رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

چه ژانر رمان‌هایی انتخاب می‌کنین برای خوندن؟؟؟


fatisa
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

تخیلی و فانتزی زیاد خوشم نمیاد اما ما منتقد ها مجبووووریم آقا مجبوریم🤦‍♀️😂

 

نیست نشان زندگی تا نرسد نشان تو 

      اتمام یافته: دانلود دلبر بلاگردان💖

در حال تایپ:  رمان فریادرس 😍

صفحهٔ نقد رمان فریادرس 💟

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

16 دقیقه قبل، fatisa گفته است:

و کدوم رمانی که خوندین هیچوقت یادتون نرفته؟ 😌

او مای گاد

رمان @ Atlas _sa   مارگارت و الکس

و رمان @ Qazal این خانم😑😐😂

 

نیست نشان زندگی تا نرسد نشان تو 

      اتمام یافته: دانلود دلبر بلاگردان💖

در حال تایپ:  رمان فریادرس 😍

صفحهٔ نقد رمان فریادرس 💟

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اممم... بیستر طرفدار ژانرهای معمایی و جنایی‌ام.

و اینکه ۳ کتاب رو هیچ‌وقت یادم نمیره‌. یکیش سه گانه سعود، یکیش گریز از هزارتو،  یکیش هم ما تمامش می‌کنیم. محشر بودن.

رمان هم... مومیایی، اسطوره، شاه شطرنج،  کلاه داران، سر کار خانم وروجک، نقطه سر خط

%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%B4%DB%

-اون‌شب به اسم، شب تولدم بود، ولی تولد نبود، یه خون‌بازی مطلق بود! اون‌شب  هرچی که بود، خون و خون و خون بود! 

اون شب به جای خامه، خون رو کیک من مالیدن! 

اون شب دستام به جای کادو، خون مادرم رو هدیه گرفتن!

اون شب این چشما به جای خنده، خون گریه کردن! 

اون شب همه چی غرق خون بود! سر تا ته تولد من، به خاطر وجود نحس رها، رو خون برپا شد! ‌و من می‌خوام... می‌خوام عقد اونم رو خون به پا شه!

می‌خوام بفهمه چه زجری داره که خون عزیزت رو دستت ریخته باشه و لبت محکوم به خندیدن باشه!

🎴♟️حرکت آخر♟️🎴

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

طرفدار رمان طنزم   اما اینا هیچوقت یادم نرفته

رمان کلاهداران 

نقاب دار 

الیور توئیست

ویرایش شده توسط Hony.m
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در ۱۴۰۱/۳/۲۶ در 18:16، آیلار مومنی گفته است:

او مای گاد

رمان @ Atlas _sa   مارگارت و الکس

و رمان @ Qazal این خانم😑😐😂

🥲قلبم 

خوشحالم که انقدر واست موندگار شده عزیزم🥰

#رمان ‏👑ᖵ🅕̉e͇t̉n͇ẻ ͇z̉i͇b̉a꯭͇🦋⟧  

مطمئن باش اسم تو رو شاید دیر یاد گرفته باشم؛ ولی هیچ وقت قرار نیست فراموش کنم! 

*****

- آلی‌یوش بهتره اونجور نخندی!      

آلی‌یوش بهت زده، فقط نگاه کرد. مارگارت ادامه داد. 

- داری کار خودت رو سخت تر می‌کنی، باعث میشه دیگه یه قدم‌هم پا پس نکشم برا داشتنت.

 #  رمان مـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜن کـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜه نمـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜیـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜ‌دانسـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜتـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜمـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜ

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...