رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

دیالوگ و مونولوگ برتر رمان و داستان ( هفته ۹)


ارسال های توصیه شده

  • مدیر سرپرست

🔥با سلام خدمت خوش نویسان جذاب انجمن 🔥

با مسابقه جذاب و جدید در خدمتتون هستیم 👏👏

همون جور که از اسم تاپیک هم مشخصه به برترین دیالوگ های هر هفته امتیاز داده میشه 

حالا شرایط این مسابقه چیه؟ 

الان بهتون میگم 

 

🔸اول از همه داستان یا رمانتون باید در حال تایپ باشه ( از این آسون تر مگه داریم؟) 

🔸دوم از همه دیالوگ یا مونولوگی که میذارید باید از سه خط بیشتر باشه 

 

و حالا جوایز مسابقه چیست؟! 

🔶نفر اول ۸۰ امتیاز 🤘

🔶نفر دوم ۵۰ امتیاز 🤘

  • لایک 5

آفری از جنس فرشته!   👈    آفرودیت

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

زهرارمضانی
post توسط زهرارمضانی🌻 بررسی شد!

"دیالوگ و مونولوگ برتر"

به elaheh_womix نشان " Great Support" و 50 امتیاز اعطا شد.

انتخاب و اجبار، سرمقصدِ ابرهای سیاهی است، که بر زندگیِ آدمی سایه می‌اندازد.
زمانی که انسان بر سر دوراهی قرار می‌گیرد، عقل؛ دانا بر تمامِ شرایط است.
یک راه بد و یکی بدتر!
کدام را انتخاب کند؟
کارگرِ بهشت باشد، یا پادشاهِ جهنم؟
تنها راهی که می‌ماند،
انتخابی همراهِ با اجبار است...
انتخابی که شخص را آلوده می‌سازد!
روحش را، آلوده به گناه،
ذهنش را، آلوده به فساد و
دستش را، آلوده به خون می‌‌کند!
و چه ترسناک است غرق شدن،
در یک نحسیِ بی‌نهایت...!

"قاتل‌عدالت‌خواه" 

@ زهرارمضانی🌻

ویرایش شده توسط elaheh_womix
  • لایک 3
  • تشکر 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • ناظر رمان

یه بشکن می‌زنی و در نتیجه‌اش یه صدایی می‌شنوی. فکر نکن کارهایی که آدما میدن بی نتیجه و بی پیامد بمونه شاید یکم طول بکشه اما دیر یا زود یه نتیجه‌ای ازش می‌بینند.

مایک و شمشیر ۱۳

  • لایک 2
  • تشکر 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ماهور لبان خشکش را زبان زد. پلک بست و با غمی درآمیخته با تأسف، رو به گلخاتونِ خونسرد ادامه داد.

-‌ به احتمال نود درصد، این صحنه، آخرین چیزیه که از من می‌بینی مامان! رفتن تو دل کفتاری که کافیه قدرت بگیره تا سلطان جنگل رو هم از پا در بیاره و زنده موندن، جرعتی می‌خواد که شرطش باز بودن دست و پا برای انجام هرکاریه، و...همونطور که خودت هم گفتی، پنهان بودن من، ترسِ من از آشکار شدن جلوی چشمشون، یکجور بی‌دست و پاییه، همون غل و زنجیری که حرکتم رو کند کرده! پس...اگر تا دو روز بعد از رسیدن ماه و ماهک پیشت، من برنگشتم، بدون که تاوان گناهانم رو دادم و سینهٔ یک قبرستون تو ناکجآباد کپه مرگمو گذاشتم و به قول اونایی که خودشون رو دانای کثیفیِ دنیا می‌دونن، با خیالی آسوده از دنیا رفتم!

رمان تلألو ماه 🌙

ویرایش شده توسط Narges.Sh
  • لایک 4
  • تشکر 1

معمایی درآمیخته با گذشته‌ای دفن شده:

رمان فراغ‌بال

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • کاربر منتخب
زهرارمضانی
post توسط زهرارمضانی🌻 بررسی شد!

"دیالوگ و مونولوگ برتر"

به masoo نشان " Great Support" و 80 امتیاز اعطا شد.

نوید چشمانش را به نشانه ی مثبت باز و بسته کرده، دم عمیقی گرفت و جواب داد

-هر کسی یه نقطه ضعفی داره ولی به نظر من عشق نقطه ضعف همه ست.

تابان تار ابرویی بالا داده، دستانش را مقابل بدنش در هم قفل کرد و گفت:

-ولی من فکر میکنم عشق نقطه قوته نه ضعف.

نوید لبخندی زده، با صدایی گرم و مهربان همانطور که  نگاهش را بین چشمانش تابان حرکت میداد گفت:

-خوده عشق که نه، معشوقه که نقطه ضعفت میشه. برای همین که میگم تو نقطه ضعف منی.

رمان خراش

  • لایک 2
  • تشکر 1
  • غمگین 1

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

-آدم با قلبش عاشق میشه، قلب منم خیلی وقته مرده، فقط می تپه تا جسمم نمیره. بذر عشقت رو قبل از هر اتفاقی از خاک دربیار.

-بذر؟خیلی وقته جوونه زده.

-قطعش کن!

-پس با ریشه هاش چیکار کنم؟

-من مسئولش نیستم.

ققنوسی برخاسته از خاکستر

روی متن بالا کلیک کن.

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

به زودی...

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر سرپرست

برندگان اعلام شدند

نفر اول خانوم @ masoo   که ۸۰ امتیاز خودشون رو دریافت کردند

نفر دوم خانم @ elaheh_womix  که ۵۰ امتیاز خودشون رو دریافت کردند

 با آرزوی موفقیت برای تمامی نویسندگان انجمن🔥♥️

  • لایک 2
  • غمگین 1

آفری از جنس فرشته!   👈    آفرودیت

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.
 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...