رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

اگه یه میکروفون بهت بدن و بگن الان صداتو کل جهان میشنون چی میگفتی داخل اون میکروفون؟!


جانان بانو
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

عنوان گویای همه چیز هست...

spacer.png

صدایی مانند خرـ‌ خر از گلویش خارج می‌شد، با دستانش چنگ می‌انداخت به گردنش تا شاید راه تنفسش باز شود، پاهایش را بر تخت می‌کوبید تا از آن مخمصه رهایی یابد، ناگهان راه تنفسش باز شد و چشمانش را در آن حالت به سرعت گشود، که با دیدن فردی که دیدگانش آن را تماشا می‌کردند بهت زده شد؛ مقابل صورتش، درست در یک وجبی صورتش فرشته مرگش را دید که با لبخندی خوفناک به او خیره شده بود...

 

°•روایتی از نوع بی‌رحمی، روایتی از نوع تناقص•°

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

میگفتممم: ( سلامممم دنیاااااا. سلام ملتتتتت..امتحانات تموم شد و من هنوز زنده اممم! ):))

-   اون مال منه... دستت رو بکش.!
( دختران بیگناه )

عاشقانه ای پر از درد...
داستان کوتاه : عمارت درد    


برای دسترسی به لینک هر کدام نمایه پیام بدید⁦^_^⁩

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

آهنگ والله   از مهراد رو میخوندم

گشتم دنبال فالگیری تا دهد اندکی دلداری‌ام🖇🥂

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

1_7kpu.gif

                                                             👇

                        ☽︎𝒎𝒐𝒉𝒓-𝒄𝒂𝒕☾︎ |  بازی از جنس خون🖤🥀

             ♲︎︎︎𝒅𝒂𝒉 𝒎𝒐𝒌𝒂𝒇𝒂𝒕 𝒅𝒂𝒉 𝒋𝒂𝒔𝒂𝒅♲︎︎︎|مکافاتی مرگبار!

                                  ☽︎.𝑮𝒚𝒂𝒏𝒂𝒎.☾︎|  گیان من ! 🤍

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

   ساز زدن و آواز خوندن با ط پناه خستگی من بود....

                                            ~𝑯𝒂𝒍𝒆-𝒃𝒂𝒅~ |  اوضاع داغون🥂

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

شاید یکم بد یا خودخواهانه باشه

از همتون متنفرم برای دید اشتباه و قضاوت 

از همتون متنفرم چون به خاطره ثروت و قدرت عشق  محبت دوست داشتن و خانواده رو کنار گذاشتید

از همتون متنفرم برای جاه طلبی‌تون چون کوتاه فکر بودید و اهمیتی به احساسات کسی ندادید

انسان قرار نبود این باشه قرار نبود هم نوع های خودش رو نابود کنه فقط به خاطره یه مشت فکر و مقام فاسد

و چه راحت شما بقیه رو نابود کردید.

متنفرم از همتون ولی در عین حال هر کاری که برای نجات دادن شما باشه انجام می‌دم=)

img-20220609-wa0040_64st.jpg

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

من می‌گفتم...

جنگ و نابرابری و... بسه، فقط بیاید یکم باهام مهربون باشیم، همین

spacer.png

صدایی مانند خرـ‌ خر از گلویش خارج می‌شد، با دستانش چنگ می‌انداخت به گردنش تا شاید راه تنفسش باز شود، پاهایش را بر تخت می‌کوبید تا از آن مخمصه رهایی یابد، ناگهان راه تنفسش باز شد و چشمانش را در آن حالت به سرعت گشود، که با دیدن فردی که دیدگانش آن را تماشا می‌کردند بهت زده شد؛ مقابل صورتش، درست در یک وجبی صورتش فرشته مرگش را دید که با لبخندی خوفناک به او خیره شده بود...

 

°•روایتی از نوع بی‌رحمی، روایتی از نوع تناقص•°

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

میگم: فرزاد ما طرفدارا خیلی عاشقتیم و شیراز هم کنسرت بزار که ببینیمت 

spacer.png

رمان مانکن

وقتی شکست بزرگ میکنه منو بی‌معنیه از اشتباه ترسیدن!

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

میگفنم اهم یک دو سه یک دو سه صدا میاد؟ همگی حالا دست و جیخخخ و هورااا😐😂

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

میگفتم: فریادرس  بخوانید تا رستگار گردیددد

😎😎😎😎😎😂😂😂😂

 

نیست نشان زندگی تا نرسد نشان تو 

      اتمام یافته: دانلود دلبر بلاگردان💖

در حال تایپ:  رمان فریادرس 😍

صفحهٔ نقد رمان فریادرس 💟

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

18 دقیقه قبل، M.M گفته است:

میگم: فرزاد ما طرفدارا خیلی عاشقتیم و شیراز هم کنسرت بزار که ببینیمت 

عاشق این شدم😂🤣😂🤣

spacer.png

یه دیالوگ صابر ابر داره که میگه:

«همه چیز خوب پیش میره تا وقتی همه چیز مخفیه،

همه چیز شوخیه تا وقتی درد نکشی،

همه چیز دروغه تا وقتی حقیقت تاریكه!»

-رمان-در-دل-این-شهر-استخوان-می‌روید-

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

5 دقیقه قبل، آیلار مومنی گفته است:

میگفتم: فریادرس  بخوانید تا رستگار گردیددد

😎😎😎😎😎😂😂😂😂

رستگاری مال ماست😐

@ VampirE☆ویژه☆

spacer.png

یه دیالوگ صابر ابر داره که میگه:

«همه چیز خوب پیش میره تا وقتی همه چیز مخفیه،

همه چیز شوخیه تا وقتی درد نکشی،

همه چیز دروغه تا وقتی حقیقت تاریكه!»

-رمان-در-دل-این-شهر-استخوان-می‌روید-

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

هم اکنون، ماهی گفته است:

عاشق این شدم😂🤣😂🤣

سر و ته من رو بتکونی به فرزاد وصله😂

spacer.png

رمان مانکن

وقتی شکست بزرگ میکنه منو بی‌معنیه از اشتباه ترسیدن!

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

می‌گفتم  

 زنده باد عمه‌های پردردسر😐

spacer.png

یه دیالوگ صابر ابر داره که میگه:

«همه چیز خوب پیش میره تا وقتی همه چیز مخفیه،

همه چیز شوخیه تا وقتی درد نکشی،

همه چیز دروغه تا وقتی حقیقت تاریكه!»

-رمان-در-دل-این-شهر-استخوان-می‌روید-

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • ویراستار
۲ ساعت قبل، ماهی گفته است:

رستگاری مال ماست😐

@ VampirE☆ویژه☆

راست  میگهههه:1150:

img_20220607_115650_535_pndc.jpg

  یه دیالوگ صابر ابر داره که میگه: 

«همه چیز خوب پیش میره  تا وقتی همه‌چیز مخفیه،

همه چیز شوخیه تا وقتی درد نکشی..

همه چیز دروغه تا وقتی حقیقت تاریكه!»

 رمان در دل این شهر استخوان می‌روید!

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

میگفتم تف تو ذات اونایی که زندگی سخت کردن برا بقیه تا خودشون مثل زالو بیوفتن به جون مردم بیچاره 

میگفتم با هم متحد بشید تا شر اونایی که نمیذارند نفس بکشیم از سرمون کم بشه 

و در آخر میگفتم ازادی ازادی

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

میگفتم

بیاین توی این همه مزخرفیات از زندگی لذت ببریم:962:

گمان می‌کردم او کشته خواهد شد...

او زیبا بود در عصر زشتی‌ها

زلال بود در عصرپلشتی‌ها

انسان بود در عصر آدم‌کشان

 لعلی نایاب بود 

میان تلی از خزف

جادوگری بود اصیل

میان انبوهی از جادوگران مصنوعی...

•| رمان یغــــماگر نفــاث |•

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ>🌹<ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

او از غرق شدن می‌ترسید.

برای همین هیجوقت شنا نمی‌کرد.

سوار قایق نمی‌شد، به آب‌گیری پا نمی‌گذاشت.

شب و روز در خانه می‌نشست.

در را روی خود قفل می‌کرد.

به پنجره‌ها می‌کوبید.

و از ترسی این‌که موجی سر برسد،

مثل بید می‌لرزید و اشک می‌ریخت.

عاقبت آن‌قدر گریه کرد که

اتاق پر شد از اشک و او را در خود غرق کرد...

•| رمان ماهیـــــکان |•

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

میگفتم 

 

درک کنید! :/

هر آن ممکن دارد که قلبم از عشق تو بایستد! تو فرمانده و من اجرا کننده، تو بی فا و من مطیع، تو بی احساس و من مجنون. سر انجام ما چه دارد که این چنین می‌کنی با من لیلی شیرین سخن؟‌ حق ما انتقام خونین نبود گر چه شیرینی لبخند شیرین، بر دل فرهاد حسرت شد.

 

https://forum.98ia2.ir/topic/8223-مطیع-تو-fatemeh_14کاربر-انجمن/💛

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...