رفتن به مطلب

معرفی و نقد رمان دی اِم تی | sogol کاربر انجمن نودهشتیا


 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

  • خبرنگار

 

 

ویرایش شده توسط So.Bloom
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 3 هفته بعد...

سلام♡

شروع رمانتون خیلی خوب و قوی بود و همین باعث شد تا ادامه رو با کنجکاوی بخونم. 

در کل رمانتون واقعاً قشنگ بود و من خیلی خوشم اومد🌷

اسم رمانتون قشنگ و جالبه اما یه نکته ای که وجود داره اینه که من توی خلاصه هیچ اثری از عشق ندیدم و فکر میکنم حداقل کمی عاشقانه هم باشه بد نیست، این نظر منه عزیزم و باز هم خود شما بهتر میدونید.

در کل خیلی خوب بود اما یه چیز دیگه هم هست و اونم اینه که مثلاً صحنه‌ی توی فرودگاه و یا وقتی که آرش اجازه‌ی سفر رو به دخترش داد رو می‌تونستید کمی خلاصه تر نشون بدید تا خواننده حوصله‌اش سر نره🙂

به هر حال که عالی بود و امیدوارم موفق باشید.💖

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • خبرنگار
5 دقیقه قبل، h.noora گفته است:

سلام♡

شروع رمانتون خیلی خوب و قوی بود و همین باعث شد تا ادامه رو با کنجکاوی بخونم. 

در کل رمانتون واقعاً قشنگ بود و من خیلی خوشم اومد🌷

اسم رمانتون قشنگ و جالبه اما یه نکته ای که وجود داره اینه که من توی خلاصه هیچ اثری از عشق ندیدم و فکر میکنم حداقل کمی عاشقانه هم باشه بد نیست، این نظر منه عزیزم و باز هم خود شما بهتر میدونید.

در کل خیلی خوب بود اما یه چیز دیگه هم هست و اونم اینه که مثلاً صحنه‌ی توی فرودگاه و یا وقتی که آرش اجازه‌ی سفر رو به دخترش داد رو می‌تونستید کمی خلاصه تر نشون بدید تا خواننده حوصله‌اش سر نره🙂

به هر حال که عالی بود و امیدوارم موفق باشید.💖

 

سلام عزیزدلم. مرسی از اینکه وقتت رو پاش گذاشتی👀🧡🧡🧡🧡سعی می کنم روی خلاصه و اون  جاهایی که گفتی رو کار کنم^^😊💚یک دنیا ممنون.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در ۱۴۰۱/۴/۱۴ در ۱۶:۵۳، So.Bloom گفته است:

 

 

سلام 

 

نویسنده عزیز :classic_biggrin:

 

منم از امشب شروع به خوندن رمانتون می کنم 

 

امیدوارم. 

همیشه  در تمامی کارهاتون موفق باشید  مثل نویسندگی:1025:

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • خبرنگار
15 دقیقه قبل، شمیم۰۰۹۸ گفته است:

سلام 

 

نویسنده عزیز :classic_biggrin:

 

منم از امشب شروع به خوندن رمانتون می کنم 

 

امیدوارم. 

همیشه  در تمامی کارهاتون موفق باشید  مثل نویسندگی:1025:

ممنونمم شمیمِ عزیزمم😍❤امیدوارم خوشت بیاد😊🧡

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

1 ساعت قبل، So.Bloom گفته است:

سلام عزیزدلم. مرسی از اینکه وقتت رو پاش گذاشتی👀🧡🧡🧡🧡سعی می کنم روی خلاصه و اون  جاهایی که گفتی رو کار کنم^^😊💚یک دنیا ممنون.

خواهش می‌کنم عزیزم🌷💖

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

۱۵ دقیقه قبل، So.Bloom گفته است:

ممنونمم شمیمِ عزیزمم😍❤امیدوارم خوشت بیاد😊🧡

:8:انرژی زیاد تقدیم بهت برای پارت ها زیبای  که‌خواهی گذاشت

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 2 هفته بعد...

نگاه ترکیبِ اسمو!

نگاه دلنواز گنگو:905:

نگاه ابهت مردو (سیاه‌پوشو میگم!)

دی ام تی خش می‌ندازه قلبو!

رمانت عشق است دادا دستخوش!

سعی کن بدی یه پایان خوش

..... (بابا نگین از استیج بیا پایین کر شدیم!)

میکروفون را پایین انداخت و با قدم‌هایی که از روی حرص به روی زمین می‌کوبید از پله‌های استیج یکی یکی پایین آمد و با خشم گفت: «اصلاً شما لیاقت خوندن منو ندارین بی‌لیاقت‌ها!»

بله! سوگل خانوم من بعد از مدت ها انتظار اومدم! (خوش اومدم😂) نگین اومدههههه! خوش اومدههههه! با نقد اومدههههه!

 

نقاط قوت و مثبت:

بابا آرش‌شونو دوس دارم (این الان نقطه‌ی قوت بود؟) تو دخالت نکن!

خب، چیزی که نگین روش خیلی حساسه تنها دو چیزه!

سیر رمان و توصیفات!

یعنی اگه سیر تند و کند باشه یا توصیفات خیلی کم یا خیلی زیاد باشه سر نویسنده رو توی نقد، زده بدون!🔪🩸 این داستان: نگینِ ترسناک

رمانت از یه رمان تراژدی با داستان ضعیف (البته ناراحت نشی‌ها) تبدیل شده به یک رمان قوی با داستانی متفاوت. (این همون چیزی بود که می‌خواستم!)

آخه فدای اسم خفنت من بشم! گمون نکنم اسمی خفن‌تر از این دیده باشم:")


 

نقاط ضعف و منفی:

راستش این موضوع کمه ولی توی پارت اول دلنواز خیلی سریع با دیدن مرد سیاهپوش مثل فیلما گفت: (لاو یو فادِر، گودبای فوراِوِر):103:

خب آقا دیگه نمیشه این ناامیدی هنوز به سقف نرسیده به کف برسه! این باعث شد دیالوگ رو ضعیف جلوه بده و ترس دلنواز رو زیادی خشک و بی‌حس نشون بده!

چون همه چیز رمان ردیف بود، دیگه عنوان و بقیه رو نگفتم! چون منهدم خوندی دی‌ام‌تی خوندم، همیشه منهدم بخون تا همیشه دی‌ام‌تی بخونم ^^ (ببین خوندن باس متقابل باشه😂💔)

منتظر پارت‌های دیگه‌ات هستم، قلمت تا ابدِ ابد مانا!

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • خبرنگار
۲۳ دقیقه قبل، Gemma گفته است:

نگاه ترکیبِ اسمو!

نگاه دلنواز گنگو:905:

نگاه ابهت مردو (سیاه‌پوشو میگم!)

دی ام تی خش می‌ندازه قلبو!

رمانت عشق است دادا دستخوش!

سعی کن بدی یه پایان خوش

..... (بابا نگین از استیج بیا پایین کر شدیم!)

میکروفون را پایین انداخت و با قدم‌هایی که از روی حرص به روی زمین می‌کوبید از پله‌های استیج یکی یکی پایین آمد و با خشم گفت: «اصلاً شما لیاقت خوندن منو ندارین بی‌لیاقت‌ها!»

بله! سوگل خانوم من بعد از مدت ها انتظار اومدم! (خوش اومدم😂) نگین اومدههههه! خوش اومدههههه! با نقد اومدههههه!

 

نقاط قوت و مثبت:

بابا آرش‌شونو دوس دارم (این الان نقطه‌ی قوت بود؟) تو دخالت نکن!

خب، چیزی که نگین روش خیلی حساسه تنها دو چیزه!

سیر رمان و توصیفات!

یعنی اگه سیر تند و کند باشه یا توصیفات خیلی کم یا خیلی زیاد باشه سر نویسنده رو توی نقد، زده بدون!🔪🩸 این داستان: نگینِ ترسناک

رمانت از یه رمان تراژدی با داستان ضعیف (البته ناراحت نشی‌ها) تبدیل شده به یک رمان قوی با داستانی متفاوت. (این همون چیزی بود که می‌خواستم!)

آخه فدای اسم خفنت من بشم! گمون نکنم اسمی خفن‌تر از این دیده باشم:")


 

نقاط ضعف و منفی:

راستش این موضوع کمه ولی توی پارت اول دلنواز خیلی سریع با دیدن مرد سیاهپوش مثل فیلما گفت: (لاو یو فادِر، گودبای فوراِوِر):103:

خب آقا دیگه نمیشه این ناامیدی هنوز به سقف نرسیده به کف برسه! این باعث شد دیالوگ رو ضعیف جلوه بده و ترس دلنواز رو زیادی خشک و بی‌حس نشون بده!

چون همه چیز رمان ردیف بود، دیگه عنوان و بقیه رو نگفتم! چون منهدم خوندی دی‌ام‌تی خوندم، همیشه منهدم بخون تا همیشه دی‌ام‌تی بخونم ^^ (ببین خوندن باس متقابل باشه😂💔)

منتظر پارت‌های دیگه‌ات هستم، قلمت تا ابدِ ابد مانا!

سلام گوگولی من.. اشک شوقققققق...بالاخرهه🥲🤌🏻😔😂😂😂

مرسی مرسی مرسی که خوندی و نقد کردی:706:اره پارت اول رو باید یه دور ویرایش کنم‌😔😂😂💃🏼💃🏼

ولی ولی دمت خیلی جیز 💚💚

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر سرپرست

سلام سلام

من آمده‌ام تورا ببینم بروم:FALLEN_01:

نه حالا البته یه نقد ریز هم میزنم:classic_biggrin:

خب توصیفاتتو دوس داشتم نه زیاد بود نه کم و این یک نقطه‌ی قوت است

یه توصیه دارم بت

اگه میخای احساساتی مث‌ ترس را اضطراب رو توضیح بدی ، مثلا به جای این که از زبون شخصیت اصلی بنویسی استرس داشتم یا وحشت کردم( یا در‌مورد این رمان جای اینکه بنویسی وحشت کرد و...) میتونی علائمی که نشون میده یه نفر ترسیده یا استرس داره ( مث به سختی فرو بردن آب دهان و...) رو هم درکنارش بیاری( مقصود اینه که کاملا اون کلمه‌ رو حذف نکنی فقط این مسائل رو هم بهش اضافه کنی) تا به زیبایی های ادبی رمانت اضافه کنه

امیدوارم موفق باشی+_+ 

قلمت سبز💚

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • خبرنگار
۱۱ دقیقه قبل، سارا رئیسی گفته است:

سلام سلام

من آمده‌ام تورا ببینم بروم:FALLEN_01:

نه حالا البته یه نقد ریز هم میزنم:classic_biggrin:

خب توصیفاتتو دوس داشتم نه زیاد بود نه کم و این یک نقطه‌ی قوت است

یه توصیه دارم بت

اگه میخای احساساتی مث‌ ترس را اضطراب رو توضیح بدی ، مثلا به جای این که از زبون شخصیت اصلی بنویسی استرس داشتم یا وحشت کردم( یا در‌مورد این رمان جای اینکه بنویسی وحشت کرد و...) میتونی علائمی که نشون میده یه نفر ترسیده یا استرس داره ( مث به سختی فرو بردن آب دهان و...) رو هم درکنارش بیاری( مقصود اینه که کاملا اون کلمه‌ رو حذف نکنی فقط این مسائل رو هم بهش اضافه کنی) تا به زیبایی های ادبی رمانت اضافه کنه

امیدوارم موفق باشی+_+ 

قلمت سبز💚

سلام عزیزجان😁💙مرسی  که خواندی و ممنون بابت توصیه ت.

حتما از این به بعد ازش استفاده می کنممم:classic_blush:

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 4 هفته بعد...
در ۱۴۰۱/۴/۱۴ در 16:53، So.Bloom گفته است:

 

 

اسم رمان خودش به تنهایی کنجکاوی آدم رو قلقلک می ده؛ اما پارت اول ترس برم داشت😱 یه لحظه خودم رو جا دختره داشتن قالب تهی کردم، نوشتنت خیلی خوبه توصیف اوضاع خونه و حال شخصیت خیلی زیبا بیان شده و از کلمات جذاب برای ارتباط بین کلمات به کار بردی❤️🤩

قلمت مانا عزیز✍️🤍

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • خبرنگار
۱۱ دقیقه قبل، زهرااسبان گفته است:

اسم رمان خودش به تنهایی کنجکاوی آدم رو قلقلک می ده؛ اما پارت اول ترس برم داشت😱 یه لحظه خودم رو جا دختره داشتن قالب تهی کردم، نوشتنت خیلی خوبه توصیف اوضاع خونه و حال شخصیت خیلی زیبا بیان شده و از کلمات جذاب برای ارتباط بین کلمات به کار بردی❤️🤩

قلمت مانا عزیز✍️🤍

ممنونم زهرای قشنگم. مرسی که خوندی^^💙💙😍😍🙏🏼🙏🏼خوشحالم که خوشت اومده عزیزدلمم😉🌻🫂

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام عزیز

رمانت رو دارم می خونم و واقعا از خوشم اومد امیدوارم که همچنان موفق باشی و ادامه بدی.

توی پارت 5 برخی از نکات دیالوگ نویسی که باید بره پاراگراف بعد و این طور چیزها رو رعایت نکردی که درست کن و جمله اخر پارت 5 هم یکم اشکال داشت اونم اوکی کن.

ببخشید که ایراد می گیرم همون اول کاری با این که پارت زیادی هم نخوندم.

 حتما از لذت می برم از رمانت و امیدوارم که همچنان بهترین باشی.

 

ویرایش شده توسط برهون
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 4 ماه بعد...

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...