رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

دلنوشته سکوت |هستی حاجی خانی


Rose_h
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

spacer.pngدلنوشته:سکوت 🦋

نویسنده:هستی حاجی خانی

ژانر:تراژدی

Part‌1 

حرفایی که در سینه دارم همگی از جنس سکوت هستند، اما...چشمانم بی  هوا فریاد می‌زنند.

ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺩﺷﻤﻦ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺍﻧﺴﺎﻥ،مقایسه خود با دیگران است.

دنیا آنقدر زیبا میشد 

اگر...

آدم ها مسئولیت حرف های خود را بر عهده می‌گرفتند.

میخواهم امروز این سکوت را بشکنم ،از گذشته و آینده برایت بگویم ...

اشتباه کنید،لذت ببرید،زندگی کوتاه تر از آن است که کار درست انجام دهید.

 

 

 

 

 

 

 

ویرایش شده توسط Rose_h
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Part‌2 

در همه جای دنیا خوب و بد وجود دارد می‌توانی با انسان های خوب و بد کنار بیاییم اما انسان های دو  رو  نه...

بعضی اوقات برای خیلی ها  نردبان بودیم،   اجازه دادیم  بالا را ببینند اما غافل از اینکه دنیا بی رحم است  که تو تنها می مانی و حسرت به بالا نگاه کردن .

 

 

 

ویرایش شده توسط Rose_h
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Part3‌ ،

بگویید یا نگویید

 عذر خواهی نکنید تشکر کنید

نگویید ببخشید دیر کردم،

بگویید ممنونم منتظر ماندی.

نگویید ببخشید که انقدر صحبت میکنم،

بگوییدممنونم که به حرف هایم گوش میدهی.

نگویید ببخشید اذیتت کردم،

بگویید ممنونم که بهم لطف میکنی .

نگویید ببخشید گند زدم،

بگویید ممنونم توی اشتباهاتم صبوری میکنی.

 

 

ویرایش شده توسط Rose_h
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Part4

بعضی از کلمات هستند که از دوستت دارم بیشتر به انسان احساس امن بودن می‌دهد،اما بعضی کلمات  از گلوله آتش بدتر است و حس انسان مثل برزخی نامعلوم است.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Part 5

پولدار واقعی پولش را داد نمیزند.

درونگرای واقعی‌هم زیاد درباره درونگرا بودنش نمی گوید.

افسرده‌ واقعی آنقدر سرش تو لاک خود هست  که حوصله صحبت ندارد! آدمِ موفق، آنقد درگیر برنامه‌هایش هست که وقت نداره درباره آنها صحبت کند...

شخصی که لباس مارک میپوشد مدام راجبش پز نمیدهد!

خلاصه بگویم؛ تظاهر به چیزی که نیستید نکنید؛ نه تنها جذاب نمی شوید، بلکه عمیقا هم از چشم می افتید.

ویرایش شده توسط Rose_h
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 Part 6 

پشیمانم بابت تمام وقت هایی که ناراحت شدم اما به جای زبان   درآوردن ،حسم در رویشان لبخند زدم و سرسری گذشتم که مبادا بخاطر بیان حسم ناراحت بشوند. پشیمانم که خودم را اولویت قرار ندادم. 

درد اینجاست که میدانم این پشیمانی هیچ فایده‌ای ندارد و دوباره همانکار را تکرار میکنم.

 

ویرایش شده توسط Rose_h
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Part 7 

آدما بودنتان را به یاد ندارند؛ اما به یاد دارند که کی،کجا نبودی . یاد دارند  کی و کجا به آنها بد کردی. آدما به یاد ندارند که چقدر بخاطرشان از خودت گذشتی؛ اما اینکه از اونها بگذری و بگذاری بروی چون از رفتارشان خسته شدی  و به خاطرشان، می ماند. کاش یادبگیرم برای آدما زندگی نکنم!

 

ویرایش شده توسط Rose_h
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Part8 

میخواهم پاک‌کن دست بگیرم و اضافه های زندگی ام را پاک کنم .

 می خواهم از همه جا پاک کنم ، از ذهنم،فکرم و خاطره هایم.

بودن‌ونبودنتان‌فرقی ندارد،پس پاک کردن اضافه ها هم مشکلی نیست.

 بیشتر از این اجازه وجود داشتن در ذهن و فکر من را نداری و از این ثانیه به بعد تو حذف شده ای.

 

ویرایش شده توسط Rose_h
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Part9

 در مرحله ای از زندگی ما انسان ها با مشکلات  بسیاری رو به رو می شویم . 

مرحله ای پر از رنج،  انسان تنهایی را انتخاب می‌کند.

زمانی که هیچ کس جز خودت نمی توانی به خودت کمک کنی.

زمانی که دیگر نمی توانی با حضور دیگران  به مرحله دیگر بروی  ،آنگاه   در پریشانی  سکوت را بر می گزینی،یا دیگر نقاب ها را ؛خشم ،اندوه،بی تفاوتی.

ویرایش شده توسط Rose_h
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Part 10

 کاش  بتوانی تکه های شکسته وجودم را بخیه بزنی،من دیگر امیدی برای ادامه دادن فردایم ندارم ،دیگر برای همیشه خوابیدن باعث نمی‌شود که از فکر کردن فرار کنم .

من دلم خوابیدن میخواهد.

ویرایش شده توسط Rose_h
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Part11

چقدر سوختم و انتظار داشتم که دوباره متولد بشوم اما فقط خاکستر وجودم در آسمان پراکنده شده بود،اگر دنبال سنگ قبر عاطفه و احساس من بودی  در باد  بایست  و نفس بکش ،زمانی که  چیزی شکست به تکه هایش نگاه کن آنگاه مرا خواهی یافت.

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Part12

من هر راهی را برای خوب شدن حالم انجام دادم.تمامی معادلات و قانون ها را برای پیدا کردن  جواب این سوال مبهم که آدما حالشان چطور خوب می شود؟ انجام دادم  اما دردم را وقتی احساس کردم که به بن بست رسیدم‌و‌دیگر‌قانونی برای حل این سوال نداشتم.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Part13

بیا تصور کنیم 

اگر الان روی ریل قطار مثل فیلم های هالیوودی  خوابیده باشم ،از جایم بلند نمی‌شوم.

اگر یک لیوان به من بدهند و بگویند زهر است آن را روی میز نمی‌گذارم ‌‌.

اگر یک ماشین با سرعت رد شود کنار نمی‌روم.

تصور عمیقی نبود من فقط منتظر این هستم که آخرش چه می‌شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Part14

گمان میکنم که همه افرادی که در این دنیا هستن برای عذاب دادن من آمده اند،رفتارشان،نگاه هایشان ،حرف هایشان همگی بوی عذاب میدهند‌.

حال اگر بگویی تو دچار پارانوئید  شده ای ،من قبول میکنم،اما پذیرفتن من چیزی از عذاب هایی که من کشیده ام را متحمل نمی شود،حتی به غلط.

 

 

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Part 15

از این به بعد می خواهم به جای حرف زدن  درباره مسائلی که باعث آزار و اذیتم میشوند ،دور بشوم آنقدر دور بشوم که وقتی بر میگردم و پشت سرم را نگاه میکنم  برایم به اندازه ی یک نقطه باشد، یک نقطه ته خط .

ویرایش شده توسط Rose_h
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Part 16

حسی خوبی نسبت به خودم ندارم از هر کسی که میگوید باید خودت را دوست داشته باشی متنفرم‌.

هیچ هدف خاصی ندارم،نه پول،نه اعتماد به نفس نه حوصله هیچ چیزی برای دامه زندگی  ندارم .

ته یک چاه عمیق هستم و وقت هایی که تنها میشوم ،به بالا نگاه میکنم، ماه را میبینم که در ته یک چاه عمیق هست مثل من، اما با این وجود باز هم می درخشد دوست دارم مثل ماه باشم که تنهایی می درخشد.

ویرایش شده توسط Rose_h
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Part 17

بیا فکر کنیم...

اگر خواستی قوی باشی و نشد بیا  با هم ادای قوی ها را دربیاوریم .

اگر نتوانستی واقعی و از ته دل بخندی بیا  با هم به دروغ بخندیم.

بیا فکر کنیم توانستیم با غم هایمان کنار بیاییم.

بیار فکر کنیم هیچ چیزی جز مرگ ما را از هم جدا نمی‌کند.

بیا فکر کنیم...

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Part 18

اگر برای انجام هر کاری ،استرس نداشتم،اگر بی‌تفاوت از کنار مشکلاتم رد می‌شدم اگر داشته هایم را بر باد نمی‌دادم اگر حال خوبم را با حرف دیگران بد نمی‌کردم  اگر  برای هر اقدامی نسبت به گذشته و آینده ام  اورتیک‌نمی کردم،امروز یک انسان موفق ومفیدی بودم.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Part 19

جدیدا خیلی  تلاش میکنم لبخند بزنم و بخندم .

میگویند الکی هم بخندی رو حالت تاثیر میگذارد .

میخندم و میخندم اما...

یک لبخند کش دار اما غیر واقعی 

با خنده های مصنوعی بغض در گلو تولید میکنم،چون مغزم متوجه بود میخندم  که حالم خوب شود .

اما...

چه شد؟خوب شد؟

نه،چون می‌دانست که دلیل خنده هایم حال بَدَم هست.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Part 20

قراره روزی بمیریم ،روزی که نمیدانم کی فرا میرسد.

هرسال از ماه ،هفته،روز،ساعت،دقیقهو ثانیه عبور می‌کنی اما اتفاقی نمی افتاد.پس راحت زندگی کن... زندگی... بلند بخند،شاد باش ،موتور سوار یاد بگیر،کسی که رفته را بیخیال شو و دنیای فانتزی خودت رابساز از ثانیه های زندگیت لذت ببر‌ چون نمی‌دانی ته خط زندگیت چه موقع فرا میرسد.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Part 21

سر در گم هستم مانند کسی که در دریا گیر افتاده و کسی نیست به او کمک کند ،اکسیژنش در حال تمام شدن هست ،آنقدر دست و پا می زند که به خشکی برسد اما دور تا دور آب است،دور تا دورش را آبی احاطه می‌کند و در آخر تسلیم دنیای آبی میشود .ما همه گرفتار این دنیا شده ایم گرفتار دنیای فانی.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Part 22

خسته می‌شوی

 گاهی اوقات خسته می‌شوی از  انسان های که توقع زیادی از تو دارند ،خسته می‌شوی از انسان های که تو را قضاوت میکنند،خسته می‌شوی  از قوی بودن از لبخندهای تظاهری و دلت میخواهد زمین بخوری و زمین گیر شوی چون تحمل درد دوباره زمین خوردن را نداری.

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Part23

بگذار حقیقت تلخی را به تو بگویم .

همه ی انسان ها تو را رنجور خواهند کرد و قدر بودنت را نمیدانند،پس دنبال کسانی باش که ارزش رنج کشیدن داشته باشند قدر بودنت را بدانند ،چون تو بهترین خودت هستی.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Part 24

بعضی اوقات برای وصف  آدم درونم کلمه کم می آورم .گاهی اوقات جلوی آینه می‌نشینم و به خود نگاه میکنم و با خودم حرف میزنم  .

آری...

زندگی برای من فقط همین بود که تلاش کنم و در  آرامش باشم. از افکار و آدمای سمی دور باشم. دلم میخواست هیچ چیزی باعث بیخوابی شبانه ام نشود!

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سخن آخر🦋

من هنوز امید وارم  یکی از غیب جلویم ظاهر شود و  بگوید سرت را بالابیار، یه گوشه را نشانم بدهد و بگوید برای دوربین دست تکان بده. تموم شد؛ الان میتوانی زندگی کنی...

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...