رفتن به مطلب

معرفی و نقد رمان کلوچه خرمایی | روشنا اسماعیل زاده کاربر انجمن 98ia


Roshana
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

  • مدیر ارشد

 

💛بسمه تعالی💛

نام رمان:   کلوچه خرمایی

نویسنده  روشنا اسماعیل‌زاده 

 هدف:  امتحان طنزنویسی

 ژانر:  طنز_عاشقانه

 خلاصه:

زندگی مسخره‌اش وقتی رنگ طراوت گرفت که پا تو دنیای کلوچه‌ها گذاشت. همه چیز از یک سفر ساده شروع شد و فرجامش با یک کارخونه گره خورد‌. کارخونه‌ای که یک سری از اجبار و یک سری با عشق خدماتش رو به دوش می‌کشیدند. در راستایی گام گذاشت که هیچ چیز از اون نمی‌دونست! شده ببینی کسی شهید کلوچه خرمایی شده؟! اگه رو قبرش می‌نوشتند مدافع در راه کلوچه خرمایی به راستی لیاقتش رو داشت.

صفحه اصلی رمان-

ویرایش شده توسط Roshana

..!

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 3 هفته بعد...

خب خب

روشنای عزیزم^^

از اسم رمانت میشه فهمید که ژانرش طنز هست و انتخاب مناسبی هست. 

خلاصه رو دوست داشتم و حس کردم که مقدمه نیازه یه مقدار از کل کلی که بینشون هست کمتر شه.

شروع رمانت و  پارت‌هایی که تا این‌جا خوندم مشکلی نداشتن و همشون خیلی خوشگل نوشته شده بودن. ‌ولی چیزی که به نظر من؛

بازم میگم  ‌به نظر من   باعث میشه رمان طنز بی مزه بشه یا زیاد خنده دار نباشه، استفاده زیاد از جمله‌های حاضر جوابی هست. یعنی هی یکی  یه چیزی بگه و شخصیت مقابلش کم نیاره و فقط ادامه بده!

تو دنیای واقعی هم وقتی که یه حرف رو میزنی و یکی همش جوابت رو میده و ساکت نمیشینه سرجاش، هرچند که جمله اولش ممکنه طنز باشه ولی در ادامه خسته کننده و زننده میشه.

پس بهتره که یه بحث بین دو شخصیتت رو زیاد کش ندی، یا زیاد یکیشون حاضر جوابی نکنه.

علاوه بر این زیاد  جمله‌ها رو برای اینکه طنزتر به نظر بیان نپیچونه ‌ چون حسم میگه که این اتفاق نمیوفته، یعنی با چرخوندن یه جمله یا زیاد کردن کلماتش قرار نیست جلوه خنده داری بگیره. 

این روزا هم بیشتر رمان‌های طنز یه جمله رو کلی برای حاضر جوابی می‌پیچونن و این باعث میشه حس خوبی به خواننده القا نشه. 

یعنی توی یه رمان طنز همه چیز باید به اندازه و به نحو خودش خنده دار باشه و لبخند به لب بیاره.

وقتی که زیاد از حاضر جوابی‌ها توی جواب هر سوالی و یا توی مکالمه‌ های  معمول استفاده ‌ میشه، ‌ زننده  و خسته کننده ‌میشه!

پس بیشتر سعی کن اتفاق‌ها یا جواب های کوتاه خنده دار رو رقم بزنی و فکر نکنی که حاضر جوابی زیادی حتما یه بخش اساسی رمان طنزه چون این یه طفکر اشتباهه.

این نکاتی که گفتم شاید دو سه بار تا اینجای رمانت به چشم خورده و اگه رعایت بشن فکر میکنم خیلی عالی‌تر بشه.

بازم میگما، این نظر منه حالا چون رمان و نوشته تو هست براساس سلیقت میتونی هرکاری که بخوای باهاش بکنی.

در کل توی کلوچه‌ خرمایی ‌ جز همین یه مشکل، هیچ مشکلی نبود و ندیدم و خیلی عالی نوشته شده بود. 💜

موفق باشی عزیزدلم💛💫

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر ارشد
4 دقیقه قبل، SnoWrita گفته است:

خب خب

روشنای عزیزم^^

از اسم رمانت میشه فهمید که ژانرش طنز هست و انتخاب مناسبی هست. 

خلاصه رو دوست داشتم و حس کردم که مقدمه نیازه یه مقدار از کل کلی که بینشون هست کمتر شه.

شروع رمانت و  پارت‌هایی که تا این‌جا خوندم مشکلی نداشتن و همشون خیلی خوشگل نوشته شده بودن. ‌ولی چیزی که به نظر من؛

بازم میگم  ‌به نظر من   باعث میشه رمان طنز بی مزه بشه یا زیاد خنده دار نباشه، استفاده زیاد از جمله‌های حاضر جوابی هست. یعنی هی یکی  یه چیزی بگه و شخصیت مقابلش کم نیاره و فقط ادامه بده!

تو دنیای واقعی هم وقتی که یه حرف رو میزنی و یکی همش جوابت رو میده و ساکت نمیشینه سرجاش، هرچند که جمله اولش ممکنه طنز باشه ولی در ادامه خسته کننده و زننده میشه.

پس بهتره که یه بحث بین دو شخصیتت رو زیاد کش ندی، یا زیاد یکیشون حاضر جوابی نکنه.

علاوه بر این زیاد  جمله‌ها رو برای اینکه طنزتر به نظر بیان نپیچونه ‌ چون حسم میگه که این اتفاق نمیوفته، یعنی با چرخوندن یه جمله یا زیاد کردن کلماتش قرار نیست جلوه خنده داری بگیره. 

این روزا هم بیشتر رمان‌های طنز یه جمله رو کلی برای حاضر جوابی می‌پیچونن و این باعث میشه حس خوبی به خواننده القا نشه. 

یعنی توی یه رمان طنز همه چیز باید به اندازه و به نحو خودش خنده دار باشه و لبخند به لب بیاره.

وقتی که زیاد از حاضر جوابی‌ها توی جواب هر سوالی و یا توی مکالمه‌ های  معمول استفاده ‌ میشه، ‌ زننده  و خسته کننده ‌میشه!

پس بیشتر سعی کن اتفاق‌ها یا جواب های کوتاه خنده دار رو رقم بزنی و فکر نکنی که حاضر جوابی زیادی حتما یه بخش اساسی رمان طنزه چون این یه طفکر اشتباهه.

این نکاتی که گفتم شاید دو سه بار تا اینجای رمانت به چشم خورده و اگه رعایت بشن فکر میکنم خیلی عالی‌تر بشه.

بازم میگما، این نظر منه حالا چون رمان و نوشته تو هست براساس سلیقت میتونی هرکاری که بخوای باهاش بکنی.

در کل توی کلوچه‌ خرمایی ‌ جز همین یه مشکل، هیچ مشکلی نبود و ندیدم و خیلی عالی نوشته شده بود. 💜

موفق باشی عزیزدلم💛💫

 

مرسی عزیزدلم بابت نظرت، حتما موارد گفته شده رو تصحیح میکنم لطف کردی💞

..!

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

هم اکنون، Roshana گفته است:

مرسی عزیزدلم بابت نظرت، حتما موارد گفته شده رو تصحیح میکنم لطف کردی💞

قربونتشم گلم^^ با اجازه برم رمانتو دنبال کنم🎉

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر ارشد
هم اکنون، SnoWrita گفته است:

قربونتشم گلم^^ با اجازه برم رمانتو دنبال کنم🎉

لطف میکنی جانان،خوشحالم میکنی💓

..!

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

1 دقیقه قبل، Roshana گفته است:

لطف میکنی جانان،خوشحالم میکنی💓

فدات^^ منتظر پارت‌های بعدی هستم

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 2 ماه بعد...

خب خب، روشن خاموش من💡

در نگاه اول  اسم رمانت واقعا ایده خلاقانه و نویی بود؛ و همه اون اسم رمان  صحیح و جذاب رو داشت🥺🤭

مقدمه عالی داشتی؛ ایده خوبی برای شروع بود و همونطور ک باید باشه بود

توی شروع رمانت ب شخصه فکر میکنم کل کل کردن شخصیت اصلی با مادرش، دوستاش و... خیلی کلیشه ای محسوب میشه و جذابیت خاصی نداره.

مورد دوم میزان شدید کل کل و بحث بین شخصیت هاست

فکر میکنم یه تیکه هایی همش دیالوگ بود، همش بحث بود و هیچ توصیفی یا حداقل توصیف کمی از زمان و مکان داشت

از چهره شخصیت ها...

حالا فکر میکنم اگه بیای دیالوگ ها رو کمتر کنی و بیشتر ب توصیفات توجه کنی یا حداقل همش بحث و کل کل کردن نباشه و خیلی حاشیه نری بهتره

ایده داستانت خیلی جالبه و همه جوره با همچی هم خوانی داره

مطمعنم میتونه بترکونه🥺😍

اگه بخوام  باهات رو راست باشم حقیقتا  من نتونستم بخندم؛ نمیخام بگم خنده دار نبود، نمیخوام بگم جالب نبود یا هر چیز دیگه اما یا من واقعا خندیدنم سخته یا اون حجم  دیالوگ ها ک ب کل کل همون شخصیت اصلی  ختم میشد از طنز رمان کم کرد

نمیگم بیا کلا از بین ببر  ویژگی لجبازی و زبوت درازی و... شخصیت اصلی رو اما بیش از حد نشون نده

حالا همونطور ک این صفات رو دارع جدیتش رو نشون بده و خیلی چیزای دیگه

در اخر اینکه  امیدوارم  همینجوری پر قدرت ادامه بدی و موفق بشی عزیزدلم😍🥰

امیدوارم ناراحتت نکرده باشم😗 @Roshana

www.roozgozar.com-2099_rofi.gif

داستان‌ها: 

 احلام دلستان🌙 [   روایت  رویای به حقیقت  پیوسته و دلداری که در خواب دلبری می‌کند!] 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر ارشد
15 دقیقه قبل، hany.rß گفته است:

خب خب، روشن خاموش من💡

در نگاه اول  اسم رمانت واقعا ایده خلاقانه و نویی بود؛ و همه اون اسم رمان  صحیح و جذاب رو داشت🥺🤭

مقدمه عالی داشتی؛ ایده خوبی برای شروع بود و همونطور ک باید باشه بود

توی شروع رمانت ب شخصه فکر میکنم کل کل کردن شخصیت اصلی با مادرش، دوستاش و... خیلی کلیشه ای محسوب میشه و جذابیت خاصی نداره.

مورد دوم میزان شدید کل کل و بحث بین شخصیت هاست

فکر میکنم یه تیکه هایی همش دیالوگ بود، همش بحث بود و هیچ توصیفی یا حداقل توصیف کمی از زمان و مکان داشت

از چهره شخصیت ها...

حالا فکر میکنم اگه بیای دیالوگ ها رو کمتر کنی و بیشتر ب توصیفات توجه کنی یا حداقل همش بحث و کل کل کردن نباشه و خیلی حاشیه نری بهتره

ایده داستانت خیلی جالبه و همه جوره با همچی هم خوانی داره

مطمعنم میتونه بترکونه🥺😍

اگه بخوام  باهات رو راست باشم حقیقتا  من نتونستم بخندم؛ نمیخام بگم خنده دار نبود، نمیخوام بگم جالب نبود یا هر چیز دیگه اما یا من واقعا خندیدنم سخته یا اون حجم  دیالوگ ها ک ب کل کل همون شخصیت اصلی  ختم میشد از طنز رمان کم کرد

نمیگم بیا کلا از بین ببر  ویژگی لجبازی و زبوت درازی و... شخصیت اصلی رو اما بیش از حد نشون نده

حالا همونطور ک این صفات رو دارع جدیتش رو نشون بده و خیلی چیزای دیگه

در اخر اینکه  امیدوارم  همینجوری پر قدرت ادامه بدی و موفق بشی عزیزدلم😍🥰

امیدوارم ناراحتت نکرده باشم😗 @Roshana

مرسی عزیزم بابت نقدت.

اتفاقا نقدهایی که ضعف هارو بگن واقعا لذت بخش  هستند. 

کلوچه خرمایی رو من با توجه به شخصیت یک ادم‌واقعی الگو برداری کردم به همین علت کلکل هاش  زیاد شده سعی میکنم کم کنم ازش. 

راستش این رمان از اولین نقدش به بعد ادیت نخورده😅

مرسی که خوندیش گلی🌹

..!

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 6 ماه بعد...
  • مدیر ارشد
در ۱۴۰۰/۹/۴ در 00:03، سادات.82 گفته است:

به نام خدا رمان روشنا که نقد کردن نمی خواد 😂

من هیچ وقت اینو ندیده بودممم :)) فدااات شم🤧😍😂

..!

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر ارشد
هم اکنون، سادات.82 گفته است:

باز خوبه بعد این همه وقت دیدی :))

چاکرییییم

اره یهویی شد اومدم اینجا :)) شرمندت شدم ک🤧😂

نوکرتممم

..!

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...