رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

چی دوست داری بخوری؟


Navesandehjavan23
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

همین الان یهویی بگو چی دوست داری بخوری ؟

همین الان دلت هوس چی کرده ؟

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

من خودم چایی و کیک شکلاتی یا کیک با کرم نوتلا 

یا هات چیپس 

نذارید بگم دلم  لواشک البالویی میخواد که وسطش رب انار ترش ریخته شده باشه همراه با الوچه ترش که خورد شده باشه بعد نمک پاشیده  باشه روش و البالو ترش له بشه و در آخر رول بشه 😋😌

خودتون نفرین کنید خودم عذاب کشیدم تا اومدم بنویسم

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 3 هفته بعد...
  • منتقد انجمن

آی گفتی چیپس منم دلم خواست سرکه نمکی🤤 @ زری بانو

picsart_22-05-26_19-28-23-706_oxfm_l5lz.

من از هر ثانیه بی تو می ترسم!

رمان جَبر سرنوشت

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

۱ ساعت قبل، N.H گفته است:

آی گفتی چیپس منم دلم خواست سرکه نمکی🤤 @ زری بانو

من نه فلفلی 😂

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

😐لازانیا با یه کاسه ترشک

spacer.png

یه دیالوگ صابر ابر داره که میگه:

«همه چیز خوب پیش میره تا وقتی همه چیز مخفیه،

همه چیز شوخیه تا وقتی درد نکشی،

همه چیز دروغه تا وقتی حقیقت تاریكه!»

-رمان-در-دل-این-شهر-استخوان-می‌روید-

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

شکلات تلخ:/

spacer.png

رمان‌های در حال تایپ:

گیتار(سازی خوش‌آوا اما قاتل)

ورق‌های نفرت(روایتی از یک خیانت)

بروکسل(روایت طمع باستان شناسان)

داستان‌های در حال تایپ:

دخترک کمانچه زن(گوشه‌ای از مشکلات جامعه)

کالمیا لاتیفولیا(گلی فریبنده اما مرگ‌بار)

برای دریافت لینک هر کدام از رمان‌/داستان‌های فوق  به نمایه‌ مراجعه فرمائید^^

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در ۱۴۰۱/۳/۲۴ در 17:22، S.Goodarzi گفته است:

برگ درخت 😐😢

چی شوده 😶

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در ۱۴۰۱/۳/۲۴ در 21:00، فاطمه مومنی گفته است:

من از تمام طمع های دنیا بدم میاد از شور بگیر تا ترش تا تلخ تا تند فقط شیرین رو دوست عین رولت خامه ای

نظرت در مورد کیک تولد شکلاتی با روکش نسکافه و توت فرنگی به عنوان تزیین و تکه های شکلات نیمه اب شده داخل کیک چیه البته سس شکلاتی بی نهایت روی کیک

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

انبه....

گمان می‌کردم او کشته خواهد شد...

او زیبا بود در عصر زشتی‌ها

زلال بود در عصرپلشتی‌ها

انسان بود در عصر آدم‌کشان

 لعلی نایاب بود 

میان تلی از خزف

جادوگری بود اصیل

میان انبوهی از جادوگران مصنوعی...

•| رمان یغــــماگر نفــاث |•

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ>🌹<ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

او از غرق شدن می‌ترسید.

برای همین هیجوقت شنا نمی‌کرد.

سوار قایق نمی‌شد، به آب‌گیری پا نمی‌گذاشت.

شب و روز در خانه می‌نشست.

در را روی خود قفل می‌کرد.

به پنجره‌ها می‌کوبید.

و از ترسی این‌که موجی سر برسد،

مثل بید می‌لرزید و اشک می‌ریخت.

عاقبت آن‌قدر گریه کرد که

اتاق پر شد از اشک و او را در خود غرق کرد...

•| رمان ماهیـــــکان |•

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در ۱۴۰۱/۳/۲۷ در 13:26، Navesandehjavan23 گفته است:

چی شوده 😶

برگ درخت انگور😂 همون دلمه بابا

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

14 ساعت قبل، S.Goodarzi گفته است:

برگ درخت انگور😂 همون دلمه بابا

 

خب قشنگ بگو دلمه یه لحظه کل بدنم اپلاسیون شد 😂😂😂😅😅

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در ۱۴۰۱/۳/۲۸ در 21:52، لباشک گفته است:

انبه....

موافقم شدیددد

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...