رفتن به مطلب

معرفی و نقد رمان تپش زندگی|Naran کاربر انجمن نودهشتیا


Naran
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

  • ناظر رمان

دوستان عزیز لطفا نظرات و نقد‌هاتون رو این‌جا بفرستید و بهم امید بدید💜

رمان تپش زندگی

ویرایش شده توسط Naran

داستان رکوع زندیق (کافر هم مسلمان می‌شود)

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام!

اومدم با نقد ولی خواهشاً منو نزنی🤣 یه وقت نگی رمانمو ادامه نمیدم که می‌دونم با دو جفت کفش‌هام میام توی دماغت😐💔

 

عنوان رمان

خب اسم رمانت اسم قشنگیه ولی ساختارش کلیشه‌ایه. چرا کلیشه‌ایه؟ چون داخل خیلی از رمان‌ها شاهد اسم‌های مثل:

تپش عشق
تپش خون
زندگی بی تپش
زندگی و من و ...

پس کلمه‌های استفاده شده در عنوان کلیشه محسوب میشن. اسم رمانت می‌تونست خیلی زیباتر از این چیزی که هست باشه♡ (اگه با خوندن این تصمیم به تعویض اسم رمان گرفتی بهم بگو بشینین باهم یه اسم خوب پیدا کنیم😂)

ژانر رمان

ژانرهات مخصوصاً ژانر تراژدی همخوانی لازم رو با محتوای رمانت دارن و هیچ مشکلی توشون نمی‌بینم (نقد ابتدایی که نیست پس لازم نیست به ترتیب‌شون توجه کنم😂)

خلاصه‌‌ی رمان

خب خلاصه‌ات تا به این‌جا که به محتوای رمان نمی‌خوره و بیشتر شبیه مقدمه‌ست نه خلاصه. سعی کن در آینده این همخوانی رو توی محتوای رمانت شکل بدی. خلاصخ‌ات هیچ اطلاعات مفیدی رو به خواننده منتقل نمی‌کنه و حجمش خیلی کمه (خلاصه باید بلندتر از این باشه، حداکثرش ده خطه!)

مقدمه رمان

مقدمه‌ات زیبا بود و برام جالب بود (دوسش داشتم!) ولی این هم مثل خلاصه خیلی کم بود و می‌تونست لغات جذاب‌تر و زیباتزی درونش استفاده بشه. (ببین همه‌ی این‌هایی که میگم اگه نقد ابتدایی بشی منتقدت بهت گیره میده، پس بذار من اول گیر بدم که مشکلی نباشه😂💔) این داستان: نگینِ نگران!

 

پارت‌های رمان

خب بریم سراغ پارت‌هات!

چیزی که خیلی داره توی رمانت اذیتم می‌کنه و باعث میشه دلم نخواد ادامه‌اش رو بخونم: سیر بسیار تند رمانته! حالا سیر یعنی چی؟
سیر رمان در واقع روند داستانه. سیر به سه نوع دسته بندی میشه: 

سیر تند: نویسنده از نوشتن توصیفات و توضیحات لازم برای رمان اجتناب بکنه و از موضوعات مهم سرسری رد بشه.

سیر کند: نویسنده اتفاقات نه چندان مهم رمان رو بیش از حد بنویسه و ممکنه اتفاقات یک روز چندین پارت طول بکشه. 

سیر متعادل:  سیری بین کند و تند رو شامل میشه که نویسنده با نوشتن به اندازه‌ی توصیفات از کند یا تند شدن بیش از حد جلوگیری می‌کنه.

سیر باید تا حدالامکان متعادل نوشته بشه. تو می‌تونستی با نوشتن توصیفات بیشتر، از روند سیر تند رمانت پیش‌گیری کنی. می‌تونستی خونه‌ی هیلا رو توصیف کنی، اتاقش رو توصیف کنی. کاراکترهایی مثل رادان و سامیار رو توصیف کنی. (نمی‌دونم اسم‌هاشون رو درست گفتم یا نه😂)

خب توی پارت دو به نورا اشاره کردی که می‌گفت آهنگ جهانبخش توی ماشین پخش نشه.
خب این نظر من به تو که هرگز توی رمان‌هات تنفر از یه خواننده یا سلبریتی رو ذکر نکن! چرا؟ چون امکان داره یه خواننده (حالا بر فرض مثال) طرفدار بابک جهانبخش باشه و با این حرف تو از سر لجبازی خوندن رمانت رو کنار بذاره (دیدم که میگما!) حالا دیگه بیا و درستش کن!

توی پارت دو هم یه پرش زاویه داشتی:

نورا نیز سوار شد و بدون آن‌که چیزی بگویید

نورا بنده خدا یه نفره! چند نفر که نیس😂 (حالا امکان داشته غلط تایپی باشه عیب نداره که!)

سخن منتقد

خلاصه که رمان تپش زندگی با توجه به بیمازی قلبی کاراکتر اصلیت دارای ایده‌ی نو و جدیدیه. ایده‌ات هم فوق العاده قشنگه! تنها مشکلی که توی رمانت دیده میشه توصیفات کمه! حتی یه گربه هم ناگهان از جلوی پای کاراکترت رد شد توصیفش کن. رنگشو بگو، رنگ چشماشو بگو، اندازه‌شو بگو (والا گربه‌ها هم دیگه سیریش شدن! این چه وضعیه؟)

خلاصه که منتظر بهتر شدن رمانت در این زوایا هستم. اینم از نقد من! قلمت تا ابد مانا♡

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 3 هفته بعد...

سلام به تو زیبانویس من♡

(من دوباره برگشتم  با یه نقد پر انرژی!)

پس! ارزش داره سرتاپای رمانتو طلا بگیرم!
من دار و ندارمو سر واکنش‌هاش میدم!
از قلب تو قوت قلب گرفته این نقد
ارزش داره صد هزار دفعه‌ام تپشو بخونم!
(با ریتم آهنگ طلا از دنیا دادرسان بخونش🤣)

چیزی که خیلی خوشحالم کرده پیرنگی که به مرور زمان داره زیباتر میشه! گره‌ها داره بیشتر میشه شخصیت‌ها داره برای مخاطب واضح‌تر میشه!

هرگز فکرش رو نمی‌کردم کاراکترت روانشناس باشه😂💔

رمان‌های زیادی خوندم که درونش دختر یا پسر بیماری‌هایی چون: سرطان، سادیسم، چندشخصیتی و ... دارن.
حتی بیماری‌های قلبی هم همین‌طور!

ولی نوشتن خاصت، بیماری کاراکترت هم خاص کرده!

توصیفات بیشتر شده، هماهنگی و همخوانی‌ها به مرور در حال بیشتر شدنه و همه چیز زیباترین توصیف حالات رو داره!

رمانت از حالت معمولی به حالت عالی اومده و من از این موضوع خیلی خوشحالم! دوست دارم درون هر پارتت تگ بشم و پا به پات دنبالش کنم.

هرجا سر ایده کمک خواستی مطمئن باش هستم!

این‌بار دیگه نه خواستم سرد باشم، نه شوخ‌طبع.

این‌که رمانت کلی تغییر کرده حقیقته و دوست دارم حقایق رو به بهترین نحو بیان کنم!

یادت نره از جذابیت لغات بیشتر بهره ببری و کلمه‌های زیباتری در رمانت به کار ببری. دردهای قلب کاراکترت رو زیباتر توصیف کنی و کم-کم از ژانر عاشقانه هم درونش نمایان کنی. به امید هر روز درخشیدنت زیبای من! قلمت همیشه پابرجا♡❀

برای این نقد خیلی تاخیری داشتم و اذیتت کردم، متاسفم... @ Naran !

ویرایش شده توسط Gemma
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • ناظر رمان
18 دقیقه قبل، Gemma گفته است:

سلام به تو زیبانویس من♡

(من دوباره برگشتم  با یه نقد پر انرژی!)

پس! ارزش داره سرتاپای رمانتو طلا بگیرم!
من دار و ندارمو سر واکنش‌هاش میدم!
از قلب تو قوت قلب گرفته این نقد
ارزش داره صد هزار دفعه‌ام تپشو بخونم!
(با ریتم آهنگ طلا از دنیا دادرسان بخونش🤣)

چیزی که خیلی خوشحالم کرده پیرنگی که به مرور زمان داره زیباتر میشه! گره‌ها داره بیشتر میشه شخصیت‌ها داره برای مخاطب واضح‌تر میشه!

هرگز فکرش رو نمی‌کردم کاراکترت روانشناس باشه😂💔

رمان‌های زیادی خوندم که درونش دختر یا پسر بیماری‌هایی چون: سرطان، سادیسم، چندشخصیتی و ... دارن.
حتی بیماری‌های قلبی هم همین‌طور!

ولی نوشتن خاصت، بیماری کاراکترت هم خاص کرده!

توصیفات بیشتر شده، هماهنگی و همخوانی‌ها به مرور در حال بیشتر شدنه و همه چیز زیباترین توصیف حالات رو داره!

رمانت از حالت معمولی به حالت عالی اومده و من از این موضوع خیلی خوشحالم! دوست دارم درون هر پارتت تگ بشم و پا به پات دنبالش کنم.

هرجا سر ایده کمک خواستی مطمئن باش هستم!

این‌بار دیگه نه خواستم سرد باشم، نه شوخ‌طبع.

این‌که رمانت کلی تغییر کرده حقیقته و دوست دارم حقایق رو به بهترین نحو بیان کنم!

یادت نره از جذابیت لغات بیشتر بهره ببری و کلمه‌های زیباتری در رمانت به کار ببری. دردهای قلب کاراکترت رو زیباتر توصیف کنی و کم-کم از ژانر عاشقانه هم درونش نمایان کنی. به امید هر روز درخشیدنت زیبای من! قلمت همیشه پابرجا♡❀

برای این نقد خیلی تاخیری داشتم و اذیتت کردم، متاسفم... @ Naran !

نگیننن من ذوققق😁

ممنونم^^

داستان رکوع زندیق (کافر هم مسلمان می‌شود)

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • کاربر فعال

خیلی خب...
پدر(سایکو)
پسر(مهلا)
روح‌القدس(قلم)! :))


تپش زندگی؛ ترکیب تپش و زندگی ترکیب کلیشه‌ای هست اما خب نظر خواننده بعد از خوندن مقدمه و خلاصه 360 درجه تغییر می‌کنه، به این توجه کن "360" خودت یه‌بار انیشتین صدام کردی پس بذار این انیشتین بهت بگه که... وقتی شکل رو 360 درجه بچرخونی میوفته سر جاش؛ که وی به این پدیده توی ادبیات، میگه خنثی شدن.
هم‌زمان میریم سراغ خلاصه که بافت مارشمالوی منظورم بازتر بشه.
خلاصه و مقدمه، هردو با عنوانت مرتبت هستن که باعث میشه 270 درجه نظر یه خواننده‌ی حرفه‌ای تغییر کنه و جذب بشه، حالا اون 90 درجه‌ی باقی مونده از 360 درجه کجا رفته؟
ببین خواننده جذب شده به چیدمان کلماتت و گره زدن اونها به هم، مقدمه‌ات هم که خوبه! اما موقعی که خلاصه‌ات به اندازه‌ی کافی توضیح نمیده‌ تا جذب کنه، نود درجه‌ی مهم و حیاتی *همون خلاصه* که عنصر اصلی برای جذب خواننده‌‌ست از دست میره!

آ... این رو هم تبریک میگم که از نظر ویراستاری بسی خوبی.

همون‌طور که گفتم، توصیف و فضاسازی برای نویسنده نقطه‌ی قوت بالقوه‌ای هستن اما در عین حال نقطه ضعف قدری هم هستن که در هر حالتی یه پوئن مثبت به منتقد میدن!
می‌خوام فقط پارت اولت رو فعلاً نقد کنم*البته اگه نقدم رو قبول داشته باشی!*فضاسازی و توصیفات از ده، چهارن!
چون چهره‌ ناگفته‌ست و توصیفات مکانی که درش شخصیت وجود داره هم سطحیه.
روی لحن ادبی‌ات باید کار کنی که با خوندن چندتا رمان یا کتاب دیگه، تند میشه حلش کرد و وقتی خوندی حقیقتاً می‌بینی که چه‌قدر می‌تونی متنوع بنویسی!
روی چگونگی قرار گرفتن فعل و فاعل و زمانی که لازمه جمع ببندی یا نبندی باید دقت کنی.
رمانت مثل آهنگیه که تازه- تازه داره توی ذهن آهنگساز و خواننده‌اش شکل می‌گیره.
ریتم و موسیقی‌اش آماده شدن ولی مشکل این‌جاست که خواننده لیریک و متنش رو هنوز ننوشته، پرش‌ها و ریتم جا نیوفتاده که هنوز جای دستکاری داره.
درضمن داخل پارت یه مقدار اشتباه املایی داشتی.

قلمت سبز!☘

زایش تراژدی از جان واژگان♤

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • ناظر رمان
17 دقیقه قبل، Psycho گفته است:

خیلی خب...
پدر(سایکو)
پسر(مهلا)
روح‌القدس(قلم)! :))


تپش زندگی؛ ترکیب تپش و زندگی ترکیب کلیشه‌ای هست اما خب نظر خواننده بعد از خوندن مقدمه و خلاصه 360 درجه تغییر می‌کنه، به این توجه کن "360" خودت یه‌بار انیشتین صدام کردی پس بذار این انیشتین بهت بگه که... وقتی شکل رو 360 درجه بچرخونی میوفته سر جاش؛ که وی به این پدیده توی ادبیات، میگه خنثی شدن.
هم‌زمان میریم سراغ خلاصه که بافت مارشمالوی منظورم بازتر بشه.
خلاصه و مقدمه، هردو با عنوانت مرتبت هستن که باعث میشه 270 درجه نظر یه خواننده‌ی حرفه‌ای تغییر کنه و جذب بشه، حالا اون 90 درجه‌ی باقی مونده از 360 درجه کجا رفته؟
ببین خواننده جذب شده به چیدمان کلماتت و گره زدن اونها به هم، مقدمه‌ات هم که خوبه! اما موقعی که خلاصه‌ات به اندازه‌ی کافی توضیح نمیده‌ تا جذب کنه، نود درجه‌ی مهم و حیاتی *همون خلاصه* که عنصر اصلی برای جذب خواننده‌‌ست از دست میره!

آ... این رو هم تبریک میگم که از نظر ویراستاری بسی خوبی.

همون‌طور که گفتم، توصیف و فضاسازی برای نویسنده نقطه‌ی قوت بالقوه‌ای هستن اما در عین حال نقطه ضعف قدری هم هستن که در هر حالتی یه پوئن مثبت به منتقد میدن!
می‌خوام فقط پارت اولت رو فعلاً نقد کنم*البته اگه نقدم رو قبول داشته باشی!*فضاسازی و توصیفات از ده، چهارن!
چون چهره‌ ناگفته‌ست و توصیفات مکانی که درش شخصیت وجود داره هم سطحیه.
روی لحن ادبی‌ات باید کار کنی که با خوندن چندتا رمان یا کتاب دیگه، تند میشه حلش کرد و وقتی خوندی حقیقتاً می‌بینی که چه‌قدر می‌تونی متنوع بنویسی!
روی چگونگی قرار گرفتن فعل و فاعل و زمانی که لازمه جمع ببندی یا نبندی باید دقت کنی.
رمانت مثل آهنگیه که تازه- تازه داره توی ذهن آهنگساز و خواننده‌اش شکل می‌گیره.
ریتم و موسیقی‌اش آماده شدن ولی مشکل این‌جاست که خواننده لیریک و متنش رو هنوز ننوشته، پرش‌ها و ریتم جا نیوفتاده که هنوز جای دستکاری داره.
درضمن داخل پارت یه مقدار اشتباه املایی داشتی.

قلمت سبز!☘

تو به این میگی تند و تیز؟! 

این که از پر هم کند تره داش

ولی دستت مرسی اولین رمانمه و سخته دیگ

داستان رکوع زندیق (کافر هم مسلمان می‌شود)

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...