رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

اسم رمانو کسی میدونه؟


آیدا بابایی
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

ی رمان بود دختره با پسره تو ساحل بودن بعد دختره شب تو ساحل راه میوفته قدم بزنه 

بعد پسره با ماشین میره دنبالش 

نمیدونم چی میشه دختره با پسره لج میکنه سوار نمیشه 

بعدشم دادو بیداد راه میندازه مامورای پلیس میان همون گشت خودمون 

دختره الکی میگه این مزاحم من شده 

مامورا هم فک میکنن واقعیه پسره رو بازداشت میکنن 

بعد دختره رم سوار ماشین یکی از مامورا میکنن میفرستن خونش این ی تیکه از اخرای رمان بود کسی اسم رمانو یادشه؟

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • ناظر رمان
6 ساعت قبل، آیدا بابایی گفته است:

ی رمان بود دختره با پسره تو ساحل بودن بعد دختره شب تو ساحل راه میوفته قدم بزنه 

بعد پسره با ماشین میره دنبالش 

نمیدونم چی میشه دختره با پسره لج میکنه سوار نمیشه 

بعدشم دادو بیداد راه میندازه مامورای پلیس میان همون گشت خودمون 

دختره الکی میگه این مزاحم من شده 

مامورا هم فک میکنن واقعیه پسره رو بازداشت میکنن 

بعد دختره رم سوار ماشین یکی از مامورا میکنن میفرستن خونش این ی تیکه از اخرای رمان بود کسی اسم رمانو یادشه؟

نه😂🙂

فیلم مرگ

روایت یک داستان ترسناک و مهیج با جرعه ای از حس مرگ!

وقتی به این فکر می‌کنم که چند سال دیگه اون هاهم مثل من به طور کامل فراموش میشن آرامش ترسناکی کل وجودم رو در بر می‌گیره ‌.!

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در ۱۴۰۱/۲/۱۲ در 18:13، آیدا بابایی گفته است:

ی رمان بود دختره با پسره تو ساحل بودن بعد دختره شب تو ساحل راه میوفته قدم بزنه 

بعد پسره با ماشین میره دنبالش 

نمیدونم چی میشه دختره با پسره لج میکنه سوار نمیشه 

بعدشم دادو بیداد راه میندازه مامورای پلیس میان همون گشت خودمون 

دختره الکی میگه این مزاحم من شده 

مامورا هم فک میکنن واقعیه پسره رو بازداشت میکنن 

بعد دختره رم سوار ماشین یکی از مامورا میکنن میفرستن خونش این ی تیکه از اخرای رمان بود کسی اسم رمانو یادشه؟

نه

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در ۱۴۰۱/۲/۱۲ در 18:13، آیدا بابایی گفته است:

ی رمان بود دختره با پسره تو ساحل بودن بعد دختره شب تو ساحل راه میوفته قدم بزنه 

بعد پسره با ماشین میره دنبالش 

نمیدونم چی میشه دختره با پسره لج میکنه سوار نمیشه 

بعدشم دادو بیداد راه میندازه مامورای پلیس میان همون گشت خودمون 

دختره الکی میگه این مزاحم من شده 

مامورا هم فک میکنن واقعیه پسره رو بازداشت میکنن 

بعد دختره رم سوار ماشین یکی از مامورا میکنن میفرستن خونش این ی تیکه از اخرای رمان بود کسی اسم رمانو یادشه؟

تیکه اخره  پسرای مغرور دخترای شیطون

از من به تو نصیحت نخونش

سراسر کلیشه  ابکی

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...