• تشکر 1
  • هاها 2
رفتن به مطلب

درخواست نقد اولیه رمان بانوی خورشید|sogol کاربر انجمن نودهشتیا


SO.BLOOM
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

  • خبرنگار

 

در خواست نقد  اولیه داشتم💙

@ مدیر منتقد

  • لایک 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

23 ساعت قبل، So.Bloom گفته است:

 

در خواست نقد  اولیه داشتم💙

@ مدیر منتقد

لطفا کمی صبر کنید همه‌ی منتقدها مشغول انجام نقد هستن به زودی براتون منتقد تگ می‌کنم عزیزم[♡

  • تشکر 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در ۱۴۰۱/۴/۳ در 23:05، So.Bloom گفته است:

 

در خواست نقد  اولیه داشتم💙

@ مدیر منتقد

با سلام. 

منتقد شما: @ دخترخورشید

تاپیک شما تا انتهای زمان نقد قفل خواهد شد.‌

(منتقد حداکثر ۱۰ روز وقت برای اتمام‌نقد دارد)

از صبوری شما متشکرم.

یاعلی!

  • لایک 1
  • تشکر 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

بّْسّْمّ ْاّْلّْلّْهّ ْاّْلّْرّْحّْمّْنّ ْاّْلّْرّْحّْیّْمّ

♡نقداولیه رمان بانوی خورشید♡ 

سلام نویسنده عزیز وقت بخیر ممنون بابت صبوری‌تون بریم سراغ نقد رمان زیبای شما یعنی:

 

♥★ اِّسِّمِّ ★♥

زمانی ما قصد خوندن یک کتاب، رمان، داستان و... رو داریم، در نگاه اول این اسم است که به چشم می‌خورد پس اسم نقش بسزایی دارد.

 

🌼 اسم رمان می‌تونه از یک الی چهار قسمت تشکیل بشه که برای شما دارای اندازه مناسبی بود.حسی که من از اسم گرفتم متوجه شدم که این لقب شخصیت هست و برای من گرمای وجود شخصیتت رو می‌رسوند که همین‌طور هم بود با رمان هم‌خوانی داشت.با ژانر هم‌خوانی نداشت  چون لقب شخصیت اصلی بود  که مشکلی نداره. و اما ما رمانی داریم به اسم بانوی کوچک خورشید من پیشنهاد می‌کنم که اسم رمان رو عوض کنین تا جذابیت و جدید بودن خواسی رو به عنوانتون بدین مثلن بجای لقبش می‌تونین اسمی بذارین که بیانگر این خطاهای زندگی و اشتباهاتی باشه که خواهر آناشید و یا خودش انجام میده باشه. اما جدا از کلیشه‌ای بودنش عنوان جذابیت خاصی رو داره!🌼

♡♡♡♡

♥★ ژِّاِّنِّرِّ ★♥

ژانر‌های صحیح عبارت‌اند از: عاشقانه، تراژدی، طنز، اجتماعی، جنایی، پلیسی، معمایی، تخیلی، ترسناک، تاریخی، مذهبی و...

 

🌼 ژانرهاتون اجتماعی و عاشقانه هستن جانم رمان تو مرحله اولش تراژدی‌اش هست که مشاهده میشه پس برای درست بودن ترتیب‌ها و ژانرهاتون من پیشنهاد می‌کنم اول ژانر تراژدی و بعد عاشقانه و در آخر اجتماعی رو قرار بدین. اتفاقاتی که باعث غمگین بودنش می‌شد بیشتر نمایان بود مثل افسردگی مادرش که خود گویای تمام اتفاقات ناگوار مثل خودکشی خواهر و گذشته تلخشون بود هست. خلاصه با ژانرها از نظر اجتماعی بودن هم‌خوانی داشت🌼

♡♡♡♡

♥★ خلِّاِّصِّهِّ ★♥

  نویسنده با بیش ترین توانش در عین کم ترین تعداد کلمات قلم در دست میگیرد و اولین ارتباط اصلی‌اش را با خواننده اغاز می کند.

 

خلاصه شما: برگشت! او برگشت و با خودش خاطره و دردهایم را برایم به ارمغان آورد! برگشتنش باعث شد خیلی از حقیقت‌های زندگی‌ام آشکار شوند

 

🌼 اندازه خلاصه از ۵ الی ۱۰ خط باید باشه. برای شما کم بود گلم بهتره کمی بیشتر از ایدتون همراه گنگی خاصی تحویل خواننده بدین که جذاب باشه مثلن بگین او برگشت برگشتنی که باعث آشکار پنهان‌ها شد. بعد بگید او را بخاطر برگشتنش شماتت می‌کردم نمی‌دانستم عاقبت یاری‌ام خواهد کرد برای یافتن حقیقت‌ها حتی جدا از این می‌تونین کمی از مشکلات خواهرانه‌هاشون بگین یا از افسردگی مادرش و تنهایی خود آناشید اینطوری جذاب هم میشه اندازه اطلاعاتی که دادین خیلی کم بود و همونطور که گفتم بهتره عوض بشه.🌼

♡♡♡♡

♥★ مِّقِّدِّمِّهِّ ★♥

مقدمه‌ی یک رمان حکم سرآغاز را دارد، شروعی که بعد از آن مستقیم وارد رمان می‌شویم.

 

🌼 و اما مقدمه‌تون بسیار جذاب و از نظر اندازه هم خوب بود. این‌که خصوصیت آناشید و مشکلات تراژدی و اجتماعب گونه بود تو چند جمله و احساساتش رو تو یک مقدمه جا دادین بنظرم زیبا بود.🌼

♡♡♡♡

♥★ آغِّاِّزِّ رِّمِّاِّنِّ ★♥

 زمانی که خواننده شروع می‌کند به خواندن رمان، به این معناست که چهار خوان رستم را گذرانده! پس کافی است تا با یک اشتباه کوچک در انتخاب محتوا و آغاز، نویسنده کل تلاش هایش را هیچ کند. 

 

🌼 آغاز رمانتون از نشون دادن افسردگی مادرش و در کل بعد از رخ داد حوادث تلخ بود و این طرز شروع رو من دوست دارم که با سیر رمان کم کم رازها برملا بشن! شروعتون خوب و بدون کلیشه بود اما روی نشونی‌هایی که تو شروع دادین به خواننده پایبند نموندین مثل افسردگی حاد مادرش که تو قسمت‌های بعدی کامل‌تر میگم🌼

♡♡♡

♥️✿جًٍلًٍدً ٍرًٍمًٍاًٍنً✿♥️

🌼سوالی که من دارم این هست چرا باید رمانی با ایده خوب و ۴۰ پارت تایپ شده هنوز جلد رمان نداره؟ جانانم جلد رمان خودش خیلی می‌تونه برای جذب مخاطب کمکتون کنه اون عکس طرح و رنگی که مناسب رمان انتخاب می‌کنین و تو قالب جلد قرار میدین خیلی جذابه بنظرم حتمن در خواست طراحی جلد بدین🌼

 

♡♡♡

 

♥️✿سیر رمان✿♥️

سیر رمان به سه دسته:

کند، تند و معمولی تقسیم میشه تو حالت کند نویسنده بیش از حد توصیفات اضافه‌ای به کار میبره و خیلی از جذابیت رمان کم میکنه و تو حالت تند بجای توضیحات لازم تند از قسمت‌های مهم میزنه و میپره قسمت بعدی ایده‌ش و در حالت نرمال حد وسط رعایت میشه

🌼رمان شما حد وسط رو رعایت کرده بود من خیلی دوست داشتم که در عین این‌که می‌شد بجا ایده رو درک کرد اما حوصله‌م رو سر نمی‌برد و می‌تونستم با رضایت ادامه بدم رمانو این قسمت هم مشکلی نداشت🌼

 

◦•●◉✿عناصر مهم رمان✿◉●•◦

 

O•❤•.¸✿¸.پیرنگ.¸✿¸.•❤•Oº

علت و معلول اتفاقات رمان، یعنی تمام حوادث، رفتار‌ها و کنش‌ها دارای علت قانع کننده‌ای باشه که گره کوری برای خواننده پیش نیاد

 

♥️خب مستقیم میرم سر گره‌ها و اتفاقاتی که دایل کافی نداشتن:

1: چرا در شروع افسردگی حاد مادرش رو مشاهده کردیم اما بعد دیدیم که افسردگیش انقدر هم حاد نبوده بنظرم میزان افسردگیش یکی نبود و سوالی که پیش میاد این هست چرا کسی که افسردگی حادی داره باید انقدر سرحال باشه و تنها نشانه افسردگیش‌ بعدن قرص خوردن باشه؟

 

2: پارت دوم درباره کدوم پسر حرف میزدن و چرا می‌گفت اونجا نباشه؟

 

3: پارت چهار کدوم لکه خون رو داشت پاک میکرد و چه کسی داشت با لباس عربی میرقصید؟

 

4: چرا لقب بانوی خورشید رو داره؟

 

5: دقیقا قصد اومدن خوانواده داد خواه چی بود و پدرآناشید منظورش از وقتشه چی بود؟ بیشتر شبیه خاستگاری بود تا تولد و جشن برای شراکت و هدف دقیقن مشخص نشد

 

6: چرا آرشا دوبار به آناشید کادو داد؟ یبار که وقتی دید بود در بازه و اومده بود تو یبارم شبی که خوانواده داد خواه اومدن! 

 

7: چرا نمی‌خوان آرشا رو ببینن و در کل تو گذشته چه اتفاقی افتاده که با سیر رمان به جواب این گره‌ میرسیم مشکلی نیست

 

8: چرا آرشا گفت عکسی که آناشید نشونش داده رو نمی‌شناسه؟ البته این هم ممکنه مشخص بشه تو آینده

 

9: چرا گیره شکسته بود تو پارت 37 و اون قسمتی که گریه کرده بودن رو بهتره بنویسین تا گره گشایی‌ش برای مخاطب مشکل نباشه.

در کل گره‌هایی هستن که یا باز میشن با سیر و یا باقی می‌ذارین که نباید گره‌ای باشه ک گره افکنی نشده باشه پس تو مسیر سیر رمان تمام اتفاقات رو با دلیل بررسی کنین بقیه رخ دادها علت کافی داشتن مثلن اینک خواهرش چرا دنبال انتقام بود؟ خب متوجه شدیم که کینه‌ای قدیمی رو داشت و ...♥️

 

O•💙•.¸✿.زاویه دید.¸✿.•💙•Oº

زاویه دید سه نوع هست:

اول شخص: نویسنده از ضمایر من و ما استفاده می‌کند

دوم شخص: ضمایر تو و شما مورد استفاده قرار می‌گیرد

سوم شخص: او و آن‌ها

مهم‌ترین نقطه زاویه دید: رعایت پایداری

🦋از پارت ۱ تا نصفه‌های پارت ۷ شما زاویه دید اول شخص بود از اون‌جا به بعد تبدیل شد به دانای کل نامحدود یعنی از دید بقیه شخصیت‌هام می‌نوشتین اما بعد دیدیم یهو پریدین به راوی یا همون دانای کل اصلن ثبات نداشت زاویه دیدتون و این هیچ جذابیتی برای رمان نداره بنظرم شما یک زاویه دید ثابت رو انتخاب کنید عزیزدلم.🦋

 

O•💛•.¸✿¸.لحن.¸✿¸.•💛•Oº

لحن رمان به سه دسته: محاوره یعنی زبان عامیانه، ادبی یعنی استفاده از جمله بندی و کلمات خاص و 

معیار یعنی دیالوگ‌ها محاوره و مونولوگ‌ها به صورت ادبی باشند

🌼لحن رمان شما گاه معیار و گاه محاوره بود و اصلا ثباتش رو رعایت نکرده بودین و این ثبات نداشتنه جذابیت رمان رو کاهش داده بود جانم ثبات لحن خیلی مهمه مثال: 

 

یبار معیار می‌نوشتین:

 

بعد با کمی مکث گفتم:

- بابا!..

با آن‌که سرم پایین بود اما توانستم لبخندش را  حس کنم!

با دست  گرمش، دست سردم را فشرد و گفت:

- خودت مي‌دونی که چه‌قدر دوست دارم. تو بعد مادرت تنها انگیزه‌ی من واسه ادامه‌ی این زندگی لعنتی هستی. نزار ازت ناامید بشم مادر خورشيد.

ابروای  بالا می‌اندازم و میگویم:

- مادر خورشيد؟ شما هم!؟

 

و یبار محاوره:

 عصبانیت آستین کتش رو می‌گيرم و آروم اما با حرص  میگم:

- تو برا چی جوش می‌زنی؟ مگه آبروی تو رو بردم؟ مگه از تو حرف زدم؟ به جهنم که از آدم‌های... .

- هیس؛ بسه آنا! خوبیت نداره!

دست مرجان رو از روی شونه‌‌ام برمی‌دارم و عصبی میگم:

- تو یکی حرف نزن! تقصیر توعه که من رو کشوندی به این مهمونی کوفتی.

لطفن حتمن در ثابت بودح لحن دقت کنیح گلم🌼

 

O•💜•.¸✿¸.کاراکتر پردازی.¸✿¸.•💜•Oº

🍇خب کاراکتر آناشید شخصیتی غمگین تنها ولی مسعولیت پذیر رو داره اما زود کم میاره و جوشی میشه که این شخصیت ثابت بود. کاراکتر مادرش براساس همون افسردگیه هی عوض میشد و معلوم نبود خوبه یا بد و به نظرم باید شخصیتش رو ثابت نگه داری عزیزم مثلن یا حاد حاد باش حالشو یا خوب و کمی سرحال پدرش هم که بیشتر اوقات دلسوز و مهربان بود اما گاهی تو بخش توصیفات شما اون رو سرد و بی‌رحم نشونش میدادین که باعث ضدو نقیض شدنش میشد بهتره هر شخصیت یک حالت رو داشته باش و اما انگیزه کافی رو برای کارهاشون داشتن و مشکلی نبود و اما بقیه شخصیت‌هاهم مشکلی نداشتن عزیزم فقط کاراکتر پدر و مادرش کمی گنگ هست که بهتره درستش کنین و واضح بگین چه حالی و چرا اون حال رو دارن و چه شخصیت ثابتی رو براشون در نظر گرفتی. خب شخصیت قهرمان می‌تونیم به آرشاد و ضد قهرمان هم به خواهر آناشید اشاره کنیم و در کل با استفاده از شخصیت و کاراکتر‌های مختلف جذابیت خاصی به کاراکتر پردازی‌تون داده بودین.🍇

 

O•🤍•.¸✿¸.فضاسازی.¸✿¸.•🤍•Oº

♡فضاسازی خیلی خوبی داشتین و این به اندازه بودن فضاسازی‌ها رو دوست داشتم برای مثال فضایی که آرشا و آناشید درونش قرار می‌گرفتن بخوبی می‌شد دلهره، عشق و یا هیجانات آناشید، یا خونسردی و مسلط بودن آرشا بروری رفتارهاش رو درک کرد. می‌شد درک کرد فضای رخدادها در چه حالتی وجود داره و توصیف فضارو یهو تحویل مخاطب نداده بودین کم کم و به جا بر اساس هر دیالوگ و یا واکنش شخصیت‌ها تحویل مخاطب می‌دادین خسته نباشی جانم مشکلی نداشت این مورد♡

 

O•🖤•.¸✿¸.صحنه سازی.¸✿¸.•🖤•Oº

🕷خب یک دوره‌ای زندگی آناشید زندگی تراژدی وار با قضایای غمگین بود اما تلاش خاصی نکردن برای رسیدن به هدف تا این‌که رسیدن به هدف بزرگشون یعنی فهمیدن این‌که چه کسی مزاحمش میشه که مانعش هم خود خواهرش هست با زیرک بودنش نمیذاره آناشید چیزی بفهمه و اما هنوز نتیجه‌ای نداشته. اما من پیشنهادی دارم این هست‌ که هدف‌هارو بیشتر کنین هیجانات رو افزایش بدین و نتیجه و تلاش رو هم نمایان کنین تا رمان جذابیت بیشتری داشته باشه مثلن آناشید و کنجکاو تر کنین برای فهمیدن این‌که صاحب اون عکس کیه و یا موانع بیشتری سر راهش قرار بدین اما با استواری کاراکتر اون رو به هدفش برسونین و نتیجه رو مشخص کنین 🕷

 

O•🧡•.¸✿¸.روایت.¸✿¸.•🧡•Oº

🍁روایتتون خوب بود و بنظرم مشکلی نداشت با این‌که بی‌ثباتی زاویه دید اذیت می‌کرد اما از هر زاویه دیدی که روایت می‌کردین مشکلی نداشت عزیزم🍁

 

●▬▬▬▬๑۩توصیفات۩๑▬▬▬▬●

 ما توصیفات رو به پنج بخش«توصیف مکان، توصیف زمان، توصیف حالات، توصیف کاراکتر، توصیف احساس» تقسیم میکنیم.

 

🌼☆توصیف مکان☆🌼

🐿توصیف مکانتون کمی ضعیف بود یعنی انتظار داشتم حداقل خونه، اطراف و یا مکان هایی که کاراکتر درونش قرار می‌گیره رو بهتر توصیف کنین البته بهتر توصیف کردن به معنی این نیست که ده خط بکوب توصیف کنی شما با سیر رمان و پخش کردن توصیفات می‌تونستین مکان‌هارو بهتر توصیف کنین تا من خواننده تصویر ذهنی بیشتری پیدا کنم مثلن جایی که رفته بودن مهمونی یا خونه‌شون و ... از جایی که شخصیت ایستاده شروع کن مثلن بگو آناشید کنار یه گلدون بزرگ ایستاده و مشغول صحبت با مرجان بود یا بگو مادر آناشید مثلن داخل اتاقش کنار دیوار مثلن کناری خیره به عکس بود... 🌰        

 

🌺☆توصیف زمان☆🌺

🍓توصیف زمانتون خوب بود اما جایی سوال بر انگیز بود این که این رخدادها تو چه سالی داره اتفاق می‌افته جایی مرجان گفت کلیپس بالای سر مده! در حالی که الان همچین چیزی مد نیست پس این رمان زمانش بر میگرده به چند سال پیش برای این‌که خواننده رو مطمعن کنین تا ذهنش بهم نریزه یجا اتفاقی بگو مثلن سال ۱۳۹۰ داره براشون رقم می‌خوره! یا اگر خواستی بر گردونی این‌جا دقت کن کلیپس کوهان شتری الان مد نیست!🐼

 

🌸☆توصیف حالات☆🌸

🥤تو این مورد خیلی خوب بودین و مشکلی نداشت مثلن حالتی که استرس می‌گرفت یا نا امید می‌شد! ب خوبی قابل درک بود مخصوصن وقتی آناشید با آرشا رو به رو می‌شد کاملن واضح بود چه حالتی دارن🍚

 

🌹☆توصیف کاراکتر☆ 🌹

🐕خوب بود و به اندازه نه کم و نه زیاد! مشکلی نداشت برای مثال ظاهر آناشید با سیر رمان مشخص شد🥂

🌻☆توصیف احساس☆🌻

👩‍🌾 احساسات هم خیلی خوب بود و کاملن می‌شد مثلن عشق آناشید به آرشا یا ناراحتی مادرش و احساسات آرشا رو درک کرد🍭

         ●▬▬▬▬๑۩‌‌‌‌‌‌‌۩๑▬▬▬▬▬●

 

♡........کشمکش‌ها.........♡

 

 

♡...کشمکش انسان باخود...♡

🖤جانا یذره تو این یمورد کم کاری کرده بودین یعنی کشمکش انسان با خودش مشاهده میشد اما طبیعی نبود! مثلن وقتی نصفه شب دستش خورد و زنگ زد به آرشا خیلی طبیعی باهاش حرف زد اما در اصل باید هول میشد و قطع می‌کرد یا حداقل خودش رو سرزنش می‌کرد و کشمکشی با خودش ایجاد می‌کرد بخاطر زنگی که زده اون هم نصفه شب! یا وقتی عکسی رو دیده بود تو کشو بهتر بود با خودش خیلی بیشتر کلنجار بره و کشمکشی درونش ایجاد بشه چون دیدن عکسی که مادرش خیلی روش حساسه طبیعی نیست و تقریبن باید آشوب درست کنه درون آدم! سعی کن تفکرات مختلفی رو درون شخصیت ایجاد کنی تا با خودش کلنجار بره و بتونه درست و غلط رو تشخیص بده تا طبیعی‌تر بنظر برسه🤍

 

♡...کشمکش انسان با انسان...♡

 

🐼این مورد خیلی خوب بود مثلن کشمکش بین آرشا و پدرش ب خوبی میشد مشاهده کرد♡

 

♡...کشمکش انسان باجامعه...♡

 

🕷مشاهده نشد🕸

 

♡...کشمکش جامعه باجامعه...♡

 

▫️مشاهده نشد▪️

♡کشمکش انسان با طبیعت♡

مشاهده نشد که اشکالی نداره

 

🌼مونولوگ و دیالوگ🌼

عزیزم داخل دیالوگ و مونولوگ‌ها هیچ مشکلی دیده نشد‌. نسبتشون بهم اندازه بود و جداسازی هم به خوبی انجام شده بود

 

♥︎۰۪۫ق۰۪۫ل۰۪۫م۰۪۫ن۰۪۫و۰۪۫ی۰۪۫س۰۪۫ن۰۪۫د۰۪۫ه♥︎

 

《کلمات استفاده شده》

🤍خب عزیزم داخل کلمات استفاده شده برای لحن محاوره خوب بودید اما ادبی نه! نمیشه داخل جمله فقط کلمه( رو) به( را ) تبدیل کنیم و بگیم جمله ادبی شده! باید جمله بندی یا حتی کلمات رو کمی مفهومی‌تر و سنگین‌تر انتخاب کنیم🤍

مثلن: فنجان چای را توی... 

فنجان چایی را داخل

کمی از آن می‌خورد

کمی از آن می‌نوشد چون داخل جمله فنجان چایی بود!

 

 

خوب می‌دونست دارم از کدوم جمله حرف می‌زنم! 

جانان وسط لحن ادبی چرا باید جمله محاوره پیدا بشه؟ باید تو انتخاب کلمات دقت کنی 

خوب می‌دانست از کدام جمله صحبت می‌کنم

 

 

توی چشم‌های خاکستری‌اش خیره می‌شوم!

در چشم‌های خاکستری‌اش خیره می‌شوم!

 

شما چون معلوم نکردی قصدت انتخاب کدوم لحنه من نمی‌دونم دقیقن از محاوره ایراد بگیرم یا ادبی اما ادبی‌هایی که اشتباه نوشتین رو میگم تا متوجه بشین محاوره زبان ساده‌ای هست نه این‌که ادبی رو هم خیلی ساده بنویسین!

 

نگاهی بهم کرد و گفت:

ادبی: نگاهی حواله‌ام کرد و گفت:

 

لبخند تلخی می‌زند و ازم فاصله می‌گیرد

لبخند تلخی می‌زند و با فاصله می‌‌ایستد.

 

 

اگر دقت کرده باشی گلم با تغییر کمی حروف میشه جمله بندی رو ادبی‌تر و زیباترش کرد.

 

 

《جمله بندی》

🤍خب مستقیم میرم سر اشتباهات جانم🤍

جمله‌هایی که بهم مرتطبن و فعل یکسان دارن یکیش رو حذف کن جانم مثال:

 

صدای موسیقی برام عذاب آور بود. خونه پر از دود سیگار شده بود

صدای موسیقی برام عذاب آور و خونه پر از دود سیگار شده بود.

 

 

یا وقتی داخل جمله دوتا کلمه مالکیت برای شخص میاد یکیش رو بذار مثلن:

با دست‌های لرزونم عرق پیشونی‌ام رو پاک کردم

با دست‌های لرزون عرق پیشونی‌ام رو پاک کردم.

 

 

نفس عمیقی کشیدم و خواب رو براش تعریف کردم.

نفس عمیقی کشیده و خوابم رو براش تعریف کردم

 

 

دلم می‌خواست سرم رو به دیوار بکوبم!این‌قدر بکوبم تا متلاشی بشه

دلم می‌خواست سرم رو انقدر به دیوار بکوبم تا متلاشی بشه!

 

به سمت کشوی اول میرم؛ و بازش می‌کنم

به سمت کشوی اول میرم و بازش می‌کنم

 

گره‌ی اخم‌هام از هم باز شد

گره‌ی اخم‌هام باز شد

 

با بهت روی زمین نشستم و عکس رو تماشا کردم؛ عکس یک مرد با موهای پر پشت که لبخند عميقی به لب داشت.

با بهت روی زمین نشسته و عکس مردی با موهای پر پشت که لبخند عمیقی به لب داشت رو، تماشا می‌کردم.

 

گلم بی‌مورد از ویرگول استفاده نکن مثلن:

و همین‌طور که به طرف آیفون می‌رفت، خطاب به بابا، با حرص گفت:

همین‌طور که به طرف آیفون می‌رفت خطاب به بابا با حرص گفت:

 

 پارت ۱۶ به بعد:

به‌طوری جدی و دستوری این جمله رو گفت

 به طرز جدی و دستوری‌ای جمله رو بیان کرد

 

چرا هم ویرگول می‌ذارین هم از (و) استفاده می‌کنین؟ اشتباهه عزیزم مثلن:

 نگاهش را از من دریغ کرد،  و به مامان زل زد. لبخند کجی زد، و گفت 

نگاهش را از من دریغ کرد. به مامان زل و لبخند کجی زد و گفت:

به نظرم جمله‌های محاوره‌ای که نوشتی رو به ادبی تبدیل کن مثلن:

بابا با خشم دهنش رو باز کرد، تا  حرفی بزنه اما مامان بار دیگر با التماس اسمش رو صدا زد .

بابا با خشم زبانش را چرخاند تا سخنی بگوید اما مادرم بار دیگر با التماس اسمش را صدا زد.

 

حتی تو یه جمله معلوم نیست می‌خوایی ادبی بنویسی یا محاوره مثل:

طره‌ای موهایم رو پشت گوشم می‌اندازه و با تهدید گفت: 

طره‌ای از موهایم را پشت گوشم می‌اندازد و با تهدید می‌گوید:

 

 

باید یک راه حلی پیدا می‌کردم

برای محاوره باید بنویسی: باید راه حلی پیدا می‌کردم

 

از توی کیف کوچکم، آدامسی در آوردم و توی دهنم گذاشتم بلکه از استرسم کم شود

ادبی: از داخل کیف کوچکم آدامسی در آورده و در دهانم می‌گذارم تا از استرسم کم شود

محاوره: از توی کیف کوچیکم آدامسی در آوردم و توی دهنم گذاشتم بلکه از استرسم کم بشه

 

هیچی‌‌، هیچی دیگر نداشتم جز اشک‌هایم که انگار قصد تمام شدن ندارند.

طرز صحیح ادبی‌ و زیباترش: هیچ چیزی برای گفتن نداشتم جز اشک‌هایم که خود گویای عمق دردهایم بودند.

 

توی ماشین گرمش لم بدهم

در ماشین گرمش لم بدهم

 

 

کلید خانه را از توی کیفم بیرون می‌آورم و پررویی زیر لب نثارش می‌کنم و به سمت در می‌روم‌.

کلید خانه را از داخل کیفم بیرون می‌آورم. پررویی نثارش می‌کنم و به سمت در می‌روم.

 

 

بادی سردی که در حال وزیدن بود

باد سردی که در حال...

 

 

 

 

《آرایه‌ها》

از آرایه‌ها به خوبی استفاده شده بود و مشکلی نداشت مثل 

جان بخشی: برگ‌های درخت توت به رقص در می‌آیند و یا استعاره : بذار بشکنمش این لکه ننگ رو... و باقی آرایه‌ها.

 

《اصول درست نویسی》

عزیزم کلمات

《ام》《اش》《ای》

برای کلماتی که آخرشون (و)(ی)(ه) دارن استفاده میشه مثلن: چشم‌هایش، خانه‌اش، خانه‌ای، ستاره‌ام و...‌

این‌که نوشتین کلیپس‌اش یا مانع‌اش اشتباهه درستشون کلیپسش و یا مانعش هست 

و《می》《نمی》《ها》هم با نیم فاصله هستن اما کلمه میره چسبیده نوشته میشه اما شما نیم فاصله گذاشته بودین

 

شکسته نویسی نکنین:

 دستاش

دست‌هاش

برندازش اشتباهه جانم براندازش درسته

این‌که تو تمام پارت‌ها کلمه《 نی》رو با نیم فاصله می‌نویسین هم کاملن اشتباهه!

نی‌آورده نی‌آمدم

نیاورده نیامدم 

لطفن اصلاحش کن!

 

ارشا آرشا

 

دهنش برای ادبی نوشته میشه دهانش

 

 

جایی نوشته بودین:

مفهوم، شان 

مفهومشان

گفتم الکی بین کلمات فاصله و یا ویرگول نذارین!

 

 

 

 

《تکرار》

تکرار خاصی دیده نشد فقط تکرار فعل بود که گفتم بالا مثل:

دیروز گفتم امروز هم گفتم 

دیروز و امروز گفتم

 

 

و یکی هم این جمله:

حق با هما بود! حقیقتِ مخفی شده آشکار می‌شود. چه دیر، چه زود! بالاخره حقیقت آشکار می‌شود و قلب مادر خورشيد را به خاک و خون می‌کشد.

 

حق با هما بود. حقیقت مخفی شده چه دیر چه زود آشکار می‌شود و قلب مادر خورشید را به خاک و خون می‌کشد!

 

🕸هدفمندی و حجم پارت‌ها🕷

حجم هر پارت داخل گوشی از ۵۰ الی ۷۰ خط باید باشه و داخل سیستم از ۳۰ الی ۴۰ خط

 

حجم پارت‌ها:

🖤کاملن به اندازه بود و مشکلی نداشت🖤

 

هدفمندی:

🤍اندازه بود! یعنی بقدری وابستگی داشت که مخاطب رو به سمت پارت بعد بکشونه و بقدری مستقل بود که خواننده اذیت نشه🤍

 

《رعایت شرع و قانون اسلام+ نکات اسلام》

❤️مشکلی دیده نشد❤️

 

سخن منتقد:

🌼سلامت و موفق باشین جانانم🌼

منتقد:دختر خورشید (ریحانه اسماعیلی‌نیا)

@ So.Bloom

 

 

  • تشکر 2
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.
 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...