش در اوایل رمان و کمی از اواسط خیلی خوب بود. 

⌘کشمکش جامعه با جامعه:

در این نوع کشمکش، افراد داستان فردیتی براي خود ندارند و هر کدوم جزئی از یک گروه هستند که این گروه، در حکم یک فرد، در داستان عمل می کند.💜

اینجا به ناگهان اشغال شدن دمشق توسط داعش اشاره میشه . که خب خیلی هم عالی و طبیعی بود. 

⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘

...::: برسی صحنه های رمان :::...

༆صحنه:از عناصری است که مکان و زمان وقوع داستان را مشخص می‌کند. در شناساندن شخصیت‌ها، حوادث و فضای داستان به خواننده نقش مهمی را ایفا می‌کند.💜

خب جانا مشکل خاصی نبود در این مورد جز اون هایی که در فضا سازی اشاره کردم. 

༆روایت:شیوه‌ای از نوشتن است که نویسنده با گفتن اتفاقات و توضیح آن‌ها مستقیما با خواننده ارتباط برقرار می‌کند.💜

خوب توی روایت اشکالاتی داشتی جانم. خب جانم روایت مشکل داشت کجا؟ مثلا میثم با اون همه خون ریزی و زخم راهی خونه شد یعنی بیتا نباید از سلامتی اون با خبر می‌شد؟ چرا انقدر راحت کنار اومد؟ 

⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘

...::: توصیفات :::...

༆توصیفات مکان: خوب جانم... به عنوان یه خواننده انتظار دارم که به خوبی مکان های درون رمان رو تصور کنم. مکان خونه ی پدری به خوبی توصیف نشده بود. اما خونه ی میثم زیبا بود ولی بازهم محل کار سهیل و خوب میتونستی روش بیشتر وقت بزاری. از اتاق خود بیتا یا حتی محل شرکت میثم. 

༆ توصیفان زمان: اوم اگر روی زمان خیلی بیشتر وقت بزاری بهتر میشه. من نمیتونستم ظهر صبح شب رو تشخیص بدم جز یک قسمت که به ساعت اشاره شد.گلی هر چقدر زمان بهتر باشه طبیعی تر میشه و خواننده بیشتر ازش لذت میبرم 💜

༆ توصیفات حالات: توصیفات حالات خیلی عالی بود. هم بین دیالوگ‌ها به خوبی حالت هارو توصیف میکردی هم توی مونولوگ به خوبی می‌گفتی که چه حالتی هستن و... 

༆ توصیفات کاراکتر: تصور کاراکتر ها از نظر چهره باید بیشتر بشه. عزیزم من هیچ تصوری از چهره ی بیتا یا میثم ندارم فقط رنگ چشم هاشون رو در رمان گفتی. اما عادت های کاراکتر خیلی خوب بود و درکشون میکردم و باهاشون إشنا شدم. 

༆ توصیفات احساس: . توصیف احساسات واقعا عالی بود و من لذت بردم در همه ی صحنه ها.... 

⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘

...:::بهره گیری از آرایه های مهم ادبی :::...

༆پارادوکس:پارادوکس یا متناقض نما، آوردن دو واژه یا دو معنی که در کلام به ظاهر متناقض و متضاد به نظر می‌رسند. زیبایی ناقض این است که ترکیب سخن به گونه ای باشد که تناقض منطقی آن از قدرت اقناع ذهنی و زیبایی آن نکاهد.💜

༆ تشبیه:به مثل یه مانند کردن چیزی به چیزی

༆ استعاره:استعاره همان تشبیه ولی رکن‌های مشبه و ادات تشبیه را ندارد. 

༆ حس آمیزی:آمیختن دو یا چند حس که موجب آهنگین شدن متن می‌شود. 

به طور کلی ارائه ها فوق العاده بودن خصوصا تعریف از عشق یا غم و تنهایی و لذتش و بردم. 

⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘

...:::تکرار :::...

༆تکرار چیست؟ جملاتی که از نظر مفهوم یکسان هستند هم لغات و هم جملاتی که زیاد تکرار شده‌اند، هم حروف که بدون نیاز تکرار شده اند. کشیده نویسی هم جزع تکرار است. و هم علائم نگارشی. 💜

تکرار در سیر رمان وجود نداشت. 

⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘

...::: غلط های املایی :::...

༆اصول درست نویسی:

می و نمی وقتی اول کلمه‌ای میان بهتره با نیم فاصله از کلمه‌بعدی خودش فاصله بگیره مثال:

نمی کنم نمی‌کنم☑️

میکنممی کنممی‌کنم☑️

کلماتی که با "ام، اش، ات و..." به پایان میرسن بهتره با نیم فاصله از کلما قبلی خودشون فاصله بگیرن مثل:

خانه ام خانه‌ام☑️

چهره اش چهره‌اش☑️

༆اشکالات تایپی :

 مرگ. مگر☑️

نشونم. نشنوم☑️

مطح. مطرح☑️

⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘

...:::رعایت فعل و فاعل در متن:::...

༆ساختار جمله: ساختار جمله هم یکی از اصول مهم نویسندگی هست و نویسنده در این بخش باید با رعایت کردن مکان فعال و فاعل کیفیت یک جمله را حفظ کند.💜

به نظرم ایرادی نبود اتفاقا ساختار درست و کاملا عالی داشتی. 

⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘

...::: دیالوگ و منولوگ :::...

༆دیالوگ و منولوگ چیست؟دیالوگ به صحبت های بین دو یا چند نفر گفته می‌شود و منولوگ صحبت های راوی گفته می‌شود که به خواسته نویسنده می‌تواند به هر لحنی باشد. 

༆برسی دیالوگ ها و جدا سازی از گفتگو: خب دیالوگ ها روزمره بودن و به نظرم دیالوگ ماندگاری درونش ندیدم. اما می‌تونه و قلم زیبای تو توان زدن همچین دیالوگ هایی رو داره. 

دیالوگ روزمره‌ای یعنی دیالوگ هایی که خودمون هر روزه ازش استفاده می‌کنیم یعنی همون سلام و چطوری و همچین چیزایی. خب جانم دیالوگ روز مرت خوب بود. 

༆برسی حجم دیالوگ ها نسبت به منولوگ ها:

حجم دیالوگ ها و مونولوگ ها نسبت به همدیگه خیلی نرمال بود نه اونقدر دیالوگ نوشتی و نه اونقدر مونولوگ نوشتی که خواننده خسته بشه. 

༆منولوگ نویسی:منولوگ ها جملات ساده و روانی هستند که داستان رو روایت میکنند و نقش مهمی در رمان دارند.💜

⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘

...:::رعایت و هدفمند سازی پارت ها :::...

༆هدف مند سازی پارت:هدف مند بودن پارت ها اهمیت بالایی دارد.هدف مندی هر پارت با سوال های گوناگونی برسی میشه.مثل:از پارت که چیزی یاد گرفتیم؟ چه موضوعی دستگیرتون شد؟ با توجه به اطلاعاتی که داریم آیا جذب اون پارت می‌شدیم؟ 

پارت های شما هدف دار بودن و به شدت خواننده رو برای خوندن پارت بعدی جذب میکردن. 

༆حجم پارت ها: اندازه هر پارت میتونه 60 خط تا 70 خط در گوشی و 30 خط در سیستم باشه.

اندازه تمام پارت‌ها مناسب بود و هیچ ایرادی ندیدم. 

⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘

...:::رعایت شرع و قانون اسلام+ نکات اخلاقی :::...

༆ممنوعات: خب گلکم ممنوعاتی ندیدم البته مطمعن نیستم که ارتباط با همسر ممنوع باشه یا نه ولی به نظرم هیچ ایرادی در رمانت وجود نداشت. 

فحاشی ندیدم و بسی لذتمند شدم. 

نقد از نگاه خواننده :::.... 

خب جانم از نظر یک خواننده هم غم هم خنده رو در رمانت احساس کردم و باید اعتراف کنم لحظاتی خاطراتی به یادم اومد و چشمانمونم تر کرد. در صورت کلی از قلم و رمانت خوشم اومد چون مشکلات اجتماعی الان و به رخمون کشید و همچنین لذت بردم برای متفاوت نویسی که درون قلمت داشتی. 

.... 

من بسی از رمان خفنت لذت بردم و امیدوارم قلمت در ذهن ها ماندگار باشه جانم. خسته نباشی. 

منتقد از سفر برگشته mrymwx

یا علی :)) 

  • لایک 3
  • تشکر 2
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • کاربر منتخب
8 دقیقه قبل، مدیر منتقد گفته است:

نقد اولیه‌ی رمان یافتمت اما...

نویسنده:  @masoo

منتقد: @Mrymwx

꧁ به نام خالق قلم ꧂

سلام زیبا ꕥ

اومدم اینجا تا با نقد اولیه ای ایرادات ریزت رو بگم و باعث این بشم رمان فوق العادت عالی تر بشه☻︎

...........................

☽︎ اسم رمان ☾︎

توضیح عنوان، وقتی ما قصد داریم. که یک کتاب داستان یا رمان رو بخونیم، نگاه اولمون به اسم میوفته و اون و می‌بینیم. پس نتیجه میگیریم اهمیت اسم خیلی زیاد میتونه باشه. و اینکه اسم باید به دور از هرگونه مورد کلیشه ای و تکراری باشه. چون خواننده با دیدن یک اسم ممکنه رمان هایی با همین کلمات در اسم و به یاد بیاره و باخودش فکر کنه این داستان رو خونده.

 ✔︎توی اولین نگاه اسمت به من حس یک رمان عاشقانه و البته غمگین و داد.

اسم مورد انتخاب شما«یافتمت اما» بود. 

با بررسی نام این رمان پی به جديد بودن کلمه هابردم. البته رمانی با نام یافتمت وجود داره که خب نه چاپ شده و نه کلیشه ای جلوه میکنه. 

و اینکه عوض کردن یا نکردن این اسم به دست خودت انجام میشه.

༆بررسی ها بری همخوانی با ژانر میرسه به اونجایی که کاملا درسته وخیلی با اسم همخوانی داره. 

༆و من میتونم همخوانی این اسم رو با محتوا هم ببینم، خصوصا زمانی که میخواد به دنبال میثم بره. 

اسم رمان شما دو بخشه «یافتمت اما» و با قوانین اندازه ی اسم انجمن «هر اسم از چهار کلمه تشکیل میشه» همخوانی داره. 

..................................... 

☽︎خلاصه رمان ☾︎

خلاصه چی میتونه باشه؟ خلاصه ی یک رمان قسمتی از اون رمانه که خواننده ی رمانت اولین ارتباطش رو با محتوا اونجا میبینه. خلاصه‌ بهتره مملو از چالش و ابهام برای خواننده باشه تا غریزه ی کنجکاوی خواننده رو فعال کنه. البته این میتونه، با یک قلم ساده و بی کلیشه اتفاق بیوفته و یا حتی یک قلم دلفریب ادبی هم میتونه شروع کننده ی اون باشه.

✔︎خلاصه ی شما ‌:محتوای خلاصتون عالی بود. من میتونستم زندگی بیتا و میثم و درونش حس کنم. عزیزم خلاصه شروع عالی ای داشت اما برای یک خلاصه این واقعا اطلاعات کمی بود و کمی زیاد کردن اون واقعا میتونه بهترش کنه. محتوای خلاصه که با محتوای رمانت همخوانی داره. من حتی با وجود این موضوع دایره ی لغات زیبات سطح خاص کلمات درون خلاصت رو به شدت دوست داشتم. اما مورد دیگه ای به چشم من می‌خورد. سوال هایی بود که خب تو ذهنم ایجاد شد به خوندن رمانت تا ببینم دقیقا شخصیتت دنبال کی میگرده؟ . یهو از سر کنجکاوی دیدم کل صفحات رمانت رو خوندم. 

اندازه یک خلاصه حداکثر 10 خط و حد اقل 5 خط هست و این خلاصه رو بهتر نشون میده.

اندازه‌ی خلاصه ی شما 5 الی 6 خط بود که کاملا درست و با قوانین انجمن همخوانی داشت. ❥︎ کیفیت اطلاعات داده شده کاملا خوب به نظرم متفاوت اومد... 

.......................................

☽︎مقدمه رمان☾︎

مقدمه ی رمان چیه؟ مقدمه نقش مفیدی توی جذب خواننده برای رمان داره. چون مقدمه میتونه حکم یک شروع برای احساسات درون رمان رو داره. بذار کامل بگم که مقدمه یک نوع آمادگی برای رو به رو شدن با عواطف و احساسات درون رمانه.

مقدمه ی شما: محتوای مقدمه ی شما با ژانر منتخب همخوانی داشت. خصوصا ژانر عاشقانه که درونش موج می‌زد. البته محتوا با مقدمه هماهنگ بودو ایرادی نداشت. البته بسیار از کلمات زیبا و کاربردی استفاده کردی و روحمون شاد شد. 

اندازه ی مقدمه ی شما درست و مناسب بود. نه زیاد و عصبی کننده نه کم و بی مفهوم.

............................................ 

☽︎. ژانر رمان☾︎

ژانر چیه؟معیارهاییه که به شکل چند کلمه اتفاقات یک رمان را از همان جایی که آغاز میشه. تا جایی که به اتمام میرسه. طبقه بندی می‌کنه. ترتیب ژانر ها بر اساس اولویت بندیه اتفاقات درون رمان می‌تونه باشه. 

ژانر صحیح: ژانر های صحیح شامل: عاشقانه، تراژدی، ترسناک، تخیلی، اجتماعی، جنایی، پلیسی، معمایی، تاریخی، مذهبی، طنز هستن. 

: خب ژانر‌های انتخابی شما عاشقانه _تراژی بود که درست با محتوای رمان همخوانی دارن. که جان دلم با محتوا خیلی خوب همخوانی داشت! مخصوصا در زمان گم‌شدن میثم یا نه گفتن سینا ژانر به شدت تراژدی بود و در تمامی قسمت ها هم عشق موج می‌زد. ژانر با مقدمه، خلاصه و عنوان هم همخوانی داشت و هیچ ایرادی درونش دیده نشد.. و اینکه ژانر ها هم طبق الویت بندی بود و کاملا صحیح 

⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘

...::: شروع رمان :::...

༆شروع رمان باید چطور باشه؟ آغاز یک رمان نقش اساسی داره و یک اشتباه کوچیک در انتخواب محتوای آغاز نویسنده کل تلاش هاش رو هیچ میکنه. یکی از این اشتباهات کلیشه نویسیه🍃 

༆کلیشه ای نبودن شروع رمان: شروع رمان خوشبختانه؟ کلیشه‌ای درونش پیدا نکردم. اتفاقا از نظر من شروع جذابی بود و بسیار لذت بردم ازش. 

༆جذب مخاطب: از نظر جذب مخاطب خیلی خوب عمل کردی با خوندن پارت اول رمانت وسوسه شدم سریع تر بقیه رمان رو ادامه بدم.چون رمان هایی که با عشق شروع میشن رو دوست دارم. 

به به نظرم اونقدر خوب بود که دیگران هم جذب این موضوع بشن. 

༆میزان اوج و سقوط: خوب خوشگلم قسمت محضر بعد نه گفتن سینا و در قسمتی کتک خوردن میثم یا ترد کردن بیتا توسط خانوادش وقتی متوجه حمله ی داعش به دمشق شد. همه ی این ها و به اضافه ی کلی دیگه واقعا نقطه ی اوج بودن و... به طور کلی میزان سقوط در رمانت خیلی کم دیده شد و بیشتر رو به اوج بود. یعنی پارت به پارت رمانت سعی در دادن حس ترس و غم یه عشق و داشت و به محض سقوط دوباره اوج می‌گرفت. و هیچی از هیجان این رمان کم نبود. 

کیفیت کلمات هم که بالا بود و سطح بندی جملات هم خوب بود. 

⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘

...:::سیر رمان ::..

༆سیر تند یا کند: همونطور که میدونید کلمه سیر به معنی حرکت است.(هست) سیر رمان هم یعنی روند حرکت رمان. ما سیر رمان رو بر اساس سرعت و پردازش محتوا به سه دسته تقسیم میکنیم💜

⌘سیر کند: این معنا که نویسنده در بیان کردن توصیفات و جزئیات فرعی دست و دلبازی زیادی داشته و بیش از حد به حواشی تاکید کرده.💜

⌘سیر تند:این معنا که نویسنده در بیان کردن توصیفات و جزئیات خساست به خرج داده و از موارد اصلی و با اهمیت به سرعت گذشته است.💜

⌘سیر متعادل::این معنا که نویسنده در بیان کردن توصیفات و جزئیات تعادل کافی را ایفا کرده و از محور اصلی چندان فاصله نگرفته و بر موارد اصلی و با اهمیت تاکید کافی را داشته است.💜

༆ قالب سیر: سیر رمانت رو به متعادل بود. یه بعضی قسمت ها به سادگی از توصیفات، دارای اهمیت میگذشتی و این باعث شد که سیر رمانت از متعادل بیاد نزدیک به تند. پیشنهاد می‌کنم در قسمت توصیفات بیشتر دقت کنی جانم در ادامه بیشتر توضیح میدم. نکاتی که در این مورد می‌تونه بیشتر کمکت کنه. 

1..به ساعت و زمان توجه داشته باش

2..به چه زمان از روز و چه زمان از شب توجه کن.   

سیر تندت زمان هایی بود مثل یهو رسیدن روز یه محضر برای عقد. این روز هایی بود که باید بهش اشاره می‌شد. یا زمانی که متوجه اشغال شدن دمشق شد کی چند روز گذشت و یهو تصمیم گرفت که بره پیش میثم. 

⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘

...::: عناصر مهم رمان :::...

༆پیرنگ:روایت حوادث داستان با تاکید بر رابطه علیت می‌باشد. ما پیرنگ‌ها را بر اساس کیفیت به سه دسته تقسیم می‌کنیم.💜

کنش‌ و‌ واکنش:به این معناست که برای وقوع اتفاقات دلایل موجه و منطقی وجود داشته باشد.💜

اینجا میشه به زمانی که سینا نه گفت اشاره کرد. که بعد دلیلش مشخص شد چون به خاطر حرف های میثم ناراحتی خودش بود. 

یا زمانی که میثم به سوریه رفت که جوابش زود مشخص شد به دلیل سوختن شرکت بود. خب دلایلت منطقی بود از نظر من چون تراژدی و تفاوت توش حس میشد. مثال یک پسر که بر خلاف تمام مثلث های عشقی خودش رو کنار کشید. 

انگیزه احساسی«روانی»:به این معناست که شخصیت های داستان بر اساس شخصیتی که نویسنده برایشان تعریف کرده است رفتار کنند.💜

خب گلکم من هیچ ایرادی ندیدم و به نظرم تمام شخصیت ها برطبق توضیحاتت بودن. البته چیزی که وجود داشت شخصیت بیتا بود که خب اول چنان جلوی پدرش ایستاد که گفتم حتما دختر سختیه اما از اون به بعدش آرام شد و کمی شخصیتش برام عجیب شد. 

دلیل:به این معناست که شخصیت‌ها برای حل مشکلات خود از راه‌حل‌های ساده‌ای استفاده کنند نه راه‌حل‌های پیچیده و دور از دسترس به منظور پیش بردن محتوا و طولانی کردن خطوط رمان.

خب اینجا میشه به بیتا اشاره کرد. جانم بیتا می‌تونست از همون اول بگه شخص دیگه ای و میخواد وقتی پدرش میخواست بدونه چرا میگه نه. این مشکل محسوب نمیشه اما میتونست از راه منطقی تری حل بشه و داستان سریعتر پیش بره. 

⌘⌘⌘⌘⌘

༆پیرنگ ها از نظر گره گشایی و گره افکنی به دو دسته تقسیم می‌شود.

⌘-پیرنگ باز:محور استدلال‌های نظم طبیعی هست و گره‌گشایی قاطعی نداریم.💜

⌘-پیرنگ بسته:محور استدلال‌های نظم ساختگی هست این پیرنگ بیشتر برای رمان‌هایی استفاده می‌شود که گره‌گشایی قطعی داره.💜

خب پیرنگ باز می‌شه به دلیل رفتم میثم به سوریه اشاره کرد که به دست بیتا حل شد. یا مشکل قبول نکردن پدر بیتا بود که بازم به دست نویسنده حل شد.... 

پیرنگ بسته هم میشه به کجا بودن میثم اشاره کرد. که فکر میکنم شما بازش میکنید و یا میشه به آرام شدن کینه ی پدر بیتا اشاره کرد که خب اینم میتونه باز بشه. خب کیفیت گره ها خوب بود. اما یک گره ی خل نشدنی توی این شصت و چند پارت نیاز داشت تا یک خورده بیشتر خواننده رو جذب کنه برای خوندن. بازگشایی گره ها هم عالی بود و من بسیار لذتمند شدم. 

⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘

༆زاویه دید:نحوه روایتی است که نویسنده برای تعریف داستان، برای مخاطبش از آن استفاده می‌کند.🍃

زاویه دید شما از جانب اول شخص بود جانم یعنی اینکه نویسنده از ضمایر من و ما استفاده میکنه و انگار داره مستقیم برای خواننده تعریف میکنه. در این مورد اصلا ایرادی ندیدم. 

جیگرم بهتره مورد آخر رو گسترده کنی. نویسنده باید بدونه که قوانین اول شخص چیا هس و شماهم بهتره که اشاره کنی در کدوم موارد اصلا ایرادی ندیدی. مثلا یکی از ملاک های مهم اول شخص، همزادپنداری با کارکتر هس. 

⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘

لحن:برای تایپ یک رمان ما از سه لحن میتونیم استفاده کنیم. 💜

⌘-ادبی:در این زبان باید هم مونولوگ و هم دیالوگ به صورت ادبی نوشته شود.💜

⌘-گفتاری(محاوره‌):در این زبان هم مونولوگ و هم دیالوگ به صورت گفتاری یا محاوره‌ای نوشته می‌شود. 💜

⌘-معیار: در این زبان مونولوگ ها به صورت ادبی و دیالوگ‌ها به صورت گفتاری نوشته می‌شود. لحن یک رمان باید تا آخر به یک شکل باشد تا زیبایی و درستی خودش را حفظ کند.💜

لحن شما معیار بود و اصلا ایرادی به چشمم نخورد. 

⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘

༆فضا:

فضا رنگ و آن حالت احساسی است که خواننده با خواندن اثر آن دست می‌یابد و با کمک آن می‌تواند به حال و هوای حاکم بر داستان پی ببرد. مثلا وقتی شما میگید فضا بارانی است در ناخودآگاه خواننده مکانی بارانی و زمین خیس و هوای سرد را ایجاد می‌کند.

عزیزجانم مثلا آب و هوا من فقط یک بار متوجه ی آفتاب داغ شدم. وگرنه دیگه هیچ تصوری از آب و هوا ندیدم. وصف زمان هم همونطور که توی توصیفات گفتم کم بود و بیشتر بودنش باعث میشه فضا از نظر من خواننده طبیعی تر و بهتر جلوه کنه. مثال زمانی که متوجه اتفاقی برای میثم شد خیلی بهتر نباید با دایره ی لغات بازی میشد؟ تا غم با ناراحتی حس بشه؟ از روزی که میثم و بیتا محرم هم شدن حتما بگو با آب و هوا با زمان با بازی دایره لغات چون حتما توی رمانت روز مهمی بود. 

فضا سازی انواع گوناگونی داره گلم که من چند تاشو برات میگم که با اضافه کردن همچین مواردی میتونی یه فضای دلنشین و جذاب رو خلق کنی:... 

⌘ـ آب‌وهوا

در رمان و سریال های زیادی با مطابقت آب و هوا و حال روحی شخصیت رو‌به‌رو شده‌ایم. به طور مثال، اغلب هنگامی که هوا ابری یا بارانی است، شخصیت اندوهگین است( البته ممکن است این بارش در یک سری از مناطق عادی باشد)این یعنی نویسنده به نحوه احسنت از تغییرات آب ‌هوا برای وصف حالت و روحیات شخصیت استفاده کرده است.💜

⌘ـ حواس پنج‌گانه

استفاده از حواس پنچگانه می‌تواند در ترسیم صحنه‌های آشنا نقش بسزایی داشته باشد.

⌘ـ تخیل

قرار نیست ما تنها در رمان‌های تخیلی از تخیل بهره ببریم! ما روزمره در حال خیال کردن هستیم، وصف مکانی که نرفته‌ایم، خانه‌ای که برای شخصیت طراحی کرده‌ایم، ماشینی که تا به حال سوار آن نشده‌ایم، شهری که فقط از کنارش گذشته‌ایم و ... همه نشان از یک تخیل خوب است! 

⌘ـ محدودیت

فضاسازی خوب به معنی توضیح بیشتر نیست! توضیح‌های زیاد و البته اضافی باعث می‌شوند، خواننده خسته و دلزده شود. پس ما باید توضیحات اضافه را حذف کنیم. قرار نیست آنچه در ذهن داریم را مو به مو شرح دهیم.فضاسازی خوب به معنای دریغ توضیحات لازمه هم نیست!مقدار شرحیات ما باید به اندازه باشد( با توجه به ژانر این میزان کلی متغیر است، به تبع در رمان‌های تخیلی ما نیازمند به توضیحات بیشتری هستیم)💜

⌘ـ زمان

وصف گردش زمان‌ یکی از مهم‌ترین ها است! وقتی ما وقایع مختلف را به وقوع اتفاقات وصل می‌کنیم، قطعا تاثیر گذارتر خواهد بود. به طور مثال گذر سال را با گذرفصول وصف کنیم، بعضی از روز‌ها و ساعات مختلف سال را به تصویر بکشیم.💜

⌘ـ بازی با لغات

فضاسازی فقط شرح دادن نیست! برای توصیف بهتر انتخاب کلمه‌های مناسب، استفاده از عبارات و ترکیب‌های بکر، کوتاه و بلند نوشتن جمله‌ها با توجه به موضوع فضا، ساختار متن و… اهمیت دارد. همه‌ی این‌ها می‌توانند روند و بار احساسی نوشته را تحت تأثیر قرار دهند. ساختن واژه برای توصیف آنچه در ذهن داریم خیلی لذت‌بخش است. 💜

⌘یه نکته مهم هم بگم. مهم‌ترین مورد در فضاسازی این است که ابتدا نویسنده فضای داستان را در ذهن خود شکل دهد و سپس آن را بازگو کند، اگر نویسنده فضایی ناقص داشته باشد قادر به ساختن درست فضا در ذهن مخاطب نخواهد بود💜

⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘

༆شخصیت:شخصیت ها توسط نویسنده وارد داستان می‌شوند. هر شخصیتی بنابر قوه‌تخیل نویسنده و با الهام از پیرامون دارای خلق و خوی مخصوص به خود است. شخصیت ها انواع متفاوتی دارند..💜

1- شخصیت قالبی:به شخصیت های کلیشه ای گفته میشه که کنش ها و واکنش های متعددشون قابل پیش بینی هست و نویسنده بایستی برای جلوگیری از کسل کننده شدن و تکراری بودن جلوه رمانش از به کارگیری چنین شخصیت هایی پرهیز کنه.

2- شخصیت‌های قرار دادی: دارای خلق و خوی قدیمی، معتقد به خرافات، تعصب عقیده یا افرادی که از سخنان گذشتگان بسیار زیاد استفاده می‌کنند. 💜

3- شخصیت‌های نوعی: افرادی خاص، اخلاقی ناب، رفتاری جالب، پوشش مخصوص و ... که آن ها را از دگر دسته‌ها متمایز می‌کند.💜

4- شخصیت‌های تمثیلی: شخصیت‌هایی که الهام گرفته هستند، مثلا من میام یه فیلمی میبینم از یه شخصیت خوشم میاد، میام شخصیت داستانم رو بنا بر اون می‌نویسم. 💜

5- شخصیت‌های نمادین: بیشتر شخصیت‌های فلسفی، واقع بین، مثبت اندیشه‌ها و هر کسی که قصد دارد درسی دهد و حرفی برای گفتن دارد. این نوع افراد ذاتا شخصت‌های ماندگاری هستند💜

6- شخصیت راوی: شخصیتی است که مخاطب داستان را از زاویه دید او تجربه می‌کند، با او همدردی می‌کند و از او طرفداری می‌کند، از این رو شخصیت اصلی داستان است.💜

7- شخصیت‌ قهرمان: شخصیتی است که کنش داستان را پیش می‌برد و انتظار می‌رود به هدف غایی داستان نائل شود. در شیوه‌ی داستان‌گویی غربی، قهرمان عموماً شخصیت اصلی داستان است.💜

8- شخصیت ضدقهرمان: شخصیتی است که در برابر قهرمان قد علم می‌کند.💜

9- شخصیت ایستا: شخصیتی است که در روند داستان دچار تغییر محسوسی نمی‌شود.💜

10- شخصیت پویا: شخصیتی است که در روند داستان دستخوش تغییرات شخصیتی می‌شود.💜

11- شخصیت متضاد: شخصیتی است که از نظر خصوصیات درست در نقطهٔ مقابل قهرمان قرار دارد و شخصیت و ویژگی‌های قهرمان را آشکار می‌کند.💜

12- شخصیت مکمل: شخصیتی که در داستان نقشی ایفا می‌کند؛ اما نقش او چندان عمده نیست.💜

13- شخصیت فرعی: شخصیتی است که نقش کوچکی در داستان دارد💜

شخصیت‌هایی که در رمانت وجود داشتن شخصیت اصلی که بیتا باشه شخصیت راوی هست، شخصیت میثم و سینا هر دو شخصیت نمادین هست، شخصیت عاطفه هم شخصیت قالبی هست اما خب برای فضای رمان نیازه. شخصیت ضد قهرمان هم پدر بیتا میتونه باشه که کلا مخالفه. 

خوب هر کدوم از این ها رو بالا توضیح دادم جانم. مادر بیتا هم یه شخصیت قراردادی به حساب میاد. احساس به خوبی بین شخصیت ها موج می‌زنه و واقعا عالی بود. شخصیت‌های رمان به هیچ عنوان باهم قاتی نمی‌شدند و این خیلی عالیه. 

خب باید بگم که بین شخصیت ها تناقصی نبود و می‌دیدم که شخصیت بیتا چطوری رفتارش رُشد کرد گرفتارش خیلی بالغ تر شد. 

⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘

༆ کشمکش:

⌘کشمکش انسان با انسان:چنین کشمکشی میان دو فرد صورت می گیرد که معمولا بیشتر داستان ها بر مبناي کشمکش انسان با انسان نوشته می شوند و این نوع کشمکش در بین خوانندگان دارای طرفداران بیشتری است.💜

کشمکش های انسانی خیلی مشاهده شد درگیری پدر و میثم و یا درگیری میثم با یک پسر که عاطفه توضیحش رو داد.  

⌘کشمکش انسان با جامعه:

در این نوع کشمکش، ما افراد متفاوتی را شاهد هستیم که برای اهداف گوناگونی، شروع به کار‌هایی از قبیل مقابله، تغییر دادن، تغییر کردن و ... در برابر یک شخص و یا حتی یک اجتماع می‌کنند. ما در این کشمکش‌ها شاهد افرادی با طرز تفکر‌ها و نگرش‌های متفاوتی در جنبه های مختلفی هستیم.💜

اینجا شاهد بیتا هستیم که در حال مقابله با پدر بود برای تغییر دادن نظرش یا مادر بیتا هم همینطور...  

⌘کشمکش انسان با خود:

بر اساس این نوع کشمکش، انسانی به تصویر کشیده می شود که به مبارزه درونی با بعضی جنبه هاي وجود خودش می پردازد.💜

این کشمکش در اوایل رمان و کمی از اواسط خیلی خوب بود. 

⌘کشمکش جامعه با جامعه:

در این نوع کشمکش، افراد داستان فردیتی براي خود ندارند و هر کدوم جزئی از یک گروه هستند که این گروه، در حکم یک فرد، در داستان عمل می کند.💜

اینجا به ناگهان اشغال شدن دمشق توسط داعش اشاره میشه . که خب خیلی هم عالی و طبیعی بود. 

⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘

...::: برسی صحنه های رمان :::...

༆صحنه:از عناصری است که مکان و زمان وقوع داستان را مشخص می‌کند. در شناساندن شخصیت‌ها، حوادث و فضای داستان به خواننده نقش مهمی را ایفا می‌کند.💜

خب جانا مشکل خاصی نبود در این مورد جز اون هایی که در فضا سازی اشاره کردم. 

༆روایت:شیوه‌ای از نوشتن است که نویسنده با گفتن اتفاقات و توضیح آن‌ها مستقیما با خواننده ارتباط برقرار می‌کند.💜

خوب توی روایت اشکالاتی داشتی جانم. خب جانم روایت مشکل داشت کجا؟ مثلا میثم با اون همه خون ریزی و زخم راهی خونه شد یعنی بیتا نباید از سلامتی اون با خبر می‌شد؟ چرا انقدر راحت کنار اومد؟ 

⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘

...::: توصیفات :::...

༆توصیفات مکان: خوب جانم... به عنوان یه خواننده انتظار دارم که به خوبی مکان های درون رمان رو تصور کنم. مکان خونه ی پدری به خوبی توصیف نشده بود. اما خونه ی میثم زیبا بود ولی بازهم محل کار سهیل و خوب میتونستی روش بیشتر وقت بزاری. از اتاق خود بیتا یا حتی محل شرکت میثم. 

༆ توصیفان زمان: اوم اگر روی زمان خیلی بیشتر وقت بزاری بهتر میشه. من نمیتونستم ظهر صبح شب رو تشخیص بدم جز یک قسمت که به ساعت اشاره شد.گلی هر چقدر زمان بهتر باشه طبیعی تر میشه و خواننده بیشتر ازش لذت میبرم 💜

༆ توصیفات حالات: توصیفات حالات خیلی عالی بود. هم بین دیالوگ‌ها به خوبی حالت هارو توصیف میکردی هم توی مونولوگ به خوبی می‌گفتی که چه حالتی هستن و... 

༆ توصیفات کاراکتر: تصور کاراکتر ها از نظر چهره باید بیشتر بشه. عزیزم من هیچ تصوری از چهره ی بیتا یا میثم ندارم فقط رنگ چشم هاشون رو در رمان گفتی. اما عادت های کاراکتر خیلی خوب بود و درکشون میکردم و باهاشون إشنا شدم. 

༆ توصیفات احساس: . توصیف احساسات واقعا عالی بود و من لذت بردم در همه ی صحنه ها.... 

⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘

...:::بهره گیری از آرایه های مهم ادبی :::...

༆پارادوکس:پارادوکس یا متناقض نما، آوردن دو واژه یا دو معنی که در کلام به ظاهر متناقض و متضاد به نظر می‌رسند. زیبایی ناقض این است که ترکیب سخن به گونه ای باشد که تناقض منطقی آن از قدرت اقناع ذهنی و زیبایی آن نکاهد.💜

༆ تشبیه:به مثل یه مانند کردن چیزی به چیزی

༆ استعاره:استعاره همان تشبیه ولی رکن‌های مشبه و ادات تشبیه را ندارد. 

༆ حس آمیزی:آمیختن دو یا چند حس که موجب آهنگین شدن متن می‌شود. 

به طور کلی ارائه ها فوق العاده بودن خصوصا تعریف از عشق یا غم و تنهایی و لذتش و بردم. 

⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘

...:::تکرار :::...

༆تکرار چیست؟ جملاتی که از نظر مفهوم یکسان هستند هم لغات و هم جملاتی که زیاد تکرار شده‌اند، هم حروف که بدون نیاز تکرار شده اند. کشیده نویسی هم جزع تکرار است. و هم علائم نگارشی. 💜

تکرار در سیر رمان وجود نداشت. 

⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘

...::: غلط های املایی :::...

༆اصول درست نویسی:

می و نمی وقتی اول کلمه‌ای میان بهتره با نیم فاصله از کلمه‌بعدی خودش فاصله بگیره مثال:

نمی کنم نمی‌کنم☑️

میکنممی کنممی‌کنم☑️

کلماتی که با "ام، اش، ات و..." به پایان میرسن بهتره با نیم فاصله از کلما قبلی خودشون فاصله بگیرن مثل:

خانه ام خانه‌ام☑️

چهره اش چهره‌اش☑️

༆اشکالات تایپی :

 مرگ. مگر☑️

نشونم. نشنوم☑️

مطح. مطرح☑️

⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘

...:::رعایت فعل و فاعل در متن:::...

༆ساختار جمله: ساختار جمله هم یکی از اصول مهم نویسندگی هست و نویسنده در این بخش باید با رعایت کردن مکان فعال و فاعل کیفیت یک جمله را حفظ کند.💜

به نظرم ایرادی نبود اتفاقا ساختار درست و کاملا عالی داشتی. 

⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘

...::: دیالوگ و منولوگ :::...

༆دیالوگ و منولوگ چیست؟دیالوگ به صحبت های بین دو یا چند نفر گفته می‌شود و منولوگ صحبت های راوی گفته می‌شود که به خواسته نویسنده می‌تواند به هر لحنی باشد. 

༆برسی دیالوگ ها و جدا سازی از گفتگو: خب دیالوگ ها روزمره بودن و به نظرم دیالوگ ماندگاری درونش ندیدم. اما می‌تونه و قلم زیبای تو توان زدن همچین دیالوگ هایی رو داره. 

دیالوگ روزمره‌ای یعنی دیالوگ هایی که خودمون هر روزه ازش استفاده می‌کنیم یعنی همون سلام و چطوری و همچین چیزایی. خب جانم دیالوگ روز مرت خوب بود. 

༆برسی حجم دیالوگ ها نسبت به منولوگ ها:

حجم دیالوگ ها و مونولوگ ها نسبت به همدیگه خیلی نرمال بود نه اونقدر دیالوگ نوشتی و نه اونقدر مونولوگ نوشتی که خواننده خسته بشه. 

༆منولوگ نویسی:منولوگ ها جملات ساده و روانی هستند که داستان رو روایت میکنند و نقش مهمی در رمان دارند.💜

⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘

...:::رعایت و هدفمند سازی پارت ها :::...

༆هدف مند سازی پارت:هدف مند بودن پارت ها اهمیت بالایی دارد.هدف مندی هر پارت با سوال های گوناگونی برسی میشه.مثل:از پارت که چیزی یاد گرفتیم؟ چه موضوعی دستگیرتون شد؟ با توجه به اطلاعاتی که داریم آیا جذب اون پارت می‌شدیم؟ 

پارت های شما هدف دار بودن و به شدت خواننده رو برای خوندن پارت بعدی جذب میکردن. 

༆حجم پارت ها: اندازه هر پارت میتونه 60 خط تا 70 خط در گوشی و 30 خط در سیستم باشه.

اندازه تمام پارت‌ها مناسب بود و هیچ ایرادی ندیدم. 

⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘⌘

...:::رعایت شرع و قانون اسلام+ نکات اخلاقی :::...

༆ممنوعات: خب گلکم ممنوعاتی ندیدم البته مطمعن نیستم که ارتباط با همسر ممنوع باشه یا نه ولی به نظرم هیچ ایرادی در رمانت وجود نداشت. 

فحاشی ندیدم و بسی لذتمند شدم. 

نقد از نگاه خواننده :::.... 

خب جانم از نظر یک خواننده هم غم هم خنده رو در رمانت احساس کردم و باید اعتراف کنم لحظاتی خاطراتی به یادم اومد و چشمانمونم تر کرد. در صورت کلی از قلم و رمانت خوشم اومد چون مشکلات اجتماعی الان و به رخمون کشید و همچنین لذت بردم برای متفاوت نویسی که درون قلمت داشتی. 

.... 

من بسی از رمان خفنت لذت بردم و امیدوارم قلمت در ذهن ها ماندگار باشه جانم. خسته نباشی. 

منتقد از سفر برگشته mrymwx

یا علی :)) 

سلام مرسی ازت.خسته نباشی جانم

 

  • لایک 5
  • تشکر 1

1635346508478_969643199_n6bf.jpg

-آدم با قلبش عاشق میشه، قلب منم خیلی وقته مرده، فقط می تپه تا جسمم نمیره. بذر عشقت رو قبل از هر اتفاقی از خاک دربیار.

-بذر؟خیلی وقته جوونه زده.

-قطعش کن!

-پس با ریشه هاش چیکار کنم؟

-من مسئولش نیستم.

ققنوسی برخاسته از خاکستر

روی متن بالا کلیک کن.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

۱ ساعت قبل، masoo گفته است:

سلام مرسی ازت.خسته نباشی جانم

 

تاپیک رمانتون باز شد عزیزم. موفق باشید🌹

  • لایک 5
  • تشکر 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.
 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...