رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

رمان اصغر و صغرا|پرتوِماه و ببعی معتاد کاربران انجمن نودهشتیا


ببعی معتاد
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

به نام آفریننده‌ی خنده

نام رمان: اصغر و صغرا

نویسندگان: پرتوِماه-ببعی معتاد

ژانر: طنز-عاشقانه

زمان پارت گذاری: نامعلوم

هدف نوشتن: 

آروم گرفتن افکاری که تو سرمون وول می‌خوره+ آوردن حتی یک  لبخند کوچولو روی لب تویی که داری می‌خونی. باور کن هیچی تو دنیا قشنگ‌تر از لبخند تو نیست.

خلاصه:

یکی بود دوتا نبود، زیر آسمون صورتی قصه‌ها توی یه شیرینی‌پزی، شیرینی پزی نگو خنده‌پزی یه دونه سیب تپل مپل داشتیم که یک   نردبون اومد زد قدش و دونه‌هاش پاشید بیرون! سیبک تپلو عاشق شده بود و هرکار می‌کرد نمی‌تونست دونه‌های بیرون پاشیده از دلش رو از تو دل اون چوب‌شور بداخلاق در بیاره؛ حالا این وسط یکی باید به این نوشابه خانم بفهمونه همه چیز که ریخت و قیافه و هیکل نیست، اتفاقا این تپلی‌های شکم گنده مهربون‌تر هستن.

ما دوتا قول می‌دیم یه روزی عاشق شکمش بشه! خب چی بگم وقتی عاشقانه بودن از در و دیوار تاپیک میریزه بیرون!

یه عاشقانه‌ی+خنده اضافه تقدیم نگاهتون. 

ناظر:  @_Zeynab

@پرتوِماه

ویرایش شده توسط مدیر راهنما
  • لایک 5
  • تشکر 1
  • هاها 3
  • غمگین 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر ارشد

o9m3_img_20210304_171929_930.jpg

سلام خدمت شما نويسنده ي گرامی، ضمن سپاس از انتخاب شما، ورودتان را خیر مقدم می‌گوییم

چنان‌ چه علاقه ای مبنی بر آشنایی بیشتر با قواعد رمان نویسی دارید؛ به این تالار مراجعه کنید:👇
https://forum.98ia2.ir/forum/17-آموزش-نویسندگی/

انجمن نودهشتیا در صدد بر آمده که رمان شما بی هیچ عیب و نقصی اصلاح گردد پس یک ویراستار همراه و یک راهنمای اولیه، برای شما در نظر گرفته ایم.

@مدیر راهنما

@مدیر منتقد

@مدیر ویراستار

به نکات زیر توجه کنید:👇
1. از نوشتن کلمات ممنوعه و هرگونه متن که موجب نقض اسلام شود، به شدت خوداری کنید.
2. قبل از ارسال پارت خود، یک دور مطالعه کنید و اشکالات نگارشی و املایی را رفع کنید.
3. از پرداختن به موضوع های کلیشه ای تا جایی که ممکن است دوری کنید.
4. پس از ارسال هر پارت، جهت ویرایش، به ویراستار خود اطلاع دهید.
5. اگر در بخشی از رمان نیاز مند کمک هستید، در تالار اتاق فکر نویسندگان تاپیک زده تا مدیران به هم اندیشی شما رسیدگی کنند.


درخشیدن و موفقیت را برای شما آرزومندیم. رضایت شما نویسنده ی فهیم موجب افتخار ماست.
اکنون رمان شما مورد تایید ما گردیده و قادر به پارت گذاری هستید.
🌹قلمتون مانا، یا علی.🌹
"تیم خوبه نودهشتیا"

  • لایک 2
  • تشکر 1
  • هاها 1

comp_1_2_(1)_7hr0.gif

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مقدمه:
- اصغر!
- زهرمار باز گفت بابا من اسم دارم اسمم سهیلِ.
- ولی تا آخر عمر همون اصغری تازه بیچاره زنت چون قراره صغرا صداش کنیم!
- هیع خدا منو گیر کیا انداختی.
- تازه برا مراسم ازدواجت موقع رقص عروس و داماد آهنگ نانای اصغر و صغرا رو می‌زارم ها ها ها.

ذالک اولائک تلک اولائکه

ذالک اولائک تلک اولائکه، نانا نا نا نانا نانای نانای نا نا نانای.

یک دو سه حالا اکبر کبری نانای اصغر صغری نانای، نانای اکبر کبری از اینا از اینا یک دو سه چهار.

بالا دو سه عوض حالا یک، یک دو سه چهار بالا دو سه عوض حالا یک.

اکبر کبری نانای اصغر صغری نانای نانای اکبر کبری، دیش دیری دیدین ماشاالله گی دیری دیدین ماشاالله.

دیش دیری دیدین نانای گیش دیری دیدین نانای، نانای اکبر کبی نانای اصغر صغری نانای اکبر کبری."

 

*اینم اصغر و صغرا فقط محض خاطر تو @-Byta-

ویرایش شده توسط پرتوِماه
  • لایک 5
  • هاها 5
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...