رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

من یک اشتباه بودم|دریادلارام کاربرانجمن نودهشتیا


Darya_22
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

پارت3. رمان من یک اشتباه بودم|دریادلارام کاربرانجمن نودهشتیا‌
با عصبانیت و تعجب بهم نگاه میکرد منم همونجوری با اخم نگاش میکردم اومد حرفی بزنه چون اعصابشو نداشتم سریع کیفمو برداشتمو از خونه اومدم بیرون کفشای اسپرت مشکیمو پوشیدمو رفتم بیرونه خونه یه تاکسی گرفتم و سوارش شدم آدرس یه پارک و بش دادم جایی که خیلیی خلوت بود و کمتر مردم میرفتن اونجا 
بعد چند مین رسیدیم و کرایه تاکسیو حساب کردمو از ماشین پیاده شدم 
وارد پارک شدم حس خیلی خوبی داشت این پارک 
بم انرژی میداد همینجوری داشتم قدم میزدم 
خالی شده بودم از هرچیزی 
دیگه عصبی نبودم  
راحت شده بودم از اینکه حرف هایی ک 3 ساله پیشه خودم نگه داشته بودمو امروز گفتم 
هه فقط شب برم خونه حسابم رسیدس
اما مهم نیست من دیگه اون دختر ضعیف نیستم 
دیگه از چیزی نمیترسم 
چند ساعت تو همون پارک بودمو داشتم قدم میزدم یه نگاه ب ساعت مچیم کردم اوه ساعت6رو نشون میداد یک ساعته دارم همینجوری راه میرم 
هعی خیلی وقته نرفتم سر مزار مامانم دلم براش تنگ شده بزار برم  اونجا بعد میرم خونه 
یه تاکسی دیگه گرفتمو رفتم سر مزار 
از ماشین پیاده شدم و بعد حساب کردن پول مرده رفتم سمت قبر مامانم 
قبلش یه گل نرگس گرفتم و یه بطری آب 
روی قبر آب ریختمو گلو گزاشتم کنارش
من:سلام مامانم خوبی منم ای بد نیستم
بغض کرده بودم 
ن راستش حالم بد بود 
ای کاش اینجا بودی 
فقط تو بودی که منو دوست داشت اما توام ولم کردی  چرا رفتی؟ میدونستی من هنوز بچه بودم
هنوز درک از دست دادنت برام سخت بود 
منو تنها گزاشتی پیشه کسایی که ب خونم تشنن
پیشه پدری ک از بچه خودش متنفره 
پیشه کسایی ک با ی تلنگر میخان منو از خونه خودمم بیرونم کنن هه البته دیگه خونه منم نیست ک اشکام همینجوری داشت میریخت اما جلوشونو نگرفتم مثل همیشه اون بغضمو قورت ندادم گزاشتم امروز بغضم بشکنه بعد اینکه ی دل سیر اشک ریختم از جام بلند شدم  ی نگاهه دیگه ب قبر انداختم و صورتمو پاک کردم دیگه برم تا دیر نشده ساعت 8 بود 
هوام داشت تاریک میشد 
رفتم سر خیابون ایستادم تا ی تاکسی چیزی پیدا بشه بعد چند مین ی تاکسی ایستاد سوارش شدم و آدرس خونرو دادم

ویرایش شده توسط Darya_22
  • لایک 4
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

عزیزم برای زدن تاپیک رمان نیاز نیست هزاران تاپیک ایجاد کنید. 

یه دونه تاپیک کافیه برای کل رمان شما. از زدن تاپیک های هرز و اضافه خود داری کنید. 

@Darya_22

  • لایک 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...