• تشکر 1
  • هاها 2
رفتن به مطلب

کادیلاک | melika11 کاربر انجمن نودهشتیا


Melika11
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

اسم رمان: کادیلاک 

نویسنده: ملیکا ولی‌محمدی 

ژانر: عاشقانه، تراژدی 

خلاصه  در مورد دختری هست که خانوادش رو از دست داده. قبل از مرگ شریک پدرش، سرش کلاه گذاشته و پدرش ورشکست شده؛ همه‌ی داریشون رو از دست داده و حالا کلی طلبکار مونده که پارمیس باید پولشون رو بده. پسری میاد کمکش کنه که... و در ادامه اتفاق‌های خیلی جالبی می‌افته.

مقدمه: تو با قلب ویرانه من چه کردی؟ ببین عشق دیوانه من چه کردی در ابریشم عادت آسوده بودم تو با بال پروانه‌ی من چه کردی؟ ننوشیده از جام چشم تو مستم خمار است می‌خانه‌ی من چه کردی؟ مگر لایق تکیه دادن نبودم؟ تو با حسرت شانه‌ی من چه کردی؟ مرا خسته کردی خود خسته رفتی سفر کرده، با خانه‌ی من چه کردی؟ جهان من از گریه‌ات خیسه باران تو با سقف کاشانه‌ی من چه کردی؟ چه کردی؟ چه کردی! چه کردی...

ویراستار: @ Asali _mA

ناظر: @ برهون

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

1.jpg

سلام خدمت شما نويسنده ي گرامی، ضمن سپاس از انتخاب شما، ورودتان را خیر مقدم می‌گوییم

چنان‌ چه علاقه ای مبنی بر آشنایی بیشتر با قواعد رمان نویسی دارید؛ به این تالار مراجعه کنید:👇
https://forum.98ia2.ir/forum/17-آموزش-نویسندگی/

انجمن نودهشتیا در صدد بر آمده که رمان شما بی هیچ عیب و نقصی اصلاح گردد پس یک ویراستار همراه و یک راهنمای اولیه، برای شما در نظر گرفته ایم.

@مدیر راهنما

@مدیر منتقد

@مدیر ویراستار

به نکات زیر توجه کنید:👇
1. از نوشتن کلمات ممنوعه و هرگونه متن که موجب نقض اسلام شود، به شدت خوداری کنید.
2. قبل از ارسال پارت خود، یک دور مطالعه کنید و اشکالات نگارشی و املایی را رفع کنید.
3. از پرداختن به موضوع های کلیشه ای تا جایی که ممکن است دوری کنید.
4. پس از ارسال هر پارت، جهت ویرایش، به ویراستار خود اطلاع دهید.
5. اگر در بخشی از رمان نیاز مند کمک هستید، در تالار اتاق فکر نویسندگان تاپیک زده تا مدیران به هم اندیشی شما رسیدگی کنند.


درخشیدن و موفقیت را برای شما آرزومندیم. رضایت شما نویسنده ی فهیم موجب افتخار ماست.
اکنون رمان شما مورد تایید ما گردیده و قادر به پارت گذاری هستید.
🌹قلمتون مانا، یا علی.🌹
"تیم مدیریت نودهشتیا"

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 2 ماه بعد...

#کادیلاک 

#پارت3

 

 

درست می گفت لباس سیاه من هیچ چیز را تغییر نمی داد ولی ، من عادت کرده بودم حداقل دلم آروم می گرفت از روی میز آرایش ادکلانم رو برداشتم به گردنم مچ دستم و همه ی بدنم پاشیدم.

 

از توی آینه نگاهی به آدرینا کردم و بی حوصله لب زدم :

- بی خیال ، باید برم دیرم شده.

 

 بدون نگاه دیگه ای بهش در کشوم رو باز کردم و ساعتم را بیرون آوردم و دست کردم، تلفن همراه و بطری آب که روی میز بود را داخل کیفم گذاشتم و زیپ را کشیدم. 

 

کیفم را روی دوشم انداختم و بدون هیچ آرایشی از اتاق بیرون زدم ، بدون خداحافظی با آدرینا.

 

اطمینان خاطر داشتم که به فکرم بوده دوسم داشت به خاطر خودم بود که می گفت ولی هر دفعه این موضوع رو تکرار میکرد و با نه من مواجه می شد.

امروز باز هم تکرار کرده بود و من را عاصی از این حرف تکراری!

 

سمت جا کفشی رفتم در را باز کردم و کتونیم را بیرون آوردم و بستم ؛ روی زمین نشستم تا کتونیم رو پام کنم.

 

بند کتونی رو گره زده و بلند شدم کیفم را روی دوشم تنظیم کردم سمت در خونه رفتم دستم رو روی دستگیره گذاشتم و در را باز کردم که صدای آدرینا متوقفم کرد:

- بیا با ماشین من برو ، امروز جایی نمی رم یا با ماشین آروین برو ماشین نبرده.!

بدون ماشین سختم بود ولی ، غرورم اجازه نمی داد قبول کنم ؛ نمی تونستم دست خودم نبود. پس لب زدم :

- ممنون نمی خوام .

 

معترض وار لب زد:

- پارمیس ، لجبازی نکن. 

 

قدم برداشت و مقابلم ایستاد ، سوییچ را به سمتم گرفت و گفت:

- بیا اینم سوییچ .

 

ولی من باز هم قبول نکردم و لجبازی رو پیش گرفتم‌.

- گفتم که نمی خوام !

 

دستم را روی دستگیره گذاشتم و در را باز کردم و از خونه بیرون زدم.

 

                       ‌ ‌**

 

دست چپم را بالا اوردم و به ساعتم نگاه کردم یازده و ربع را نشون می داد پس ، وقت داشتم. می تونم با اتوبوس بروم ایستگاه اتوبوس سر کوچه بود .

@ Asali _mA

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...