رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

رمان shirin_s | ISO کاربر انجمن نودهشتیا


shirin_s
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

نام رمان : ISO


نویسنده : فاطمه صداقت زاده 


ژانر : تخیلی، پلیسی
 

هدف : علاقه‌مندی 


پارت‌گذاری : قاطی پاتی

 

خلاصه :  پرونده های بیشتر یعنی خلافکار های بیشتر ، خلافکار های بیشتر یعنی مأمور های بیشتر ، مأمور های بیشتر یعنی خطر بیشتر ، دردسر بیشتر و هرج و مرج بیشتر . وقتی رئیس دستور میدهد  باید اطاعت کنی . اینجا چه کسی دستور می دهد و چه کسی اطاعت می کند؟ باید دید..


مقدمه:می‌گویند شیر سلطان جنگل است ، می‌گویند ببر ها قوی‌ترین هستند ، می‌گویند گرگ ها را نمی‌شود رام کرد ، می‌گویند هیچکس به گرد پای یوزپلنگ ها هم نمی‌رسد ، من نه شیرم نه ببر نه گرگ و نه حتی یوز پلنگ من همان عقابی هستم که هیچ چیز از نگاهش دور نمی‌ماند ، همان که تخت پادشاهیش برفراز قله‌هاست.




 

ویراستار: @ Rastaa

ناظر: @ _Ario_

 

ویرایش شده توسط shirin_s
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

0.jpg

سلام خدمت شما نويسنده ي گرامی، ضمن سپاس از انتخاب شما، ورودتان را خیر مقدم می‌گوییم

چنان‌ چه علاقه ای مبنی بر آشنایی بیشتر با قواعد رمان نویسی دارید؛ به این تالار مراجعه کنید:👇
https://forum.98ia2.ir/forum/17-آموزش-نویسندگی/

انجمن نودهشتیا در صدد بر آمده که رمان شما بی هیچ عیب و نقصی اصلاح گردد پس یک ویراستار همراه و یک راهنمای اولیه، برای شما در نظر گرفته ایم.

@مدیر راهنما

@مدیر منتقد

@مدیر ویراستار

به نکات زیر توجه کنید:👇
1. از نوشتن کلمات ممنوعه و هرگونه متن که موجب نقض اسلام شود، به شدت خوداری کنید.
2. قبل از ارسال پارت خود، یک دور مطالعه کنید و اشکالات نگارشی و املایی را رفع کنید.
3. از پرداختن به موضوع های کلیشه ای تا جایی که ممکن است دوری کنید.
4. پس از ارسال هر پارت، جهت ویرایش، به ویراستار خود اطلاع دهید.
5. اگر در بخشی از رمان نیاز مند کمک هستید، در تالار اتاق فکر نویسندگان تاپیک زده تا مدیران به هم اندیشی شما رسیدگی کنند.


درخشیدن و موفقیت را برای شما آرزومندیم. رضایت شما نویسنده ی فهیم موجب افتخار ماست.
اکنون رمان شما مورد تایید ما گردیده و قادر به پارت گذاریهستید.
🌹قلمتون مانا، یا علی.🌹
"تیم خوبه نودهشتیا"

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

پارت 1
معرفی نامه

بخش اول

*خانواده*


در نزدیکی کشور ایتالیا کشوری ست به نام (شورشو). در این کشور خانواده ای هست به نام "آندره". خانواده ی آندره تاجر هستند . خانم و آقای آندره سه فرزند دارند.
فرزند اول:
جنسیت: پسر
اسم: نیک
سن: بیست و سه سال
تحصیلات: اقتصاد دان
شغل: تجارت (علاوه بر تجارت شخصی اش به گروه تجاری پدر و مادرش هم کمک میکنه)
رشته ورزشی: دفاع شخصی
ویژگی های ظاهری: قد بلند، پوست سفید، چشمان آبی تیره و موهای مشکی.
ویژگی های اخلاقی: مهربان، خون گرم، شوخ طبع، شیطون، گاهی جدی و آرام.

*

فرزند دوم:
جنسیت: دختر
اسم: مری
سن:بیست و یک سال
تحصیلات: اقتصاد دان
شغل: تجارت (علاوه بر تجارت شخصی اش به گروه تجاری پدر و مادرش هم کمک میکنه)
رشته ورزشی:دفاع شخصی
ویژگی های ظاهری: قد بلند، پوست سفید، چشمان آبی روشن، موهای بلند و فندقی .
ویژگی های اخلاقی: مهربان، منطقی، ساکت.


*

فرزند سوم:

جنسیت:دختر
اسم : سوفیا
سن: نوزده سال
تحصیلات: برنامه نویسی
شغل: مامور امنیتی( مقام اول تیم عملیات های میدانی سازمان امنیت بین الملل)
رشته ورزشی: تمام ورزش ها
ویژگی های ظاهری: قد بلند، پوست سفید، صورت گرد و کمی کشیده، چشم های عسلی، موهای بلند و موج دار فندقی تیره، لب های کوچک، دماغ متناسب
ویژگی های اخلاقی: جدی، منطقی، مسئولیت پذیر، باهوش، مهربان.

سوفیا از کودکی به پلیس بودن علاقه زیادی داشته به همین دلیل در خردسالی از خانواده جدا میشه و به همراه مربی اش به ایتالیا میره. اون از مربی اش تمامی زبان های زنده دنیا و فرهنگ هاشون رو یاد می گیره .

اون همیشه موهاش رو باز می زاره و به سمت راسمی ریزه . تیپ اسپرت ( کت چرم مشکی کوتاه و شلوار چرم مشکی) و کتونی می پوشه تا به راحتی در عملیات ها فعالیت داشته باشه.

موبایلش به روز ترین موبایل و سیستمه چون برنامه نویسی خونده و باهوش سرشاری که داره برنامه های منحصر به فردی روی موبایل و ماشینش داره که خیلی تو کارش بهش کمک میکنه. ماشینش علاوه بر سیستم خاصش قابلیت هایی داره که هیچ ماشینی نداره. از این ماشین تعداد انگشت شماری تولید شده و فقط افراد خاص با شرایط خاص می تونن این ماشین رو داشته باشن!





 

ویراستار: @ Rastaa

ناظر: @ _Ario_

ویرایش شده توسط shirin_s
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

پارت2
معرفی نامه 
بخش دوم
( خانه_محل کار)


خونه ی سوفیا دو طبقه ست.
طبقه اول:
در خونه توی پذیرایی باز میشه . 
سمت چپ در تلویزیون و روبه روی تلوزیون درست پشت به آشپزخانه  مبل های نسکافه ای رنگ چیده شده. در اطراف تلویزیون هم دورتادور سالن پنجره های بزرگی قرار داره .
سمت راست در پله هایی ست که به طبقه بالا می رسه . 
کنار پله ها و زیر طبقه دوم دوتا اتاق قرار داره که یکی کتاب خونه و دیگری اتاق سیستم هاست. سمت چپ این دو اتاق درست کنار آشپزخانه اتاق ورزش قرار داره.
طبقه دوم:
پله ها به یه راه رو به اندازه عرض خونه متصل میشه که به طبقه پایین دید داره.
سمت راست اتاق سوفیاست. رو به رو حموم و دستشویی قرار داره و سمت چپ اتاق مهمان .
اتاق سوفیا:
وسط دیوار سمت چپ یه در بزرگ شیشه ای قرار داره که به تراس وصل میشه سمت چپ در  شیشه ای کمد لباس هاست.
میز آرایش به دیوار سمت راست چسبیده و روی اون انواع عطر ها ، لوازم آرایش و گریم  ، اسپری های رنگ فوری، لنز و زیورآلات  قرار داره . همه ی این ها به سوفیا کمک میکنه تا هر زمان که خواست پنهانی به ماموریت بره چهره اش رو عوض کنه تا شناخته نشه. وسط اتاق هم درست روبه روی در ورودی تخت یک نفره ای قرار داره که سمت راست و چپش میز عسلی قرار داره . روی هردو یک چراغ خواب هست.روی میز سمت راست علاوه بر چراغ ساعت هم قرار داره. هر کدوم از میز ها هم دو کشو دارند که داخلشون شارژر و.. قرار داره.
اتاق مهمان:
وقتی از در وارد میشی رو به رو یه پنجره کوچیک قرار داره زیر پنجره یه تخت یک نفره ست کنار تخت و چسبیده به دیوار سمت راست یه میز تحریر قرار داره 

*
محل کار:
چندین نیروی امنیتی وجود داره.
پلیس
اف بی آی
اینترپل
و بالاتر از همه سازمان امنیت بین الملل یا ISO هست.
مامورین این سازما بهترین ها هستن و هر کدوم با یک گردان نیروی پلیس برابرند .
این سازمان در تمام نقاط جهان نیرو و مقر داره اما ساختمان اصلی در ایتالیاست.یه محوطه بزرگ که وسطش یه ساختمان کاملا مجهز قرار داره .روبه روی سازمان هم یک پارک بزرگ قرار داره.
سازمان:
سازمان یه رئیس کل داره.
زیر دست هاش دو نفر هستند که تو مدیریت کمکش می کنن.
زیر شاخه ی این ها هم هفت نفر هستند که بهشون میگن شورای پشتیبان.
وظیفه اونها بررسی شرایط، شرکت در مذاکرات و جلسات هست. فقط سران کشور ها از وجود این سازمان خبر دارند و فقط می تونن با همین هفت نفر دیدار داشته باشند.
بعد از اونها هم هفت نفر دیگه هستند که بهشون میگن شورای امنیت.
اونها علاوه بر مدیریت عملیات ها شخصا در اونها شرکت می کنن تا کار ها درست پیش بره همچنین نظارت بر نیرو های درحال تعلیم هم بر عهده اونهاست.
سوفیا مقام اول شورای امنیته.
مقام دوم، دیانا بِرِی و مقام سوم، ماریوس سزاره.
این سه نفر از ابتدای آموزش ها باهم بودن و دوست های صمیمی هستند.
این سازمان فقط ماموریت های خاص رو بر عهده می گیره . ماموریت هایی که حتی اینترپل هم از پسشون بر نمیاد. 
سوفیا رو به نام آندره میشناسن و همه فکر میکنن این یه رمزه و مقام اول پسره و هیچکس از هویت اصلیش خبر نداره، به جز دیانا و ماریوس و مقام هفتم شورای پشتیبان و رئیس کل.


ناظر: @ _Ario_

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

پارت3
معرفی نامه
بخش سوم
(سازمان)

وسط یک محوطه بزرگ ساختمان مجهز و عظیمی وجود داره.
رو به روی ساختمان پارک بزرگ و زیبایی وجود داره که پاتق جوون هاست.
وارد ساختمان که می شی یک راهروی سفید رنگ هست که سمت چپ صندلی چیده شده و سمت راست هر ده متر یک میز و منشی قرار داره که کنارشون هم یک اتاق هست.
طبقه اول مخصوص رسیدگی به کار مراجعینه.
طبقات بعدی در هوشمندی دارن که با کد و یا سیستم استعلام تصویری باز میشن.

طبقه سوم وسط سالن یک هزارتو وجود داره که از بالا شبیه به یک درخت تنومنده و در انتهای هر بن بست هزار تو اتاقی هست که وسایل خاصی داخلشون نگه داشته میشه.
در انتهای دیوار سمت چپ، در هوشمندی هست که فقط با اجازه صاحب اتاق و یا کد مخصوص که فقط سازنده سیستم بهش دسترسی داره باز میشه.
صاحب این اتاق سوفیاست.
رو به رو یک میز مستطیل وجود داره که دو طرفش صندلی های چرمی مشکی چیده شده.
بعد از این میز میز دیگری هست که رو به روی در قرار داره میز شبیه به قسمت پایین پنج ضلعیه، سه کامپیوتر روی میز وجود داره ، دیوار پشت سر میز تماما شیشه است و کنارش صفحه دیجیتالی وجود داره که به وسیله اون میشه تنظیمات رو تغییر داد تا فقط از داخل به بیرون دید داشته باشه و یا بالعکس، یا تصویر خاصی رو نشون بده.
در انتهای دیوار سمت راست و چپ دری وجود داره که به اتاق های کناری وصل میشه.
*

"آغاز"

در توکیو پسری بود که به دلیل هوش سرشارش در حل معماها به شرلوک هلمز معروف بود.
او خواهری کوچک تر داشت که با هم در یک مغازه ی اتیغه فروشی کار می کردن، شرلوک اتیغه ها رو خیلی خوب می شناخت و قصد داشت به خواهرش هم یاد بده.
پسری بود که در جعل اتیغه ها بسیار ماهر بود و دشمن شرلوک بود به همین دلیل به موریارتی مشهور بود.
روزی در مراسمی شرلوک مسابقه ی اتیغه شناسی راه می اندازه.
خواهرش برنده میشه، موقع اعلام برنده موریارتی میاد و می گه :
-اگر بتونی از بین دو ظرفی که نشونت می دم بگی کدوم تقلبی هست برنده ای وگرنه متقلبی.
خواهر شرلوک موفق میشه و موریارتی رو جلوی همه شکست میده.
موریارتی عصبانی می ره و باز هم نقشه می کشه.
شرلوک و خواهرش به شهری میرن و در هتل اقامت می کنن.
در اون جا موریارتی تصمیم می گیره بلایی سر شرلوک بیاره.
سوفیا هم در همان هتل بوده.
رو به روی هتل با بوته ها هزار تویی ساخته شده بود.
شرلوک و خواهرش در حال قدم زدن در هزارتو بودن که در همین حین موریارتی به شرلوک حمله می کنه تا اون رو خفه کنه.
 ولی سوفیا از راه می رسه و با ضربه ای از پشت سر، موریارتی رو گیج می کنه و شرلوک رو نجات می ده.
موریارتی وقتی حالش جا میاد تفنگی در میاره و به سمت اون ها می گیره.
سوفیا در یک عمل ناگهانی می زنه زیر دستش و در همین حین گلوله ای شلیک میشه...




ناظر: @ _Ario_
 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

پارت4


گلوله به سمت آسمان می ره و از صداش تمامی مامور ها به اون جا می ریزن.
موریارتی فرار می کنه و پلیس سوفیا و شرلوک رو می گیره.
شرلوک بی گناه معرفی میشه ولی سوفیا به عنوان مجرم به بازداشتگاه برده میشه.
قبل از این که اون رو ببرن، پسری میاد و از مامورین وقت می خواد .
چند ساعت بعد دیانا می رسه و با مدارکی مقام سوفیا رو به اون ها معرفی می کنه و سوفیا رو آزاد می کنه.
سوفیا عصبانی میشه و می گه:
-تو حق نداشتی بگی من کی هستم.اصلا کی به تو گفته که من کمک می خوام؟
دیانا پاسخ میده:
-ماریوس رو به دنبالت فرستاده بود. اون خبرم کرد و از مامور ها وقت خرید تا من برسم.
سوفیا شاکی می گه:
-اون نباید چنین کاری می کرد.
دیانا سعی می کنه توضیح بده:
-اون دوست داره و نگرانته و برای سلامتی و آزادی تو این کار رو کرده .خودت که اصلا به این چیز ها توجهی نداری.
در همین زمان ماریوس می رسه.
سوفیا عصبی رو به ماریوس می گه:
-تو به چه حقی گزارش من رو میدی؟
ماریوس ناراحت میگه:
-من نگرانتم، چرا نمی فهمی؟
-نمی خوام بفهمم چون دوست ندارم دیگران کمکم کنن می خوام روی پای خودم بایستم.
ماریوس دلخور میگه:
-ببخشید.دفعه ی بعد صبر می کنم خودت، خودت رو نجات بدی. خوبه؟
سوفیا بدون توجه به ناراحتی ماریوس  لبخندی می زنه و میگه:
-خوبه.
در همین حین هلی کوپتری میاد و اون ها رو از اون جا می بره.
به ایتالیا بر می گردن.
دوباره درخواست های سازمان برای انتصاب سوفیا به یک مقام شورا شروع میشه و باز هم فرار های اون از زیر بار مسئولیت مقام ها.
سوفیا دوست داشت یک مامور مخفی باقی بمونه .
یک روز مقام هفتم شورای پشتیبان سوفیا رو به جلسه ای دعوت می کنه و می گه:
-جلسه اجباریه و اگر نیای به زور میارمت.
بنابراین سوفیا مجبورا میره .
وارد اتاق رئیس می شه و احترام می گذاره.و بعد می گه:

- سلام جناب رئیس.
رئیس با طعنه میگه:
-سلام مامور فراری!
سوفیا با خنده پاسخ می ده:
-قربان، دیگه در اون حد هم نیستم
رئیس با اخم میگه:
-خیلی بیشتر از اون حدی.
سوفیا کلافه میگه:
-من می خوام یک مامور مخفی باقی بمونم از شهرت خوشم نمیاد دست و پاگیره.
رئیس مطمئن میگه:
-قول می دم نگذارم جلوی انجام کار هایی که می خوای رو بگیره.
سوفیا حق به جانب میگه:
-چه طور اطمینان کنم؟
رئیس با اخم های درهم میگه:
-باورم نداری؟

 

 

ناظر: @ _Ario_

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...