رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

ورد و پی دی اف داستان تحول یک کابوس | MOBINA.H کاربر نودهشتیا


Beretta
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

سلام، داستان داخل  سایت قبلی    رصد شده، خودم هم ویراستار بودم و نیازی به ویرایش نیست.

https://uupload.ir/view/تحول_یک_کابوس_jsgu_whjt.docx/

ویرایش شده توسط مدیر ویراستار
  • لایک 5

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B1%DB%- به عنوان آخرین خواسته‌ت، هرچی می‌خوای بگو! 
- با این که قبل از این هیچ کدوم از خواسته‌هام برطرف نشد اما...
بازیگر خوبی بود که اگر نبود، باید زودتر از این‌ها جان می‌داد! 
- به ساتیار بگید این رسمش نبود! 
پوزخند دیگری زد که دهانش از تلخی‌اش، گس شد. 
- به مامان بابام بگید کاش قبل از مرگم یه خاطره خوش ازتون داشتم! 
شخصی پشت صندلی‌اش قرار گرفت و اسلحه‌ را پشت سرش گذاشت. همزمان با بستن پلک‌هایش و آمادگی برای مرگ، زمزمه کرد: 
- به ترور بگید حق با تو بود. جسم که میمیره، دردهای روح تموم میشه! 

«روایت زندگی‌های هیجان‌انگیز بدلکاران قصه‌ی ما!» 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

7 ساعت قبل، Bretta گفته است:

سلام، داستان داخل  سایت قبلی    رصد شده، خودم هم ویراستار بودم و نیازی به ویرایش نیست.

https://uupload.ir/view/تحول_یک_کابوس_jsgu_whjt.docx/

@مدیر گرافیست 

  • لایک 5
  • تشکر 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

50 دقیقه قبل، مدیر گرافیست گفته است:

@NAEIMEH_S ورد سه روز

عزیزم این خودش فایل ورد اندازه هاش و فونتش رو درست کنم؟

ویرایش شده توسط NAEIMEH_S
  • لایک 6
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

3 ساعت قبل، NAEIMEH_S گفته است:

عزیزم این خودش فایل ورد اندازه هاش و فونتش رو درست کنم؟

https://s18.picofile.com/file/8439675226/تحول_یک_کابوس_jsgu_whjt.docx.html

عزیزم اندازه و فونتش رو درست کردم اگه کار دیگه هست بگین لطفا 

@مدیر گرافیست

 

  • لایک 5
  • تشکر 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 8/21/2021 در 8:03 PM، NAEIMEH_S گفته است:

https://s18.picofile.com/file/8439675226/تحول_یک_کابوس_jsgu_whjt.docx.html

عزیزم اندازه و فونتش رو درست کردم اگه کار دیگه هست بگین لطفا 

@مدیر گرافیست

 

خوبه گلم 

@مدیر رصد نیاز هست مجدد رصد بشه؟

  • لایک 8
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 8/21/2021 در 8:03 PM، NAEIMEH_S گفته است:

https://s18.picofile.com/file/8439675226/تحول_یک_کابوس_jsgu_whjt.docx.html

عزیزم اندازه و فونتش رو درست کردم اگه کار دیگه هست بگین لطفا 

@مدیر گرافیست

 

عزیزم پی دی اف بشه. دو روز 

  • لایک 6
  • غمگین 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 8/21/2021 در 3:06 AM، Beretta گفته است:

سلام، داستان داخل  سایت قبلی    رصد شده، خودم هم ویراستار بودم و نیازی به ویرایش نیست.

https://uupload.ir/view/تحول_یک_کابوس_jsgu_whjt.docx/

عزیزم اسم ویراستارت  چیه؟  @Beretta

  • لایک 6
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

58 دقیقه قبل، NAEIMEH_S گفته است:

عزیزم اسم ویراستارت  چیه؟  @Beretta

عزیز جانم ویراستار نداشتم، خودم ویراستار بودم. مشکلی داره ویرایشش؟

  • لایک 5

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B1%DB%- به عنوان آخرین خواسته‌ت، هرچی می‌خوای بگو! 
- با این که قبل از این هیچ کدوم از خواسته‌هام برطرف نشد اما...
بازیگر خوبی بود که اگر نبود، باید زودتر از این‌ها جان می‌داد! 
- به ساتیار بگید این رسمش نبود! 
پوزخند دیگری زد که دهانش از تلخی‌اش، گس شد. 
- به مامان بابام بگید کاش قبل از مرگم یه خاطره خوش ازتون داشتم! 
شخصی پشت صندلی‌اش قرار گرفت و اسلحه‌ را پشت سرش گذاشت. همزمان با بستن پلک‌هایش و آمادگی برای مرگ، زمزمه کرد: 
- به ترور بگید حق با تو بود. جسم که میمیره، دردهای روح تموم میشه! 

«روایت زندگی‌های هیجان‌انگیز بدلکاران قصه‌ی ما!» 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

۱ ساعت قبل، Beretta گفته است:

عزیز جانم ویراستار نداشتم، خودم ویراستار بودم. مشکلی داره ویرایشش؟

نه عزیزم باید اسم ویراستار  ذکر بشه  پس اسم خودتون رو بزنم؟

  • لایک 6
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

1 دقیقه قبل، NAEIMEH_S گفته است:

نه عزیزم باید اسم ویراستار  ذکر بشه  پس اسم خودتون رو بزنم؟

بله ممنون

  • لایک 6

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B1%DB%- به عنوان آخرین خواسته‌ت، هرچی می‌خوای بگو! 
- با این که قبل از این هیچ کدوم از خواسته‌هام برطرف نشد اما...
بازیگر خوبی بود که اگر نبود، باید زودتر از این‌ها جان می‌داد! 
- به ساتیار بگید این رسمش نبود! 
پوزخند دیگری زد که دهانش از تلخی‌اش، گس شد. 
- به مامان بابام بگید کاش قبل از مرگم یه خاطره خوش ازتون داشتم! 
شخصی پشت صندلی‌اش قرار گرفت و اسلحه‌ را پشت سرش گذاشت. همزمان با بستن پلک‌هایش و آمادگی برای مرگ، زمزمه کرد: 
- به ترور بگید حق با تو بود. جسم که میمیره، دردهای روح تموم میشه! 

«روایت زندگی‌های هیجان‌انگیز بدلکاران قصه‌ی ما!» 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

عزیز جان پس چی شد؟ فقط یه داستان کوتاه چند صفحه‌ایه!

@NAEIMEH_S@مدیر گرافیست

  • لایک 6

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B1%DB%- به عنوان آخرین خواسته‌ت، هرچی می‌خوای بگو! 
- با این که قبل از این هیچ کدوم از خواسته‌هام برطرف نشد اما...
بازیگر خوبی بود که اگر نبود، باید زودتر از این‌ها جان می‌داد! 
- به ساتیار بگید این رسمش نبود! 
پوزخند دیگری زد که دهانش از تلخی‌اش، گس شد. 
- به مامان بابام بگید کاش قبل از مرگم یه خاطره خوش ازتون داشتم! 
شخصی پشت صندلی‌اش قرار گرفت و اسلحه‌ را پشت سرش گذاشت. همزمان با بستن پلک‌هایش و آمادگی برای مرگ، زمزمه کرد: 
- به ترور بگید حق با تو بود. جسم که میمیره، دردهای روح تموم میشه! 

«روایت زندگی‌های هیجان‌انگیز بدلکاران قصه‌ی ما!» 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

2 ساعت قبل، Beretta گفته است:

عزیز جان پس چی شد؟ فقط یه داستان کوتاه چند صفحه‌ایه!

@NAEIMEH_S@مدیر گرافیست

عزیزم  ورد من مشکل داشت شرمنده

https://s18.picofile.com/file/8440052834/تحول_یک_کابوس.txt.html

https://s18.picofile.com/file/8440052826/تحول_یک_کابوس.pdf.html

  • لایک 6
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

29 دقیقه قبل، NAEIMEH_S گفته است:

اشکال نداره گلم ممنونم.

فقط ژانر عاشقانه رو جا انداختی🥺💔

  • لایک 5

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B1%DB%- به عنوان آخرین خواسته‌ت، هرچی می‌خوای بگو! 
- با این که قبل از این هیچ کدوم از خواسته‌هام برطرف نشد اما...
بازیگر خوبی بود که اگر نبود، باید زودتر از این‌ها جان می‌داد! 
- به ساتیار بگید این رسمش نبود! 
پوزخند دیگری زد که دهانش از تلخی‌اش، گس شد. 
- به مامان بابام بگید کاش قبل از مرگم یه خاطره خوش ازتون داشتم! 
شخصی پشت صندلی‌اش قرار گرفت و اسلحه‌ را پشت سرش گذاشت. همزمان با بستن پلک‌هایش و آمادگی برای مرگ، زمزمه کرد: 
- به ترور بگید حق با تو بود. جسم که میمیره، دردهای روح تموم میشه! 

«روایت زندگی‌های هیجان‌انگیز بدلکاران قصه‌ی ما!» 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

2 ساعت قبل، Beretta گفته است:

اشکال نداره گلم ممنونم.

فقط ژانر عاشقانه رو جا انداختی🥺💔

داخل ورد چیزی نبود من طبق ورد پیش رفتم   اگه خودتون ورد میزنین بیشتر دقت کنین لطفا

با این حال درستش کردم

@مدیر گرافیست

https://s18.picofile.com/file/8440052826/تحول_یک_کابوس.pdf.html

  • لایک 6
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

1 دقیقه قبل، NAEIMEH_S گفته است:

داخل ورد چیزی نبود من طبق ورد پیش رفتم   اگه خودتون ورد میزنین بیشتر دقت کنین لطفا

با این حال درستش کردم

@مدیر گرافیست

https://s18.picofile.com/file/8440052826/تحول_یک_کابوس.pdf.html

عزیز جان من ویراستار بودم، نه گرافیست که ورد بزنم! ورد داخل سایت قبلی درست شده.

 ممنون

ویرایش شده توسط Beretta
  • لایک 6

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B1%DB%- به عنوان آخرین خواسته‌ت، هرچی می‌خوای بگو! 
- با این که قبل از این هیچ کدوم از خواسته‌هام برطرف نشد اما...
بازیگر خوبی بود که اگر نبود، باید زودتر از این‌ها جان می‌داد! 
- به ساتیار بگید این رسمش نبود! 
پوزخند دیگری زد که دهانش از تلخی‌اش، گس شد. 
- به مامان بابام بگید کاش قبل از مرگم یه خاطره خوش ازتون داشتم! 
شخصی پشت صندلی‌اش قرار گرفت و اسلحه‌ را پشت سرش گذاشت. همزمان با بستن پلک‌هایش و آمادگی برای مرگ، زمزمه کرد: 
- به ترور بگید حق با تو بود. جسم که میمیره، دردهای روح تموم میشه! 

«روایت زندگی‌های هیجان‌انگیز بدلکاران قصه‌ی ما!» 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

من کاری با ویرستاری شما ندارم اما وقتی میگین جا انداختی یعنی مشکل از کار من بوده

من ورود تحویل گرفتم و هرچی توش بوده رو ذکر کردم 

موفق باشی

  • لایک 6
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

1 دقیقه قبل، NAEIMEH_S گفته است:

من کاری با ویرستاری شما ندارم اما وقتی میگین جا انداختی یعنی مشکل از کار من بوده

من ورود تحویل گرفتم و هرچی توش بوده رو ذکر کردم 

موفق باشی

من جسارت نکردم دوست عزیز. گفتم عاشقانه داخلش نبوده.  الان چک کردم، داخل وردی که من دادم عاشقانه هم بود.

ممنونم همچنین.

  • لایک 5
  • سردرگم 1

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B1%DB%- به عنوان آخرین خواسته‌ت، هرچی می‌خوای بگو! 
- با این که قبل از این هیچ کدوم از خواسته‌هام برطرف نشد اما...
بازیگر خوبی بود که اگر نبود، باید زودتر از این‌ها جان می‌داد! 
- به ساتیار بگید این رسمش نبود! 
پوزخند دیگری زد که دهانش از تلخی‌اش، گس شد. 
- به مامان بابام بگید کاش قبل از مرگم یه خاطره خوش ازتون داشتم! 
شخصی پشت صندلی‌اش قرار گرفت و اسلحه‌ را پشت سرش گذاشت. همزمان با بستن پلک‌هایش و آمادگی برای مرگ، زمزمه کرد: 
- به ترور بگید حق با تو بود. جسم که میمیره، دردهای روح تموم میشه! 

«روایت زندگی‌های هیجان‌انگیز بدلکاران قصه‌ی ما!» 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

ببخشید کی داخل سایت منتشر میشه؟! مثل این که کارهاش تموم شده.

@مدیر گرافیست

  • لایک 6

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B1%DB%- به عنوان آخرین خواسته‌ت، هرچی می‌خوای بگو! 
- با این که قبل از این هیچ کدوم از خواسته‌هام برطرف نشد اما...
بازیگر خوبی بود که اگر نبود، باید زودتر از این‌ها جان می‌داد! 
- به ساتیار بگید این رسمش نبود! 
پوزخند دیگری زد که دهانش از تلخی‌اش، گس شد. 
- به مامان بابام بگید کاش قبل از مرگم یه خاطره خوش ازتون داشتم! 
شخصی پشت صندلی‌اش قرار گرفت و اسلحه‌ را پشت سرش گذاشت. همزمان با بستن پلک‌هایش و آمادگی برای مرگ، زمزمه کرد: 
- به ترور بگید حق با تو بود. جسم که میمیره، دردهای روح تموم میشه! 

«روایت زندگی‌های هیجان‌انگیز بدلکاران قصه‌ی ما!» 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

19 ساعت قبل، Beretta گفته است:

ببخشید کی داخل سایت منتشر میشه؟! مثل این که کارهاش تموم شده.

@مدیر گرافیست

اجازه بدید به نوبت رمان ها در صف انتشار قرار می‌گیرنند عزیزم.‌

@N.a25 کار این رمان به اتمام رسید.

ویرایش شده توسط مدیر گرافیست
  • لایک 5
  • تشکر 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 2 هفته بعد...
  • مدیر ارشد
در 8/30/2021 در 8:29 PM، مدیر گرافیست گفته است:

اجازه بدید به نوبت رمان ها در صف انتشار قرار می‌گیرنند عزیزم.‌

@N.a25 کار این رمان به اتمام رسید.

خسته نباشید

  • لایک 6

comp_1_2_(1)_7hr0.gif

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 4 هفته بعد...
  • طراح گرافیک
در 8/30/2021 در 12:16 AM، NAEIMEH_S گفته است:

داخل ورد چیزی نبود من طبق ورد پیش رفتم   اگه خودتون ورد میزنین بیشتر دقت کنین لطفا

با این حال درستش کردم

@مدیر گرافیست

https://s18.picofile.com/file/8440052826/تحول_یک_کابوس.pdf.html

@مدیر گرافیست لطفا داستان رو مجدد پی دی اف کنید.  فاصله خطوط زیاد هستن. تا فردا تحویل بدید برای انتشار 

  • لایک 4
  • سردرگم 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

2 دقیقه قبل، سادات.۸۲ گفته است:

@مدیر گرافیست لطفا داستان رو مجدد پی دی اف کنید.  فاصله خطوط زیاد هستن. تا فردا تحویل بدید برای انتشار 

عزیز مگه داستان هم منتشر میشه؟!  داخل فراخوان برنده نشده ها. 

  • لایک 3

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B1%DB%- به عنوان آخرین خواسته‌ت، هرچی می‌خوای بگو! 
- با این که قبل از این هیچ کدوم از خواسته‌هام برطرف نشد اما...
بازیگر خوبی بود که اگر نبود، باید زودتر از این‌ها جان می‌داد! 
- به ساتیار بگید این رسمش نبود! 
پوزخند دیگری زد که دهانش از تلخی‌اش، گس شد. 
- به مامان بابام بگید کاش قبل از مرگم یه خاطره خوش ازتون داشتم! 
شخصی پشت صندلی‌اش قرار گرفت و اسلحه‌ را پشت سرش گذاشت. همزمان با بستن پلک‌هایش و آمادگی برای مرگ، زمزمه کرد: 
- به ترور بگید حق با تو بود. جسم که میمیره، دردهای روح تموم میشه! 

«روایت زندگی‌های هیجان‌انگیز بدلکاران قصه‌ی ما!» 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • طراح گرافیک
6 دقیقه قبل، MOBINA.H گفته است:

عزیز مگه داستان هم منتشر میشه؟!  داخل فراخوان برنده نشده ها. 

نه منتشر نمیشه پس چرا پی دی اف شده؟ 

  • لایک 3
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.
 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...