رفتن به مطلب

معرفی و نقد رمان اِبِل | متین خانی کاربر انجمن نودهشتیا


 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

نویسنده : متین خانی 

نام رمان : ابل 

ژآنر  : عاشقانه  - تاریخی 

ابل فرزند اسفندیار پهلوان بزرگ شهر بود که   که نه جرئت او به پدرش رفته بود ونه هیکلش  تمام شهر ابل را به  سخره میگرفتند حاکم آگوستیک دختری زیبا چهره داشت   داستان از اینجا شروع می شود که  ابل  در یک نگاه یک دل نه صد دل عاشق آنیتا میشود  اما مسئله اصلی  این است که حاکم به همین راحتی دختر به هر کسی نمیدهد آن هم پسر لاغر و ریقویی که حتی نمی تواندسطل آب را حمل کند پادشاه شرطی برای ازدواج میگذارد که ...

سرگشته  ترین کشتی دریای زمانم                                     می کوچم و در رهگذرم اسکله ای نیست 

ویرایش شده توسط مدیر منتقد
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

2 ساعت قبل، KMATIN گفته است:

نویسنده : متین خانی 

نام رمان : ابل 

ژآنر  : عاشقانه  - تاریخی 

ابل فرزند اسفندیار پهلوان بزرگ شهر بود که   که نه جرئت او به پدرش رفته بود ونه هیکلش  تمام شهر ابل را به  سخره میگرفتند حاکم آگوستیک دختری زیبا چهره داشت   داستان از اینجا شروع می شود که  ابل  در یک نگاه یک دل نه صد دل عاشق آنیتا میشود  اما مسئله اصلی  این است که حاکم به همین راحتی دختر به هر کسی نمیدهد آن هم پسر لاغر و ریقویی که حتی نمی تواندسطل آب را حمل کند پادشاه شرطی برای ازدواج میگذارد که ...

سرگشته  ترین کشتی دریای زمانم                                     می کوچم و در رهگذرم اسکله ای نیست 

لینک صفحه اصلی رمان رو در اطلاعات قرار بدید لطفا

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام دوست عزیزم وقتت بخیر!

خیلی برای نقد کردنت زوده چون فقط دو پارت کوتاه گذاشتی، اما میتونم یه نظر اولیه بدم که شاید در ادامه ی راه کمکت کنه.

اول اینکه خیلی خوشحالم که یه نویسنده ی پسر می بینم که قلم و ذوق بالایی داره. ذوقت از کلماتت مشخصه.

اما بریم سر نقد؛ به صورت موردی میگم که بتونی تفکیک کنی و یکی یکی بهشون بپردازی:

1) ایده ی رمانت خوب بود. تا حالا اسم ابل رو نشنیده بودم. بر اساس یه واقعه ی تاریخیه؟ اگه اینطوره، واقعا واقعه ی جالبی رو گلچین کردی! چیزی که کمتر کسی شنیده و دربارش میدونه.

2) سرعت نوشتنت، خیلی بالاست! این سبک نوشتن بیشتر مختص داستان کوتاه یا حتی داستانکه! حتی برای اون ها هم باز نیاز به توصیف بیشتریه! خیلی سریع تو پارت اول وارد ماجرا شدی و بسم الله! ابل رفت فلان جا و شروع شد. سرعت روایتت رو کمتر کن. رمان نیاز به شخصیت پردازی داره؛ نیاز به توصیف احساس داره. رمان فقط روایت نیست. توصیفات و شخصیت پردازی رو تقریبا نادیده گرفتی.

3) از نکات نگارشی اصلا استفاده نمیکنی. خیلی جاها حس میکردم به اندازه ی ده خط جملت طول میکشه و این اذیتم میکرد. در حالی که اگه از نقطه و ویرگول و نقطه ویرگول استفاده کنی، خیلی قلمت شکیل تر و روان تر میشه.

4) مکان ها و اتفاقات رو اول تعریف کن! خواننده رو باهاشون پیش ببر! الان من تقریبا هیچی از این شرطه که ابل قبول کرده متوجه نشدم. توضیح زیاد، درسته خوب نیست ولی خواننده باید به یه پیش زمینه ای برسه و کنجکاو بشه. وقتی تماما ندونه چخبره، خب کنجکاو هم نمیشه. مثلا آب و تابش بده که این قربانی کردن و قوانینی که داره چه شکلیه و اگه ترسناکه، خواننده رو واقعا بترسون! کاری کن باور کن ابل تو چه دردسری افتاده!

این نکات به ذهنم رسید. موفق باشید عزیز!

:1025:

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام ممنون که وقت گذاشتین حتما سعی میکنم این موارد رو رعایت کنم ❤️

@ Ali_He

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...