رفتن به مطلب

معرفی و نقد رمان باوانِم| Mahdis کاربر انجمن نودهشتیا


MMMahdis
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

به نام خالق عشق

نام رمان:باوانِم

نام نویسنده: محدثه اکبری/ Mahdis کاربر انجمن نود هشتیا

ژانر: عاشقانه، غمگین

هدف: علاقه به نویسندگی

ساعات پارت گذاری:نامعلوم

خلاصه:

((دو گلی که عاشق می شوند، عاشق می مانند، عاشقی می کنند، تا آخر راه...
ممکن است یکی رفیق نیمه راه
 شود؟ ممکن است تاب نیاورد؟

 احتمال هر چیزی وجود دارد،  در این راه پژمرده می شوند، اما مرگ جایی برای جداییشان ندارد.
باد های طوفانی زندگیشان رابه بازی می گیرند. از این سمت به آن سمت با خود می کشند. اما آن دو چه می کنن؟ چه می شود؟ تسلیم قدرت طوفان میشوند؟ یا دست در دست هم با آن به جنگ  میپردازند؟))

 

ویرایش شده توسط MMMahdis

picsart_09-23-06.45.02_9n2r.jpg

برای خواندن رمان  روی متن زیر کلیک کنین.

طینت مجروح

img_20211104_214854_422_ibjt.jpg

دختر و پسری از طبار لیلی ومجنون...
عاشقانی که به نظاره یکدیگر از دور خو گرفته‌اند....
روزی از روز‌های عاشقی، درد دوری بر یکی از عشاق سخت می‌گیرد...
برای بازگوی عشقش به سمت دلبر می‌رود....
دلداده‌ای را که در کنار محبوبش می‌بیند به مجنونی واقعی بدل شده، قصد می‌کند سر به بیایان بگذارد؛ اما...

رمان باوانِم

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • کاربر منتخب

سلام عزیزدلم....

رمانت رو تا حدی خوندم و اومدم با یه نقد کوچولوموچولو...

اسم رمان جذاب، دور از کلیشه و قشنگه، به دلم نشست و سلیقه‌ی خوبی توی اسم رمان خرج کردی که قابل تحسینه.

ژانرهای درستی انتخاب شده بود و هماهنگی داشت.

خلاصه... خلاصه چکیده ای از رمانه عزیزم و خلاصه‌ی تو بیشتر شبیه متنی بود که با یه ویرایش و  حذف و اضافه‌ی یک‌سری لغات میشه ازش به عنوان مقدمه استفاده کرد. با ژانرهای انتخابی هماهنگ بود؛ اما حقیقتاً  خلاصه‌ی جذاب‌تری هم میتونی بنویسی.

مقدمه‌ی خوب و درستی داشتی.

و درمورد شروع رمان هم خوب عمل کردی. اما چون سوگلِ قصه توی بانک کار میکنه بهتره به جای مشتری بنویسی مراجعه کننده.  از اونجایی که سوگل از همین شروع رمان به میلاد کشش داره بنظرم میتونستی کمی حالت‌های درونی و هیجان و ضربان قلب و افکارش رو توضیح بدی و توصیف کنی. چون من با خوندن پارت اول فکر کردم این هم مثل باقی مراجعه کننده‌ها عادیه؛ اما پارت دوم ناگهانی توی یک خط فهمیدم سوگل هم به سمت میلاد کشش داره درحالتی که هیچ ارتباطی نتونستم با این حسش بگیرم.  اما در رابطه با بنیامین خوب عمل کردی.

قلم خوبی داری نویسنده جان..

بدرخشی..

🌸🍭

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام  

یهو اسم رمانتون رو دیدم و خوشم اومد.  

نام رمانتون زیباست ♥️ 

مقدمتون به دلم نشست ،  شروع رمان هم زیبا بود ؛ تا جایی که پارت گذاشتید خوندم رمانتون به دلم نشست،موفق باشید😍

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

۱ ساعت قبل، mahdiye11 گفته است:

سلام عزیزدلم....

رمانت رو تا حدی خوندم و اومدم با یه نقد کوچولوموچولو...

اسم رمان جذاب، دور از کلیشه و قشنگه، به دلم نشست و سلیقه‌ی خوبی توی اسم رمان خرج کردی که قابل تحسینه.

ژانرهای درستی انتخاب شده بود و هماهنگی داشت.

خلاصه... خلاصه چکیده ای از رمانه عزیزم و خلاصه‌ی تو بیشتر شبیه متنی بود که با یه ویرایش و  حذف و اضافه‌ی یک‌سری لغات میشه ازش به عنوان مقدمه استفاده کرد. با ژانرهای انتخابی هماهنگ بود؛ اما حقیقتاً  خلاصه‌ی جذاب‌تری هم میتونی بنویسی.

مقدمه‌ی خوب و درستی داشتی.

و درمورد شروع رمان هم خوب عمل کردی. اما چون سوگلِ قصه توی بانک کار میکنه بهتره به جای مشتری بنویسی مراجعه کننده.  از اونجایی که سوگل از همین شروع رمان به میلاد کشش داره بنظرم میتونستی کمی حالت‌های درونی و هیجان و ضربان قلب و افکارش رو توضیح بدی و توصیف کنی. چون من با خوندن پارت اول فکر کردم این هم مثل باقی مراجعه کننده‌ها عادیه؛ اما پارت دوم ناگهانی توی یک خط فهمیدم سوگل هم به سمت میلاد کشش داره درحالتی که هیچ ارتباطی نتونستم با این حسش بگیرم.  اما در رابطه با بنیامین خوب عمل کردی.

قلم خوبی داری نویسنده جان..

بدرخشی..

🌸🍭

سلام میسی از نظرت..

ام درسته سوگل کشش داره  ولی. حسش اونجا که ازش خواستگاری میکنه حسش بالا میگیره حالا یکم درستش میکنم ممنونم💓💓💓😍

picsart_09-23-06.45.02_9n2r.jpg

برای خواندن رمان  روی متن زیر کلیک کنین.

طینت مجروح

img_20211104_214854_422_ibjt.jpg

دختر و پسری از طبار لیلی ومجنون...
عاشقانی که به نظاره یکدیگر از دور خو گرفته‌اند....
روزی از روز‌های عاشقی، درد دوری بر یکی از عشاق سخت می‌گیرد...
برای بازگوی عشقش به سمت دلبر می‌رود....
دلداده‌ای را که در کنار محبوبش می‌بیند به مجنونی واقعی بدل شده، قصد می‌کند سر به بیایان بگذارد؛ اما...

رمان باوانِم

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

8 دقیقه قبل، sara.s312 گفته است:

سلام  

یهو اسم رمانتون رو دیدم و خوشم اومد.  

نام رمانتون زیباست ♥️ 

مقدمتون به دلم نشست ،  شروع رمان هم زیبا بود ؛ تا جایی که پارت گذاشتید خوندم رمانتون به دلم نشست،موفق باشید😍باشید😍

وای ممنونم 😍😍😍😍😍💓

picsart_09-23-06.45.02_9n2r.jpg

برای خواندن رمان  روی متن زیر کلیک کنین.

طینت مجروح

img_20211104_214854_422_ibjt.jpg

دختر و پسری از طبار لیلی ومجنون...
عاشقانی که به نظاره یکدیگر از دور خو گرفته‌اند....
روزی از روز‌های عاشقی، درد دوری بر یکی از عشاق سخت می‌گیرد...
برای بازگوی عشقش به سمت دلبر می‌رود....
دلداده‌ای را که در کنار محبوبش می‌بیند به مجنونی واقعی بدل شده، قصد می‌کند سر به بیایان بگذارد؛ اما...

رمان باوانِم

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

۱ ساعت قبل، mahdiye11 گفته است:

سلام عزیزدلم....

رمانت رو تا حدی خوندم و اومدم با یه نقد کوچولوموچولو...

اسم رمان جذاب، دور از کلیشه و قشنگه، به دلم نشست و سلیقه‌ی خوبی توی اسم رمان خرج کردی که قابل تحسینه.

ژانرهای درستی انتخاب شده بود و هماهنگی داشت.

خلاصه... خلاصه چکیده ای از رمانه عزیزم و خلاصه‌ی تو بیشتر شبیه متنی بود که با یه ویرایش و  حذف و اضافه‌ی یک‌سری لغات میشه ازش به عنوان مقدمه استفاده کرد. با ژانرهای انتخابی هماهنگ بود؛ اما حقیقتاً  خلاصه‌ی جذاب‌تری هم میتونی بنویسی.

مقدمه‌ی خوب و درستی داشتی.

و درمورد شروع رمان هم خوب عمل کردی. اما چون سوگلِ قصه توی بانک کار میکنه بهتره به جای مشتری بنویسی مراجعه کننده.  از اونجایی که سوگل از همین شروع رمان به میلاد کشش داره بنظرم میتونستی کمی حالت‌های درونی و هیجان و ضربان قلب و افکارش رو توضیح بدی و توصیف کنی. چون من با خوندن پارت اول فکر کردم این هم مثل باقی مراجعه کننده‌ها عادیه؛ اما پارت دوم ناگهانی توی یک خط فهمیدم سوگل هم به سمت میلاد کشش داره درحالتی که هیچ ارتباطی نتونستم با این حسش بگیرم.  اما در رابطه با بنیامین خوب عمل کردی.

قلم خوبی داری نویسنده جان..

بدرخشی..

🌸🍭

خوب خلاصمو چیکارش کنم؟😞😞

picsart_09-23-06.45.02_9n2r.jpg

برای خواندن رمان  روی متن زیر کلیک کنین.

طینت مجروح

img_20211104_214854_422_ibjt.jpg

دختر و پسری از طبار لیلی ومجنون...
عاشقانی که به نظاره یکدیگر از دور خو گرفته‌اند....
روزی از روز‌های عاشقی، درد دوری بر یکی از عشاق سخت می‌گیرد...
برای بازگوی عشقش به سمت دلبر می‌رود....
دلداده‌ای را که در کنار محبوبش می‌بیند به مجنونی واقعی بدل شده، قصد می‌کند سر به بیایان بگذارد؛ اما...

رمان باوانِم

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

11 دقیقه قبل، sara.s312 گفته است:

سلام  

یهو اسم رمانتون رو دیدم و خوشم اومد.  

نام رمانتون زیباست ♥️ 

مقدمتون به دلم نشست ،  شروع رمان هم زیبا بود ؛ تا جایی که پارت گذاشتید خوندم رمانتون به دلم نشست،موفق باشید😍

عزیزم اگه دوست داری ادامه رمانم رو بخونی  دنبالش کن تا وقتی پارت بعدی رو گذاشتم  برات اعلامیه بیاد

picsart_09-23-06.45.02_9n2r.jpg

برای خواندن رمان  روی متن زیر کلیک کنین.

طینت مجروح

img_20211104_214854_422_ibjt.jpg

دختر و پسری از طبار لیلی ومجنون...
عاشقانی که به نظاره یکدیگر از دور خو گرفته‌اند....
روزی از روز‌های عاشقی، درد دوری بر یکی از عشاق سخت می‌گیرد...
برای بازگوی عشقش به سمت دلبر می‌رود....
دلداده‌ای را که در کنار محبوبش می‌بیند به مجنونی واقعی بدل شده، قصد می‌کند سر به بیایان بگذارد؛ اما...

رمان باوانِم

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

4 ساعت قبل، Mahdis گفته است:

عزیزم اگه دوست داری ادامه رمانم رو بخونی  دنبالش کن تا وقتی پارت بعدی رو گذاشتم  برات اعلامیه بیاد

ممنون  عزیزم  دنبالش کردم 🥰

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 5 هفته بعد...
  • کاربر منتخب

سلام عزیزم. @Mahdis

چند پارت اولیه رمانت رو خوندم. ادامه‌اش رو هم کم کم می‌خونم. قلم ساده و روونی داری و آدم از خوندنش خسته نمیشه. من رمان‌های این سبکی رو که قلم سنگینی ندارند خیلی دوست دارم.  اسم رمانت هم جدید و جالبه. حدس می‌زنم کردی باشه اما دقیق نمی‌دونم. اگر یک توضیح کوچولو توی مقدمه یا توضیح اضافی در مورد معنیش بدی خیلی عالی میشه.

چند تا نکته به ذهنم رسید که برای بهتر شدن رمانت میگم. داخل ژانرها فکر می‌کنم ژانر غمگین غلط باشه و بهتره به جاش تراژدی بنویسی. تراژدی معمولا وقتی به کار می‌ره که شخصیت‌ها درد و رنج رو تحمل می‌کنند.  لینک صفحه نقد رو هم توی پارت اول نگذاشته بودی. من اول فکر کردم صفحه نقد نداری.  بهتره لینک صفحه نقد رو بگذاری.

رمانت بعضی مشکلات کوچک ویراستاری داشت که مطمئنم  یک بار بخونی می‌تونی درستشون کنی و مشکلات جدی نیستند. یه جاهایی توی مونولوگ‌ها از زبان محاوره استفاده کرده بودی و کلمات رو شکسته به کار برده بودی. توی مونولوگ‌ها چون محاوره نیستند بهتره یک سری افعال رو استفاده نکنی چون یک دست بودن متن بهم می‌خوره. مثل خیط شدن یا ول کردن. اگه معادلشون  مثل ضایع شدن رو به کار ببری متنت یک دست میشه.

در مورد نحوه نوشتن و پیشبرد دستانت: توصیفاتت از مکان و زمان عالی بودند. من بانک و خونه رو خوب تصور می‌کردم.  با دیدن پوستر یا یکی از عکس ها که نوشته بودی و عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها دقیقا میشه فهمید داستان از چه قراره و پوستر مناسبی رو انتخاب کردی.

معمولا توصیه میشه از توصیفات اضافی یا مکالمات اضافی مثل سلام؟ خوبی؟ منم خوبم؟ چه خبر؟ صرف نظر بشه. چون نه اتفاق خاصی میفته نه اطلاعات به خواننده میده. در واقع  بهتره مکالمات هدفدار باشند و اطلاعات به خواننده بدند. مثلا نوشتن احوال پرسی های سوگل و پدرش که توی چند پارت اول خیلی تکرار شدند لازم نبود. یا این که توی مکالمات یک اطلاعاتی به خواننده میدادی. همین طور پیتزا درست کردن. خرید وسایل  پیتزا و پختنشون. اگر حذف بشه باز هم به داستان لطمه نمیزنه. اگر دوست داری این صحنه رو نگه داری بهتره حین مثلا پیتزا پختن سوگل و سونیا در مورد یک مسئله مهم حرف بزنند. یا موقع خرید وسایل یک شخصی رو که به ماجرا مربوطه و ومثلا سوگل ازش خوشش نمیاد ببینند. نوشتن صحنه‌هایی که اطلاعات خاصی نمیدند باعث میشه سیرت کند بشه و شاید خواننده سرسری ازش رد بشه.

یک نکته دیگه هم هست که معمولا توصیه میشه شروع داستان با یک اتفاق شروع بشه. البته برای موضوعی که انتخاب کردی  خیلی سخت میشه داستان رو با یک اتفاق شروع کرد و من درک می کنم این قضیه رو. به نظرم بهتره یکی از مشکلاتی رو که اینها بعدا قراره با هم رو به رو بشند توی چهار تا پارت اول بگنجونی. مثلا  توی افکار میلاد یا سوگل جا بدی. اینجوری خواننده تحریک و کنجکاو میشه بدونه قراره چه اتفاقی بیفته.

بقیه پارت‌ها رو هم سر فرصت می‌خونم. موفق باشی عزیزم.

روایتی از بیداری اهریمن درون                                                               رمان از پیش باخته   (در حال تایپ: اجتماعی، عاشقانه)

love-wallpaper-2008101341521-scaled-1638

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 3 هفته بعد...
  • نویسنده حرفه ای

سلام قشنگم خسته نباشی

تا پارت ۴ رمانت رو خوندم  خیلی هم لذت بردم همه چیز قشنگ بود. بقیه‌ش رو هم کم کم می‌خونم.😊

فقط اگه میشه معنی  رمانت رو توی پرانتز جلوی اسم رمان بنویس.

هیچ ایرادی ندیدم واقعا ❤

@MMMahdis

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

گلی تو پارتای. جلوتر چنان توضیح دادم عشق کنی 

picsart_09-23-06.45.02_9n2r.jpg

برای خواندن رمان  روی متن زیر کلیک کنین.

طینت مجروح

img_20211104_214854_422_ibjt.jpg

دختر و پسری از طبار لیلی ومجنون...
عاشقانی که به نظاره یکدیگر از دور خو گرفته‌اند....
روزی از روز‌های عاشقی، درد دوری بر یکی از عشاق سخت می‌گیرد...
برای بازگوی عشقش به سمت دلبر می‌رود....
دلداده‌ای را که در کنار محبوبش می‌بیند به مجنونی واقعی بدل شده، قصد می‌کند سر به بیایان بگذارد؛ اما...

رمان باوانِم

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

56 دقیقه قبل، YᗩՏI.. گفته است:

سلام قشنگم خسته نباشی

تا پارت ۴ رمانت رو خوندم  خیلی هم لذت بردم همه چیز قشنگ بود. بقیه‌ش رو هم کم کم می‌خونم.😊

فقط اگه میشه معنی  رمانت رو توی پرانتز جلوی اسم رمان بنویس.

هیچ ایرادی ندیدم واقعا ❤

@MMMahdis

 

ممنونم از نظرت گل گلی

خیلی خوشحالم کردی

picsart_09-23-06.45.02_9n2r.jpg

برای خواندن رمان  روی متن زیر کلیک کنین.

طینت مجروح

img_20211104_214854_422_ibjt.jpg

دختر و پسری از طبار لیلی ومجنون...
عاشقانی که به نظاره یکدیگر از دور خو گرفته‌اند....
روزی از روز‌های عاشقی، درد دوری بر یکی از عشاق سخت می‌گیرد...
برای بازگوی عشقش به سمت دلبر می‌رود....
دلداده‌ای را که در کنار محبوبش می‌بیند به مجنونی واقعی بدل شده، قصد می‌کند سر به بیایان بگذارد؛ اما...

رمان باوانِم

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 سلام عزیزم

اسم رمانت به دلم نشست و کلیشه ای نیست و خلاصه هم خیلی هنر به خرح دادی واقعا تحسین برانگیز است ☺️👋🏻s

@MMMahdis

 

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ووووووواو مرررسی من ذوق مرگ شدم که

 

picsart_09-23-06.45.02_9n2r.jpg

برای خواندن رمان  روی متن زیر کلیک کنین.

طینت مجروح

img_20211104_214854_422_ibjt.jpg

دختر و پسری از طبار لیلی ومجنون...
عاشقانی که به نظاره یکدیگر از دور خو گرفته‌اند....
روزی از روز‌های عاشقی، درد دوری بر یکی از عشاق سخت می‌گیرد...
برای بازگوی عشقش به سمت دلبر می‌رود....
دلداده‌ای را که در کنار محبوبش می‌بیند به مجنونی واقعی بدل شده، قصد می‌کند سر به بیایان بگذارد؛ اما...

رمان باوانِم

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 2 هفته بعد...

سلامممم بالاخره اومدمم🤪 وایییی چرا‌ این بنیامین انقد کنه‌ست؟ مرتیکه🤬🤬 بابا ولش کن دختره رو اه😏 

حقیقتا نقد ندارم همینجوری اومدم اعلام کنم خوندم و خوشم اومد آخه همه چی عالی بود ماچ ماچ🤭 تا درودی دیگر بدرود

 

 

 

 

@Gh.aꨄ︎.  

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

۱۱ ساعت قبل، Sarai.Rş گفته است:

سلامممم بالاخره اومدمم🤪 وایییی چرا‌ این بنیامین انقد کنه‌ست؟ مرتیکه🤬🤬 بابا ولش کن دختره رو اه😏 

حقیقتا نقد ندارم همینجوری اومدم اعلام کنم خوندم و خوشم اومد آخه همه چی عالی بود ماچ ماچ🤭 تا درودی دیگر بدرود

 

 

 

 

@Gh.aꨄ︎.  

هخخخخخخ

هرچی بهش میگم به دخترم نچسب حرفم رو گوش نمیده سرخود شده 

خوشحالم که خوشت اومده

picsart_09-23-06.45.02_9n2r.jpg

برای خواندن رمان  روی متن زیر کلیک کنین.

طینت مجروح

img_20211104_214854_422_ibjt.jpg

دختر و پسری از طبار لیلی ومجنون...
عاشقانی که به نظاره یکدیگر از دور خو گرفته‌اند....
روزی از روز‌های عاشقی، درد دوری بر یکی از عشاق سخت می‌گیرد...
برای بازگوی عشقش به سمت دلبر می‌رود....
دلداده‌ای را که در کنار محبوبش می‌بیند به مجنونی واقعی بدل شده، قصد می‌کند سر به بیایان بگذارد؛ اما...

رمان باوانِم

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام عزیز 

اسم رمانت رو اتفاقی دیدم ،اسمش جذاب و دلنشین بود به خاطر همین جایش شدم.دور از کلیشه بود.

قلمت رو خیلی دوست دارم ،جوری می‌نویسی که آدم خودشو تو صحنه احساس می‌کنه و یه چیز نامفهوم نیست براش.

خلاصه بگم که با پارت ۱۷ و ۱۸ اشک مارو در آوردی...

با قدرت برو جلو مطمئنم موفق میشی❤️

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

جدددددی جییییغ من ذوق مررررگ شدم که.

جدی اشکت در اومد؟؟؟!!

picsart_09-23-06.45.02_9n2r.jpg

برای خواندن رمان  روی متن زیر کلیک کنین.

طینت مجروح

img_20211104_214854_422_ibjt.jpg

دختر و پسری از طبار لیلی ومجنون...
عاشقانی که به نظاره یکدیگر از دور خو گرفته‌اند....
روزی از روز‌های عاشقی، درد دوری بر یکی از عشاق سخت می‌گیرد...
برای بازگوی عشقش به سمت دلبر می‌رود....
دلداده‌ای را که در کنار محبوبش می‌بیند به مجنونی واقعی بدل شده، قصد می‌کند سر به بیایان بگذارد؛ اما...

رمان باوانِم

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...