• تشکر 1
  • هاها 2
رفتن به مطلب

درخواست نقد اولیه رمان یه جا شاید بهشت|سارا ایزدی کاربر کاربر انجمن نودهشتیا


sarah._.iz2004
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

سلام درخواست نقد اولیه رو داشتم

تعداد پارت:40

 

  • لایک 2
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

با سلام.

منتقد شما: @ Sepii

تاپیک رمان شما تا‌پایان نقد قفل خواهد شد.

از صبوری شما متشکرم🌹

تاریخ تگ: ۳۰ تیر

تاریخ اتمام نقد: ۱۰ مرداد

یاعلی!

  • لایک 1
  • تشکر 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 2 هفته بعد...
در ۱۴۰۱/۴/۳۰ در 02:16، مدیر منتقد گفته است:

با سلام.

منتقد شما: @ Sepii

تاپیک رمان شما تا‌پایان نقد قفل خواهد شد.

از صبوری شما متشکرم🌹

تاریخ تگ: ۳۰ تیر

تاریخ اتمام نقد: ۱۰ مرداد

یاعلی!

سلام تموم نشد

  • لایک 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

18 ساعت قبل، sarah._.iz2004 گفته است:

سلام تموم نشد

سلام به منتقدتون پیام دادم اگه پاسخگو نبودن عوضشون می‌کنم متاسفم🌹

  • لایک 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به علت پاسخگو نبودن‌منتقد، منتقد رو عوض می‌کنم بابت تاخیر به وجود اومده متاسفم🌹

منتقد شما: @ Gemma

تاپیک رمان شما تا‌پایان نقد قفل خواهد شد.

از صبوری شما متشکرم💕

تاریخ تگ: ۱۵ مرداد

تاریخ تحویل: ۲۳ مرداد

ویرایش شده توسط مدیر منتقد
  • لایک 2
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

(با سلام و عرض خسته نباشید به نویسنده‌ی عزیز)

 

❀ ️نقد اولیه رمان یه جا شاید بهشت❀

 

عنوان رمان

عنوان یا نام رمان دارای اهمیت زیادیه و نه تنها کلیشه‌ای بودنش در این بخش مشخص میشه بلکه باید با محتوای رمان و ژانر رمان هم همخوانی لازم رو داشته باشه. اسم‌های تکراری، ساختاری به اسم کلیشه می‌سازن و کلیشه‌نویسی منجر به کاسته شدن جذابیت رمان می‌شه. نام رمان طبق قوانین بهتره حداقل یک بخش و حداکثر چهار بخش باشه.

💮 نام رمان‌تون یک اسم چهار بخشیه و مطابق قوانینه. از نظر ساختار کلیشه، نام رمان‌تون کلیشه محسوب نمیشه اما، در رمان‌های دیگه ما شاهد اسم‌های شبیهی چون:

شرق بهشت

برزخ اما بهشت

از جهنم با بهشت

دالان بهشت
و ...

هستیم. پس کلمه هایی که برای عنوان رمان‌تون به کار بردین کلیشه‌ای هستند.

همون‌طور که گفتم نام رمان‌تون چهار بخشه که تشکیل‌دهنده یک جمله‌ست:

یه + جا + شاید + بهشت

نام رمان‌تون خوش لحن و خوش آواست. حالا به بررسی همخوانیش با اجزای رمان‌تون می پردازیم.

💮 همخوانی نام رمان با مقدمه و خلاصه:

همخوانی لازم رو داشت.

💮 همخوانی نام رمان با ژانر و محتوای رمان:

و در این بخشه که می‌تونم بگم اسم رمان‌تون می‌تونست زیباتر و زیرکانه‌تر انتخاب بشه. همون‌طور که در اوایل این بخش بهتون توضیحات لازم رو در رابطه با عنوان دادم. شما با توجه به هر سه ژانرتون، می‌تونستین صدها اسم زیبا به روی رمان‌تون بذارین. اسم‌هایی که با ژانر و صد البته محتوای رمان‌تون همخوانی‌ای بیشتری داشته باشن. اسم یه جا شاید بهشت، تنها با ژانر عاشقانه همخوانی داره. اما اسمی به عنوان مثال: نیلی آتوسای ایران، می‌تونه با هر سه ژانر رمان‌تون همخوانی داشته باشه و چکیده‌ای از محتوای کلی رمان‌تون باشه. البته این اسم تنها یک مثال برای ارتباط بیشترتون به این مسئله‌ست، نه هیچ چیز دیگه.

 

خلاصه رمان

 

هدف اصلی خلاصه رمان‌ها، معرفی کلی رمان و دادن یک تصویر کلی از اون چیزیه که نویسنده در کتاب آورده. داشتن یک خلاصه‌ی جذاب نشون‌دهنده‌ی سطح بالای قلم یک نویسنده‌ست. بهتره توی خلاصه چند مورد از اتفاقات جنجالی رمان نوشته بشه که در ذهن خواننده باعث ابهام و ایجاد گره بشه تا بیشتر به سمت رمان شما جذب بشه‌.

💮 خلاصه متعادل، «هر چه خلاصه متعادل تر باشه خواننده بیشتری رو جذب می‌کنه» شامل دو بخش کاملا هم‌اندازه‌ست و افراط در هر یک از اون‌ها باعث افت جذابیت میشه:

1. توضیحات: نکات دقیقی هستند که با دقت زیادی انتخاب میشن و همون نکات کلیدی هستند!

2. ابهام: مطالبی که در بین توضیحات دقیق، خواننده مبهم می‌مونه تا ذهن خواننده رو درگیر خود کنه!

💮 توضیحات:‌ شما در ابتدا در مورد دختر و مشخصات سن و رشته‌اش که ارتباط با داستان داره رو توضیح ساده داده بودین که کلیشه شده، متاسفانه. حتی اتفاق مهمی که باعث شروع رمان‌تون شد، می‌تونست زیباتر اداء بشه. نه تنها زیباتر، بلکه هیجان‌انگیزتر نوشته شه‌. می‌تونستین غیر از بیهوش شدن کاراکتون، یه اتفاق هیجان‌انگیز هم در رمان‌تون ذکر کنین مثلِ اومدن حکومت بابل و ولیعهدشون به دشستان، مثلِ فرار آبتین و نیلی از دست اون سه مرد و ... با استفاده‌ی این‌ها در خلاصه‌تون می‌تونستین بیشتر خواننده رو برای خوندن رمان‌تون کنجکاو و مشتاق کنین.

شما در خلاصه‌تون به این موضوع اشاره کردین که نیلی با شنیدن خبری ناگوار، بیهوش میشه و به گذشته برمی‌گرده در حالی که این اشتباه‌ست. نیلی کاملاً به هوشه و ناگهان با برخورد چیزی به کمرش به زمان کوروش برمی‌گرده، که البته دلیل این موضوع در رمان‌تون هنوز که هنوزه گره‌گشایی نشده.

 

💮 بررسی ابهام: ابهامی ندیدم.

 

💮 (اندازه خلاصه می‌بایست حداقل پنج خط و حداکتر ده خط باشه) که اندازه‌ی خلاصه‌ی شما مناسب بود.

💮 به کارگیری لغات جذاب و مناسب در خلاصه باعث جذب خواننده میشن و در خلاصه‌ی شما باید بگم می‌شد کلماتی زیباتر و کم‌شنیده‌تر جایگزین کلمات ساده و تکراری و پرشنیده بشن. به عنوان مثال مترادف کلمه‌ی جلوگیری: پیشگیریه. مترادف کلمه‌ی ناگوار: ناخوش‌آیند و ناپسنده. به نظرتون مترادف این کلمات انتخاب شده زیباتر هستن یا خود کلمات؟

 

 

مقدمه رمان

هر رمانی نیاز به یک مقدمه جامع و کامل داره، تا به طور خلاصه به خواننده بگه از خوندن این رمان چه نکاتی رو یاد می‌گیره و قصه قراره به چه صورت جلو بره.

💮 مقدمه رو به سه دسته تقسیم می‌کنند:
۱.یک شعر یا متن ادبی از یک شاعر یا نویسنده دیگه. ۲.یک قسمت جذاب از رمان(بیشتر از نقاط اوج یا قسمت‌هایی که دیالوگ ماندگار دارن استفاده میشه).
۳.مقدمه‌ای که خود نویسنده شروع به نوشتنش می‌کنه.

مقدمه شما از نوع سوم بود.

💮 اندازه مقدمه:
مقدمه نباید اون‌قدر کوتاه باشه که هیچ حسی رو به خواننده منتقل نکنه و نه اون‌قدر که خواننده از خوندنش خسته بشه اما اندازه‌ی مقدمه‌تون مناسب بود.

💮 بررسی همخوانی با ژانر، خلاصه و محتوای رمان:

همخوانی لازم رو داشت.

💮 زیبایی و جذابیت لغات در مقدمه:

اما مقدمه‌تون هم مثل خلاصه‌تون کلماتی ساده و تکراری داشت که پیشنهاد من به شما اینه از کلمات زیباتری رو درون مقدمه‌تون که یکی از مهم‌ترین اجزای رمان‌تونه، به کار بگیرین.

 

ژانر رمان

ژانر به معنای «نوع» و «گونه»‌ست و تعیین کننده نوع محتوای داستان‌ها و رمان‌‌هاست، پس بنابراین باید ژانرها همخوانی خوبی با محتوای رمان داشته باشن.
انواع ژانرها: عاشقانه، تراژدی، علمی/تخیلی، فانتزی، طنز، اجتماعی، جنایی، پلیسی، معمایی‌، تخیلی، ترسناک، تاریخی و مذهبی و... هستند.

ترتیب ژانر شما به این شکله:

تخیلی، عاشقانه، تاریخی

و این ترتیب بهتره در رمان‌تون حفظ بشه. بذارین بیشتر به بررسی این ژانرها بپردازیم.

 

💮 ژانر اول رمان‌تون: تخیلی

ژانر تخیلی، ژانر غلطیه و اگه اتفاقات رمان در کنار تخیل، به علم هم مربوط باشه در اون‌صورت می‌تونه به صورت علمی/تخیلی در رمان حضور داشته باشه. 

🔘  بهتره ژانر  غلط تخیلی در رمان‌تون با ژانر فانتزی تعویض بشه.  توضیح دوباره:

علمی/تخیلی: تخیلی که از علم سرچشمه بگیره.

فانتزی: چیزهایی غیرواقعی که در تخیلات نویسنده می‌گذره.

💮 ژانر دوم رمان‌تون: عاشقانه

در این ژانر، نویسنده داستان یک عشق رو به تصویر می‌کشه. در ژانر عاشقانه، رابطه‌های عاشقانه‌ای بین دو یا چند کاراکتر، رمان رو در بر می‌گیرن و جامه‌ی تلخ و شیرین عشق رو در روند رمان‌تون سر می‌کشن.

🔘 حس‌هایی توسط آبتین و نیلی در حال شکله و باعث شده بگم ژانر عاشقانه مناسب محتوای رمان‌تونه. مطمئناً در آینده شاهد عشقی استوار در رمان‌تون باشیم اما چیزی که برام خوش‌آیند نیست مکان نامناسب این ژانر در ترتیب‌های ژانرهاتونه. البته بعد از توضیحات ژانر تاریخی، مسئله‌ی ترتیب‌ها رو بیشتر براتون گسترده می‌کنم.

 

💮 ژانر سوم رمان‌تون: تاریخی

فضای حاکم بر این ژانر به سبک قدیمیه و مکان‌ها، انسان‌ها و حتی لباس‌ها هم  در این ژانر باید توسط کلمات بوی قدیم رو بدن. در این ژانر، نویسنده می‌تونه از تاریخ، سرزمین های گذشته، انسان های مهم تاریخ و… الهام بگیره و ایده‌ای جدید خلق کنه که خوندنش برای خواننده لذت‌بخش و آموزنده باشه.

 

🔘 ژانر تاریخی با توجه به سفر نیلی به زمان کوروش کبیر، ژانر کاملاً مناسبیه و می‌تونم بگم این ژانر تمام رمان‌تون رو در برگرفته! و در این‌جاست که می‌تونیم در رابطه با ژانرها و ترتیب‌شون، با هم بیشتر بحث کنیم:

دقت داشته باشین جانا، ژانری که بیشتر در رمان‌تون به چشم می‌خوره بهتره در ژانر اول قرار بگیره و ژانری که در رمان‌تون وجود داره اما به شکل کمتر، بهتره در ترتیب ژانرها، آخرین ژانر قرار بگیره‌.

پس ترتیب درست ژانرهای شما به این شکله:

تاریخی، عاشقانه، تخیلی

چرا ژانر تاریخی اول؟
چون همون‌طور که گفتم کل رمان‌تون رو این ژانر دربر گرفته.

چرا ژانر تخیلی آخر؟
چون در رمان‌تون کمتر به چشم می‌خوره و تنها موضوعات کمی در رمان‌تون به این ژانر وابسته‌ان.

 

 

جلد رمان

جلد رمان‌تون تصویر یک ساعت بود که به نوعی، به سفر در زمان نیلی اشاره داشت. فونت‌های به کار رفته در جلدتون زیبا بودن و جلدتون همخوانی لازم رو با محتوای رمان‌تون و ژانرهاتون داشت.

 

شروع رمان

شروع رمان و درواقع همون پارت اول رمان، بخشیه که خواننده با فضای رمان شما آشنا میشه و اگه رمان دارای شروع مناسبی نباشه یا به عبارتی (کلیشه‌ای باشه) امکان داره خواننده از همون اول کار از خوندن رمان‌تون منصرف بشه. پس بهتره رمان‌تون دارای شروعی مناسب و جذاب باشه که باعث جذب خوانندگان بیشتری بشه.

💮 شروع رمان، از خبر فوت خانواده‌ی نیلی شروع شد. شروع دارای کلیشه نبود اما جا داشت دیالوگ‌های قوی‌تری داشته باشه و با استفاده از توصیفات حرکات قبل از دیالوگ، دیالوگ‌هاتون رو خشک و بی‌روح جلوه نکنه. البته در بخش دیالوگ و توصیفات، برای تفهمیم بیشترتون، توضیحات بیشتری میدم.

 

سیر رمان

 

سیر رمان در واقع روند داستان شماست. سیر به سه نوع دسته بندی میشه: 

سیر تند: نویسنده از نوشتن توصیفات و توضیحات لازم برای رمان اجتناب بکنه و پرش‌های زیادی به آینده یا فلش‌بک به گذشته داشته باشه.  

سیر کند: نویسنده اتفاقات نه چندان مهم رمان رو بیش از حد بنویسه و ممکنه اتفاقات یک روز چندین پارت طول بکشه. 

سیر متعادل: سیری بین کند و تند رو شامل میشه که نویسنده با نوشتن به اندازه‌ی توصیفات از کند یا تند شدن بیش از حد جلوگیری می‌کنه.

💮 سیر رمان شما تا الان متعادل بوده اما در بخشی از جاها، شاهد سیر تند هستیم که در پارت، پرش‌های زیادی به آینده رخ میده. به عنوان مثال روز هنوز شروع نشده با گفتن توضیحات کوتاهی از اتفاقاتش به پایان می‌رسه و قشنگ نیست اگه این موضوع در رمان‌تون بیشتر از چند بار تکرار بشه‌. پس با حوصله شروع به نوشتن پارت‌هاتون کنین، نه بسیار کند و نه بسیار تند، به صورت متعادل اتفاقات رمان‌تون رو توصیف و تفسیر کنین.

 

عناصر مهم رمان

 

💮 پیرنگ:

پیرنگ یعنی دلیل هر اتفاق در داستان.  پیرنگ‌ از نظر نوع در دو دسته طبقه بندی میشه:

پیرنگ باز: در این پیرنگ‌ یعنی نویسنده رمقی برای باز کردن مسائل پیچیده داستان نداره و خود خواننده باید جواب و دلیل رو پیدا کنه و به نتیجه برسه.

پیرنگ بسته: این نوع پیرنگ اغلب بیشتر در رمان‌های پلیسی و معمایی استفاده میشه که در اون نویسنده خودش گره های داستان رو باز می‌کنه و سوالات ذهنی خواننده رو یکی یکی حل می‌کنه.

تا الان پیرنگ داستان شما باز بوده و کیفیت خوبش رو حفظ کرده.

گره‌های داستان شما:

آیا آتوسا واقعاً در مرگ ولیعهد قبلی بابل نقش داشته؟

آیا نیلی به هویت واقعی آبتین پی می‌بره؟

نیلی چه‌طور به گذشته رفته؟ چه‌طور قراره برگرده؟

چرا مادر نیلی مثل برادر و پدرش در گذشته حضور نداره؟

چه کسی قراره به نیلی برای بازگشتش کمک کنه؟

جسم نیلی در اون دنیا، در چه وضعیتی قرار داره؟

حانواده‌ی نیلی چه‌طور به قتل رسیدن و یا حتی چه‌‌طور به گذشته سفر کردن؟

البته در رمان‌تون شاهد گره‌هایی قدیمی بودیم که بعد از گذشت ده‌ها پارت انگار به فراموشی سپرده شده بودن. همه‌ی این‌ها باعث شده که پیرنگ باز رو مناسب رمان‌تون بدونم. اما حتی اگه پیرنگ داستان باز باشه هنوز هم بهتره این گره‌ها باز بشن. گره‌هایی مثل وضعیت نیلی در اون دنیا باز نشده باقی موندن. پیرنگ باز دلیل محکمی نیست که این گره‌ها، دست‌نخورده باقی بمونن.

 

💮 زاویه دید:

«زاویه دید شیوه انتخابیِ شما برای روایت داستانه و فعل هایی که استفاده کردین باید متناسب با زاویه دید انتخابی باشن»

سه نوع زاویه دید وجود داره:

اول شخص: داستان‌گویی از زبان خود کاراکتر اصلی.

دوم شخص: دوم شخص کم کاربردترین زاویه‌ست که نویسنده در این زاویه از ضمیر "تو" استفاده می‌کنه و خواننده رو مورد خطاب قرار می‌ده.

سوم شخص یا دانای کل: در زاویه دید سوم شخص، راوی خارج داستانه و تجربیات یک شخصیت رو بیان می‌کنه.

🔘 زاویه دید شما اول شخصه و خوشبختانه تغییر زاویه نداشتین.

«دقت داشته باشین استفاده کردن از چند نوع زاویه دید، عملی غیرحرفه‌ایه برای همین بهتره نویسنده تنها از یک زاویه دید استفاده کنه.»

 

💮 لحن:

ما در زبان فارسی سه نوع لحن داریم:
۱.لحن ادبی( هم دیالوگ و هم مونولوگ به شکل ادبی) ۲.عامیانه(هم دیالوگ و هم مونولوگ به شکل گفتاری) ۳.معیار(مونولوگ ها و روایت به شکل ادبی و دیالوگ ها به شکل عامیانه)

 

لحن رمان شما عامیانه بود. در صفحه‌ی اول رمان‌تون ذکر کردین که بر فرض، قدیمیان به زبان فارسی امروزی صحبت می‌کردن‌‌ و با این حرف به خواننده این منظور رو رسوندین که قراره کاراکترهای قدیمی‌تون عامیانه شروع به صحبت کنن اما در پارت پنج ما شاهد دیالوگ‌های ادبی از جانب پری هستیم‌. که البته در پارت‌های بعد کاراکترتون دوباره عامیانه صحبت می‌کنه پس مطمئناً در پارت پنج، لحن رمان‌تون دارای ثبات نیست و یک پرش لحن محسوب میشه.

 

💮 کاراکترپردازی:

کاراکترهای داستان با ویژگی‌های اخلاقی مختلفی شناخته می‌شن و باورپذیری رو برای مخاطب بالاتر می‌برن. این ویژگی‌های اخلاقی مختلف شامل: تندخویی، لجبازی، منزوی، غم‌زدگی و... هستند که در انسان‌ها هم چنین ویژگی‌هایی رو مشاهده می‌کنیم.

نویسنده برای واقعی نشون دادن کاراکترها بهتره:

۱.کاراکترها رو طوری بنویسه که در اتفاقات مختلف، رفتارهای کاراکترهاشون دارای ثبات باشن.

🔘مثلاً در رمان شما سورنا از نیلی دل خوشی نداشت و این رو با بی‌تفاوتی و بی‌اهمیتیش به نیلی نشون می‌داد.

 

️۲. کاراکترها در مقابل کارهایی که انجام میدن انگیزه‌ی مناسبی داشته باشن.

🔘 مثلاً در رمان شما نیلی برای برگشتن به زمان خودش، منتظر فرا رسیدن روزی بود که حکومت بابل به دشستان می‌اومد تا با سورنا دیدار داشته باشه تا اون کمکش کنه و همین بهش برای بازگشت، انگیزه می‌داد و یا حتی انگیزه‌ی حکومت کوروش، برای بستن قرارداد صلح از جانب حکومت بابل.

 

💮 فضاسازی:

صحنه‌هایی که اهمیت بیشتری در رمان دارن باید بیشتر توصیف بشن. فضاسازی هم مثل توصیفات مکان باید بین خطوط پخش بشن و مخاطب‌های رمانتون رو دچار سر درگمی نکنن و به صورت یهویی اطلاعات مکان به خواننده منتقل نشن که چنین کاری، باعث زدگی مخاطب‌ از خوندن میشه!

🔘 فضاسازی رمان شما متاسفانه بسیار کم بود! مکان‌های بسیار مهمی در رمان‌تون بهتر بود فضاسازی مناسبی داشته باشن اما ما متاسفانه چنین توصیفاتی رو شاهد نبودم. بهتر بود قصر کوروش، راهروهای قصرش، اون کلبه‌ی چوبی، باغ ممنوعه و مکان‌های خارج از قصر بیشتر توصیف و تفسیر می‌شدن‌‌. این‌طوری خوندنشون لذت‌بخش‌تر می‌شد و خواننده‌های رمان‌تون بهتر این مکان‌ها رو در ذهن‌شون تصور می‌کردن. در رمان‌تون، تنها در پارت‌های اول شاهد یک فضاسازی بودیم و اون هم چون تازه نیلی به زمان کوروش سفر کرده بود، جا داشت زیباتر بیان بشه.

 

💮 صحنه‌پردازی:

چهار عنصر اصلی صحنه عبارتند از:

هدف، مانع، تلاش، نتیجه.

💮هدف: ️کاراکتر در تمامی صحنه‌ها هدف داشته باشه.

🔘 برای مثال هدف نیلی از خوندن کتاب حکومت بابل در رابطه با اطلاعات بیشتر از جانب سورنا بوده.

💮 ️مانع: شخصیت در راه رسیدن به اهداف خودش به موانعی می‌خوره و رسیدن به هدف رو دچار مشکل می‌کنه.

🔘به عنوان مثال، نیلی در دیدار اول رفتار بدی با سورنا داشته و این باعث شده در ارتباط برقرار کردن باهاش مانعی سر راهش قرار بگیره‌. البته نباید این موضوع رو هم نادیده گرفت که سورنا نیلی (آتوسا) رو دلیل مرگ ولیعهد گذشته می‌دونه.

 

💮️تلاش: کاراکتر برای رسیدن به هدف باید موانع رو از سر راهش برداره.

🔘در نهایت نیلی با وجود تمام موانع، با سورنا ملاقات می‌کنه و در رابطه با اتفاقی که براش افتاده و اومدنش به جلد آتوسا صحبت می‌کنه‌.

💮 ️نتیجه: کاراکتر با از میان برداشتن موانع به نتیجه دلخواه می‌رسه.

🔘که البته هنوز چنین اتفاقی در رمان شما شکل نگرفته چون نیلی فکر می‌کرد سورنا قراره با دانایی خودش کمکش کنه ولی چنین چیزی اتفاق نیفتاد.

 

 

💮 روایت:

روایت دارای فلش بک و تلخیصه. زمانی از فلش بک استفاده می‌شه که بخش مهمی از اطلاعات در مورد داستان داخل همین فلش بک‌ها نهفته باشه.

فلش بک خیلی زیادی برای نوشتن در رمانتون مشاهده نشد. جز اون قسمتی که آتوسا و شروین کودک رو به نمایش گذاشتین‌.

تلخیص هم برای زمانیه که نویسنده نمی‌خواد پردازش دقیقی از اتفاقات رمان انجام بده. 

به عنوان مثال فرار آبتین و آتوسا تلخیص شده بود البته به دلیل سیر متعادل رمان، تلخیص‌ها اندازه‌ای مناسب داشتن.

 

توصیفات رمان

توصیف‌ها می‌تونند در پیشبرد رمان نقش بسزایی ایفا کنند. در توصیف حالات و ویژگی افراد وصف می‌‌شن و گاها‌ً به ویژگی و جزئیات خارج فضای رمان پرداخته میشه. در توصیف آرایه های ادبی اعم از تشبیه و تشخیص و... استفاده میشه. توصیفات به چند نوع دسته‌بندی و بررسی میشن:

💮 توصیف مکان:

وقتی کاراکتر وارد محیطی می‌شه، مخاطب، قبلاً از اون محیط چیزی در ذهن نداره پس بهتره نویسنده میان خطوط و دیالوگ‌هاش مکان رو در ذهن خواننده توصیف و تفسیر کنه.

🔘 گمونم در بخش فضاسازی توضیحات لازم رو دادم، نه؟ پس هرگز از نوشتن این توصیف مهم شونه‌خالی نکنین. به عنوان مثال یه توصیف مکان در رمان‌تون:

توی دیوار ها ایینه کاری شده بود. شیش تا پنجره ی بزرگ رو به روم بود که به جای پرده با ایینه های رنگی پوشیده شده بودن.

سمت راستم دو تا ستون بزرگ بود که انگار با الماس ساخته شده بودن. انعکاس نور خورشید توی این الماس ها نمای فوق العاده ای رو به نمایش گذاشته بود.

 

💮 توصیف زمان:

توصیفات زمان مثل روز، شب، عصر، صبح، هفته، سال، ماه و...

🔘 این توصیف در رمان‌تون به خوبی حفظ شده بود.

 

💮 توصیف ظاهر:

توصیف چهره، مو، قد، هیکل، نشانه‌هایی مثل خال یا جای زخم، چین و چروک و... این توصیف رو شامل میشن.

🔘 متاسفانه تنها شخصی که به توصیفش پرداختین تنها شخصیت اصلی‌تون بوده نه باقی شخصیت‌ها. رمان‌تون پر از شخصیت‌هایی که در رمان‌تون نقش بسزایی رو ایفا می‌کنن اما دارای توصیف ظاهری نیستن. شخصیت‌های مهمی چون: شاهزاده آبتین، اَنام ارکو، بانو رکسانا، کوروش کبیر، سورنا و...

💮 توصیف احساسات:

این توصیف شامل بیان احساسات شخصیت‌ها و حالات اون‌ها میشه.

🔘 سارا جان، یادتون باشه هرگز در رمان، به نوشتن کلمه‌هایی چون خشم و غم برای تعیین احساسات و حالات کاراکترهاتون استفاده نکنین. شما می‌تونین به هر دوی این احساسات پر و بال بدین. شما یک نویسنده‌این، باید طوری غم رو توصیف کنین که خواننده قشنگ اون رو حس و لمس کنه. فقط تنها نوشتنش که برای ارتباط با این حس کافی نیست.

 

💮 توصیف حرکات و توصیف حالات:

 

🔘 توصیف حرکات در رمان‌تون به شدت کم انجام شده بود. در حالی‌که خیلی از جاها نیاز به چنین توصیفاتی بود. به عنوان مثال:

-تو توی گذشته ضربه های بدی به بابل و ولیعهد زدی و ...

-اون من نبودم. گفتم که این بدن من نیست

ناگهان سورنا پوف کلافه‌ای کشید. دستش رو نرم به روی موهای پرپشت قهوه‌ایش کشید. با چشم‌های مشکی رنگش نگاهش رو به چشم‌هام سوق داد و با بالا انداختن شونه‌هاش گفت:

-به هر حال... اتوسا خیلی ضربه به ما زد و برای همین نمی تونم بهت اعتماد کنم.

و ادامه‌ی رمان...

کشمکش رمان

کشمکش به معنای درگیری و یا اختلافه که به انواع و دسته های مختلفی تقسیم بندی می‌شه.  

💮 کشمکش انسان با طبیعت:
در این نوع از کشمکش، شخصیت اصلی داستان می تونه کسی باشه که به هر نحوی، با طبیعت دست و پنجه نرم می‌کنه.

🔘 این کشمکش می‌تونه شامل علاقه‌ی نیلی به اون طبیعت زیبای کنار قصر، یا همون باغ ممنوعه رو شامل شه.

💮 کشمکش انسان با انسان:
چنین کشمکشی میان دو فرد صورت می‌گیره که معمولا بیشتر داستان‌ها بر مبنای کشمکش انسان با انسان نوشته می‌شن و این نوع کشمکش در بین خوانندگان دارای طرفداران بیشتریه.

🔘 می‌تونیم اختلافات نیلی و سورنا و همچنین فرار آبتین و نیلی از دست اون سه مرد رو در نظر بگیریم.

💮 کشمکش انسان با جامعه:
در این نوع کشمکش، ما افراد متفاوتی رو شاهد هستیم که برای اهداف گوناگونی، شروع به کار‌هایی از قبیل مقابله، تغییر دادن، تغییر کردن و... در برابر یک شخص و یا حتی یک اجتماع می‌کنن. ما در این کشمکش‌ها شاهد افرادی با طرز تفکر‌ها و نگرش‌های متفاوتی در جنبه های مختلفی هستیم.

🔘 نیلی سعی می‌کرد به دلیل این‌که توی بدن آتوساست رفتاری محترمانه و خانومانه به عنوان یک شاهدخت از خودش بروز بده که این موضوع، می‌تونه شامل این کشمش بشه.

💮 کشمکش انسان با خود:
بر اساس این نوع کشمکش، انسانی به تصویر کشیده میشه که به مبارزه درونی با بعضی جنبه‌های وجود خودش می‌پردازه‌.

🔘 نامتعادلی نیلی در خودش به دلیل زندگی کردنش در جلد یکی دیگه به وجود اومده و هی به خودش به دلیل عادت کردنش به این بدن نهیب می‌زنه و خودش رو سرزنش می‌کنه. در واقع نیلی سعی می‌کنه با خودش و آتوسایی که در بدنش قرار داره مقابله کنه و این باعث شکل‌گیری کشمکش انسان با خود شده.

💮 کشمکش جامعه با جامعه:
در این نوع کشمکش، افراد داستان فردیتی برای خود ندارن و هر کدام جزئی از یک گروه هستند که این گروه، در حکم یک فرد، در داستان عمل می‌کنه.

🔘 می‌تونیم درگیری حکومت کوروش و بابل رو برای این کشمکش در نظر بگیریم و آتوسایی که باعث ایجاد این درگیری شده.

توجه: ذکر همه‌ی کشمکش‌ها در رمان ضروری نیست اما بهتره رمان دارای کشمکش‌های زیادی باشه.


مونولوگ و دیالوگ

 

💮مونولوگ:

در رمان‌تون، مونولوگ‌ها به صورت کم دیده می‌شدن و در واقع دیالوگ‌ها پیشران رمان‌تون بودن. سعی کنین در آینده، از مونولوگ بیشتر در رمان‌تون استفاده کنین.

💮دیالوگ:

علامت خط تیره از دیالوگ‌هاتون فاصله نداشت (که البته این رو در اصول درست نویسی بیشتر توضیح میدم)

توصیفات قبل از دیالوگ جا داشت بیشتر و زیباتر بیان بشن‌

 

قلم نویسنده

 

💮کلمات استفاده شده:

کلمات استفاده شده در رمان‌تون کلماتی ساده و سطحی بودن و این کلمات، از جذابیت سطح قلم‌تون کاسته می‌کنن. بذارین این‌طوری اهمیت کلمات رو در نوشته هاتون بیان کنم. به عنوان مثال دو دختر به یک طبیعت میرن و گلی زیبا می‌بینن.
دختر اول میگه: وای چه گل قشنگی!
اما دختر دوم میگه: چه گل دلپسند و پر طرواتی!
خب حالا به نظرتون «قشنگ» جذاب‌تره یا «دلپسند و پر طراوت»؟

البته ناگفته نمونه که به کار بردن کلمات مختلف در رمان، بستگی به سلیقه‌‌ی نویسنده داره. کلمات نباید در اون حد سخت و پیچیده باشن که خواننده گیج بشه و نه در اون صورت راحت و آسون که خواننده از خوندن خسته بشه؛ باید دارای تعادل باشه! سعی کنین از این به بعد از لغات زیبایی استفاده کنین تا خواننده تحت تاثیر قرار بگیره و بیشتر به خوندن باقی رمان‌تون جذب شه.

 

💮جمله‌بندی:

فاعل، فعل و مفعول باید همیشه در جای مخصوص خودشون قرار بگیرن و جابه‌جایی اون‌ها به هیچ عنوان کار زیبایی نیست.

به عنوان مثال در پارت پونزده نیلی میگه:

خیلی راحت تونستم برسم به باغ✖

جمله در دیالوگ قرار نداره و دردن مونولوگ نوشته شده. پس باید به این صورت باشه:

خیلی راحت تونستم به باغ برسم✔

(تنها همین مورد در رمان‌تون مشاهده شد قشنگم)

 

💮ارایه‌ها:

وجود آرایه‌ها باعث کمک به زیباتر شدن رمان‌تون میشن‌‌.

در رمان‌تون، آرایه‌های بسیار کمی به چشم می‌خورد و متاسفانه این هم از جذابیت قلم‌تون کم کرده بود.

💮 اصول درست نویسی:

عزیزجان، همیشه وقتی برای دیالوگ خط تیره می‌ذارین، این خط تیره رو با یک فاصله از دیالوگ‌تون جدا کنین:

-می زنمتا! من چرا باید عاشق تو بشم؟✖
- می زنمتا! من چرا باید عاشق تو بشم؟✔

بعد از اتمام جمله، هرگز نقطه رو فراموش نکنین زیبارو:

-عاشقم نشو✖
- عاشقم نشو. ✔

هر دو دیالوگ، متعلق به پارت ۲۶ بودن‌. اما این دو اصول در رمان‌تون در هیچ‌کجا رعایت نشده بودن. سعی کنین در آینده به ویرایش‌شون بپردازین و این اصول ها رو رعایت کنین جانا.

غلط‌های تایپی و املایی:

پارت شش: داشنگاه✖ دانشگاه✔

پارت هشت: حکوت✖حکومت✔

پارت نه: کشیدد✖ کشید✔

پارت چهارده: وی✖ ولی✔ نیوفتاده✖ نیفتاده✔
منی خواد✖ نمی‌خواد ✔

پارت پونزده: پری غذامو روی میزز چیند✖
پری غذام رو روی میز چید✔

پارت بیست و دو: خاین✖ خائن✔

پارت بیست و سه: بیوفته✖ بیفته✔

پارت بیست و چهار: میوفته✖ میفته✔

پارت بیست و هفت: ندزیک✖ نزدیک✔
ولعهد، ویعهد✖ ولیعهد✔
شاهخدت✖ شاهدخت✔

پارت سی و دو: مطمین✖ مطمئن✔ بباید✖باید✔

 

تکرار

تکرار زیاد یک فعل یا کلمه باعث زشت نگاری متن شده و این تکرار ها به سه نوع تقسیم میشه:
1. تکرار علائم نگارشی: !!! ،،، ...
2. تکرار در واژگان: تلخِ تلخ
3. تکرار در مفهوم: قدم هایم را به سختی بر می‌داشتم، هر گامی که برمی‌داشتم دردی در بدنم رخنه می‌کرد.

تکراری علائم نگارشی:

پارت نه: مامان.. بابا ... نوید ....من...من نمی تونم ... نه نه اصلا امکان نداره. من شب قبلش باهاشون صحبت کردم...✖

مامان، بابا، نوید، من... من نمی‌تونم. نه، نه امکان نداره! من شب قبلش باهاشون صحبت کردم✔

«زیبارو، یادتون باشه که از سه نقطه فقط هنگام لکنت در دیالوگ و زمانی که نمی‌خوایم بقیه موارد رو بگیم استفاده میشه»

نه تنها در پارت نه، بلکه در پارت‌های دیگه‌ای هم این مشکل به چشم می‌خورد و بهتره این مورد در رمان‌تون توسط خودتون و یا ویراستار همراهتون ویرایش بشه.

پارت پنجم: «بانو نمی دونم چه اتفاقی افتاده براتون افتاده اما...»
🔘 تکرار فعل افتاده به صورت دوبار‌.

پارت هشتم:«فکر کنم حرف هایی که کتاب تاریخ زده درست باشه مردی با غیرت! اگه واقعا اینجور ادمی باشه حق دارن اونو کوروش کبیر صدا بزنن. با اینکه به گذشته سفر کردم و این بدن و جایگاه برای من نیست ولی افتخار می کنم که دختر این ادمم»

پارت سی و چهارم:«کوروش درست همونجوری بود که ازش گفتن. پادشاه قدرتمند و بزرگ. الحق که لقب کبیر مناسبشه...واقعا مرد بزرگ و مهربونیه. افتخار می کنم از اینکه دختر کوروشم...»

🔘 لازم به دو بار تکرار این مورد رمان‌تون نیست قشنگم. تنها یک‌بار نوشت این موضوع، در ذهن خواننده به خوبی می‌شینه.

هدفمندی پارت‌ها

 

هر پارت باید براساس چارچوبی تنظیم  بشه.  چارچوبی که در اون توصیفات، شخصیت ها، دیالوگ، مونولوگ، اطلاعات و... در حالت تعادل قرار داشته باشه. بنابراین پارتی که بدون محتوا باشه دلیلی برای نوشتنش وجود نداره. هرپارت طبق هدف خاصی بهتره نوشته بشه، یک سری از پارت‌ها به پارت‌های بعد خودشون متصلن و یک سری اهداف جداگانه‌ای دارن.

«تعداد خطوط در سیستم30-40 خط و در کیبورد موبایل 60-50 خطه»

💮که پارت‌های شما اندازه‌ی مناسبی داشت و هر پارت هدف خاص خودش رو دنبال می‌کرد.

 

رعایت شرع و قانون اسلام+ نکات اخلاقی

پارت سی و هشت: «دستشو بالای سر اتوسا برد و کمرشو اروم چرخوند. اتوسا زیر دستای ولیعهد به زیبایی و دلربایی می چرخید و در اخر روی دست راست ولیعهد خم شد و...» ✖

به آتوسا خطاب شدن نیلی کاری نداریم و به مسئله‌ی رقص این دو می‌پردازیم. دو شخص که نه از لحاظ شرعی و نه قانونی هیچ نسبتی با هم ندارن، جایز نیست در حال رقص باشن. نه تنها خود این‌کار شاست نیست بلکه نوشتنش هم شایست نیست و از نظر چارچوب قوانین اسلام و رصد دارای مشکله.

 

سخن منتقد

در آخر چند ناهماهنگی در رمان‌تون وجود داشت که دور از عقل و ذهن بودن:

۱. در پارت شش، نیلی از پری می‌پرسه که رکسانا و ارکو چه کسانی هستن و پری بهش توضیحات لازم رو میده. اما مگه نیلی خودشون دانشجوی رشته‌ی تاریخ نیست؟ پس چه‌طور اطلاعاتی از این موضوعات مهم نداشته؟ و اما در پارت ده به خواننده توضیح میده و میگه قبلاً این‌ها رو در کتاب تاریخش خونده. خب پس اگه می‌دونسته چرا همون اول کار از پری پرسیده؟

۲. در پارت هفت نیلی به گل رز دست میزنه و خار توی دستش فرو میره و از شاخه کنده میشه و توی زخم گیر می‌کنه. جانا، به هر شکلی هم به خارهای پهن گل رز فشار وارد بشه، خار به دلیل پهن بودنش در سطح شاخه، به هیچ‌عنوان شکسته نمیشه. یعنی تنها با یه دست زدن، خار از گل رز کنده شده؟ به نظرتون چنین چیزی ممکنه؟

۳. در پارت نه، کاراکترتون به این موضوع اشاره می‌کنه که مرگ پدر و مادرش واقعی نیستن و تنها یک شوخیه!
گمون نکنم کسی در دنیا، برای مرگ اشخاص مهم یک نفر، یه شوخی ترتیب بده و کلی پارچه‌ی مشکی دم در خونه بزنه و کلی آدم به مراسم دعوت بشن اون هم تنها برای این‌که این شوخی برنامه‌ریزی شده واقعی‌تر به نظر برسه! قبول دارم کاراکتر می‌خواد با گفتن کلمه‌ی شوخی، به خودش و قلبش تسکین بده. اما تسکین تنها برای اول شوکه، نه زمانی که از موضوع روزها گذشته و نیلی هنوز مرگ پدر و مادرش رو شوخی تصور می‌کنه.

۴. در پارت یازده به این موضوع اشاره میشه که برادر آتوسا، ا‌َنام بردیا ولیعهده

۴. در پارت سی و هفت، آبتین و نیلی در کنار دریا بودن اما بعد در قسمتی از پارت ذکر می‌کنین گه آبتین از کنار رودخونه بلند میشه. دریا و رودخونه دو مکان کاملاً  جدا  هستن و این باعث ناهماهنگی در رمان‌تون شده.

و این نقد کاملاً دوستانه بود و فقط جهت بالا رفتن سطح داستان و قلم شما بود. امیدوارم از نقدم راضی باشید. قلمتون مانا❤💫

@ sarah._.iz2004
 

  • لایک 1
  • تشکر 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.
 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...