رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

شخصیت‌های رمان پالس وابستگی| نجمه صدیقی


NAJIW80M
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

  • سانسورچی

به نام خدا...

 

نام رمان:  پالس وابستگی 

نام نویسنده: نجمه صدیقی

ژانر: طنز و عاشقانه

هدف: هیچـــــــــــــــ

خلاصه: هست تو تاپیک خود رمان😎

مقدمه: و همچنین.

 

 

نبردعشق عسلی

رمان تکمیل  شدهٔ من تقدیم نگاهتون ♥

داستان مضمحل تکمیل شده♥

 

رمان پالس وابستگیرمان آئیشما💀داستان غلیان🌻دلنوشته آفتاب جلال🌷

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • سانسورچی

10531455816091654050_uzaa.jpg

آرهان آریان  گوگولی مگولی حوریااااا ماچچچچ💋💋💋😂😂😂

  • لایک 26
  • هاها 5
  • سردرگم 1

نبردعشق عسلی

رمان تکمیل  شدهٔ من تقدیم نگاهتون ♥

داستان مضمحل تکمیل شده♥

 

رمان پالس وابستگیرمان آئیشما💀داستان غلیان🌻دلنوشته آفتاب جلال🌷

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • سانسورچی

sabarico-com--208-2895_6ka.jpeg

اینم حوریا حیدری ملوسس آرهان جونمون🤔😘😂😂

  • لایک 29
  • هاها 3
  • غمگین 1

نبردعشق عسلی

رمان تکمیل  شدهٔ من تقدیم نگاهتون ♥

داستان مضمحل تکمیل شده♥

 

رمان پالس وابستگیرمان آئیشما💀داستان غلیان🌻دلنوشته آفتاب جلال🌷

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 3 هفته بعد...
  • سانسورچی

https://uupload.ir/view/vid_22390829_113448_814_n59l.mp4/

تیزر رمان پالس وابستگی 😎💓💓

  • لایک 16
  • هاها 2
  • غمگین 1

نبردعشق عسلی

رمان تکمیل  شدهٔ من تقدیم نگاهتون ♥

داستان مضمحل تکمیل شده♥

 

رمان پالس وابستگیرمان آئیشما💀داستان غلیان🌻دلنوشته آفتاب جلال🌷

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 1 ماه بعد...
  • سانسورچی

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B1%DB%

 

نبردعشق عسلی

رمان تکمیل  شدهٔ من تقدیم نگاهتون ♥

داستان مضمحل تکمیل شده♥

 

رمان پالس وابستگیرمان آئیشما💀داستان غلیان🌻دلنوشته آفتاب جلال🌷

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • سانسورچی

spacer.png

نبردعشق عسلی

رمان تکمیل  شدهٔ من تقدیم نگاهتون ♥

داستان مضمحل تکمیل شده♥

 

رمان پالس وابستگیرمان آئیشما💀داستان غلیان🌻دلنوشته آفتاب جلال🌷

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 1 ماه بعد...
  • سانسورچی
ارسال شده در (ویرایش شده)

yousef-zand-cheshm-gorbei-music-fa.com__

رامین خره 🤣🤣 شیطون رمانمون که  عخشش هم بمب هیروشیمایی( اکبر هس) 

ویرایش شده توسط _NAJIW80_

نبردعشق عسلی

رمان تکمیل  شدهٔ من تقدیم نگاهتون ♥

داستان مضمحل تکمیل شده♥

 

رمان پالس وابستگیرمان آئیشما💀داستان غلیان🌻دلنوشته آفتاب جلال🌷

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • سانسورچی
ارسال شده در (ویرایش شده)

barghi-ali-photokade-com-4_15kt.jpg

اینم از اکبر جوجمون🧐💙

ویرایش شده توسط _NAJIW80_

نبردعشق عسلی

رمان تکمیل  شدهٔ من تقدیم نگاهتون ♥

داستان مضمحل تکمیل شده♥

 

رمان پالس وابستگیرمان آئیشما💀داستان غلیان🌻دلنوشته آفتاب جلال🌷

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 2 هفته بعد...
  • سانسورچی

p9_4vra.jpg

زهره بانو خواهر رامین 

نبردعشق عسلی

رمان تکمیل  شدهٔ من تقدیم نگاهتون ♥

داستان مضمحل تکمیل شده♥

 

رمان پالس وابستگیرمان آئیشما💀داستان غلیان🌻دلنوشته آفتاب جلال🌷

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • سانسورچی

more-attractive-men-with-gray-hair-rouze

جناب جلال نیکویی پدر خوندهٔ آرهان 😀👀

 

97887311626917468_t5sy.jpg

همسر عزیز و دور دونهٔ  جلال، رزیتا بانو🤗💋

نبردعشق عسلی

رمان تکمیل  شدهٔ من تقدیم نگاهتون ♥

داستان مضمحل تکمیل شده♥

 

رمان پالس وابستگیرمان آئیشما💀داستان غلیان🌻دلنوشته آفتاب جلال🌷

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • ویراستار
در ۱۴۰۰/۷/۲۱ در 00:08، _NAJIW80_ گفته است:

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B1%DB%

 

برعکس تصوراتم بود این حوریا😐🔪

در ۱۴۰۰/۷/۲۱ در 00:19، _NAJIW80_ گفته است:

spacer.png

اینم همین طور، مگه دماغ قلمی نبود، اما این قوز داره😐🔪

در ۱۴۰۰/۹/۲ در 14:17، _NAJIW80_ گفته است:

yousef-zand-cheshm-gorbei-music-fa.com__

رامین خره 🤣🤣 شیطون رمانمون که  عخشش هم بمب هیروشیمایی( اکبر هس) 

اه اینم برعکس تصوارتم بودد😐🔪

در ۱۴۰۰/۹/۲ در 14:25، _NAJIW80_ گفته است:

barghi-ali-photokade-com-4_15kt.jpg

اینم از اکبر جوجمون🧐💙

این خوب و گوگوریه😁 دوسش دالم کپلو😐🔪

3 دقیقه قبل، _NAJIW80_ گفته است:

p9_4vra.jpg

زهره بانو خواهر رامین 

اگه یکم پوستش روشن بود جذاب تر بود😁😐🔪

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • ویراستار
1 دقیقه قبل، _NAJIW80_ گفته است:

more-attractive-men-with-gray-hair-rouze

جناب جلال نیکویی پدر خوندهٔ آرهان 😀👀

 

97887311626917468_t5sy.jpg

همسر عزیز و دور دونهٔ  جلال، رزیتا بانو🤗💋

زیبا اصن زیبااااا

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • سانسورچی
2 دقیقه قبل، reyyan گفته است:

برعکس تصوراتم بود این حوریا😐🔪

میخاستم عکس خودم بزارم گفتم کشف حجاب میشه🤗😂😂

اینم همین طور، مگه دماغ قلمی نبود، اما این قوز داره😐🔪

ت فکر کن مماغش عمل کرده ایشش😂😂 من نمیتونم  ظاهر شخصیتام توصیف کنم

اه اینم برعکس تصوارتم بودد😐🔪

😂😂 میخاستم ی عنشو بزارم ولی خب به اینده اش که فکر کردم گفتم گناه داره بزار چهرش برخلاف نظر حوریا  کمی جیگر باشه:/ البته طرف خوب بود قیافش چون اولا ازش بدم میومد چنین نسبتی دادم بهش😂

این خوب و گوگوریه😁 دوسش دالم کپلو😐🔪

اگه یکم پوستش روشن بود جذاب تر بود😁😐🔪

 

نبردعشق عسلی

رمان تکمیل  شدهٔ من تقدیم نگاهتون ♥

داستان مضمحل تکمیل شده♥

 

رمان پالس وابستگیرمان آئیشما💀داستان غلیان🌻دلنوشته آفتاب جلال🌷

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در ۱۴۰۰/۹/۲ در 14:25، _NAJIW80_ گفته است:

barghi-ali-photokade-com-4_15kt.jpg

اینم از اکبر جوجمون🧐💙

فقط این بای😐💜

راستی هیچ کس رنگمو تبریک نگفت قهرم😐

 

spacer.png

                        🌑☄️ژنتیک مبهم🌑☄️

 

  در یک شب سرد پاییزی، هنگامی که تنهاییِ جان سوزی را حس می‌کردم، و به آتش شومینه‌ی آشیانه‌ام زول زدم بودم، روحم را از کالبد خویش بیرون کشید! او را می‌گویم! او.... تلنگر زن معروف! یا حتی یک راوی ساده، خلاصه که، او برگشته بود، به گذشته، نمی‌دانم از بین این همه آدم، چرا من را برگزید، اما تا چشم باز کردم، تنها من مانده بودم و یک جسم تسخیر شده! و حال من یک روح سرگردان، تنها در ظلمات این اتاق به سر می‌برم. و خیره به دستان کالبد گذشته‌ام شده‌ام، می‌بینم که چگونه دستانش قلم را گرفته است و داستان را از سر می‌نویسد! شاید تنها برای کشیدن او به اینجا، یک فرصت، یک شروع دوباره کافی بود، نمی‌دانم! اما حال من هم منتظر پایان آن سرنوشت هستم!

 

سِنُیوریتا، روح یک نویسنده!

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • سانسورچی
5 دقیقه قبل، شازده کوچولو. گفته است:

آخی همش برخلاف فکرت بود 😂😂

باید  افکار  را دور زد😂😂

نبردعشق عسلی

رمان تکمیل  شدهٔ من تقدیم نگاهتون ♥

داستان مضمحل تکمیل شده♥

 

رمان پالس وابستگیرمان آئیشما💀داستان غلیان🌻دلنوشته آفتاب جلال🌷

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • سانسورچی
5 دقیقه قبل، نٍویسَندهی _ فضایی گفته است:

فقط این بای😐💜

راستی هیچ کس رنگمو تبریک نگفت قهرم😐

رنگت مبارک گوگولییی رمانم نخوندی قهرممم😐🌹

نبردعشق عسلی

رمان تکمیل  شدهٔ من تقدیم نگاهتون ♥

داستان مضمحل تکمیل شده♥

 

رمان پالس وابستگیرمان آئیشما💀داستان غلیان🌻دلنوشته آفتاب جلال🌷

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

8 دقیقه قبل، نٍویسَندهی _ فضایی گفته است:

فقط این بای😐💜

راستی هیچ کس رنگمو تبریک نگفت قهرم😐

مبارک باشه عزیزم 😂🤗

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در ۱۴۰۰/۵/۳۱ در 01:01، _NAJIW80_ گفته است:

sabarico-com--208-2895_6ka.jpeg

اینم حوریا حیدری ملوسس آرهان جونمون🤔😘😂😂

راستی گفتی چشمای حوریا سبز  اما مال این قهوه ای

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • سانسورچی
16 دقیقه قبل، شازده کوچولو. گفته است:

راستی گفتی چشمای حوریا سبز  اما مال این قهوه ای

اقا چشمای منم سبزهه ولی از دوررر قهوه ای دیده میشه وقتی نزدیک میشی میتونی رنگ چشامو ببینی ت رمانم اشارع کردم. نکردم؟ 😂

نبردعشق عسلی

رمان تکمیل  شدهٔ من تقدیم نگاهتون ♥

داستان مضمحل تکمیل شده♥

 

رمان پالس وابستگیرمان آئیشما💀داستان غلیان🌻دلنوشته آفتاب جلال🌷

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

27 دقیقه قبل، _NAJIW80_ گفته است:

رنگت مبارک گوگولییی رمانم نخوندی قهرممم😐🌹

میسی😌💕 باشه بده میخونم بیبی من😐😂

 

spacer.png

                        🌑☄️ژنتیک مبهم🌑☄️

 

  در یک شب سرد پاییزی، هنگامی که تنهاییِ جان سوزی را حس می‌کردم، و به آتش شومینه‌ی آشیانه‌ام زول زدم بودم، روحم را از کالبد خویش بیرون کشید! او را می‌گویم! او.... تلنگر زن معروف! یا حتی یک راوی ساده، خلاصه که، او برگشته بود، به گذشته، نمی‌دانم از بین این همه آدم، چرا من را برگزید، اما تا چشم باز کردم، تنها من مانده بودم و یک جسم تسخیر شده! و حال من یک روح سرگردان، تنها در ظلمات این اتاق به سر می‌برم. و خیره به دستان کالبد گذشته‌ام شده‌ام، می‌بینم که چگونه دستانش قلم را گرفته است و داستان را از سر می‌نویسد! شاید تنها برای کشیدن او به اینجا، یک فرصت، یک شروع دوباره کافی بود، نمی‌دانم! اما حال من هم منتظر پایان آن سرنوشت هستم!

 

سِنُیوریتا، روح یک نویسنده!

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

24 دقیقه قبل، شازده کوچولو. گفته است:

مبارک باشه عزیزم 😂🤗

مرسی نفس

 

spacer.png

                        🌑☄️ژنتیک مبهم🌑☄️

 

  در یک شب سرد پاییزی، هنگامی که تنهاییِ جان سوزی را حس می‌کردم، و به آتش شومینه‌ی آشیانه‌ام زول زدم بودم، روحم را از کالبد خویش بیرون کشید! او را می‌گویم! او.... تلنگر زن معروف! یا حتی یک راوی ساده، خلاصه که، او برگشته بود، به گذشته، نمی‌دانم از بین این همه آدم، چرا من را برگزید، اما تا چشم باز کردم، تنها من مانده بودم و یک جسم تسخیر شده! و حال من یک روح سرگردان، تنها در ظلمات این اتاق به سر می‌برم. و خیره به دستان کالبد گذشته‌ام شده‌ام، می‌بینم که چگونه دستانش قلم را گرفته است و داستان را از سر می‌نویسد! شاید تنها برای کشیدن او به اینجا، یک فرصت، یک شروع دوباره کافی بود، نمی‌دانم! اما حال من هم منتظر پایان آن سرنوشت هستم!

 

سِنُیوریتا، روح یک نویسنده!

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خیلی کاراکترات نازن مخصوصا اون کپله 😐😂 بیا وضعیت کارت دارم

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در ۱۴۰۰/۵/۳۱ در 00:59، _NAJIW80_ گفته است:

10531455816091654050_uzaa.jpg

آرهان آریان  گوگولی مگولی حوریااااا ماچچچچ💋💋💋😂😂😂

هممممم سرم😍😂

 

نیست نشان زندگی تا نرسد نشان تو 

      اتمام یافته: دانلود دلبر بلاگردان💖

در حال تایپ:  رمان فریادرس 😍

صفحهٔ نقد رمان فریادرس 💟

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...