• تشکر 1
  • هاها 2
رفتن به مطلب

چیشد که با انجمن نوهشتیا آشنا شدید؟


Ati.Editor
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

خب، عنوان  رو بخونید دیگه نیازی به توضیح نیست، فقط بگید چجوری با انجمن آشنا شدید؟ چی باعث شد؟ چی و کی آشناتون کرد، کجا دربارش خوندید و...فقط بگید چجوری؟:classic_huh:

20220709_005723_qj35_rtud.jpg

روایتی از یک قتل، همراه با هزاران مضنون
{آخرین تکه مفقود شده}
برای دسترسی به رمان، در پیوی یا نمایه درخواست ارسال کنید!

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • سانسورچی

یادمه سال ۹۲ به بعد که دوران دبستان بودم و مغزم واسه خوندن و نوشتن انشا و داستان دیگه آماده شده بود، یه روز لپ تاپ خواهرمو که اونموقع دانشجو بود رو برداشتم داخلش کنجکاوی کردم!( تاکید میکنم کنجکاوی نه فضولی:classic_sleep:) دو تا فولدر داشت به اسم نودهشتیا یک و دو که نزدیک ۱۰۰ تا رمان سیو کرده بود.

سال پنجم اجازه‌ی خوندن اونا بهم داده شد یادمه اولین رمانایی که خوندم گناهکار و تقاص و آبی به رنگ احساس من بودن که اونموقع خیلی طرفدار داشتن!

خلاصه همون روزا به خودم قول دادم یه روز منم بشم یکی از نویسنده‌ی رمانایی که اسمم بره روی پی دی اف و جلد یه کتاب:)

spacer.png

دَر جَهاٰنِ تُهی اَزْ عِشْق نِمیماٰنَمْ چُون
دَر جَهاٰنِ تُهی اَزْ عِشْق نِمیباٰیَد زیست
دِهْخُداٰ تَجْرُبه عِشْقْ نَداٰرَد وَرْنَه
مَعْنیِ "مَرْگ" و "جُداٰییْ" بهْ یَقین هَرْدُو یِکیست

 عِشــــقـے در پَســتوــیِ آتــَشْ  و بـہ لـِطــﺂفــَتِ حــَریـــر

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

3 دقیقه قبل، Nilay07 گفته است:

یادمه سال ۹۲ به بعد که دوران دبستان بودم و مغزم واسه خوندن و نوشتن انشا و داستان دیگه آماده شده بود، یه روز لپ تاپ خواهرمو که اونموقع دانشجو بود رو برداشتم داخلش کنجکاوی کردم!( تاکید میکنم کنجکاوی نه فضولی:classic_sleep:) دو تا فولدر داشت به اسم نودهشتیا یک و دو که نزدیک ۱۰۰ تا رمان سیو کرده بود.

سال پنجم اجازه‌ی خوندن اونا بهم داده شد یادمه اولین رمانایی که خوندم گناهکار و تقاص و آبی به رنگ احساس من بودن که اونموقع خیلی طرفدار داشتن!

خلاصه همون روزا به خودم قول دادم یه روز منم بشم یکی از نویسنده‌ی رمانایی که اسمم بره روی پی دی اف و جلد یه کتاب:)

آبی به رنگ احساس من رمان قشنگی بود و فکر کنم دوجلدی بود!آره دیگه دو جلد داشت!خدا میدونه وقتی جلد دوم رو خالی خالی خوندم چه حسی داشتم، اصلا گیج شده بودم و در به در دنبال جلد اول می‌گشتم!

20220709_005723_qj35_rtud.jpg

روایتی از یک قتل، همراه با هزاران مضنون
{آخرین تکه مفقود شده}
برای دسترسی به رمان، در پیوی یا نمایه درخواست ارسال کنید!

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • سانسورچی
10 دقیقه قبل، Outis گفته است:

آبی به رنگ احساس من رمان قشنگی بود و فکر کنم دوجلدی بود!آره دیگه دو جلد داشت!خدا میدونه وقتی جلد دوم رو خالی خالی خوندم چه حسی داشتم، اصلا گیج شده بودم و در به در دنبال جلد اول می‌گشتم!

چقدر منی🗿😂

منم اول جلد دومو خوندم چون اونموقع بشدت اسم آبی به رنگ احساس منو شنیده بودم نه عشق و احساس منو. اصلا یه حالی داشتما

داستانو میخوندم کلا مغزم ارور میداد چیشده،یعنی برم جلوتر میفگن گذشته چه اتفاقی افتاده؟! اصلا از اینکه جلد اول داره بی خبر بودم فکرشم نمیکردم دو جلده باشه

spacer.png

دَر جَهاٰنِ تُهی اَزْ عِشْق نِمیماٰنَمْ چُون
دَر جَهاٰنِ تُهی اَزْ عِشْق نِمیباٰیَد زیست
دِهْخُداٰ تَجْرُبه عِشْقْ نَداٰرَد وَرْنَه
مَعْنیِ "مَرْگ" و "جُداٰییْ" بهْ یَقین هَرْدُو یِکیست

 عِشــــقـے در پَســتوــیِ آتــَشْ  و بـہ لـِطــﺂفــَتِ حــَریـــر

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

17 دقیقه قبل، Nilay07 گفته است:

چقدر منی🗿😂

منم اول جلد دومو خوندم چون اونموقع بشدت اسم آبی به رنگ احساس منو شنیده بودم نه عشق و احساس منو. اصلا یه حالی داشتما

داستانو میخوندم کلا مغزم ارور میداد چیشده،یعنی برم جلوتر میفگن گذشته چه اتفاقی افتاده؟! اصلا از اینکه جلد اول داره بی خبر بودم فکرشم نمیکردم دو جلده باشه

همزادم شدیی!😂

20220709_005723_qj35_rtud.jpg

روایتی از یک قتل، همراه با هزاران مضنون
{آخرین تکه مفقود شده}
برای دسترسی به رمان، در پیوی یا نمایه درخواست ارسال کنید!

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اینجا هست دیگه:))البته قبلش هم چندتایی از پی دی اف‌های انجمن رو خونده بودم خیلی از رمان‌ها مال همینجا بودن.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سه چهار هفته بعد از اینکه کرم نوشتن افتاده بود تو ذاتم گشتم ببینم کلاسی سمی زهری تو چیزی...

بعد فهمیدم یه سری انجمن هست تو اینترنت و از این جور حرفا :|

دیدم فضاش هم خوشگله ثبت نام کردم :))

ولی تا سه ماه بعد یاد نگرفتم اصلا چی هست🤣🐟

در تلالو ثانیه ها، سایه هارا در آغوش گرفته‌ام.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

5 ساعت قبل، Outis گفته است:

خب، عنوان  رو بخونید دیگه نیازی به توضیح نیست، فقط بگید چجوری با انجمن آشنا شدید؟ چی باعث شد؟ چی و کی آشناتون کرد، کجا دربارش خوندید و...فقط بگید چجوری؟:classic_huh:

یادمه دوسال قبل بود حدودا ۱۳ سالم بود تازه تو خط رمان افتاده بودم یه رمان خوندم که طنز بود مثلا ولی خیلی کلیشه ای بود  دانشجو های شیطون بود یا همچین چیزی بود یادم نیست.اون موقع خیلی دوسش داشتم ولی الان می‌‌بینم اصلا خوب نبود😂بعدشم چندتا رمان از این انجمن خوندم ولی امسال عضو انجمن شدم برای پی‌‌دی اف شدن رمان هام

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • سانسورچی
11 ساعت قبل، Outis گفته است:

همزادم شدیی!😂

😂نمردم و همزادمم توی انجمن پیدا کردم!

spacer.png

دَر جَهاٰنِ تُهی اَزْ عِشْق نِمیماٰنَمْ چُون
دَر جَهاٰنِ تُهی اَزْ عِشْق نِمیباٰیَد زیست
دِهْخُداٰ تَجْرُبه عِشْقْ نَداٰرَد وَرْنَه
مَعْنیِ "مَرْگ" و "جُداٰییْ" بهْ یَقین هَرْدُو یِکیست

 عِشــــقـے در پَســتوــیِ آتــَشْ  و بـہ لـِطــﺂفــَتِ حــَریـــر

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

بس رمان هاشو خوندن😐

 

  

💫💫

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خوندن مصاحبه هما‌ پور اصفهانی

ویرایش شده توسط حـدیث
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 4 هفته بعد...
  • 2 هفته بعد...
در ۱۴۰۱/۴/۱۶ در 05:13، Ati.Editor گفته است:

خب، عنوان  رو بخونید دیگه نیازی به توضیح نیست، فقط بگید چجوری با انجمن آشنا شدید؟ چی باعث شد؟ چی و کی آشناتون کرد، کجا دربارش خوندید و...فقط بگید چجوری؟:classic_huh:

از طریق رمان دلبر بلاگردان 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 1 ماه بعد...
در ۱۴۰۱/۴/۱۶ در 05:13، Ati.Editor گفته است:

خب، عنوان  رو بخونید دیگه نیازی به توضیح نیست، فقط بگید چجوری با انجمن آشنا شدید؟ چی باعث شد؟ چی و کی آشناتون کرد، کجا دربارش خوندید و...فقط بگید چجوری؟:classic_huh:

با یه رمان شروع شد :103:

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سال ۹۲ بود رمانهای  فرشته ۲۷ خونده بودم یکی از نویسنده هایی بود که قلمش برام جذاب بود متوجه شدم فعال در نودهشتیا هستن عضو شدم ولی چند سال بعد سایت کلا بروز رسانی شد مجبور شدم دوباره عضو بشم .

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

من کلاس هفتم بودم (یعنی6سال پیش) دخترخالم بهم پیشنهاد رمان داد گفت بخون. منم از اون موقع تاحالا لحظه ای نشده رمان خوندنو ول نکرده باشم. اما باسایت نودهشتیاهم پارسال اشنا شدم بسرم زد منم بنویسم که خب نتونستم و الان بازبرگشتم💙🙃

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • سانسورچی

فقط و فقط رمان... 

اکثر رمان های سطح پرفکت و پی دی افی که میخوندم مال انجمن نودهشتیا بودن. 

این شد که بالاخره تصمیم گرفتم بیام و خودمم فعالیت داشته باشم🙂🧡🤝🏻

Screenshot_20230119_162939_InShot.jpg

تو بیا یادم بده... 

ک چجوری می‌تونه سنگ باشه آدم دلش... 

کاش یادم بره:) 🥀

رمان:    نــــگـــــاهــــ تــــشــــنــــهــــ❤𝕜ⅈડડ

 

داستان: 🦋 ســـــــر در گــــــریـــبــــانـــــ🦋𝕜ⅈડડ

 

دلنوشته:خــاطـــــراتــــ یـــک پُـلُـوتـــویـی💜𝕜ⅈડડ

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...