رفتن به مطلب

درخواست نقد اولیه رمان جامعه ستیز| KIMIA کاربر انجمن نودوهشتیا


پروا
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

سلام خسته نباشید. 

درخواست  نقد اولیه رمانم رو داشتم. 

تعداد پارت: چهل و دو تا

https://forum.98ia2.ir/topic/7868-رمان-جامعه-ستیز-kimia-کاربر-انجمن-نودهشتیا/?do=findComment&comment=73099

  • لایک 2
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

3 ساعت قبل، SARAM گفته است:

سلام خسته نباشید. 

درخواست  نقد اولیه رمانم رو داشتم. 

تعداد پارت: چهل و دو تا

https://forum.98ia2.ir/topic/7868-رمان-جامعه-ستیز-kimia-کاربر-انجمن-نودهشتیا/?do=findComment&comment=73099

سلام عزیزم‌فعلا تمومی منتقدها مشغول نقد هستند بعد از خالی شدن دست اولین منتقد تگش می‌کنم جانم💚

  • تشکر 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

7 ساعت قبل، مدیر منتقد گفته است:

سلام عزیزم‌فعلا تمومی منتقدها مشغول نقد هستند بعد از خالی شدن دست اولین منتقد تگش می‌کنم جانم💚

متشکرم

  • لایک 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در ۱۴۰۱/۴/۸ در 21:18، SARAM گفته است:

سلام خسته نباشید. 

درخواست  نقد اولیه رمانم رو داشتم. 

تعداد پارت: چهل و دو تا

https://forum.98ia2.ir/topic/7868-رمان-جامعه-ستیز-kimia-کاربر-انجمن-نودهشتیا/?do=findComment&comment=73099

با سلام. 

منتقد شما: @ آیلار مومنی

منتقد انتخابی طی ۱۰ روز نقد را تحویل می‌دهند. 

تاپیک شما تا انتهای نقد قفل خواهد شد. 

از صبوری شما متشکرم. 

یاعلی!

تاریخ تگ: هفده تیر

تاریخ تحویل: بیست و هفت تیر

ویرایش شده توسط مدیر منتقد
  • تشکر 3
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 2 هفته بعد...

نویسنده جان با سلام و خسته نباشید

 ☘️"نقد‌اولیه رمان جامعه ستیز"☘️

 

عنوان

عنوان رمان بهتره خاص و بدون کلیشه توسط نویسنده انتخاب بشه. در این قسمت خوش‌لحن و آوا بودن، کلیشه‌ای نبودن نام رمان، ساختار کوتاه و جذاب، هماهنگی اسم رمان و ژانر بررسی می‌شه.

هر چقدر اسم رمان خاص و معنای جذاب و سرگرم کننده داشته باشه مخاطبان بیشتری جذب می‌شه.

اسم « جامعه‌ستیز» به جنایی یا حتی روانشناسی بودن یک داستان می‌تونه اشاره داشته باشه.

عنوان رمانتون با ژانر اساسی که جنایی بود کاملاً مرتبط بود و حتی با محتوای رمان و قتل‌های مرموزی که صورت می‌گرفت هم‌خوانی داشت.

کلیشه‌ای در نام رمان مشاهده نشد و جذابیت خاصی رو با این انتخاب به مخاطب نشون دادید.

ساختار رمان از دو بخش که یک نام مرکب هست تشکیل شده.

جامعه + ستیز که در کنار هم قرارگیری این دو اسم یک اختلال روانی مرتبط با اختلال قاتل داستان ایجاد می‌شه.

خوش‌لحن و آوا بودن، ساختار کوتاه و ارتباط اسم رمان با ژانر اصلی زیبایی و جذابیت داستان رو دوچندان کرده.❣️

 

ژانر

ژانرها موضوعاتی هستن که حول محور اتفاقات داستان، توسط نویسنده انتخاب می‌شن.

ژانرهای صحیح در ادبیات عبارتند از عاشقانه، اجتماعی، تراژدی، جنایی، پلیسی، مذهبی، تاریخی و... .

ژانر اصلی شما جنایی بود که کاملاً با محتوای داستان و قتل‌های اتفاق افتاده همخوانی داشت.

دومین ژانر به نظر من باید پلیسی انتخاب ‌می‌شد چون اتفاقات رمان اغلب توی اداره کلانتری و پرونده‌ها می‌چرخید.

شما ژانر دوم رو تراژدی انتخاب کردید که ربط چندانی به داستان تا این‌جای کار نداشت ‌؛ شاید در آینده‌ داستان طور دیگه‌ای رقم بخوره.

ژانر انتخابی بعدی‌تون معمایی هست که همراستا با جنایی جلو میره و معمای قتل ریحانه و باقی مقتول‌ها رو مشخص می‌کنه.

ژانر نهایی عاشقانه هست که جای مناسبی براش در نظر گرفتید چون تنها چیزی که زیاد بهش پرداخته نشد همین ژانر هست.

بیشتر اتفاقات داستان به ژانر جنایی و پلیسی مربوط می‌شه و جایی برای اتفاقات عاشقانه باقی نمی‌ذاره.

 

خلاصه

خلاصه‌ی رمان شامل ایده و هدف اصلی نویسنده برای نوشتن رمانه.

اندازه‌ی خلاصه بهتره بین پنج الی ده خط نوشته بشه و اطلاعاتی کلی از فضای رمان و شخصیت‌ها در اختیارمون بذاره؛ همچنین ابهام و گره‌ای ایجاد کنه برای این‌که داستان رو جذاب جلوه بده.

در قسمت خلاصه، نویسنده قلم خودش رو به مخاطب نشون میده و با استفاده از آرایه‌ها و کلماتی که به کار می‌بره خواننده رو سرگرم می‌کنه.

همخوانی ژانر و خلاصه در این بخش برای ارتباط خواننده با داستان بسیار مهمه.

اطلاعات رمان «جامعه‌ستیز» با وجود ابهامی که درش نهفته بود خوب و قابل قبول بود. 

استفاده از حس آمیزی و جان‌بخشی به اشیا قلم زیبای شما رو به مخاطب نشون میده. 

در جمله‌ی اول، فعل در جای غلط خود به کار رفته:

در پانزدهمین سال خدمتش، به پرونده‌ای پیچیده برمی‌خورد. 

به نظر فعل «برخورد» مناسب‌ترین گزینه باشه. 

ابهامی که در این بخش وجود داشت قتل‌های مرموز توسط شخص نامعلوم بود که کل داستان به همین مربوط می‌شه و چون یک ابهام کلی هست و با گره‌گشایی این قتل‌ها و دستگیری قاتل داستان تموم می‌شه انتظار اشاره کردن به قاتل در این قسمت رو نداریم. 

اندازه‌ی خلاصه پنج خط بود و خلاصه‌ای کوتاه و مختصر و مفیدی در مورد آن‌چه که در داستان در حال وقوعه وشون 

دادید؛ می‌تونستید بیشتر شاخ و برگ بدید و از یکی از قتل‌ها کمک بگیرید برای ابهام بیشتر.

در هر حال خلاصه مفید و مختصری بود.

 

مقدمه

پیش‌زمینه‌ای برای شروع رمان هست که بهتره بدون کليشه و مطابق با ژانر اصلی نوشته بشه.

مقدمه به دو صورت انتخاب می‌شه:

یا نویسنده خودش از طریق دانسته‌های خود مقدمه‌ای رو مطابق با ژانر و محتوا می‌نویسه یا نویسنده از آثار شاعران و نویسندگان معروف دیگه بخشی رو انتخاب و در قسمت مقدمه ذکر می‌کنه.

هر دو قابل طرح هستن اما بهتره این قسمت رو نویسنده خودش بنویسه.

شما خودتون قسمت مقدمه رو نوشتید و این جای تحسین داره.

محتوایی که برای مقدمه‌ی داستان انتخاب کردید بسیار زیبا و جذاب بود، به قتل دخترها اشاره کردید و در نهایت ابهام بزرگی رو در ذهن خواننده به وجود آوردید.

استفاده از آرایه‌ها، انتخاب محتوای مناسب و همخوان با ژانر اصلی، کلیشه‌ای نبودن از ویژگی‌های مقدمه‌ی شماست.

بهتر بود بیشتر به کلمات انتخابی‌تون دقت می‌کردید مثلاً :

زبانزد به جای زبان زد

و

دانه‌_ دانه به جای تک_تک

 

دانه_ دانه کلمه‌ی مناسبی برای انسان نیست و بیشتر برای اشياء ازش استفاده می‌شه.

همچنین رعایت علامت سوال برای جملات نهایی‌تون بسیار مهم هست:

 

☘️چه کسی به دنبال رویای دست نیافته آنان می‌رود؟ 

چه کسی جواب‌گوی جنازه‌های امیدوار آنها خواهد بود؟☘️

 

شروع رمان

پارت اول یک رمان، صفحه‌ی اول کتاب محسوب می‌شه و زیبایی این بخش، ابهام‌ها، کلمات استفاده شده در مخاطب تاثیر بسیاری داره.

خیلی مهمه که این بخش با اتفاقات کلیشه‌ای شروع نشه ( مثل زنگ تلفن و از خواب بیدار ‌شدن و...).

همچنین این بخش هست که تعیین می‌کنه خواننده، مخاطب همیشگی‌تون بمونه یا نه!

شروع رمان شما از بدرقه‌ی سرهنگ با دخترش آغاز شد و بعد خبر فوت دخترش.

شروع کلیشه‌ای نداشتید و با توصیفات خاصی که انجام دادید زیبایی محتوای رمان رو دوچندان کردید.

همچنین اتفاقاتی که در این قسمت رخ دادن دور از کلیشه و بسیار باور پذیر بودن.

همچنین همخوانی این قسمت با ژانر اصلی بسیار اساسی و زیبا نوشته شده بود.

 

جلد رمان

جلد رمان شما همون فردی هست که اون رو جامعه‌ستیز معرفی کردید و قاتل کل داستان محسوب می‌شه.

جلد رمان با ژانرها مطابقت داشت و فونت‌ها بسیار زیبا طراحی شده بودند.

 

لحن داستان

لحن‌ها به سه صورت هستن:

لحن ادبی، معیار، عامیانه.

لحن معیار( مونولوگ ادبی،دیالوگ عامیانه) انتخاب هوشمندانه‌ای برای چنین رمانی بود. 

وجود ثبات لحن در این قسمت، تاثیرگذاری اون رو دوچندان می‌کنه.

 

زاویه دید

چند نوع زاویه‌ی دید در داستان‌نویسی داریم که شامل:

☘️اول شخص( نویسنده از دید کاراکتر اصلی، اتفاقات رمان رو بیان کرده).

☘️دوم شخص( خیلی کم‌تر از این نوع زاویه‌ی دید استفاده می‌شه چون خواننده خطاب قرار داده می‌شه.

☘️سوم شخص یا دانای کل که نویسنده چون روی داستان اشراف داره تمام وقایع رو می‌تونه از چندین دید مختلف بنویسه.

 

شما از زاویه‌ی دید سوم شخص استفاده کردید که در این زاویه دید، نویسنده از تمام قضایا و دیدها قضیه رو توصیف می‌کنه.

زاویه دید رمانتون تغییری نداشت با این همه، یه نکته بسیار ریز وجود داشت که بهش اشاره می‌کنم:

شاید هوا حدود پنج عصر بود اما، خورشید به کرانه آسمان کوچ می‌کرد.

 

لغت «شاید» در این قسمت، معنایی نداره چون شما زاویه‌‌ی دیدی رو انتخاب کردید که تردید در اون جایز نیست.

 

توصیفات

☘️توصیفات مکان:

کاراکترها با ورود به مکان جدید، نویسنده موظف به نوشتن توصیفاتی از مکان مدنظر هست.

توصیفات نباید پشت سر هم باشن و در طول خطوط بهتره پخش بشن.

توصیفات مکان در رمان شما به جا و مناسب بودن و من مشکلی در توصیف مکان ندیدم.

 

☘️توصیف ظاهر:

توصیفات ظاهر هم بسیار زیبا و در طول خطوط پخش شده بود، به جا و مناسب بود. بهتره درطول داستان تکرار بشه تا از یاد مخاطبتون نره. 

برای مثال:

❤️نگاهی به چهره خسته خود در آیینه انداخت. عطرش را در زیر گردنش زد. موهای کوتاهش را مرتب کرد و با برداشتن تلفن لمسی همراهش از کشوی اول میز، با قدم‌های بلند و مسکوت از اتاق خارج شد.

☘️توصیف زمان:

توصیفات زمانی مثل روز و شب و ماه و سال مناسب بودن. 

سال در ابتدای رمان مشخص نیست اما بعدش با توجه به اطلاعاتی که خودتون در اختیار گذاشتید متوجه شدم سال نود و هشت هست. 

 

☘️توصیفات حرکات قبل دیالوگ :

این توصیفات هم به اندازه کافی و مناسب بودن.

برای مثال:

❤️با دست اشاره کرد تا پرونده را بگیرد. لب‌هایش را از هم گشود: 

☘️توصیفات زبان بدن:

حرکاتی مثل خشم و هیجان کاراکترهاست که کامل بهش پرداخته بودید.

برای مثال:

❤️دست مشت شده‌اش را چندین بار بر زانویش کوبید 

 

☘️توصیفات احساسات:

توصیف احساسات همون میمیک و زبان بدن رو شامل می‌شه با این تفاوت که در تمامی کلمات وجود دارن و نمی‌شه تقسیم‌بندی‌شون کرد.

این نوع توصیف هم زیبا و به جا بودن. 

برای مثال:

❤️راستین از درون لپش را گزید تا لب‌هایش به نیشخند باز نشود. از چشمان محمد دروغ می‌بیارید. لبخندی مصنوعی بر روی لب‌هایش نشاند و گفت: 

 

در این قسمت فقط یک نکته به چشمم خورد، اون هم مشخصات بسیار زیاد اشیایی که بودن یا نبودنشون فرقی نداره. 

مثلاً :

در سمت کمک راننده را باز کرد و خود را بر روی صندلی‌های چرم دور‌ دوز مشکی رنگ انداخت.

این‌جا مهم نیست صندلی‌ها چجورین و بسیاری از جاها مثل همین جمله، حاشیه رفتید و از موضوع اصلی دور شدید. 

مشخصات به درد نخور بهتره ذکر نشن. 

( روی سیر رمان تاثیر می‌گذاره). 

 

سیر رمان

سیر رمان به سه صورت امکان پذیر هست:

سیر تند ( توصیفات بسیار کم از وقایع رمان، خلاصه‌نویسی اتفاقات) 

سیر کند( نبود توصیفات و وجود اتفاقات حاشیه) 

سیر متعادل، سیری بین تند و کند. 

سیر رمان شما خوشبختانه با وجود توصیفات گاهی زیاد از حد جزئیات، متعادل بود و بعضی‌جاها تند و برخی‌ قسمت‌ها کند می‌شد. 

 

کشمکش

☘️کشمکش انسان با انسان :

با توجه به ژانر جنایی و پلیسی که داشتین، احتمال این نوع کشمکش در رمان شما خیلی بالا بود. 

قسمت‌هایی که راستین از دست احسان عصبانی هست می‌تونست این کشمکش رو شکل بده.

عصبانیت سر سرباز کچل که خوابیده بود هم می‌تونه این کشمکش باشه.

☘️کشمکش انسان با جامعه:

این نوع کشمکش در رمان شما، وجود نداشت.

☘️کشمکش انسان با خود:

قسمتی که سرهنگ از فرستادن دخترش به سر گروه فیلم‌برداری بسیار پشیمونه می‌تونه این کشمکش رو شامل شه.

☘️کشمکش انسان با طبیعت:

مشاهده نشد.

☘️کشمکش جامعه با جامعه:

مشاهده نشد.

لزومی نداره تمامی کشمکش‌ها در رمان حضور داشته باشن.

 

پیرنگ

تمانی اتفاقاتی که در رمان رخ می‌دن بهتره با علت و معلول خاصی بیان بشن.

پیرنگ باید مانع و هدفی داشته باشه.

در رمان شما پیرنگ حوادث شامل:

1. مورد بعدی برای قتل کیه؟

2. قاتل کیه؟

3. آیا میخواد به همسر راستین و بچه‌ش آسیب بزنه؟

4. قاتل با چه هدفی دخترای جوان و موفق رو می‌کشه؟

5. قاتل خصومت شخصی‌ای با پلیس‌ها داره؟

6. احسان کیه و چه نقشه‌ای برای زندگی راستین توی سرش داره؟

7. جون پریا در خطره؟

8. نکنه مدارک پرونده توسط راستین گم بشه؟

9.چرا امیر جابری توی ساختمون بود؟

10. چه اتفاقی برای زهرا افتاده؟

11. آیا ماجرای زهرا به قتل‌ها ارتباط داره؟

تمام این موارد شامل گره‌های رمان هم می‌شه که نیاز به گره گشایی در زمان مورد نیاز هست. 

 

کاراکترپردازی

کاراکترهای داستان با ویژگی‌هاشون شناخته می‌شن و باورپذیری رو بالا میبرن.

واکنش‌هایی مثل خشم و نفرت و... برای انسا‌ن‌ها طبیعی هست.

نویسنده برای واقعی نشون دادن کاراکترها بهتره:

☘️1.کاراکترها رو طوری بنویسه که در برابر رفتارهاشون ثبات داشته باشن.

مثلاً در رمان شما راستین از حسام بدش می‌اومد و این رو در رفتار خشمگینانه‌اش نشون می‌داد.

☘️2. کاراکترها به خاطر کارهایی که انجام میده انگیزه مناسبی داشته باشه.

در رمان شما، انگیزه‌های قاتل هنوز مشخص نیست.

انگیزه‌ی راستین و همکاراش برای پیدا کردن قاتل ستودنیه.

یا

تغییر رفتار راستین و فرافکنی خشمش به سمت همسرش که عاشقشه فقط به‌ خاطر اون نامه.

 

فضاسازی

صحنه‌هایی که اهمیت بیشتری در رمان دارن باید بیشتر توصیف بشن.

فضاسازی هم مثل توصیفات مکان باید بین خطوط پخش بشن و مخاطبان رمانتون رو دچار سر درگمی نکنن.

فضاسازی رمان شما عالی بود و کم کاری نداشتید، فقط قسمتی که قتل سوم اتفاق می‌افته و قاتل از دور داره صحنه‌ی قتل رو نگاه می‌کنه و پوزخند می‌زنه باید بیشتر نوشته می‌شد.

به پونزده طبقه بودن ساختمون اشاره کردید و چیز دیگه ای نبود تا بیشتر با صحنه آشنا بشیم.( مخصوصاً صحنه قتل).

 

صحنه پردازی

چهار عنصر اصلی صحنه عبارتند از:

هدف، مانع، تلاش، نتیجه.

☘️کاراکتر در تمامی صحنه‌ها هدف داشته باشه.

برای مثال راستین عصبانی می‌شه و به مغازه پرهام برمی‌گرده، هدفش اون خانم شیک پوش بوده و بعد این‌که شکش به اون خانم برطرف می‌شه صحنه رو ترک می‌کنه.

☘️مانع

شخصیت در راه رسیدن به اهداف خودش به موانعی می‌خوره و رسیدن به هدف رو دچار مشکل می‌کنه.

راستین و امیرپارسا با مانع بزرگی به نام قاتل سریالی سر و کار دارن و خیلی می‌خوان بدونن چرا اون این قتل‌ها رو انجام میده!

☘️تلاش

کاراکتر برای رسیدن به هدف باید موانع رو از سر راهش برداره.

مثلاً در رمان شما راستین برای پیدا کردن مجرم، چندین بازجویی رو انجام می‌ده، نامه‌ها رو بررسی می‌کنه، گوشی هک می‌کنه، صحنه جرم و وجود خالکوبی و نبود انگشتان شست رو بررسی می‌کنه تا به یک نتیجه‌ی درست برسه.

☘️نتیجه

کاراکتر با از میان برداشتن موانع به نتیجه دلخواه می‌رسه.

هنوز این اتفاق در رمان شما رخ نداده.

 

روایت

روایت دارای فلش بک و تلخیص هست.

زمانی از فلش بک استفاده می‌شه که بخش مهمی از اطلاعات در مورد داستان داخل همین فلش بک‌ها نهفته باشه.

فلش بک خیلی زیادی برای نوشتن در رمانتون مشاهده نشد. 

جز اون قسمتی که حسام جون آنیسا رو نجات میده. 

تلخیص هم برای زمانی هست که نویسنده نمی‌خواد پردازش دقیقی انجام بده. 

تلخیص‌ها سیر رمان رو متعادل می‌کنن. 

مثلاً چطور رسیدن راستین به سر صحنه‌ی قتل توسط شما تلخیص شده بود اما برخی قسمت‌ها به تلخیص نیاز داشت. 

دیالوگ و بدنه رمان

دیالوگ‌ها هیچ مشکلی نداشتن با علامت دیالوگ از مونولوگ جدا شده بودن. 

اندازه دیالوگ ها متناسب بود و استاندارد. 

توصیفات قبل دیالوگ‌ها به جا و مناسب بود. 

قلم نویسنده

کلماتی که توسط شما به کار برده شده بود گاهی سطحی و گاهی بسیار زیبا نگارش شده بودند. البته درستش همینه که از کلمات سخت استفاده نکنید. 

اندازه‌ی حملات متناسب و استاندارد بود و مشکلی نداشتن. 

افعالی که استفاده شده بود متنوع بود و زیبایی قلم شما رو اثبات می‌کرد. 

 

آرایه‌ها

آرایه‌ها هم وجودشون در رمان به زیبایی محتواش کمک می‌کنه. 

آرایه‌ها در رمان شما مخصوصاً قسمت‌های حس آمیزی‌ها بسیار زیبا و تاثیرگذار بودند. 

 

تکرار

برخی جملات دارای لغات تکرار بود که در این‌جا ذکر می‌شن:

☘️یاسر به دست اشاره‌ای به پله‌های مرمری انتهای سالن کرد و گفت:

(وجود دو تا کلمه‌ی «به» پشت سر هم به اشتباه)

 یاسر با دست اشاره‌ای...

 

☘️اطراف سالن نیز، پر از راهرو‌های طولانی و پر اتاق بود.

وجود کلمه‌ی « دو» در این جمله جایز نیست.

 

☘️کمی بین ریشش را خاراند و با جمع کردن چهره‌اش کمی فکر کرد!

 

وجود دو تا کلمه‌ی «کمی».

 

☘️صدایش زمزمه‌اش که تاریخ پرونده‌ها را می‌خواند در اتاق می‌پیچد

 

وجود دو حرف اضافه‌ی « اش».

 

☘️روی ظرف کریستال روی میز، دستکش لاتکسی بیرون آورد و در دست کرد.

وجود دو حرف « روی». 

 

☘️راستین به تقلید از علی‌رضا، دست‌کشی در دست کردن و تلفن را در دست گرفت.

جز غلط تایپی کردن، وجود دو کلمه‌ی « دست» با فاصله‌ی بسیار کم. 

 

☘️وجودش، وجدان کاری‌اش به کار افتاد

به جز این‌که این جمله معنای خاصی نداشت. وجود حرف اضافه‌ی « اش» بسیار اشتباه بود و از زیبایی محتوا کاسته.

 

☘️پوزخندی بر گوشه لبش نشست. صدای‌اش را کمی ترسناک کرد و با لحنی دستوری، فریاد زد:

وجود حرف اضافه‌ی «اش».

☘️سر در برگه‌های در دستشان بردند! به سمت امیر رفت و به آرامی... 

معنای جمله‌ی اول اصلاً مشخص نیست و وجود « در» با فاصله کم از هم.

 

☘️محمدیان، قامت خسته‌اش را صاف کرد و جعبه در دستش را صاف کرد

وجود جمله‌ی (صاف کرد).

 

☘️وجود دوربین‌های هک شده شرکتش خبر نداشت؛ خندید. در ذهنش خندید.

ذکر دو باره‌ی «خندید».

 

☘️فقط کمی در کار او که کنجکاوی می‌کرد که اتفاقی رخ نمی‌داد.

دو تا «که».

 

☘️عینک ظریف و زنگاری‌اش بر روی دماغ عقابی‌اش نشسته.

تکرار کلمه‌ی «اش».

☘️هرحال هرکسی روزی دارد و هرکس سرنوشتش جدا نوشته شده است و سرنوشت محمد لنگ شدن در جوانی و دور شدن از شغل مورد علاقه‌اش بود.

 

تکرار کلمه‌ی سرنوشت

 

☘️ خب، بارون خیلی زیاد بود، صورتش هم با ماسک پوشونده بود!

 

تکرار «بود» در دو جمله

 

☘️راستین بدون توجه به مرد، از اتاق خارج شد و به سمت اتاق تیم به راه افتاد.

تکرار کلمه‌ی «اتاق». 

☘️ اصول درست‌نویسی

غلط‌های املایی و عدم رعایت علایم نگارشی در برخی جملات در این قسمت ذکر می‌شن:

ماهم تمام توانمون رو، روی این پرونده می‌ذاریم!

بین کلمه‌ی «ما» و « هم» ویرگول نیازه.

 

پیچیدگی پرونده‌های در دست و دلنگرانی برای خانواده‌اش اللخصوص پریا.

غلط املایی

دل‌نگرانی

علی الخصوص

ورودش اصلا به چشم کسی نیامد. 

اصلاً همیشه تنوین می‌گیره.

 

همانطور که مرد درگیر ثبت نام او در لیست ورود و خروج‌های روز بود.

همان‌طور، نیم فاصله می‌گیره.

نکه

نه‌ که...

کادر شوهرش زنی مهربان بود

وجود غلط تایپی

کادر همون مادر.

درخت‌هاس میوه تنها جامعه‌ای مندرس از برگ‌های زرد رنگ بر تن داشت.

(درخت‌های

جامعه نه جامه‌ای) 

 

دستش به جایی برای حل این پرونده بند نبود؛ پس برای مدتی آن را رها می‌کرد و پی پرونده فالگیر را می‌گرفت شاید که به نتیجه دلخواهش برسد.

عدم هماهنگی بین فعل جمله اول و افعال دوم و سوم.

نبود 👈ماضی

می‌کرد و می‌گرفت👈ماضی استمراری

 

راستین نه فرصت آرام صحبت کردن را داشت و نه اعصابش را!

جمله اشتباه نوشته شده و فعل جمله غلطه.

جلوتر از امیر پارسا، خود را به اتاق شنوت رساند.

منظور از اتاق شنوت همون اتاق شنوده؟

 

هدفمندی پارت‌ها

پارت ها باید در سیستم بین سی الی چهل خط و در گوشی پنجاه الی شصت خط باشه.

پارت‌های رمان شما تقریباً استاندارد بود.

پارت‌ها هدف‌ خاصی رو دنبال نمی‌کرد و به هم مربوط بودن.

☘️ممنوعه‌ها و رعایت شرع اسلامی:

در پارت پنجم بوسه از پیشانی ممنوعه هست. 

داستان چون زیاد روی عاشقانه تمرکز نداشته ‌‌‌‌؛ صحنه‌های ممنوعه خیلی خیلی کم هست. 

@ SARAM

  • تشکر 2
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.
 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...