رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

رمان ژاکاو|کاژین جهانگیری کاربر نودهشتیا


 اشتراک گذاری

رمان ژاکاو  

2 کاربر تاکنون رای داده است

  1. 1. خواننده‌ی گرامی، آیا رمان ژاکاو مورد پسند شما بود؟

    • بله عالی بود، از قلم نویسنده و موضوع رمان خوشم اومد♡
    • زیاد دلنشین نبود!
      0
    • قلم نویسنده اگه بهتر بود رمان جذاب تر می‌شد!
      0


ارسال های توصیه شده

 

بسم ربِ او🌸

 

نام رمان : 《ژاکاو》

 نویسنده: کاژین جهانگیری

ژانر : درام،  عاشقانه، پلیسی

 

خلاصه:

سنگینی نگاه مردمان عابر دیگر برایشان
عادی شده بود.
خانه‌‌هایشان شده بود ند خیابان هایی که
با قدم های کوچکشان آنها را متر می‌کردند.
میان آن همه کودکِ بی گناه 
دختر‌ک غم زده‌ای به اجبار سرنوشت
نفس می‌کشید که از همان
کودکی اسم 《ژاکاو 》روی آن
 گذاشته شده  بود.
او دیگر دخترک نبود، حتی نمیدانست چند
ساله است، اما خوب می‌دانست که 
تنهایی هایش باعث شدند تا از روح او
یک مرد ساخته شود.
دیگر معنی اسمش بالاخره به واقعیت پیوست
 آری روحش پژمرده شده بود و 
ژاکاو یعنی دخترک پژمرده!
شاید نوری‌ پر حرارت از جنس عشق 
 بیاید و بر وجود پژمرده‌ی او بتابد  و
پژمردگی دخترک را باز سرزنده کند...
کسی چه میداند؟!

همراه داستان زندگی ژاکاو باشید.

 

مقدمه: 

گل ها‌ی در دستش را روی زمین گذاشت.
گرمای آفتاب ذره ذره درحال تابیدن به وجودش بود.
موهای ژولیده‌ی نامرتبش را با یک حرکت پشت گوش انداخت.
کنار گل هایش نشست و گوشه‌ی پیراهنِ پاره و کثیف و سیاه رنگش را در دست به بازی گرفت.
سرش را که بالا آورد با دیدن او سریع از جایش بلند شد و با ذوق به سمتش دوید.
- طاها، اومدی بریم دوچرخه سواری؟!
طاها نگاه غمگینش را به چشمان پر از ذوقِ دخترک پریشان دوخت.
- بیا بریم خونتون.

ژاکاو اَبروهایش را بالا زد.

- خونمون؟ ولی قراره بریم دوچرخه بازی، خودت بهم قول دادی؛ مگه نه؟!
طاها به سمت گل های سرخ رنگِ بر روی زمین  رفت و آنها را با یک حرکت در دست

جمع کرد.

- حالِ مامانت خوش نیست ژاکا، باید زودتر بریم خونه.

کاش در همان کودکی می‌ماندی ژاکاو  تا درد  آوارگی و بی کسی  خوراک جانت نشود!

 

ناظر: @Amoo_sati

@N.a25

ویرایش شده توسط مدیر راهنما
  • لایک 4
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر ارشد

o9m3_img_20210304_171929_930.jpg

سلام خدمت شما نويسنده ي گرامی، ضمن سپاس از انتخاب شما، ورودتان را خیر مقدم می‌گوییم

چنان‌ چه علاقه ای مبنی بر آشنایی بیشتر با قواعد رمان نویسی دارید؛ به این تالار مراجعه کنید:👇
https://forum.98ia2.ir/forum/17-آموزش-نویسندگی/

انجمن نودهشتیا در صدد بر آمده که رمان شما بی هیچ عیب و نقصی اصلاح گردد پس یک ویراستار همراه و یک راهنمای اولیه، برای شما در نظر گرفته ایم.

@مدیر راهنما

@مدیر منتقد

@مدیر ویراستار

به نکات زیر توجه کنید:👇
1. از نوشتن کلمات ممنوعه و هرگونه متن که موجب نقض اسلام شود، به شدت خوداری کنید.
2. قبل از ارسال پارت خود، یک دور مطالعه کنید و اشکالات نگارشی و املایی را رفع کنید.
3. از پرداختن به موضوع های کلیشه ای تا جایی که ممکن است دوری کنید.
4. پس از ارسال هر پارت، جهت ویرایش، به ویراستار خود اطلاع دهید.
5. اگر در بخشی از رمان نیاز مند کمک هستید، در تالار اتاق فکر نویسندگان تاپیک زده تا مدیران به هم اندیشی شما رسیدگی کنند.


درخشیدن و موفقیت را برای شما آرزومندیم. رضایت شما نویسنده ی فهیم موجب افتخار ماست.
اکنون رمان شما مورد تایید ما گردیده و قادر به پارت گذاری هستید.
🌹قلمتون مانا، یا علی.🌹
"تیم خوبه نودهشتیا"

  • لایک 3

comp_1_2_(1)_7hr0.gif

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...