رفتن به مطلب

معرفی و نقد رمان ༒︎ گِردابِ ماهی ༒︎ ༆یاسمن علیپور کاربر انجمن نودهشتیا


 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

  • نویسنده حرفه ای

نام رمان: " گِردابِ ماهی  "  ༄
نام نویسنده: " یاسمن علیپور  " ༄
ژانر: " عاشقانه ، اجتماعی  ༄


( این رمان بر اساس واقعیت نوشته شده است ... ) ༄
 

خلاصه :  ༄
" آن زمان که عشق در قلب هایشان ریشه میزند، آتشی شعله ور میانشان جدایی میاندازد و عشقی نافرجام را برایشان رقم
میزند !
سر گذشتی سراسر غم با عاشقانه هایی از جنس باران، که به روح لطیفشان تازیانه میزند !
سرانجامی تلخ که عاقبت مسیر زندگی غم باری را برای دو عاشق رقم خواهد زد. ༄

⁂⁂⁂⁂⁂⁂⁂⁂⁂⁂

ناظر:   @Hasti.m

 ویراستار  @_Zeynab

 

صفحه‌ی  نقد    رمان:     گِردابِ   ماهی   ☯︎

 

 

  

ویرایش شده توسط YᗩՏI..
  • لایک 10
  • تشکر 1
  • غمگین 2
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلاام:)

عزیزم برای دیالوگ ها از خط تیره (-) استفاده کن نه (+ و _) 

اینطوری نوشته‌هات زیباتر میشن!

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده حرفه ای
در 8/17/2021 در 5:50 PM، -alAO_O- گفته است:

سلاام:)

عزیزم برای دیالوگ ها از خط تیره (-) استفاده کن نه (+ و _) 

اینطوری نوشته‌هات زیباتر میشن!

 

 

 

چشم حتما 💕

ممنون

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 2 هفته بعد...

سلام 

قلم خیلی زیبایی دارید و واقعا خواننده رو جذب می‌کنه به خواندن ادامه ی رمان   

اینکه بر اساس واقعیت هم هست  جذابیت رمان رو بیشتر می‌کنه 

و اینکه یه رمان نوشته بودید که فکر میکنم بر اساس واقعیت زندگی خودتون بود 

نامش رو فراموش کردم لطفاً نامش رو بگید،ممنون 

قلمتون مانا♥️

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده حرفه ای
26 دقیقه قبل، sara.s312 گفته است:

سلام 

قلم خیلی زیبایی دارید و واقعا خواننده رو جذب می‌کنه به خواندن ادامه ی رمان   

اینکه بر اساس واقعیت هم هست  جذابیت رمان رو بیشتر می‌کنه 

و اینکه یه رمان نوشته بودید که فکر میکنم بر اساس واقعیت زندگی خودتون بود 

نامش رو فراموش کردم لطفاً نامش رو بگید،ممنون 

قلمتون مانا♥️

 

سلام گلم 

خیلی ممنون واقعا خوشحال شدم که خوشتون اومد  :‌)

بله اون رمان هم براساس زندگی مادرم بود اسمش:  " زندگی بَر لَب تیغ"

ولی اون رو چاپ کردم  اگه مایل بودین از پیج اینستا باید خریداری کنین.

خوشحال میشم رمانم رو همراهی کنین💕

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

1 دقیقه قبل، Yasi.. گفته است:

سلام گلم 

خیلی ممنون واقعا خوشحال شدم که خوشتون اومد  :‌)

بله اون رمان هم براساس زندگی مادرم بود اسمش:  " زندگی بَر لَب تیغ"

ولی اون رو چاپ کردم  اگه مایل بودین از پیج اینستا باید خریداری کنین.

خوشحال میشم رمانم رو همراهی کنین💕

آهان  یادمه قبلا تویه سایت نوشته بودید،

واقعا رمان بسیااار  زیبایی بود  ♥️     

موفق باشید 

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام  عشق دلم 

دیشب رمانت رو خوندم  واقعا تاثیرگذار بود 

همه چیز محشر بود فضا سازی ،دیالوگ و...

خلاصه که خیلی خوشم اومد الان رمانت رو دنبال میکنم و پارت ب پارت نقد میکنم 😍

موفق باشی 🥰

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام  عزیزکم

رمانت رو خوندم و میدونی که چقد منتظر بودم تا رمان جدید شروع کنی واقعا خوشحال شدم و عاشق قلمتم😍

منتظر پارت بعدی ام😘

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده حرفه ای
در 9/4/2021 در 3:23 PM، HASTI گفته است:

سلام  عشق دلم 

دیشب رمانت رو خوندم  واقعا تاثیرگذار بود 

همه چیز محشر بود فضا سازی ،دیالوگ و...

خلاصه که خیلی خوشم اومد الان رمانت رو دنبال میکنم و پارت ب پارت نقد میکنم 😍

موفق باشی 🥰

فدای تو بشم من خوشحال میشم قشنگم ❤

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده حرفه ای
در 9/4/2021 در 3:29 PM، Najmeh گفته است:

سلام  عزیزکم

رمانت رو خوندم و میدونی که چقد منتظر بودم تا رمان جدید شروع کنی واقعا خوشحال شدم و عاشق قلمتم😍

منتظر پارت بعدی ام😘

ای جانم 

مرسی ک خوشت اومد جانان ❤

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام سلام 

خب همه چیز عالی و قشنگ فقط ۲ تا خواهش 

درسته بر اساس واقعیته اما

۱) با اون پسره توی پارتی اذیتمون نکن😅 

۲) با اون شاهین که زنش هم مرده و یه دختر داره که وابسته‌ی ماهی هست تقریبا خب با اونم اذیتمون نکن 

۳) با اون دختره سحر که نمی دونم کیه اما تو پارت آخری ها بود هم اذیتمون نکن 

۴) کلا اذیت نکن😂😂😂 عین آدم بهم برسن تموم شه قضیه تهش بره تو کما و مشکوک به فلج شدن یا کوری تَه تحمل منه واسه این طفلی😁😁😁

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده حرفه ای
6 ساعت قبل، Fati zarei گفته است:

سلام سلام 

خب همه چیز عالی و قشنگ فقط ۲ تا خواهش 

درسته بر اساس واقعیته اما

۱) با اون پسره توی پارتی اذیتمون نکن😅 

۲) با اون شاهین که زنش هم مرده و یه دختر داره که وابسته‌ی ماهی هست تقریبا خب با اونم اذیتمون نکن 

۳) با اون دختره سحر که نمی دونم کیه اما تو پارت آخری ها بود هم اذیتمون نکن 

۴) کلا اذیت نکن😂😂😂 عین آدم بهم برسن تموم شه قضیه تهش بره تو کما و مشکوک به فلج شدن یا کوری تَه تحمل منه واسه این طفلی😁😁😁

 

سلام سلام عزیزدلم  اول این که خییلی ممنون که خوندی و نقد کردی 💕🥰

اول این که بگم با اون پسره تو پارتی  اذیتت میکنم 😂

دوم اون شاهین بیچاره کاریش نداره 😁بیین چ خوبم ^_^ 

فاطی میگم کدوم سحر؟؟ میشه بگی کدوم پارت؟

ولی اینو بگم که قراره خیلی اذیت بشی هم شما هم خودم ☹

 

ویرایش شده توسط Yasi..
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 3 هفته بعد...

سلام سلام 

آقا من دیگه هر وقت عشقم بکشه اینجا پلاسم خب: 

۱) با وجودی که من نه به عشق معتقدم که نه اصلا می دونم چیه ولی اون حسی  که بین ماهی و سمیر بود واقعا یه حس قشنگ و پاک بود که  رسما آدم حسش می کرد یعنی  باید بنویسم ننه یاسی دست خوش به قلمت 😎 قلمی که حس داشته باشه صد هیچ از هر قلمی جلو تره 

۲) درسته حس ماهی ناب بود اما قبول کن که سمیر گاو بود😂😂😂 شعر شد 

یعنی کلا درسته حیف شدن یعنی اون حس و لحظه هه حیف شدن اما  چون طرفش سمیر بود با اون تعصب و محدودیت در نظر من خوب شد رفت چون قطعا چن سال بعد از ازدواج همین ماهی باید با کبودی و زمین  زیر کِشت بادمجون چشماش می رفت برای طلاق و پزشکی قانونی که البته با اون حس بین شون به نظرم یه بچه می افتاد تو دامنش و به خاطر بچه اش تا آخر عمر می سوخت

۳) اگه در سمیر بسته بشه خدااااا در بهتری باز می کنه که امیدوارم به حق پنج تن اون سمیح نباشه آخه اخلاق نداره 😂 

۴) میدونم روایت بر اساس واقعیته اما  رمان بر اساس واقعیت من قبول دارش نیستم 😂😂😂 ای کسانی که ایمان آورده اید ماهی تو واقعیت اگه خوشبخت نشد اینجا می تونه بشه ها قابل توجه بعضیا😁

ویرایش شده توسط Fati zarei
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده حرفه ای
10 ساعت قبل، Fati zarei گفته است:

سلام سلام 

آقا من دیگه هر وقت عشقم بکشه اینجا پلاسم خب: 

۱) با وجودی که من نه به عشق معتقدم که نه اصلا می دونم چیه ولی اون حسی  که بین ماهی و سمیر بود واقعا یه حس قشنگ و پاک بود که  رسما آدم حسش می کرد یعنی  باید بنویسم ننه یاسی دست خوش به قلمت 😎 قلمی که حس داشته باشه صد هیچ از هر قلمی جلو تره 

۲) درسته حس ماهی ناب بود اما قبول کن که سمیر گاو بود😂😂😂 شعر شد 

یعنی کلا درسته حیف شدن یعنی اون حس و لحظه هه حیف شدن اما  چون طرفش سمیر بود با اون تعصب و محدودیت در نظر من خوب شد رفت چون قطعا چن سال بعد از ازدواج همین ماهی باید با کبودی و زمین  زیر کِشت بادمجون چشماش می رفت برای طلاق و پزشکی قانونی که البته با اون حس بین شون به نظرم یه بچه می افتاد تو دامنش و به خاطر بچه اش تا آخر عمر می سوخت

۳) اگه در سمیر بسته بشه خدااااا در بهتری باز می کنه که امیدوارم به حق پنج تن اون سمیح نباشه آخه اخلاق نداره 😂 

۴) میدونم روایت بر اساس واقعیته اما  رمان بر اساس واقعیت من قبول دارش نیستم 😂😂😂 ای کسانی که ایمان آورده اید ماهی تو واقعیت اگه خوشبخت نشد اینجا می تونه بشه ها قابل توجه بعضیا😁

ایییییی اصن تو عشق خودمی هروقت دلت خاس بیا اینجا قدمت رو چشم😂🥰😍

خیییلی خیییلی خوشحال شدم با نقدی ک کردی فک کنم انرژی گرفتم برم پارت بذارم😂

بیشتر حدسایی ک زدی درست بود مخصوصا اونی ک بدت اومد😂😂

دیگ چیزی نمیگم ک اسپویل نشه😁

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام یاسمن عزیز؛ خدا قوت!

خیلی بی مقدمه میرم سر نقد رمان. 15 پارت از این رمان زیبا رو مطالعه کردم.

ژانر عاشقانه هیچوقت مورد علاقه ی من نبوده چون پر از کلیشه های به شدت تکراری و بعضا فانتزی و غیر قابل باوره اما چیزی که ژانر عاشقانه رو علارغم تمام تکرارش جذاب می کنه، حس عمیقیه که توی نوشته های اونه و رمان تو این حس رو داشت. تک تک کلمات پر از احساس بود و منو خیلی خوب با شخصیت های رمان آشنا می کرد.

علاوه بر این ها، رمان تو خالی از بیشتر کلیشه های معروف رمان های عاشقانس؛ مثلا شخصیت مرد داستان، همه چی تموم نیست و شباهتی به انسان های افسانه ای بی نقص نداره. ساده بگم؛ یه انسانه که گاهی عصبی و غیر منطقی میشه و گاهی هم مهربون و تکیه گاه. البته تمام این ویژگی های اخلاقی بر اساس عشقیه که به ماهی داره. در کل شخصیت پردازی سمیر رو خیلی دوست داشتم و خیلی خوب نشون دادی که مانعی به اسم سربازی، چقدر باعث دلتنگی و فراق عزیزان میشه.

یه سری شخصیت های رمان هم هستن مثل زن عموی ماهی که خیلی روی اعصابن. مشابه این شخصیت رو تو رمان قبلیت هم داشتی. لطفا یه بلایی سر ایشون بیار دلمون خنک شه! : ))

دیالوگ های رمان، خیلی صمیمی و زیبا و دوستانه بودن و نمی تونم ایرادی ازشون بگیرم جز اینکه گاهی زیاد میشن! این مورد رو بیشتر توضیح می دم.

رمانت یه نقطه ضعف نسبتا مهم داره که باید سعی کنی کم کم رفعش کنی و اونم تمرکز زیاد از حد روی دیالوگ و کمبود مونولوگ و روایته! البته رمان مونولوگ های احساسی که درون ماهی رو توصیف کنن، کم نداشت اما یه مقدار به روایت هم نیاز داره و روایت یعنی چی؟ گذشته ی شخصیت ها رو بیشتر تعریف کن! گهگاهی وسط داستان، به صورت خیلی مختصر به گذشته پرواز کن و نکاتی رو به خواننده بگو! نکاتی از زندگی سمیر و ماهی و اینکه چی شد اصلا اینجا هستن.

البته این پرواز به گذشته بهتره بیشتر حالت مخفی داشته باشه. یعنی وسط یه دیالوگ یا مونولوگ، اشاره ای به اتفاقی در گذشته بشه که به الانم ربط داره یا مثلا در قالب گفتگوی دو نفر، یادی از گذشته ها کنن و از اتفاقات اون گفته بشه.

منِ خواننده خیلی دوست دارم بدونم چی شد که ماهی الان اینجاست؟ پس روی این مورد حتما کار کن!

غیر از این، توی این 15 پارت یه رمان عاشقانه ی زیبا رو خوندم و امیدوارم از این هم زیباتر بشه.

و واقعا امیدوارم اتفاق بدی برای ماهی توی داستان ما نیفته.

با قدرت ادامه بده! همراهت هستم.

@Yasi..

🌷

 

 

ویرایش شده توسط Ali_He
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده حرفه ای
4 ساعت قبل، Ali_He گفته است:

سلام یاسمن عزیز؛ خدا قوت!

خیلی بی مقدمه میرم سر نقد رمان. 15 پارت از این رمان زیبا رو مطالعه کردم.

ژانر عاشقانه هیچوقت مورد علاقه ی من نبوده چون پر از کلیشه های به شدت تکراری و بعضا فانتزی و غیر قابل باوره اما چیزی که ژانر عاشقانه رو علارغم تمام تکرارش جذاب می کنه، حس عمیقیه که توی نوشته های اونه و رمان تو این حس رو داشت. تک تک کلمات پر از احساس بود و منو خیلی خوب با شخصیت های رمان آشنا می کرد.

علاوه بر این ها، رمان تو خالی از بیشتر کلیشه های معروف رمان های عاشقانس؛ مثلا شخصیت مرد داستان، همه چی تموم نیست و شباهتی به انسان های افسانه ای بی نقص نداره. ساده بگم؛ یه انسانه که گاهی عصبی و غیر منطقی میشه و گاهی هم مهربون و تکیه گاه. البته تمام این ویژگی های اخلاقی بر اساس عشقیه که به ماهی داره. در کل شخصیت پردازی سمیر رو خیلی دوست داشتم و خیلی خوب نشون دادی که مانعی به اسم سربازی، چقدر باعث دلتنگی و فراق عزیزان میشه.

یه سری شخصیت های رمان هم هستن مثل زن عموی ماهی که خیلی روی اعصابن. مشابه این شخصیت رو تو رمان قبلیت هم داشتی. لطفا یه بلایی سر ایشون بیار دلمون خنک شه! : ))

دیالوگ های رمان، خیلی صمیمی و زیبا و دوستانه بودن و نمی تونم ایرادی ازشون بگیرم جز اینکه گاهی زیاد میشن! این مورد رو بیشتر توضیح می دم.

رمانت یه نقطه ضعف نسبتا مهم داره که باید سعی کنی کم کم رفعش کنی و اونم تمرکز زیاد از حد روی دیالوگ و کمبود مونولوگ و روایته! البته رمان مونولوگ های احساسی که درون ماهی رو توصیف کنن، کم نداشت اما یه مقدار به روایت هم نیاز داره و روایت یعنی چی؟ گذشته ی شخصیت ها رو بیشتر تعریف کن! گهگاهی وسط داستان، به صورت خیلی مختصر به گذشته پرواز کن و نکاتی رو به خواننده بگو! نکاتی از زندگی سمیر و ماهی و اینکه چی شد اصلا اینجا هستن.

البته این پرواز به گذشته بهتره بیشتر حالت مخفی داشته باشه. یعنی وسط یه دیالوگ یا مونولوگ، اشاره ای به اتفاقی در گذشته بشه که به الانم ربط داره یا مثلا در قالب گفتگوی دو نفر، یادی از گذشته ها کنن و از اتفاقات اون گفته بشه.

منِ خواننده خیلی دوست دارم بدونم چی شد که ماهی الان اینجاست؟ پس روی این مورد حتما کار کن!

غیر از این، توی این 15 پارت یه رمان عاشقانه ی زیبا رو خوندم و امیدوارم از این هم زیباتر بشه.

و واقعا امیدوارم اتفاق بدی برای ماهی توی داستان ما نیفته.

با قدرت ادامه بده! همراهت هستم.

@Yasi..

🌷

 

 

سلام 

نمیدونی چقدر خوشحال شدم  که شروع کردی به خوندن .

ممنون که دوست داشتی ^_^

چشم حتما اونایی که گفتی رو رعایت و درست میکنم  :‌)

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خب خب سلام بر تو فرزندم @Yasi..

من رمانت  رو دوست داشتم، یجورایی امید رمان من همون سمیر رمان توئه ، هر دو آدمای شکاک و بد دل! اما درمورد ماهی

ماهی خیلی عاقله از نظر من(بازم با شخصیت رمان خودم دارم مقایسش میکنم و نمیدونم چرا!) درسته اشتباهاتی داره اما بنظرم اقتضای سنشه

کاش توی تایپ کردن یکم رعایت کنی یاسی جانم یکم غلط املایی هات زیاد بود

درمورد انتقال احساسات، خیلی خوب عمل کردی ولی بنظرم هنوز بهتر هم میتونه باشه، اون‌ غصه‌ای که بعد از جدایی بوجود میاد میتونه خیلیی بیشتر از اینی ک نشونمون دادی باشه عشق جانم🥺

در نهایت خواهش میکنم زودتر پارت بذار☹️وقتمو خالی کردم فقط ب عشق خودت و ماهی

 

@.Ghazaleh.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده حرفه ای
5 ساعت قبل، Sarai.Rş گفته است:

خب خب سلام بر تو فرزندم @Yasi..

من رمانت  رو دوست داشتم، یجورایی امید رمان من همون سمیر رمان توئه ، هر دو آدمای شکاک و بد دل! اما درمورد ماهی

ماهی خیلی عاقله از نظر من(بازم با شخصیت رمان خودم دارم مقایسش میکنم و نمیدونم چرا!) درسته اشتباهاتی داره اما بنظرم اقتضای سنشه

کاش توی تایپ کردن یکم رعایت کنی یاسی جانم یکم غلط املایی هات زیاد بود

درمورد انتقال احساسات، خیلی خوب عمل کردی ولی بنظرم هنوز بهتر هم میتونه باشه، اون‌ غصه‌ای که بعد از جدایی بوجود میاد میتونه خیلیی بیشتر از اینی ک نشونمون دادی باشه عشق جانم🥺

در نهایت خواهش میکنم زودتر پارت بذار☹️وقتمو خالی کردم فقط ب عشق خودت و ماهی

 

@.Ghazaleh.

سلام عزیزم

مرررسی  که خوندی قشنگم .

چشم رعایت میکنم جانان🥰

باشه قشنگم سعی میکنم زود بذارم☹

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

قربونت برم رمانت عالیه عالیه ❤❤

انشالا که همیشه بدرخشی عشقم 

قلمت مانا 

انشالا رمان های بیشتری. رو بنویسی 😍😍😍

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده حرفه ای
2 دقیقه قبل، Najm... گفته است:

قربونت برم رمانت عالیه عالیه ❤❤

انشالا که همیشه بدرخشی عشقم 

قلمت مانا 

انشالا رمان های بیشتری. رو بنویسی 😍😍😍

مرررسی قشنگم ممنون🥰

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 10/1/2021 در 3:28 AM، Yasi.. گفته است:

مرررسی قشنگم ممنون🥰

فداتشم مهربونم 💕💗💗💗

ویرایش شده توسط Najm...
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

بعد از مدت‌ها من و یک نقد توپ😎

ببین شانست خورده و رمانت دم دستم بود برای نقد کردند😎 (مقداری خودشیفته شویم🦖

البته این هم بگم این نقد من یک حالت تست قلم داره، یعنی چی؟ یعنی تا پارت اول نقد کردم. 

خب- خب 

بریم که ببینم چ می‌کنیم. 

_______________________________________

به نام آن کس که قلم را آفرید🖋️
آغاز می‌کنیم، تست قلم رمان📖
______________________________________
با دقت خط به خط، بند به بند، صفحه به صفحه رمان مقابلم را نگریستم. 
ای وای من! او از نوع خود بهترین است و چه سخت‌تر می‌شود کار منی که می‌خواهم او را یاری دهم! 
______________________________________
𒊹︎نـــام رمـــان💜:
🌿در آغاز هر رمان، ابتدا اسم او به نگاه ببینده می‌خورد و یکی از عامل‌های مهم در جذب خواننده‌ است! پس باید با دقت و با توجه به معیار‌ها، یک اسم خوب انتخاب کنیم:

1_🦖اندازه: در انجمن نودهشتیا اسم رمان می‌تواند شامل ۴ بخش باشه. 
بررسی معیار1:  درست بود. 

2_🦖کلیشه‌ای و تکراری نبودن: کلیشه‌ای بودن اسم رمان باعث جذب مخاطب نمی‌شود! حد امکان از اسم کلیشه‌ای استفاده نشود و در صورت استفاده با یک کلمه‌ دیگر آن کلیشه‌ را دفع کنید. 
بررسی معیار 2:  کلمات ماهی، قفس در رمان‌ها تا به حال به کار برده شده و نمی‌توان گفت که اسم رمان شما حاوی از کلمات متفاوته اما، نکته قابل توجه ترکیب کنار هم قرار گرفتن این کلمات باعث ایجاد یک اسم جذاب شده. تبریک^¬^

3_🦖همخوانی با محتوا: توقع خواننده از نویسنده‌ در گام اول مطابقت اسم با محتوای رمان است! این مورد باید رعایت شود. 
بررسی معیار3:   زمان خواندن اسم یک حالت عاشقانه به انسان دست میده، انگار که میگه من شکست عشقی خوردم🤧 خب اسم با پارت اول چنان هم‌خوانی نداشت، چون عاشقانه به خصوصی در پارت اول دیده نمیشه.  اما خب هم‌خوانی لازم رو با خلاصه و مقدمه داشت، درود بر تو جوان ایرانی! 

4_🦖همخوانی با ژانرها: فرضا به طور مثال خواننده یک اسم یا حس عاشقانه از اسم رمان شما می‌بیند، پس او این توقع و نیاز را دارد ژانرهای شما هم عاشقانه باشند. 
بررسی معیار4:   این هم‌خوانی مورد نیاز هم وجود داشت. 

______________________________________
𒊹︎︎︎ژانـــرهـــای رمـــان💜:
ژانرها معیارهایی هستند در گنجایش چند کلمه که اتفاقات یک رمان را از همان جایی که آغاز می‌شود تا جایی که به پایان می‌رسد، طبقه‌بندی می‌کنند.

1_ ژانرهای صحیح🦖: ژانرهای صحیح عبارتند از: عاشقانه، تراژدی، طنز، اجتماعی، جنایی، پلیسی، معمایی، علمی_تخیلی، فانتزی_تخیلی، ترسناک، تاریخی، مذهبی و...

بررسی معیار1: ژانرهای انتخابی صحیح بودند. 

2_ هم‌خوانی با محتوا از نظر ترتیب:  ترتیب ژانرها بهتره با محتوای رمان باشه، یعنی چه؟ یعنی  اگر اولین ژانر انتخابی شما عاشقانه است باید  محتوا  بیشتر عاشقانه باشه تا ژانرهای انتخابی دیگر شما! 

بررسی معیار2:  چون من مقداری گسسته هستم و پارت‌های بعدی نخوندم نمی‌تونم نظری بدم😁

_______________________________________

𒊹︎︎︎خـــلاصـــه رمـــان💜:

خلاصه دومین بخش اصلی رمان است که نویسنده باید با کمترین کلمات بیشترین اطلاعات رو به خواننده بدهد، اما نه تمام ماجرا!  نویسنده  باید در ابهام اطلاعات مورد نیاز برای آماده‌سازی ذهن  خواننده را  بدهد و شع یکند با ساختن یک معما در ذهن خواننده او را برای خوانند رمان پر اشتیاق کند. 

 1_ اندازه خلاصه🦖: در انجمن نودهشتیا خلاصه استاندار در بین 5 الی 10 خط قرار دارد. 

بررسی معیار1:  درود بر تو، درست بود. 

2_ محتوای شروع🦖:  شروع یک خلاصه می‌تواند نقش مؤثری در ادامه خواندن خلاصه برای خواننده باشد، پس باید تلاش کرد تا شروعی زیبا در جملات اول خلاصه داشت. 

بررسی معیار2: شروع خوبی بود. 

3_ کلیشه‌ای و تکراری نبودن🦖:  کلیشه چیست؟ تعریف کلیشه از نظر من، به کلمات پیش پا افتاده که تکرار بسیاری در رمان‌ها دارند و استفاده زیادی از آن‌ها شده  کلیشه می‌گویند. 

بررسی معیار3:  مشکلی از نظر کلیشه نبود. 

4_ توضیحات و ابهام🦖: خلاصه به طور کلی به دو قسمت توضیحات و ابهام تقسیم می‌شود، یک خلاصه خوب دارای تعادل بین این دو قسمت است. اگر توضیحات بیشتر باشد که خواننده جذب نمی‌شود و  برعکس این ماجرا باعث گیجی خواننده می‌شود. 

بررسی معیار4:ابهام از نظر من بالا بود و با هربار خواند ن خلاصه من گیج‌تر می‌شدم، عزیزم توضیحات رو ببر بالا و اطلاعات بیشتری بده. 

5_ کیفیت کلمات و سطح جملات🦖:  باید بین ساده و سخت بودن کلمات نیز تعادل رعایت کرد تا خواننده با خواندن خلاصه آن حس کافی و درک درست از  خلاصه رمان دریابد. 

بررسی معیار5:  از نظر من سطح کلمات خوب بود. 

______________________________________

𒊹︎︎︎مـــقدمـــه رمـــان💜:

مقدمه یعنی چه؟ یعنی  سرآغاز رمان، یعنی آماده سازی ذهن خواننده، یعنی انتقال حس و عواطف مورد نیاز به خواننده. 

1_ هم‌خوانی با محتوا، ژانر و عنوان🦖:  مقدمه با عنوان، ژانر و خلاصه ارتباط کافی رو داشت اما چون قبلاََ هم گفتم من پارت اول خوندم نمی‌تونم هم‌خوانی  بین مقدمه و پارت اول پیدا کنم. 

( نکته‌ای که باید بگم شکست کلمات در مقدمه بود، مانند:

مثلِ: مثِ

یک: یه

این چنین مواردی رو درست کن و نوشتاری کاملشون بنویس تا مقدمه زیباتر از این‌که هست رو تحویل بدی^^) 

______________________________________

𒊹︎︎︎بررسی پارت اول💜:

1_ آغاز رمان🦖: یکی دیگر از بخش‌های تأثیر گذار رمان بر خواننده آغاز رمان است، یعنی این‌که با جذابیت کافی یک شروع خوب خواننده تصمیم اساسی ادامه دادن رو می‌گیرد. 

بررسی معیار1: ای دوست، من چنین شروع‌هایی رو بارها دیدم! یعنی یک موجود رو مخ میاد هی اصرار که بلندشو بریم فلان غلط رو انجام بدیم و آخر پیروز می‌شود.   من برای بررسی این معیار و داد یک پیشنهاد رفتم پارت‌های جلوتر رو یک نگاه کردم و دیدم  از ماجرای مهجی رمان شروع شده. پس می‌تونست به جای شروع رمان از رو مخ بودن دوستش از وارد شدن به مهمونی آغاز بشه یا هر مورد دیگری. 

2_ کیفیت لغات و سطح جملات🦖:   ساده یا سخت بودند کلمات در خواننده تأثیر زیادی داره، سخت بودن بیش از حد کلمات ذهن خواننده رو خسته می‌کنه و باعث میشه که رمان را نصفه کنار بزاره، ساده بودن بیش از حد هم باعث میشه خواننده سر سری از ماجراها و متن‌ها بگذره. 

بررسی معیار2: سطح کلمات خوب بود اما جای بسیاری داشت تا خوب‌تر شود. مثل خودت  بشن=¬=

3_ لحن🦖: لحن رمان می‌تونه سه نوع باشه. 

¹لحن ادبی: هم دیالوگ‌ها و هم مونولوگ‌ها ادبی نوشته می‌شوند.

²لحن محاوره‌ای: هم ديالوگ‌ها و هم مونولوگ‌ها محاوره‌ای نوشته می‌شوند

³لحن معیار: ديالوگ‌ها محاوره‌ای و مونولوگ‌ها ادبی نوشته می‌شوند. 

بررسی معیار3: محاوره‌ای (گفتار) 

4_ ثبات لحن🦖:  لحن رمان باید ثابت باشد، یعنی با انتخاب یکی از لحن‌های بالا  باید نوشته شما تماماََ با همان لحن انتخابی باشد. 

بررسی معیار4: عالی:) 

5_ زاویه دید🦖: زاویه دید رمان نحوه‌ی روایتی است که شما برای تعریف داستان برای مخاطبتان از آن استفاده می‌کنید و در صورتی زاویه دید اول شخص (از زبان شخصیت اول) است بایستی فعل‌های به کاربرده نیز اول شخص باشند. 

بررسی معیار5:  زاویه انتخابی اول شخص بود و  رعایت شده بود. 

6_ اصول درست نویسی🦖:   یعنی رعایت چهارچوب و نوشتار درست است. این چهارچوب شامل رعایت  جای درست  نیم‌فاصله، خط دیالوگ و... 

بررسی معیار6:  توی علامت‌های نگارشی، فاصله و نیم‌فاصله‌ها اشکال داشتید که با کمک ویراستارتون حلش کنید.  درضمن مشکلاتی توی جمله بندی بود، یعنی ادامه یک جمله را به‌جایی در  همان خط ادامه بدید یک خط پایین‌تر می‌رفتید. 

7_ ساختار جملات🦖: توی مونولوگ‌های باید که جای نهاد و گزاره، فعل، فاعل، مفعول و... درست  و فعل آخر جمله باشد. 

بررسی معیار7:  در همه جا درست بود به جز چند جمله زیر:

بلند شد و رفت سمت کمد. 

بلند شد و به  سمت کمد رفت. 

لباس دکلته و مشکی بود ولی بلند بود تا نوک پام. لباس قشنگی بود؛ ولی از بالا زیادی باز بود.

لباس دکلته و مشکلی بود ولی بلندی اون تا نوک پام بود و لباس قشنگی بود، (به جای ولی می‌نویسم: تنها مشکل باز بودن آن- تا از تکرار جلوگیری کنیم) از بالا زیادی باز بود. 

موهای من و تانیا یه اندازه بود و تا پایین کمرمون. 

موهای من و تانیا یک اندازه بود و تا پایین کمرمون می‌رسید. (فعل رو نخور) 

8_ اندازه پارت🦖: اندازه هر پارت توی سیستم می‌تواند بین 30 الی 40 خط و در  گوشی می‌تواند بین 60 الی 70 خط باشد.

بررسی معیار8:  اونجور من شمردم 63 خط بیشتر بود😐😂😂

_______________________________________

امیدوارم نقدم  برات مفید واقع شده باشه و ازش ناراحت نشده باشی که هر آن‌چه گفتم برای بهتر شدن قلم زیبای تو بود. 

قلمت موفق و  ماندگار❤️

امضا: دایی‌ناصرم🦖😎

خانم‌ @پرتوِماهچطورم؟ 

ویرایش شده توسط Atria
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام 

آقا  اول از همه من روی  سینا کراش زدم خیلی باحاله یعنی میگم بزارش یه گوشه مال من به هیچ کسم نده😂😂😂 

و اما من که فقط می خونم و حرص می خورم به حرمت کراشم بهت یه امان نامه میدم که این ماهی رو سر عقل بیاری 😅 

آخ آخ آخ آخ حرررررص در بیار ترینش تنها بیرون نرفتن و چت و اینای ماهی بود من می خوام بدونم این گور به گور شده ننه‌ی ماهیه؟ زائیده اش؟ باباشه؟ نونش رو داده؟ کیه؟ خدا سر شاهده جای ماهی بودم یه جوری می زدم تو دهنش که...

خب  ولش کن ارزش تایپ هم نداره 😒😒😒

نگاه ننه یاسی  میدونم تو این کار رو نمی کنی اما  آخه الان که رسیدیم به این آشنایی شرکت و اینا الان تنها چیزی که بعضی از خواننده ها رو نگه داشته  قلم خوب و شروع خوبی بوده که تا الان داشتی اما خب الان یه سری هاشون ذهن شون منحرف میشه و میگن اااااه الان مثل همه‌ی رمان ها ال میشه و بل میشه و تمام کلیشه  دلم می خواد یه تیکه خاص دهن سوز بنویسی و بزاری همین اول کار که بفهمن این قرار نیست مثل نصف رمان های  عادی و دعوا و کل کل و دو تا آدم که از هم بد شون میاد پیش بره  می دونی چی بگم؟ می خوام الان که داغه داغه یه چیز ناب بزاری که اونی که می خونه دهنش بسته بشه تا ته عین یه بچه خوب پیش بره بدون هیچ فکر چرت و پرتی که بگه اینم موضوع و پیشرفتش مثل بقیه رماناست فقط با قلم توانا تر 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده حرفه ای
12 ساعت قبل، Atria گفته است:

بعد از مدت‌ها من و یک نقد توپ😎

ببین شانست خورده و رمانت دم دستم بود برای نقد کردند😎 (مقداری خودشیفته شویم🦖

البته این هم بگم این نقد من یک حالت تست قلم داره، یعنی چی؟ یعنی تا پارت اول نقد کردم. 

خب- خب 

بریم که ببینم چ می‌کنیم. 

_______________________________________

به نام آن کس که قلم را آفرید🖋️
آغاز می‌کنیم، تست قلم رمان📖
______________________________________
با دقت خط به خط، بند به بند، صفحه به صفحه رمان مقابلم را نگریستم. 
ای وای من! او از نوع خود بهترین است و چه سخت‌تر می‌شود کار منی که می‌خواهم او را یاری دهم! 
______________________________________
𒊹︎نـــام رمـــان💜:
🌿در آغاز هر رمان، ابتدا اسم او به نگاه ببینده می‌خورد و یکی از عامل‌های مهم در جذب خواننده‌ است! پس باید با دقت و با توجه به معیار‌ها، یک اسم خوب انتخاب کنیم:

1_🦖اندازه: در انجمن نودهشتیا اسم رمان می‌تواند شامل ۴ بخش باشه. 
بررسی معیار1:  درست بود. 

2_🦖کلیشه‌ای و تکراری نبودن: کلیشه‌ای بودن اسم رمان باعث جذب مخاطب نمی‌شود! حد امکان از اسم کلیشه‌ای استفاده نشود و در صورت استفاده با یک کلمه‌ دیگر آن کلیشه‌ را دفع کنید. 
بررسی معیار 2:  کلمات ماهی، قفس در رمان‌ها تا به حال به کار برده شده و نمی‌توان گفت که اسم رمان شما حاوی از کلمات متفاوته اما، نکته قابل توجه ترکیب کنار هم قرار گرفتن این کلمات باعث ایجاد یک اسم جذاب شده. تبریک^¬^

3_🦖همخوانی با محتوا: توقع خواننده از نویسنده‌ در گام اول مطابقت اسم با محتوای رمان است! این مورد باید رعایت شود. 
بررسی معیار3:   زمان خواندن اسم یک حالت عاشقانه به انسان دست میده، انگار که میگه من شکست عشقی خوردم🤧 خب اسم با پارت اول چنان هم‌خوانی نداشت، چون عاشقانه به خصوصی در پارت اول دیده نمیشه.  اما خب هم‌خوانی لازم رو با خلاصه و مقدمه داشت، درود بر تو جوان ایرانی! 

4_🦖همخوانی با ژانرها: فرضا به طور مثال خواننده یک اسم یا حس عاشقانه از اسم رمان شما می‌بیند، پس او این توقع و نیاز را دارد ژانرهای شما هم عاشقانه باشند. 
بررسی معیار4:   این هم‌خوانی مورد نیاز هم وجود داشت. 

______________________________________
𒊹︎︎︎ژانـــرهـــای رمـــان💜:
ژانرها معیارهایی هستند در گنجایش چند کلمه که اتفاقات یک رمان را از همان جایی که آغاز می‌شود تا جایی که به پایان می‌رسد، طبقه‌بندی می‌کنند.

1_ ژانرهای صحیح🦖: ژانرهای صحیح عبارتند از: عاشقانه، تراژدی، طنز، اجتماعی، جنایی، پلیسی، معمایی، علمی_تخیلی، فانتزی_تخیلی، ترسناک، تاریخی، مذهبی و...

بررسی معیار1: ژانرهای انتخابی صحیح بودند. 

2_ هم‌خوانی با محتوا از نظر ترتیب:  ترتیب ژانرها بهتره با محتوای رمان باشه، یعنی چه؟ یعنی  اگر اولین ژانر انتخابی شما عاشقانه است باید  محتوا  بیشتر عاشقانه باشه تا ژانرهای انتخابی دیگر شما! 

بررسی معیار2:  چون من مقداری گسسته هستم و پارت‌های بعدی نخوندم نمی‌تونم نظری بدم😁

_______________________________________

𒊹︎︎︎خـــلاصـــه رمـــان💜:

خلاصه دومین بخش اصلی رمان است که نویسنده باید با کمترین کلمات بیشترین اطلاعات رو به خواننده بدهد، اما نه تمام ماجرا!  نویسنده  باید در ابهام اطلاعات مورد نیاز برای آماده‌سازی ذهن  خواننده را  بدهد و شع یکند با ساختن یک معما در ذهن خواننده او را برای خوانند رمان پر اشتیاق کند. 

 1_ اندازه خلاصه🦖: در انجمن نودهشتیا خلاصه استاندار در بین 5 الی 10 خط قرار دارد. 

بررسی معیار1:  درود بر تو، درست بود. 

2_ محتوای شروع🦖:  شروع یک خلاصه می‌تواند نقش مؤثری در ادامه خواندن خلاصه برای خواننده باشد، پس باید تلاش کرد تا شروعی زیبا در جملات اول خلاصه داشت. 

بررسی معیار2: شروع خوبی بود. 

3_ کلیشه‌ای و تکراری نبودن🦖:  کلیشه چیست؟ تعریف کلیشه از نظر من، به کلمات پیش پا افتاده که تکرار بسیاری در رمان‌ها دارند و استفاده زیادی از آن‌ها شده  کلیشه می‌گویند. 

بررسی معیار3:  مشکلی از نظر کلیشه نبود. 

4_ توضیحات و ابهام🦖: خلاصه به طور کلی به دو قسمت توضیحات و ابهام تقسیم می‌شود، یک خلاصه خوب دارای تعادل بین این دو قسمت است. اگر توضیحات بیشتر باشد که خواننده جذب نمی‌شود و  برعکس این ماجرا باعث گیجی خواننده می‌شود. 

بررسی معیار4:ابهام از نظر من بالا بود و با هربار خواند ن خلاصه من گیج‌تر می‌شدم، عزیزم توضیحات رو ببر بالا و اطلاعات بیشتری بده. 

5_ کیفیت کلمات و سطح جملات🦖:  باید بین ساده و سخت بودن کلمات نیز تعادل رعایت کرد تا خواننده با خواندن خلاصه آن حس کافی و درک درست از  خلاصه رمان دریابد. 

بررسی معیار5:  از نظر من سطح کلمات خوب بود. 

______________________________________

𒊹︎︎︎مـــقدمـــه رمـــان💜:

مقدمه یعنی چه؟ یعنی  سرآغاز رمان، یعنی آماده سازی ذهن خواننده، یعنی انتقال حس و عواطف مورد نیاز به خواننده. 

1_ هم‌خوانی با محتوا، ژانر و عنوان🦖:  مقدمه با عنوان، ژانر و خلاصه ارتباط کافی رو داشت اما چون قبلاََ هم گفتم من پارت اول خوندم نمی‌تونم هم‌خوانی  بین مقدمه و پارت اول پیدا کنم. 

( نکته‌ای که باید بگم شکست کلمات در مقدمه بود، مانند:

مثلِ: مثِ

یک: یه

این چنین مواردی رو درست کن و نوشتاری کاملشون بنویس تا مقدمه زیباتر از این‌که هست رو تحویل بدی^^) 

______________________________________

𒊹︎︎︎بررسی پارت اول💜:

1_ آغاز رمان🦖: یکی دیگر از بخش‌های تأثیر گذار رمان بر خواننده آغاز رمان است، یعنی این‌که با جذابیت کافی یک شروع خوب خواننده تصمیم اساسی ادامه دادن رو می‌گیرد. 

بررسی معیار1: ای دوست، من چنین شروع‌هایی رو بارها دیدم! یعنی یک موجود رو مخ میاد هی اصرار که بلندشو بریم فلان غلط رو انجام بدیم و آخر پیروز می‌شود.   من برای بررسی این معیار و داد یک پیشنهاد رفتم پارت‌های جلوتر رو یک نگاه کردم و دیدم  از ماجرای مهجی رمان شروع شده. پس می‌تونست به جای شروع رمان از رو مخ بودن دوستش از وارد شدن به مهمونی آغاز بشه یا هر مورد دیگری. 

2_ کیفیت لغات و سطح جملات🦖:   ساده یا سخت بودند کلمات در خواننده تأثیر زیادی داره، سخت بودن بیش از حد کلمات ذهن خواننده رو خسته می‌کنه و باعث میشه که رمان را نصفه کنار بزاره، ساده بودن بیش از حد هم باعث میشه خواننده سر سری از ماجراها و متن‌ها بگذره. 

بررسی معیار2: سطح کلمات خوب بود اما جای بسیاری داشت تا خوب‌تر شود. مثل خودت  بشن=¬=

3_ لحن🦖: لحن رمان می‌تونه سه نوع باشه. 

¹لحن ادبی: هم دیالوگ‌ها و هم مونولوگ‌ها ادبی نوشته می‌شوند.

²لحن محاوره‌ای: هم ديالوگ‌ها و هم مونولوگ‌ها محاوره‌ای نوشته می‌شوند

³لحن معیار: ديالوگ‌ها محاوره‌ای و مونولوگ‌ها ادبی نوشته می‌شوند. 

بررسی معیار3: محاوره‌ای (گفتار) 

4_ ثبات لحن🦖:  لحن رمان باید ثابت باشد، یعنی با انتخاب یکی از لحن‌های بالا  باید نوشته شما تماماََ با همان لحن انتخابی باشد. 

بررسی معیار4: عالی:) 

5_ زاویه دید🦖: زاویه دید رمان نحوه‌ی روایتی است که شما برای تعریف داستان برای مخاطبتان از آن استفاده می‌کنید و در صورتی زاویه دید اول شخص (از زبان شخصیت اول) است بایستی فعل‌های به کاربرده نیز اول شخص باشند. 

بررسی معیار5:  زاویه انتخابی اول شخص بود و  رعایت شده بود. 

6_ اصول درست نویسی🦖:   یعنی رعایت چهارچوب و نوشتار درست است. این چهارچوب شامل رعایت  جای درست  نیم‌فاصله، خط دیالوگ و... 

بررسی معیار6:  توی علامت‌های نگارشی، فاصله و نیم‌فاصله‌ها اشکال داشتید که با کمک ویراستارتون حلش کنید.  درضمن مشکلاتی توی جمله بندی بود، یعنی ادامه یک جمله را به‌جایی در  همان خط ادامه بدید یک خط پایین‌تر می‌رفتید. 

7_ ساختار جملات🦖: توی مونولوگ‌های باید که جای نهاد و گزاره، فعل، فاعل، مفعول و... درست  و فعل آخر جمله باشد. 

بررسی معیار7:  در همه جا درست بود به جز چند جمله زیر:

بلند شد و رفت سمت کمد. 

بلند شد و به  سمت کمد رفت. 

لباس دکلته و مشکی بود ولی بلند بود تا نوک پام. لباس قشنگی بود؛ ولی از بالا زیادی باز بود.

لباس دکلته و مشکلی بود ولی بلندی اون تا نوک پام بود و لباس قشنگی بود، (به جای ولی می‌نویسم: تنها مشکل باز بودن آن- تا از تکرار جلوگیری کنیم) از بالا زیادی باز بود. 

موهای من و تانیا یه اندازه بود و تا پایین کمرمون. 

موهای من و تانیا یک اندازه بود و تا پایین کمرمون می‌رسید. (فعل رو نخور) 

8_ اندازه پارت🦖: اندازه هر پارت توی سیستم می‌تواند بین 30 الی 40 خط و در  گوشی می‌تواند بین 60 الی 70 خط باشد.

بررسی معیار8:  اونجور من شمردم 63 خط بیشتر بود😐😂😂

_______________________________________

امیدوارم نقدم  برات مفید واقع شده باشه و ازش ناراحت نشده باشی که هر آن‌چه گفتم برای بهتر شدن قلم زیبای تو بود. 

قلمت موفق و  ماندگار❤️

امضا: دایی‌ناصرم🦖😎

خانم‌ @پرتوِماهچطورم؟ 

خییلی خوشحال شدم که نقد کردی جانان 🥰

اره شروع رمان با اسم و خلاصه فرق می‌کنه چون داستان اصلی از پارت فک کنم ۱۸ یا ۲۰ شروع میشه.

داستان هم چون بر اساس واقعیته کلیشه ای نیست. 

خوشحال میشم بقیه‌ش رو هم بخونی و متوجه‌ی رمان شی 😁

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...