رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

اخبار مسابقات انجمن


 اشتراک گذاری

سوال  

13 کاربر تاکنون رای داده است

  1. 1. طرفدار کدام یک از رمان‌های معرفی شده هستید؟

    • محکمه سیاه
    • کلاش مات
    • مندهم
    • حاکم شامگاه
    • در ام تی
    • مغز سرد
    • فیلم مرگ
    • گیتار
    • شیاطین پارادیس
    • پایتون


ارسال های توصیه شده

سلام دوستان گرام☺️...

شما در این بخش از اخبار میتونید از مسابقات و شرایطی که توی انجمن شروع شده اطلاع حاصل کنید .☺️☺️

مسئولیت این بخش با خبر نگار قشنگمون @Cristal هست

ویرایش شده توسط MMMahdis

picsart_09-23-06.45.02_9n2r.jpg

برای خواندن رمان  روی متن زیر کلیک کنین.

طینت مجروح

img_20211104_214854_422_ibjt.jpg

دختر و پسری از طبار لیلی ومجنون...
عاشقانی که به نظاره یکدیگر از دور خو گرفته‌اند....
روزی از روز‌های عاشقی، درد دوری بر یکی از عشاق سخت می‌گیرد...
برای بازگوی عشقش به سمت دلبر می‌رود....
دلداده‌ای را که در کنار محبوبش می‌بیند به مجنونی واقعی بدل شده، قصد می‌کند سر به بیایان بگذارد؛ اما...

رمان باوانِم

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

..::بخش اخبار مسابقات| ۱۴٠۱/۵/۷ 

.::به نام پروردگار قلم::..

سلاااام به نویسندگان و کاربران زیبا و خوش قلم انجمن نودهشتیا!  ^^

خوش اومدید، به تالار بزرگ اخبار نودشتیا و بخش من، یعنی اخبار مسابقات نودهشتیا! 

.::امروز     برای اولین بار قراره که من اخبار مسابقات که جمع آوری شده رو خدمتتون عرض کنم. ^-^ و بسی از این اتفاق فرخنده خوشنودم(: ::..

***

::|خواستم برای اولین شب اخبار، بهتون درباره‌ی این بخش توضیح بدم. بگم چه اخباری قراره بشنوید و روند کار چطوریه! 

همتون کلوپ بزرگ نودهشتیا، هاگوارتز رو می‌شناسید. رهبر عزیز این کلوپ، @ ..zAhrA..🌻 ی زحمت کش انجمنمون این کلوپ رو راه اندازی کردن و الان هاگوارتز رو همتون می‌شناسید☆-☆  دنیای ماورا! همتون قلعه خوناشام‌ها، آکادمی جادوگران و جنگل سیاه ارواح و گرگینه‌های اصیل انجمن رو می‌شناسید! 

توی این کلوپ فوقالعاده مسابقاتی رخ میده. من، توی این تاپیک براتون اطلاعات مسابقات رو می‌ذارم. تاریخ شروع، اتمام، زمان باقی مانده، برنده‌ها و... 

درکل قراره کیف کنید!😁 پس همین الان تاپیک اخبار مسابقات رو دنبال کنید تا به محض اینکه تاپیک مسابقه‌ی جدیدی زده شد و فراخوان آغاز شد، شما باخبر بشید! بدووو دیگههه! دنبال کن تاپیکمون رو^^

خب! بریم سر سراغ اخبار! از اینجاش قراره یکم جدی تر باشم ولی فکر نکنید من از زری به ارث نبردم و به این راحتی میرم سراغ اصل مطلب! اصلا از این فکرا خبری نیست. تمام مزش به مزه پروندنای منه! پس بشینید عزیزای دلم. چیپس و پفکم بیارید که آگهی بازرگانی پخش نمیشه و می‌تونید با خیال رااااااحت اخبار رو دنبال کنید.^^

-----

"تعطیلات تابستانی 98ia" 

این تعطیلات تابستانی، در ۱۱ تیر سال ۱۴٠۱ آغاز شد. تعطیلاتی که به معنای واقعی کلمه، تعطیلاتی مملو از شادی و پایکوبیست. مملو از چالش‌های متنوع، آموزش‌های مختلف، بازی‌های پرطرفدار و... 

و اما مهمترین قسمت! در این تعطیلات، شرکت کننده‌ها چادر‌های خود( تاپیک رمان) خود را بنا کردن. این رمان‌ها باید شامل ژانر پلیسی باشه♡-♡

تعداد صفحات رمان، با فونت ب نازنین و با سایز 16 یا 18 تو ورد از 250 صفحه بالا باشه^^

چالش‌های این مسابقه سیکرته و تنها و تنها کسانی که توی تعطیلات شرکت کردن قادر به دیدن تاپیک‌های سرگرمی و چالش و پایکوبی‌های تعطیلات هستن! ♡-♡ (و حتی من خبرنگار هم خبری از اون چالش‌ها ندارم@[email protected] و بسی کنجکاوم@[email protected]ولیکن چه کنیم؟! شرکت نکردیم دیگه@[email protected])

زمان اتمام رمان‌های جذاب، 15 شهریور هست و به نظرم بسی زمان خوبیه برای خوش قلم‌هایی که من می‌بینم! ♡-♡

وضعیت شرکت در مسابقه: وقت خیلی وقته به اتمام رسیده!

زمان باقی مانده برای تحویل رمان‌ها: 38 روز

-----

"فراخوان خوناشامی" 

تاپیک فراخوان رمان خوناشامی، 26 تیر آغاز شد. توی این مسابقه‌ هم،  مثل تعطیلات شرکت کننده‌ها رمان‌های خوناشامی می‌نویسن و زمان اتماممشون هم 1 شهریوره! البته که زری مهربونمون مثل همیشه، گفته که اگر فعالیت‌ها بالا باشه قطعا زمان بیشتر میشه♡-♡

اما این مسابقه یه تفاوتی داره! تعداد صفحاتی که در نظر گرفته شده 200 صفحه هست و کار خیلی خیلی راحت شده! 

زمان باقی مانده برای تحویل رمان‌ها:  24 روز!

وضعیت شرکت در مسابقه:  زمان خیلی وقت است به اتمام رسیده.

-----

"مسابقه‌های کوچک"

خب خب خب!  حالا بریم سراغ بخش جاذاب ماجرا! هممون می‌دونیم که یک تالاری توی انجمن وجود داره به اسم تالار مسابقات.  توی اون تالار،  مسابقات کوچولو موشولو وجود داره. این مسابقات یه زمان مشخص ندارن؛ ولی خب من دیدم خیلی افراد کمتری دارن به تالار میرن و توی اون مسابقه‌ها شرکت می‌کنن! 

پس، گفتم چطوره بیام هر شب لینک یکی از این تاپیک هارو براتون بذارم؟! و گذاشتم^^ اینم یه بخش کوشولو و موشولوی جذاب توی اخبار نودهشتیا! 

مسابقه‌ای که امشب انتخابش کردم، مسابقه‌ی "عکس از من،  متن از تو" هست! یه مسابقه جذاب، که مطمئنم عاشقش می‌شید! لینک این تاپیک باحال و خفن رو می‌ذارم و شما هم برید بترکونید! 

https://forum.98ia2.ir/topic/9507-مسابقه-🔸عکس-از-من-متن-از-تو-🔸/?do=getNewComment

البته عزیزانم هنوز دوره‌ی جدید شروع نشده؛  ولیکن داشتن لینکش بد نیست که! 

•••

 

اینم از این! خب، اخبار امشب هم تموم شد!^^

من سعیم رو کردم که اخباری که به نظر جالب میان رو براتون جمع آوری کنم و بذارم! مطمئن باشید هر روز بخش‌های جدیدی به اخبار اضافه میشن و یه سری بخش‌ها هم کم میشن؛ ولی به هرحال اخبار متفاوت میشه و شما با خوندنش کیف می‌کنید♡-♡

ممنون که تا اینجا همراهم بودید، ممنونم که دست به قسمت راست پایین گوشیتون نزدین و از تاپیک بیرون نرفتید^^ هرکسیم که رفته، خوش اومده. بازم برمی‌گرده@[email protected] ما خعلییییی خفنییییمممم!! ^^ هرجا برن برمیگردن ~-~

فعلا خدانگهدار نویسندگان و کاربران جذاب و خوش قلم نودهشتیا! تا درودی دیگر، به درود! 

 

"میهمان‌های افتخاری"

@ So.Bloom  @ sahar.tgi🎼  @ Gemma  @ Nilay07  @ Kaito  @ N.H  @ Zedbazi  @ _Atrin_🎼  @ Roshana  @ Paradise☆ویژه☆  @ Latifeh  @ آفتابگردون  @ -Madi-  @ ماهی  @ میلی متر  @ نیکتوفیلیا  @ Flare @ Night shadow  @ arisky  @ MMMahdis  @ Blue Moon  @ پرتوِماه

ویرایش شده توسط .Crystal
داشتن و رو نوشته بودم داستن@[email protected] چیه خب@[email protected] دستم خورد@[email protected]
  • لایک 11
  • تشکر 2
  • هاها 13
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

بخش اخبار مسابقات نودهشتیا| ۱۴٠۱/۵/۸

..::به نام خداوند قلم::.. 

سلااام پرانرژی و گرم تابستونی خدمت کاربران و نویسندگان ارجمند و خوش قلم انجمن نودهشتیا! ^^

و باز هم خوش آمدید به تالار اخبار و بخش من، یعنی اخبار مسابقات! ♡

امشب شب دوم اخبار نودهشتیاست و دلم می‌خواد زودتر صدمین روز رو ببینم! شما چطور؟! ☆-☆ یعنی این مدلی که بیام بنویسم به صدمین روز اخبار نودهشتیا خوش اومدید! می‌خوام بشه هزار و یک شب. بعد هزار و یک شب جمع می‌کنم میرم😂البته تا اون موقع چندییین سااال گذشته. 

 

خدایی به این فکر کردین که شهرزاد اون پادشاهه که اسمش یادم نیست رو حدود چهار سال اسکل کرد؟! این چطور پادشاهی بوده که چهاااار سال اسکل شده بوده؟! اصلا صلاحیت پادشاهی نداشته این!

خلاصه! منم نشستم به چرت و پرت گویی‌هاا! انگار نه انگار ساعت هشت و نیمه و من تازه دارم اخبار رو تایپ می‌کنم@[email protected] هعی.. یهو یادم افتاد ساعت هشت و نیه من اخبار رو ننوشتمπ-π 

.:: یه توضیح کلی^^

بازهم از زری بانو  @ ..zAhrA..🌻  که دیشب اشتباه هم تگش گردم تشکر می‌نمایم بخاطر تمااام این زحمتای که برای نودهشتیا می‌کشه. اگر هاگوارتز و مسابقات جنجالی زری نبود، الان بنده هم براتون این اخبار طنز رو نمی‌نوشتم! پس از اینجا بهتون میگم، شرکت کننده‌های عزیز، خوش قول باشید! انقده زری رو اذیت نکنید، مامان باباتون رو بخاطر تنبلیتون نکشید، قول دادید و سر حرفتون وایسید. اینطوری خستگی زری هم از تنش میپره بیرون^^ خودشیرین هم خودتونید! 

خلاصه که، بریم سراغ اخبار مسابقات نودهشتیا! و بازهم پیشنهادم اینه که چیپس و پفک رو بذارید جلوی دستتون رو به اخبار جاذاب امروز گوش بسپرید که بخش جدید براتون اضافه کردم! 

 

..:: تعطیلات تابستاتی 98ia::.. 

این تعطیلات تابستانی، در ۱۱ تیر سال ۱۴٠۱ آغاز شد. تعطیلاتی که به معنای واقعی کلمه، تعطیلاتی مملو از شادی و پایکوبیست. مملو از چالش‌های متنوع، آموزش‌های مختلف، بازی‌های پرطرفدار و... 

و اما مهمترین قسمت! در این تعطیلات، شرکت کننده‌ها چادر‌های خود( تاپیک رمان) خود را بنا کردن. این رمان‌ها باید شامل ژانر پلیسی باشه♡-♡

تعداد صفحات رمان، با فونت ب نازنین و با سایز 16 یا 18 تو ورد از 250 صفحه بالا باشه^^

چالش‌های این مسابقه سیکرته و تنها و تنها کسانی که توی تعطیلات شرکت کردن قادر به دیدن تاپیک‌های سرگرمی و چالش و پایکوبی‌های تعطیلات هستن! ♡-♡ (و بازهم می‌گَویویَم، حتی من خبرنگار هم خبری از اون چالش‌ها ندارم@[email protected] برید مخ زری رو بزنید مرا راه بده[email protected]@ زرییی من قول میدم اطلاعات زیادی به بیرون درج ندم@[email protected] راهم بدههه@[email protected])

زمان اتمام رمان‌های جذاب، 15 شهریور هست و به نظرم بسی زمان خوبیه برای خوش قلم‌هایی که من می‌بینم! اگر سر قول خوشگلشون وایسن، صددرصد تا  15 شهریور کلی رمان تموم شده داریم که همکار قشنگم اخبارشو براتون می‌نویسه! @ آفتابگردون ♡-♡

وضعیت شرکت در مسابقه: وقت خیلی  وقته به اتمام رسیده! 

زمان باقی مانده برای تحویل رمان‌ها: 37 روز!

 

..::فراخوان خوناشامی::.. 

تاپیک فراخوان رمان خوناشامی، 26 تیر آغاز شد. توی این مسابقه‌ هم،  مثل تعطیلات شرکت کننده‌ها رمان‌های خوناشامی می‌نویسن و زمان اتماممشون هم 1 شهریوره! البته که زری مهربونمون مثل همیشه، گفته که اگر فعالیت‌ها بالا باشه قطعا زمان بیشتر میشه♡-♡ درواقع افزایش زمان به فعالیت بچه‌ها توی تعطیلات مربوطه! 

اما این مسابقه یه تفاوتی داره! تعداد صفحاتی که در نظر گرفته شده 200 صفحه هست و کار خیلی خیلی راحت شده! 

وضعیت شرکت در مسابقه:   زمان خیلی وقته به اتمام رسید. 

  زمان باقی مانده برای تحویل رمان‌ها:   23 روز! 

 

.:: مسابقات کوچک::.. 

هممون می‌دونیم که یک تالاری توی انجمن وجود داره به اسم تالار مسابقات.  توی اون تالار، مسابقات کوچولو موشولو وجود داره. این مسابقات یه زمان مشخص ندارن؛ ولی خب من دیدم خیلی افراد کمتری دارن به تالار میرن و توی اون مسابقه‌ها شرکت می‌کنن! 

 دیشب براتون لینک مسابقه‌ی "عکس از من، متن از تو" رو گذاشتم! و امروز هم می‌خوام برم سر یکی از اون مسابقه‌ها که مطمئنم بهش عاشقانه و با وردنه عشق می‌ورزید! چون اگر نورزید، من می‌ورزمتون!(:

ولی یه خبر بد.  تویل تالار،  مسابقات هنوز آپدیت نشدن و نمی‌تونم بهتون لینک جدیدی از مسابقات بدم. پس فعلا باید صبر کنیم تا دوره‌ی جدیدی به مسابقه‌ شروع بشه و بعد من همراه با این بخش برمی‌گردم! ولی فعلا، باید با این بخش خدانگهداری کنیم! 🥺

..::معرفی رمان شرکت کننده‌ها::.. 

خب خب! یه قسمت جدید براتون اضافه کردم. توی این قسمت، ما رمان یکی از شرکت‌ کننده‌ها که توی مسابقات هست رو معرفی می‌کنیم! مثلا امروز، می‌خوام بهتون رمان @ Blue Moon  فعال و خوشگلم رو معرفی کنم^^ البته معرفی که.. خودش کلی خواننده داره ولی گفتم شاید بد نباشه از این فعالیت زیاد و زحمت‌هاش قدردانی کنیم! 

این شما و اینننننننن، رماان محکمه‌ سیااااه! 

https://forum.98ia2.ir/topic/9509-رمان-محکمه-سیاه-md-کاربر-انجمن-نودهشتیا/?do=findComment&comment=9349

بله! همونطور که می‌بینید رمان مخصوص تعطیلات تابستانی نودهشتیاست و بسی بسیار رمان جذابیه! ژانر هم پلیسی، معمایی و عاشقانه هست! و همونطور که توی تاپیک مشخصه جزو برترین رمان‌های پلیسیه. برید بخونید، عشششششق کنید! 

و از همینجا از مهدیه عزیزمون بخاطر این حجم از خوش قولیش تشکر و قدردانی می‌کنیم! دیگه حجم خوش قولیش خیلی بالایه بچه‌ها! ما رزاگینه پارت شیش بودیم ایشون بیست. تف بهت مهدیه😂 آخرشم بردی😂 ولی اشکالی نداره، عوضش نمونه خوش قولی و فعال بودنه! از همینجا ماچ بهت♡-♡

اینم از این! خب، اخبار امشب هم تموم شد!^^

من سعیم رو کردم که اخباری که به نظر جالب میان رو براتون جمع آوری کنم و بذارم! مطمئن باشید هر روز بخش‌های جدیدی به اخبار اضافه میشن و یه سری بخش‌ها هم کم میشن؛ ولی به هرحال اخبار متفاوت میشه و شما با خوندنش کیف می‌کنید♡-♡

راستی!  اعلام می‌کنم که واکنشی غیر از واکنش خنده و تشکر در تاپیک اخبار مسابقات نودهشتیا ممنوعه! من ممنوع کردم(: پس، جز خنده و تشکر هر واکنشی بدین باهاتون با وردنه برخورد می‌کنم(((: 

فعلا  کاربران و نویسندگان زیبا روی و خوش قلم نودهشتیا، تا درودی دیگر بدرود! 

 

"میهمان‌های افتخاری"

@ Roshana  @ Paradise☆ویژه☆  @ Zedbazi  @ _Atrin_🎼 @ میلی متر  @ Night shadow @ پرتوِماه  @ SARAM  @ Kaito @ Gemma  @ شمیم۰۰۹۸  @ MMMahdis  @ arisky  @ So.Bloom @ sahar.tgi🎼  @ h.noora  @ ماهی

  • لایک 4
  • تشکر 5
  • هاها 15
  • غمگین 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلاااام خدمت شما کاربران و نویسندگان خوش قلم و زیبا زیبا و پیگیر اخبار نودهشتیا! ^^

و باااازهم،  خوش آمدید به تالار بزرگ اخبار نودهشتیا و بخش جذاب و مملو از هیجان من،  یعنی بخش اخبار مسابقات نودهشتیا! 

روز سوم مبااارک! ^^ هر روز هم دارم از روی بعدی کندتر میشم@[email protected] امروز ساعت نه فهمیدم اخبار رو تایپ نکردم! ولی مهم نیست، می‌دونم که شما کاربران عزیز درک می‌کنید این رنگی پنگی نوشتن با موبایل و یا حتی با سیستم چقدر عذابه! @[email protected]

آقا خلاصه، بشینید و از شب سوم هزار و یک شب اخبار با تانیا لذت ببرید@[email protected] بخش جدیدم براتون اوردم، بریینن عشششششششششق کنید! 

 

..:: هزار و یک شب با تانیا ::.. 

آقا قضیه چیه؟! یعنی چی هزار و یک شب با تانیا؟ چیه از شب دوم افتاده تو دهن من؟! الان براتون میگم! 

از اونجایی که من عاشق گپ و گفت با شما نویسندگان گرامی هستم، این بخش رو برای همین اضافه کردم! قراره چرت و پرت بگم بخندین و با انرژی بریم سراغ اخبار^^

و موضوع چرت و پرت امروز، روند کار من! برای بار ده هزارم خوش اومدین به گپ و گفت با تانی^^

آقا، می‌خوام براتون بگم چطو اخبار می‌نویسم. بگم چی میشه که دیر میشه! چی میشه که این چرت و پرتا به سرم می‌زنه. بریم که داشته باشیم...! 

آقا، من روز اول، حدود ساعت یک و دو ظهر شروع به نوشتن اخبار کردم و فقط قسمت تگ و لینک هارو خالی گذاشتم. بعدم موقع رنگی پنگی کردن اخبار اضافشون کردم!  ولیکن دیشب، ساعت هشت و نیم یادم افتاد عه! من اخبار ننوشتم داوش! 

این طلسم شنبه که میگن اینه. دیدی هی میگی از شنبه؟! بعد شنبه فقط می‌گیری می‌خوابی و هیچ کاری هم نمی‌کنی؟! آقا ما جمعه شروع به سری هزار و یک شب اخبار کردیم و خدایی شب اول ترکوندیم! خیلی اخبار خوب بود نه؟ کلی خندیدینااا...ولی به میم های چرت و پرت این میلی بیشتر می‌خندید! یعنی چی کمتر از بیست و چهار ساعت پنجاه تا خنده؟ها؟ بزنمتون؟! ولی دیشب به دلم نشست. اصلا طنز نبودم. شما که خوشتون اومده نههه؟! اگر نیومده که بفرمایید وردنه! ^^

خلاصه گفتم بیام امشب رو براتون این بخش رو اضافه کنم. نه چرت دارم میگم همینطوری رو هوا دارم این چرت و پرتارو می‌نویسم بخندید@[email protected] یهو گفتم هزار و یک شب با تانیا. 

مطمئنم همتونم همینطوری شدیناا.. سر یه دیالوگ یهو مسیر عوض میشه.. آقا فردا شب درباره این دیالوگا براتون چرت و پرت میگم حتما! یادم بندازیناا! عاورین^^

آقا برا امشب بسه. اصلا هم نرسیدم به چیزی که می‌خواستم بگماا.. عه. یادم نمیاد می‌خواستم به چی برسم@[email protected] اقا شاید فکر کنید اینا برنامه ریزی شدس من دارم میگم؛ ولی واقعا این چرت و پرت هایی که می‌نویسم از ته قلبمه. از ته قلبم چرت میگم براتون^^ شماهم قهقهه می‌زنید...! 

خو بسه. بریم سراغ اخبار. از اونجایی که چیپس و پفکاتون حتما تموم شده برین تخمه میارین. تخمه بیارین و بشینید پای اخبار بدون پیام بازرگانی تانی! ماچ به کلتون! ^^

 

..:: تعطیلات تابستانه 98ia ::.. 

این تعطیلات تابستانی، در ۱۱ تیر سال ۱۴٠۱ آغاز شد. تعطیلاتی که به معنای واقعی کلمه، تعطیلاتی مملو از شادی و پایکوبیست. تابستانی مملو از چالش‌های متنوع، آموزش‌های مختلف، بازی‌های پرطرفدار و... 

و اما مهمترین قسمت! در این تعطیلات، شرکت کننده‌ها چادر‌های خود( تاپیک رمان) خود را بنا کردن. اون‌ها به همراه قلم‌های قوی شون چادر‌های مستحکمی بنا کردند!  این چادر‌ها خوراکی هستن و مهم ترین چاشنی‌شون هم،  چاشنی پلیسیه! آقا، دیه زدن گنگش رو بردن بالااااااا.. آرههه! گنگ گنگ گنگگ! ♡-♡

تعداد صفحات رمان، با فونت ب نازنین و با سایز 16 یا 18 تو ورد از 250 صفحه بالا باید باشه^^ وگرنه متاسفانه قبول نمیشه. هرچند، اینا به دردتون نمی‌خوره چون زمان تموم شده. ولیکن بدک نی بدونین! 

چالش‌های این مسابقه سیکرته و تنها و تنها کسانی که توی تعطیلات شرکت کردن قادر به دیدن تاپیک‌های سرگرمی و چالش و پایکوبی‌های تعطیلات هستن! ♡-♡ (و بازهم می‌گَویویَم، حتی من خبرنگار هم خبری از اون چالش‌ها ندارممم@[email protected] زرییی من قول میدم اطلاعات زیادی به بیرون درج ندم@[email protected] راهم بدههه@[email protected])

زمان اتمام رمان‌های جذاب، 15 شهریور هست و به نظرم بسی زمان خوبیه برای خوش قلم‌هایی که من می‌بینم! اگر سر قول خوشگلشون وایسن، صددرصد تا  15 شهریور شاهد به اتمام رسیدن نزدیک بیست تا رمان فوق جذاب و پلیسی هستیم♡-♡

وضعیت شرکت در مسابقه: وقت خیلی وقته به اتمام رسیده!

زمان باقی مانده برای تحویل رمان‌ها: 36 روز!

 

..:: فراخوان خوناشامی ::.. 

تاپیک فراخوان رمان خوناشامی، 26 تیر آغاز شد. توی این مسابقه‌ هم،  مثل تعطیلات شرکت کننده‌ها رمان‌های خوناشامی می‌نویسن و زمان اتماممشون هم 1 شهریوره! البته که زری مهربونمون مثل همیشه، گفته که اگر فعالیت‌ها بالا باشه قطعا زمان بیشتر میشه♡-♡ درواقع افزایش زمان به فعالیت بچه‌ها توی تعطیلات مربوطه

اما این مسابقه یه تفاوتی داره! تعداد صفحاتی که در نظر گرفته شده 200 صفحه هست و کار خیلی خیلی راحت شده! 

زمان باقی مانده برای تحویل رمان‌ها:  22 روز!

وضعیت شرکت در مسابقه:  زمان خیلی وقت است به اتمام رسیده! 

 

..:: معرفی رمان شرکت کننده‌ها ::.. 

آقااا، من اومدم با یه رمان خفن دیگه! هرچند که امشب هرچی توی چت داد کشیدم کی می‌خواد رمانش بیاد توی اخبار و هیچکس جواب نداد؛ ولی من تسلیم نشدم! اما خب،  از شب بعدی ازتون می‌خوام بیاید نمایم و بهم بگید که دوست دارین رمان‌هاتون رو توی اخبار بیارم. چون همونطور که می‌بینید کم- کم بازدید تالار داره زیاد میشه و معرفی رمانتون اصلا بد نیست! 

خلاااصه، امرووووز، اومدم بااا رماان یک دخترک ابهامی! یک دخترک که جزو ابهام‌های افسانه‌ای نودهشتیاااست! ابهام دوووووو @ Roshana !!! این شما و این هم رمان فوقالعاده‌ی کلاش مات

https://forum.98ia2.ir/topic/9494-رمان-کلاشِ-مات-روشنا‌اسماعیل‌زاده-کاربر-انجمن-نودهشتیا/?do=findComment&comment=93426

او مای گاد.. هرچی از خفنی کلاش مات بگم کم گفتم!! همین الان برید تاپیک رو دنبال کرده و سپس تک به تک پارت‌هارا خوانده تا به روشنا ی عزیزم انرژی بدین! کلاش مات عزیزمون هم برای تعطیلات تابستانه نودهشتیاست و ژانرشم جنایی و اجتماعی  هست! پس،  بریییدددد عشششششق کنید! 

•••

خب خب خب!  اینم از اخبار امشب! ^^

من سعیم رو کردم که اخباری که به نظر جالب میان رو براتون جمع آوری کنم و بذارم! مطمئن باشید هر روز بخش‌های جدیدی به اخبار اضافه میشن و یه سری بخش‌ها هم کم میشن؛ ولی به هرحال اخبار متفاوت میشه و شما با خوندنش کیف می‌کنید♡-♡

ممنون که تا اینجا همراهم بودید، ممنونم که دست به قسمت راست پایین گوشیتون نزدین و از تاپیک بیرون نرفتید^^ هرکسیم که رفته، خوش اومده. بازم برمی‌گرده@[email protected] ما خعلییییی خفنییییمممم!! ^^ هرجا برن برمیگردن ~-~

راستی!  اعلام می‌کنم که واکنشی غیر از واکنش خنده و تشکر در تاپیک اخبار مسابقات نودهشتیا ممنوعه! من ممنوع کردم(: پس، جز خنده و تشکر هر واکنشی بدین باهاتون با وردنه برخورد می‌کنم(((: 

فعلا نویسندگان و کاربران جذاب و خوش قلم نودهشتیا! تا درودی دیگر، بدرود! 

 

"میهمان‌های افتخاری"

@ پرتوِماه  @ Night shadow @ ماهی  @ h.noora  @ Blue Moon  @ ماهک @ Kaito  @ So.Bloom  @ SARAM  @ MMMahdis  @ _Atrin_🎼  @ Flare  @ میلی متر  @ Ghazal.M @ sahar.tgi🎼 @ Gemma  @ arisky

ویرایش شده توسط .Crystal
  • لایک 6
  • تشکر 2
  • هاها 14
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

..؛؛سلام و درود خدمت شما کاربران زیبا روی و نویسندگان خوش قلم انجمن نودهشتیا! ^^

برای بار چهارم، خوش اومدید به تالار بزرگ نودهشتیا و بخش من، یعنی اخبار مسابقات! 

خانمان و آقایون، درواقع خانمان و میلی متر عزیزم، خوش اومدید به شب چهارم از هزار و یک شب اخبار با تانیا! 

آقا امروز قرار بود از ساعت  6 بعدازظهر نوشتن اخبار رو شروع کنم ولی انقدر نتم ضعیف بود که پشیمون شدم! و اکنون دوباره ساعت ۲۱:٠٠ دارم براتون اخبار تایپ می‌کنم! ^^ بهم بگید که خسته نباشم! بگیید! 

آقا بی حرف اضافه دیگه‌ای بریم سراغ بخش جذاب هزار و یک شب با تانیا! ^^

..:: هزار و یک شب با تانیا ::.. 

خب، دیشب گفتم امشب مثل دیشب نیست، دیشب مثل امشب نیست، امشب. مثل فردا نیست، فردا مثل دیشب نیست.. اهم! دیشب گفتم امشب مثل دیشب نیست، دیشب مثل امش... باشه باشه نزنید میگم دیشی گفتم امشب مثل دیشب نی... باشه! تمومه. تمومه! ಥ‿ಥ 

آقا من دیشب گفتم امشب درباره دیالوگ‌های    حرف می‌زنم که مسیر رمان و پیام و کلا همه چیز رو بهم می‌ریزه! 

مثلا، همین شب دوم،    هزار و یک شب رو یادم اومد و ازش استفاده کردم و دیشب یهو با خودم گفتم بذار یه بخش با همین عنوان اضافه کنم! 

ولی خدا شاهده، تا وقتی که داشتم توضیحات این بخش رو می‌نوشتم داشتم فکر می‌کردم توی این بخش چی‌کار کنم؟! چی بنویسم؟!  که دست آخر گفتم بیام و توی این بخش براتون چرت و پرت   بگم و شماهم لذت ببرید! ^-^

عههههه! همین الان یه ایده‌ای به ذهنم رسید. این بخش فقط با چرت و پرت گفتنای من بامزه نیست که! از این به بعد، یه موضوعی مشخص می‌کنم   و شما عشقولی‌های خودم بیاین و اتفاقاتی که توی اون زمینه براتون افتاده رو تو نمایم یا توی خصوصی بفرستین بذارم تو اخبار^^ فکر کنم جالب بشه. ولی اگرم کسی نفرستاد اخبارو همینطوری ادامه میدم^^ موضوع امروز هم: دیالوگ‌هایی که توی رمانتون از سر هیجان نوشتین و کل مسیر رو عوض شده! 

خب خب خب، به پایان این بخش رسیدیم؛ ولیکن هم اکنون به سراغ   اخبار مسابقات نودهشتیا می‌جهیم! 

 

..:: تعطیلات تابستانه 98ia ::.. 

این تعطیلات تابستانی در ۱۱ تیر سال ۱۴٠۱ آغاز شد. تعطیلاتی که به معنای واقعی کلمه، تعطیلاتی مملو از شادی و پایکوبیست. تابستانی مملو از چالش‌های متنوع، آموزش‌های مختلف، بازی‌های پرطرفدار و... 

و اما مهمترین قسمت! در این تعطیلات، شرکت کننده‌ها چادر‌های خود( تاپیک رمان) خود را بنا کردن. اون‌ها به همراه قلم‌های قوی شون چادر‌های مستحکمی بنا کردند!  این چادر‌ها خوراکی هستن و مهم ترین چاشنی‌شون هم،  چاشنی پلیسیه!   آقا، دیه زدن گنگش رو بردن بالااااااا.. آرههه! گنگ گنگ گنگگ! گنگ گنگ گنگ... ♡-♡

تعداد صفحات رمان، با فونت ب نازنین و با سایز6 یا   18 تو ورد از 250 صفحه بالا باید باشه^^ وگرنه متاسفانه قبول نمیشه. درکل قانون بیشتر مسابقات همینه و بهتری حفظش کرده باشین! هرچند، اینا به دردتون نمی‌خوره چون زمان تموم شده. ولیکن بدک نیست بدونین! 

چالش‌های این مسابقه سیکرته و تنها و تنها کسانی که توی تعطیلات شرکت کردن قادر به دیدن تاپیک‌های سرگرمی و چالش و پایکوبی‌های تعطیلات هستن! ♡-♡ (و بازهم می‌گَویویَم، حتی من خبرنگار هم خبری از اون چالش‌ها ندارممم@[email protected] زرییی من قول میدم اطلاعات زیادی به بیرون درج ندم@[email protected] راهم بدههه@[email protected])

زمان اتمام رمان‌های جذاب، 15 شهریور هست و به نظرم بسی زمان خوبیه برای خوش قلم‌هایی که من می‌بینم! اگر سر قول خوشگلشون وایسن، صددرصد تا  15 شهریور شاهد به اتمام رسیدن  بیست تا رمان فوق جذاب و پلیسی هستیم♡-♡

تعداد شرکت کننده‌گان:  20 نفر

وضعیت شرکت در مسابقه: وقت خیلی وقته به اتمام رسیده!

زمان باقی مانده برای تحویل رمان‌ها:   35 روز!

 

..::  فراخوان خوناشامی ::.. 

تاپیک فراخوان رمان خوناشامی، 26 تیر آغاز شد. توی این مسابقه‌ هم،  مثل تعطیلات شرکت کننده‌ها رمان‌های خوناشامی می‌نویسن و زمان اتمامشون هم 1 شهریوره! البته که زری مهربونمون مثل همیشه، گفته که اگر فعالیت‌ها بالا باشه قطعا زمان بیشتر میشه♡-♡ درواقع افزایش زمان به فعالیت بچه‌ها توی تعطیلات مربوطه! 

اما این مسابقه یه تفاوتی داره! تعداد صفحاتی که در نظر گرفته شده 200 صفحه هست و کار خیلی خیلی راحت شده! 

ولی من هنوز منتظرم تاپیک فراخوان جادوگری هم بزنی زری.. هققق.. زریییی... @ ..zAhrA..🌻

زمان باقی مانده برای تحویل رمان‌ها:  21 روز!

وضعیت شرکت در مسابقه:  زمان خیلی وقت است به اتمام رسیده! 

 

..:: معرفی رمان شرکت کننده‌ها ::..

و بریم سراغ بخش مورد علاقه‌ی خودم و شما! آقا من دیشب توی چت گلومو پاره کردم که بگم داوشای گلم کی می‌خواد رمانش رو بذارم؟! و خب یک گل خوشگل هم اومد نمایه بنده    و گفت: 

- خب رمان ما که توی تعطیلات شرکت کردیم هم بذار نامرد!  ): 

حقیقتا غم در نهادم آه شد وقتی گفت نامردπ-π تفπ-π آخه نامسلمون من نمی‌دونم کی به کی هستین چه برسه به اینکه بیام رمانتون رو سر خود بذارم.. مهدیه و روشنا هم چون می‌شناختم گذاشتم؛  ولیکن از این پس از شما خواهشمندم به نمایه من قدم بگذارید و لینک رمانتون و مسابقه‌ای که توش هستین رو بفرستید^^ شک نکنید که فردای همون شب با همون شب رمانتون رو می‌ذارم♡-♡

و برییییممم،  سراغ رمان فوووووووووق جذاب @ Gemma  ی عزیزم، یعنی رمان جذااااااااااااابببببببببب مندهم

https://forum.98ia2.ir/topic/9526-رمان-منهدم-gemma-کاربر-انجمن-نودهشتیا/?do=getNewComment

آقا همینطور که قابل مشاهده نیست، این رمان مخصوص تعطیلات تابستانی نودهشتیاس! هرچند اگر کاراگاه خوبی باشید تا الان حتما متوجه شده بودید! می‌دونید چرا؟! نمیگم! ಥ‿ಥ  کاراگاه‌ها فهمیدن باید از کجا می‌فهمیدن ای رمان برای تعطیلاته! ಥ‿ಥ 

ژانر این رمان جذاب،   پلیسی، جنایی و علمی- تخیلی  هست! اوه... ژانرهای مورد علاقه‌ی من در یک قاب! ♡-♡ آقا برین بخونید این رمان پلیسی رو! چون که قلم نگین جونم، واقعا عالیه♡-♡ برین بخونید، عشششششششششق کنییییدد! 

•••

خب خب خب! اینم از اخبار امشب! ^^

من سعیم رو کردم اخباری که به نظر جالب میان رو براتون جمع آوری کنم و بذارم!  مطمئن باید هرروز بخش‌های جدیدی به اخبار اضافه میشن و یه سری بخش‌ها هم کم میشن؛ ولی به هرحال اخبار متفاوت میشه و با خوندنش کیف می‌کنید! ^-^ 

واقعا متاسفم،  من امشب زیاد انرژی نداشتم و فقط و فقط امیدوارم که اخبار امشب رو دوست داشته بوده باشید!  خلاصه ماچ و موچ آب دار به تمام کسانی که اخبار رو دنبال می‌کنن! 

ممنون که تا اینجا همراهم بودید،  ممنونم که دست به قسمت راست پایین گوشیتون نزدید و تاپیک رو ترک نکردید ^^ هرکسیم که رفته،  خوش اومده.  بازم برمی‌گرده@[email protected] ما خعلیییییی خفنییییمم!! ^^ هرجا برن برمی‌گردن ~-~

راستی،  اعلام می‌کنم که هر واکنشی غیر از واکنش خنده و تشکر در تاپیک اخبار مسابقات نودهشتیا ممنوعه!  من ممنوع کردم(:  پس،  جز خنده و تشکر هر واکنشی بدین باهاتون با وردنه برخورد می‌کنم!((((: 

 فعلا نویسندگلن و کاربران جذاب و خوش قلم نودهشتیا، تا درودی دیگر بدرود! 

 

"میهمانان افتخاری" 

@ Roshana  @ Night shadow  @ ماهک  @ پرتوِماه پرتوِپرتوِ @ _Atrin_🎼  @ میلی متر🎼  @ SARAM  @ arisky  @ ماهی  @ Ghazal.M

ویرایش شده توسط .Crystal
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلااااااام به شما زیبا رویان تانی! ^^ سلااام خدمت نویسندگان، کاربران و مدیران ارجمند انجمن نودهشتیا! ^^

برای بار پنجم عرض می‌کنم، خوش اومدید، به تالار بزرگ اخبار و بخش من، یعنی بخش اخبار مسابقات! 

روز پنجم مبارکمون عشقولی‌های خودم! چطورین مطورین؟!  عشق می‌کنید با اخبار یا چی؟! خووووش اومدیددد، بهههه روز پنجم از هزار و یک شب با تانیا!!! 

آقا من هی عزمم رو جزم می‌کنم که ساعت ۱۸:٠٠ یا حداکثر ۱۹:٠٠ شروع کنم به نوشتن اخبار؛ ولکن نشود): یا کلاس دارم یا یادم میره): هقق... 

اقا بسه دیگه، بی حرف بریم سراغ هزار و یک شب با تانی! تخمه‌هاتون که تموم نشده انشاالله؟! @[email protected]

..::  هزار و یک شب با تانی ::.. 

آقا همتون می‌دونید که دیشب بحث داغ و جنجالی انجمن   کنکور    بود. نتایج کنکور اومد و کلی از بچه‌ها باعث افتخار کل انجمن شدن! ماهم هممون باهم بهشون خسته نباشید میگیم بابت زحماتشون، بی خوابی هاشون، خستگی‌هاشون و... یه بغل بزرگ برای همشون اینجا می‌گشایم تا بدونن چقدر عشقن همشون♡-♡

آقا، یه چیزی که من بسی تو چت دیشب دیدم،  این بود که همه گیر داده بودن بهشون و میگفتن چی شد چی‌کار کردین رتبتون چنده و...  می‌دونم که فقط نگران بودن و سوالاشون اشتباه بوده ولیکن، خواستم بهتون بگم که برای سال های دیگه این سوال رو اصلا و به هیچ وجه نپرسید. باشد؟! باشد. 

آقا بیاید یکم غر بزنیم به این پورعباس که پدر این بچه‌هارو دراورد! ولی بازم یه چیزی یاد گرفتن، زمان استرس رو از بین می‌بره.😂 همین دیشب بودش که انقدر برای گفتن نتایج طولش دادن بچه‌ها استرسشون کم شد و کم کم شروع کردن گفتن و خندیدن!(: یا مثلا وقتی نتایج اومد انقدر طول کشید تا وارد بشن که اصلا استرسشون    کم شد 😂؛ ولی بازم با حرف یه سری ها اعصابشون خرد شد. 

بگم که بعضیا هم هی واد سایت می‌شدن! کنکور نداشتن ولی می‌خواستن ببینن چطوریه. من خودم واقعا نمی‌دونستم کدوم سایت درسته و گفتم وللش پس😂 ولی لطفا یادتون باشه که سال دیگه اگر کنکور ندادین نرین سایت لطفا، خیلی به کنکوری‌های عزیزمون استرس میدین! 

آا من زیاد دوست ندارم درباره این بحث صحبت کنم. بحث جالبی نیست و دیشب ما فقط به خاطر اینکه با کنکوری‌هامون همدردی کنیم چت موندیم، بیدار موندیم تا از استرسشون کم کنیم و الانم واقعا کافیه. الان کنکوری ها می‌زننم😂😂

خب خب خببببب!! برییییمم سراغ بحث فوووووق جذاب اخبار! بزن بریم. 

..:: تعطیلات تابستانه 98ia ::.. 

این تعطیلات تابستانی در ۱۱ تیر سال ۱۴٠۱ آغاز شد. تعطیلاتی که به معنای واقعی کلمه، تعطیلاتی مملو از شادی و پایکوبیست. تابستانی مملو از چالش‌های متنوع، آموزش‌های مختلف، بازی‌های پرطرفدار و... 

و اما مهمترین قسمت! در این تعطیلات، شرکت کننده‌ها چادر‌های خود( تاپیک رمان) خود را بنا کردن. اون‌ها به همراه قلم‌های قوی شون چادر‌های مستحکمی بنا کردند!  این چادر‌ها خوراکی هستن و مهم ترین چاشنی‌شون هم،  چاشنی پلیسیه! آقا، دیه زدن گنگش رو بردن بالااااااا.. آرههه! گنگ گنگ گنگگ! حاجی می‌خواد گنگ برقصه.. گنگ گنگ گنگ... ♡-♡

تعداد صفحات رمان، با فونت ب نازنین  و با سایز 16  یا  18 تو ورد از 250 صفحه    بالا باید باشه^^ وگرنه متاسفانه قبول نمیشه. درکل قانون بیشتر مسابقات همینه و بهتری حفظش کرده باشین! هرچند، اینا به دردتون نمی‌خوره چون زمان تموم شده. ولیکن بدک نیست بدونین! 

چالش‌های این مسابقه سیکرته   و تنها و تنها کسانی که توی تعطیلات شرکت کردن قادر به دیدن تاپیک‌های سرگرمی و چالش و پایکوبی‌های تعطیلات هستن! ♡-♡ (و بازهم می‌گَویویَم، حتی من خبرنگار هم خبری از اون چالش‌ها ندارممم@[email protected] زرییی من قول میدم اطلاعات زیادی به بیرون درج ندم@[email protected] راهم بدههه@[email protected])

زمان اتمام رمان‌های جذاب، 15 شهریور هست و به نظرم بسی زمان خوبیه برای خوش قلم‌هایی که من می‌بینم! اگر سر قول خوشگلشون وایسن، صددرصد تا  15 شهریور شاهد به اتمام رسیدن نزدیک بیست     تا رمان فوص جذاب و پلیسی هستیم♡-♡

تعداد شرکت کننده‌گان: 20 نفر

وضعیت شرکت در مسابقه:  وقت خیلی وقته به اتمام رسیده!

زمان باقی مانده برای تحویل رمان‌ها:     35 روز!

 

..:: فراخوان خوناشامی ::.. 

تاپیک فراخوان رمان خوناشامی، 26 تیر   آغاز شد. توی این مسابقه‌ هم،  مثل تعطیلات شرکت کننده‌ها رمان‌های خوناشامی می‌نویسن و زمان اتماممشون هم 1 شهریوره! البته که زری مهربونمون مثل همیشه، گفته که اگر فعالیت‌ها بالا باشه قطعا زمان بیشتر میشه♡-♡ درواقع افزایش زمان به فعالیت بچه‌ها توی تعطیلات مربوطه! 

اما این مسابقه یه تفاوتی داره! تعداد صفحاتی که در نظر گرفته شده 200 صفحه هست و کار خیلی خیلی راحت شده! 

زمان باقی مانده برای تحویل رمان‌ها:  22 روز!

وضعیت شرکت در مسابقه:  زمان خیلی وقت است به اتمام رسیده! 

..:: معرفی رمان شرکت کننده‌ها ::..

 به به! آقا، به به! بریم سراغ بخش عشق من، موردعلاقه‌ی من،  مورد علاقه‌ی شما، نفس، عشق، جوننن..(: 

اقا یادتونه گفتم یکی هست بسی فعاله؟! اصلا از فعایش فعالیتش زده بالا؟! بذارین مثل فیلما براتون فلش بک برم... 

"فلش بک" 

«و از همینجا از مهدیه عزیزمون بخاطر این حجم از خوش قولیش تشکر و قدردانی می‌کنیم! دیگه حجم خوش قولیش خیلی بالایه بچه‌ها! ما رزاگینه پارت شیش بودیم ایشون بیست. تف بهت مهدیه😂 آخرشم بردی😂 ولی اشکالی نداره، عوضش نمونه خوش قولی و فعال بودنه! از همینجا ماچ بهت♡-♡» 

عه! اقا فهمیدین که!!! بله، همونطور که دیدین امرووووز قرارهههه بریییممم سراغغغ رمااان جذاااب مهدیههه!  شاید بگین وا! تو که یه بار معرفیش کردی! هه! نکنه مخاطبات پایین اومده؟! اخی برشکسته شدی؟! 

ولی نه! ای پدرگربه‌ها! بزنم تو سرتون؟! من برشکسته میشم؟! نخیر!!! این @ _mahdiyeh_ خانم، همونطور که گفتم بسی فعاله. انقدر که توی مسابقات خوناشامی هم شرکت کرده این لهنتی! این شما و این هممممم، رمااان حاکم شامگاه

https://forum.98ia2.ir/topic/9815-رمان-حاکم-شامگاه-md-کاربر-انجمن-نودهشتیا/?do=findComment&comment=100164

به به! اصلا اسمو! اسمو تو می‌بینی خوف(خف؟!) برت می‌داره! به زبون خودتون، برگاتون می‌ریزه! حاکم شااامگاااهه!! به به.. آقا، این رمان مشخصه مخصوص مسابقات خوناشامیه و ژانرش هم تخیلی و عاشقانه‌ هست! به به به! یه ژانر ترسناکم می‌ذاشتی لامذهب اصلا پرفکتووو پاستوووناام..

 

قضیه پرفکتو پاستونام هم اینه که این ورد هری پاتر هست میگه اسپکتووو پاستووووناااااممم! من وقتی بخوام بگم یه چیزی خیلییی پرفکته میگم پرفکتوو پاستوونااام! پرفکت پاستا نام😂

خلاصه که برین حاکم شامگاه رو بخونید و عششششق کنید!  چون حتما کشکی کشکی مهدیه نفر اول هاگوارتز نشده که. ها؟! پس حتما قلمش پرفکته که نفر اول شده! بریییید و بخونید و عشق کنید و بعدم بیاید برا من تعریف کنید.

•••

به پایان رسید این دفتر مشق هنوز باقیست! 

من همچون همیشه سعیم رو کردم که اخباری که به نظر جالب میان رو براتون جمع آوری کنم و بذارم! مطمئن باشید هر روز بخش‌های جدیدی به اخبار اضافه میشن و یه سری بخش‌ها هم کم میشن؛ ولی به هرحال اخبار متفاوت میشه و شما با خوندنش کیف می‌کنید♡-♡

ممنون که تا اینجا همراهم بودید، ممنونم که دست به قسمت راست- پایین گوشیتون نزدین و از تاپیک بیرون نرفتید^^ هرکسیم که رفته، خوش اومده. بازم برمی‌گرده@[email protected] ما خعلییییی خفنییییمممم!! ^^ هرجا برن برمیگردن ~-~

راستی!  اعلام می‌کنم که واکنشی غیر از واکنش خنده و تشکر در تاپیک اخبار مسابقات نودهشتیا ممنوعه! من ممنوع کردم(: پس، جز خنده و تشکر هر واکنشی بدین باهاتون با وردنه برخورد می‌کنم(((: 

فعلا نویسندگان و کاربران جذاب و خوش قلم نودهشتیا! تا درودی دیگر، بدرود! 

"میهمان‌های افتخاری"

@ پرتوِماه  @ arisky  @ میلی متر🎼  @ So.Bloom  @ Ghazal.M  @ ماهی @ Roshana  @ Gemma  @ SARAM  @ h.noora  @ Night shadow  @ ماهک

ویرایش شده توسط .Crystal
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلاااااام کاربرها! سلاام نویسنده‌هااا! سلااام مدیران! سلاام همکار‌های جذاب و خوش قلم و زیباروی نودهشتیا! ^^

خانمان و آقایان، خوش اومدید به تالار بزرگ نودهشتیا   و جذاب ترین بخشش،  یعنی بخش من، اخبار مسابقات نودهشتیا! 

خوش قدم گذاشتین توی شب هفتم از هزار و یک شب اخبار با تانیا! چیزی نمونده تا شب صدم، فقط نود و سه روز دیگه مونده! نود و سه روز کوچولو موچولو! چیزی نمونده به خدا.  

آقاا، مژده بدین! می‌دونید الان ساعت چنده من دارم اخبار رو تایپ می‌کنم؟! ساعت ۱۹:٠٠ عه! بزن دست قشنگه رووو!! واقعا بسی خوشحالم که بالاخره دارم توی یه زمان درست و حسابی اخبار رو می‌نویسم و باعث افتخاره الان ساعت ۲۱:٠٠ نیست@[email protected]

خوشحال باشید و برید عشق کنید که می‌تونم حوالی ساعت نه و ده شب براتون اخبار رو بذارم توی تاپیک! خوشحال باشید! عشق کنید و برقصید! 

خب، امیدوارم خوراکی‌ای دم دستتون باشه چون می‌خوام برم سراااغ بخش جاذاب ماژرا! من نژد با تو بمانم... ژ حییف... باشه باشه، مثل امشب مثل دیشب نیست، دیشب مثل امشب نیست فردااا که رو ندیدی که امشب نییستت.. باشه! باشه، تموم شد. من نژد با تو بماان... باشه! بریم سراغ هزار و یک شب با تانی! ^^

من نژددد با تووو بماااننممممم،  ژ حیییف...  ژ حییییف...  ژ حیییییییف... 

..::هزار و یک شب با تانی::.. 

آقا راستیتش موضوع امشب خبرنگاریه. از اونجایی که ازتون دلگیرم، ای شماهایی که اخبار را می‌خوانید و جزو مسابقات هستید، چراا لینک رمان‌هایتان را در نمایه‌ام نمی‌فرستید؟! هان؟! بردارم بخش معرفی رمان شرکت کننده‌ها رو یا چی؟! 

اقا، مقام خبرنگار مقام تازه‌ایه تو انجمن. مثلش نیست، می‌دونی چَرا؟ چون ندیدم مقامی مثل خبرنگار که بیاد و اینطوری یه تاپیک مخصوص خودش داشته باشه تا براتون به سرگرمی درست کنه. اگر هست تو کامنتا بگید😂 ایح ایح ایح...

 معمولا مقام‌ها مثل مقام ویراستاری و گرافیستی و منتقدی و اینا، اونا میان روی رمان شما کار می‌کنن! ولی کار ما زیاد ربطی به رمان‌های شما ندارن. 

من ادم جوگیری نیستم خب؟!😂 می‌دونم اینجا انجمنه، دنیای واقعی نیست من بیام رئیس بازی دربیارم و جو بگیرتم و رومخ بازی درارم که وای اگر من این کارو می‌کنم شمام نمی‌دونم چی‌کار کنید و... 

آقا احساس می‌کنم نمی‌تونم منظورمو برسونم|: ندانم چه کنم الان، منظورم اینه که نمی‌خوام فاز بردارم. من یه آدم معمولیم، که دارم یه کاری برای سرگرمی شما   انجام میدم و از قانون گذاشتن و جدی بازی دراوردن متنفرم. کاری که خیلی‌ها می‌کنن و من دوستش ندارم. یعنی که آقا من اومدم بخندونمتون نه منت سرتون بذارم. وای بالاخره کلمه رو پیدا کردم! نیومدم منت بذارم سرتون فقط اومدم توی این قسمت که چرت و پرت میگم اینم بگم دیه+-+

خلاصه، حمایت کنید@[email protected] چطور می‌رین به میم‌های این میلی پنجاه تا خنده  می‌دید؟ اینجا هم بیاین بدین! 눈_눈  اسم ما بد در رفته فکر می‌کنید اخبارم کسل کننده‌اس ولی نهه! خنده بدید، و اگر جزو شرکت کننده‌های مسابقه هستین رمانتون رو برام بفرستید تا بذارم توی اخبار. 

اینجا هم بیاین بدین؟! @[email protected] نه، منظورم این نبوووووووددد! اینجا هم بیاین خنده بدین@[email protected] شاید بگید خب پاکش می‌کردی، ولی حوصله ندارم سر کنید دیگه با همین. 

آماده‌اید برویم به سراااغ اخبار یا چی؟! 

- یاااا چیییی! 

 دیگه ازتون نمی‌پرسم 눈_눈  بریم سراغ اخبار 눈_눈 

..:: تعطیلات تابستانه‌ 98ia ::.. 

این تعطیلات تابستانی در ۱۱ تیر سال ۱۴٠۱ آغاز شد. تعطیلاتی که به معنای واقعی کلمه، تعطیلاتی مملو از شادی و پایکوبیست. تابستانی مملو از چالش‌های متنوع، آموزش‌های مختلف، بازی‌های پرطرفدار و... 

و اما مهمترین قسمت! در این تعطیلات، شرکت کننده‌ها چادر‌های خود( تاپیک رمان) خود را بنا کردن. اون‌ها به همراه قلم‌های قوی شون چادر‌های مستحکمی بنا کردند!  این چادر‌ها خوراکی هستن و مهم ترین چاشنی‌شون هم،  چاشنی پلیسیه! آقا، دیه زدن گنگش رو بردن بالااااااا.. آرههه!

تعداد صفحات رمان، عههههه!! ضایع شدییی؟!!! تو ذهنت گفتی با فونت ب نازنین و... ولی نه! بسه!   شیش روزه  دارم میگمش! باید حفظش کرده باشی! دیگه نمیگم! آهاااا! دلم خنک شد.. ضایع شدییییی،  دلم خنک شد(: 

چالش‌های این مسابقه سیکرته و تنها و تنها کسانی که توی تعطیلات شرکت کردن قادر به دیدن تاپیک‌های سرگرمی و چالش و پایکوبی‌های تعطیلات هستن! ♡-♡ 

زمان اتمام رمان‌های جذاب، 15 شهریور    هست و شرکت کننده هام سر قولشونن دیه. نمی‌دونم شایدم نیستن. اه امروز حوصله ندارم درست حسابی اخبار بنویسم می‌خوام براتون چرت و پرت بگم. چرا یه بخش به اسم چرت و پرت گویی نداریم؟! ایش.. 

تعداد شرکت کننده‌گان: 20 نفر

وضعیت شرکت در مسابقه: وقت خیلی وقته به اتمام رسیده!

زمان باقی مانده برای تحویل رمان‌ها:  32 روز!

..:: فراخوان خوناشامی ::.. 

تاپیک فراخوان رمان خوناشامی، 26 تیر آغاز شد. توی این مسابقه‌ هم،  مثل تعطیلات شرکت کننده‌ها رمان‌های خوناشامی می‌نویسن و زمان اتماممشون هم 1 شهریوره! البته که زری مهربونمون مثل همیشه، گفته که اگر فعالیت‌ها بالا باشه قطعا زمان بیشتر میشه♡-♡ درواقع افزایش زمان به فعالیت بچه‌ها توی تعطیلات مربوطه! 

اما این مسابقه یه تفاوتی داره! تعداد صفحاتی که در نظر گرفته شده 200 صفحه هست و کار خیلی خیلی راحت شده! 

زمان باقی مانده برای تحویل رمان‌ها:  18 روز!

وضعیت شرکت در مسابقه:  زمان خیلی وقت است به اتمام رسیده! 

..::معرفی رمان شرکت کننده‌ها::.. 

رمان امشببب، یه تفاوت بسی بزرگ با بقیه رمان‌ها داره! و شخصی که این رمان رو نوشتهه، همکاار خوشگل و عزیز خودم @ So.Bloom ! رمان جذاااااااب دی ام تی: 

https://forum.98ia2.ir/topic/9543-رمان-رز-سیاه-sogol-کاربر-انجمن-نودهشتیا/?do=findComment&comment=93960

 

بهههههه بهههههههه! واقعا اسم اینم همچو حاکم شامگاه بسی برگ ریزونه!! دی ام تی... به به! خودتون عشق نکردید با این اسم خفن، با ژانر‌های خفن ترش، یعنی پلیسی و عاشقانه؟! عشق نکردید؟! من که بسیاااار و بسی بسیار بیشتر از بسی بسیار عشق کردم باهاش! 

می‌بینید همکار جذابم چی پخته براتان؟! ببین، نه، منو ببینن، ببییییننن منوو، می‌بینی چی پخته برات یا چی؟! یاااا چیییی؟!! پس همین الان برو و شروع به خوندن رمان خفن تر از خفن دی ام تی بپرداااز! 

•••

به پایان رسید این دفتر، حکایت همچنان باقیست! ^^

من همچون همیشه سعیم رو کردم که اخباری که به نظر جالب میان رو براتون جمع آوری کنم و بذارم! مطمئن باشید هر روز بخش‌های جدیدی به اخبار اضافه میشن و یه سری بخش‌ها هم کم میشن؛ ولی به هرحال اخبار متفاوت میشه و شما با خوندنش کیف می‌کنید♡-

ممنون که تا اینجا همراهم بودید، ممنونم که دست به قسمت راست- پایین گوشیتون نزدین و از تاپیک بیرون نرفتید^^ هرکسیم که رفته، خوش اومده. بازم برمی‌گرده@[email protected] ما خعلییییی خفنییییمممم!! ^^ هرجا برن برمیگردن ~-~

راستی!  اعلام می‌کنم که واکنشی غیر خنده در تاپیک اخبار مسابقات ممنوعه! من ممنوع کردم(: پس، جز خنده  هر واکنشی بدین با وردنه باهاتون برخورد می‌کنم(((:

فعلا نویسندگان و کاربران جذاب و خوش قلم نودهشتیا! تا درودی دیگر، بدرود! 

"میهمان‌های افتخاری"

 @ میلی متر🎼  @ Cynthia  @ ماهی  @ ماهک  @ Night shadow  @ arisky @ h.noora  @ shirin_s  @ Gemma  @ Roshana  @ _Atrin_🎼  @ Ghazal.M  @ Aytak☆ویژه☆  @ SARAM  @ نیکتوفیلیا  @ پرتوِماه

ویرایش شده توسط .Crystal
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلاااام کاربران و نویسندگان و مدیران زیباروی،  خوش قلم و زحمت کش انجمن نودهشتیا! ^-^

چطورین آقااا؟!  خوش اومدید،  خیلی لطف اوردید   به شب هشتم از هزار و یک شب اخبار با تانیاا! چی؟! فکر کردم یکی گفت که اووو تا هزار و یک روز! ولی عزیزم، بچه‌ها به صد و یک روز هم حالا قانعن! مگر نه؟! ^^ و چقدر مونده تا شب صد و یکم؟! تنهااا و تنهااا نود و سه رووز! 

عزیزااانم، من امشب هم همچون دیشب، ساعت ۱۹:٠٠ شروع کردن به نوشتن اخبار! ^^ هرچند، باز هم اخبار ساعت ده تموم میشه؛ اما مهم نیست. مهم اینه که ساعت دوازده حداقل تموم نمیشه عزیزانکم! ♡-♡

ای انار اناار بیا به بااالینم.. ای انار انااار بیا به بالینم.. تا که بال بزنیییم باهم تا فردااا... انار انار... تو که بالینی..  بیا روت بخواب... خاک به سرم@[email protected] یه بار اومدم شعر بخونم بریم وسط دوباره شد مثل بیاین بدین@[email protected]

ببینید چی فهمیدم، الان محرمه عزیزانم^^ بعد این همه شعر خوندم^-^ بله! ^^ آفرییین به من!  آفففرین! یکیتونم نیومدین بگید تانی محرمه نخون 눈_눈  می‌خواستین یکی بیاد نمایم باهام دعوا کنه نه؟! 눈_눈  تف بهتون. بریم سراغ هزار و یک شب با تانی눈_눈 

..:: هزار و یک شب با تانی ::.. 

همممم... امشب راجب به چی حرف بزنیم؟! اوو! یادم اومددد... من قبلا براش برنامه چیده بودم! اوکی، موضوع امروز اصطلاحات فارسیه! 

آقا، من دیشب به یه خوشگل خانومه‌ای هی می‌گفتم قربونت برم!  بعد یهو به یاد اوردم که یه ویدیوای از یه آقایی دیدم که ایرانی بوده و الان داره خارج زندگی می‌کنه. داشت می‌گفت که چقدر این کلمه‌های که ما برای ورزیدن عشق بهم میگیم دارکه! @[email protected]

اول بگم که اصلا نیومدم بگم پس دیگه این حرف رو نزنید یا هرچی، فقط محض خندس، باشه؟! باشه! @[email protected]

آقا، ما بخوایم به یکی عشق بورزیم میگیم؟! قربونت برم! ولی تاحالا فکر کردین چه معنی دارکی داره یا چی؟! وقتی ما میگیم قربونت برم، درواقع داریم میگیم من می‌خوام خودم رو قربانی کنم و بکشم،  فقط بخاطر تو! 

و این اصلا عاشقانه نیستااا! فکر کن به یه بچه کوشولو موشولو بگی من خودم رو برای تو قربانی می‌کنم و می‌کشم! π-π و این چیزیه که ما هرروز بهم میگیم! مطمئنم به معنیش دقت نکرده بودید و حتی نمی‌دونستید چرا میگید خدا نکنه! 

یا، یه اصطلاح دیگه. ما به یه بچه‌ی کوچولو موچولو و ناز نمی‌گیم "!Awwww, you’re so cute" ما میگیم "موش بخورتت! "

اگر این رو به یه بچه‌ی خارجی بگین مادر و پدرش شمارو از خونه پرت می‌کنن بیرون یا بچه شون رو بغل می‌کنن و فرار می‌کنن! می‌دونید چرا؟! چون این اینطوریه که یه موش بزرگ زشت،  بیاد دهنش رو باز کنه و اون بچه رو درسته قورت بده! و این همه همینطوری به هرکی دیدیم میگیم! دارم سعیم رو می‌کنم نگم ........ موش! اونجا یه ناسزای انگلیسی بذارین^-^ ایح ایح ایح.. 

و اما اصطلاح آخر، تو چقدر زشتی! آقا ما یه بچه کوچولو موچولو که می‌بینیم، می‌خوایم چشم نخوره     مگه نه؟! پس به جای گفتم وای تو چقدر خوشگل و ناز و کیوتی، میگیم تو چقدر زشتی! هررر عکسی، هررر عکسی ازش پیدا کنیم بهش نشون میدیم و میگیم این زشته کیه؟!  آره تویی!  تویی قربونت برم تویی! 

بچه‌ هه وقتی بفهمه کل مدت با اون لحن خوشحال   داشتیم می‌گفتیم تو خیلی زشتی:(π-π)

حالا بماند که من زیاد به قضیه چشم خوردن اعتقاد ندارم و به نظرم مردم فقط بخاطر چشم و هم چشمی این حرف رو می‌زنن. که بگن آره، انقدر بچه‌ی ما خفنه تو حسودیت شده. که این بحثش جداس و بسی اعصاب خرد کنه پس توی هزار و یک شب با تانی دربارش چی؟! حرف نمی‌زنیم^^

و اینم از این! اگر این موضوع رو دوست دارید حتما واکنش خنده بدید و توی کامنتا بنویسید پارت دو می‌خواید یا نه! ایح ایح ایححح... 

..:: تعطیلات تابستانه 98ia ::.. 

"11 تیر ماه سال 1401"

- زری!  زری! 

- بله؟! 

- زری حوصلمون سر رفته. این هاگوارتز که تموم شد! اردومون هم تکمیل نکردینπ-π حوصلمون سر رفته. مسابقه می‌خوایم! 

- اتفاقا خوب موقعی گفتی عزیزم. یه مسابقه دارم براتون، که صددرصد عاشقش می‌شید! تازه، بعدا هم تانیا میاد ازش اخبار می‌نویسه و همه عشق می‌کنید. 

- جیییغ! پس کو؟   کو تاپیکش؟!بدو بدو تاپیک بزن می‌خوام  شرکت کنمم!! 

- صبر کن عزیزم، تا شب تاپیکش رو می‌زنم! 

"زمان حال"

اکنون 34 روز   از آغاز تعطیلات تابستانه؛ 34 روز از مدت زمانی که شرکت کننده‌ها برای نوشتن رمانشون داشت؛ 34 روز از زده شدن بیست تاپیک رمان پلیسی می‌گذره. 

توی این  34 روز، پایکوبی‌ها و جشن‌ها و چالش‌های فراوانی شکل گرفته که بسیاری از ما قادر به دیدن اون تاپیک‌ها نیستیم.  چراکه تاپیک ها سیکرته.   و فقط شرکت کننده‌ها قادر به دیدن و شرکت کردن در آن مسابقات جذاب هستن! ^-^ خوشا به حالشون♡-♡

من رمان‌ها رو به سوپ تشبیه می‌کنم! چون سوپ از اون غذاهاست که می‌تونی با هر مواد اولیه‌ای که دوست داری درستش کنی و تبدیلش کنی به یه غذای خاص، شیک و جذاب سر سفره!^^ رمان‌ها و داستان‌های قشنگ هم همینطورن نه؟! اما خب، سوپ هم یه ماده‌ای داره که باید باشه و اگر نباشه نمیشه! آب!  توی نوشته‌های معمولی خودمون می‌تونیم آب رو جای هرکدوم از قسمت‌های یک رمان بذاریم؛ ولی توی تعطیلات تابستانه، آب یعنی ژانر پلیسی! درواقع، قاانون این مسابقه وجود داشتن ژانر پلیسی در ژانرهاست! و ژانر پلیسی ژانر مورد علاقه‌ی منه! 

قانون بعدی چیه؟! این قانون برای اکثر مسابقه‌ها هست. و اون چیه؟! یه چالش براتون می‌ذارم، تقلب نکنید! ولی، اولین کسی که بیاد و اون قانونه رو توی نمایه‌ام بگه برنده‌ی یه جایزه خوشگل میشه. پس عجله کنید $-$

تعداد شرکت کننده‌گاه:   20 نفر! 

تاریخ دقیق اتمام مسابقه: 15 شهریور! 

زمان باقی مانده برای تحویل‌ رمان‌ها: 32 روز!

وضعبت شرکت در مسابقه:   وقت خیلی وقته به اتمام رسیده!

..:: فراخوان خوناشامی ::.. 

"26 تیر سال 1401"

- هوم! می‌خوام یه فراخوان بزنم مخصوص خوناشام‌ها! به نظرم رمان خوناشامی داره کمرنگ میشه توی انجمن! 

- زری نمیشه اینبار داستان باشه؟! توروخدا. این فراخوان بدجور داستان می‌طلبه! 

- نمیشه عزیزم. رمان بهتره. 

- عه. باشه خب؛ ولی ببینم به جز فراخوان خوناشامی فراخوان‌های دیگه هم میاری؟! 

- باید ببینم چی میشه.  فعلا تو ذهنمه همین رو بریم جلو. 

- اوکیه.  مرسی بابت زحمتات!

"بر اساس داستان واقعی" 

"زمان حال" 

الان دقیقا 19 روز از شروع این مسابقه‌ی جذاب گذشته! توی این 19 روز شرکت کننده‌ها به قولشون عمل کردن و تاپیک رمان‌های خوناشامیشون رو زدن و الانم در حال تایپ پارت‌های زیباشون هستن. ^^

من بسیار خوشنودم که بچه‌ها دارن کلی زحمت می‌کشن و کم کم دارن به پایان رمان‌هاشون نزدیک میشن چون خودتونم می‌دونید، فقط 17 روز تا پایان مسابقات مونده. پس اگر توی فراخوان خوناشامی شرکت کردین عجله کنید دخترا! شما می‌تونید^^

بزرگترین تفاوت این مسابقه با بقیه مسابقات اینه که توی ورد، کافیه که رمانتون 200 صفحه بشه! ^^ می‌دونید چقدر خوبه؟! و زمان هم بسی بسیار مناسب میشه! 

تاریخ دقیق اتمام مسابقه:  1 شهریور

زمان باقی مانده برای تحویل رمان‌ها:  17 روز!

وضعیت شرکت در مسابقه:  زمان خیلی وقت است به اتمام رسیده! 

..:: معرفی رمان شرکت کننده‌ها ::.. 

- تانیا؟ تانیا بیداری؟! 

- هم؟! باز چته؟! 

چشمان نمناکش را از چهره‌ی خوابالوی تانیا گرفت و با بغض لب زد: 

- الان داشتم جادو آنتن نمیده می‌خوندم. این فلار بی تربیت انقدر صحنه‌ رو احساسی کرد که گریم گرفته. دارم افسرده میشم. تروخدا بگو یکی از بچه‌ها بهت گفته که رمانشو معرفی کنی! معمولا رمان‌هاشون حالمو خوب می‌کنه. 

تانیا چنگی به گیسوان ژورنالیه سیه رنگش نواخت. شال مبل شکلاتی رنگ را از روی خود کنار زد. کورکورانه دستش را روی عسلی کنارش کشید تا تلفنش را بیابد. وقتی دستش که به جسم مستعطیلی‌ای برخورد کرد آ ن را از روی عسلی چنگ زد و به به مسیج‌هایش نگاهی انداخت. 

" یعنی اگر منم رمانم رو بدم می‌ذاری توی بخش معرفی؟"

به سرعت روی گفتگو کلیک کرد و با خستگی لب زد: 

- یه نفر گفته.  بذار رمانش رو برات می‌فرستم الان

شوق در نگاهش موج زد و با خوشحالی جیغ خفه‌ای کشید. درهمال لحظه تانیا لینک رمان @ Aytak☆ویژه☆   را کپی کرد و برای او فرستاد. اینبار جیغ بلندی کشید و ذوق زده از تانیا تشکر کرد. 

- اوه خدای من! اسمشو ببینننن! مغز سرد.. عاشقش شدم! 

طولی نکشید که با شوق و ذوق شروع به خواندن رمان کرد و لبخند رضایت روی لبش نقش بست.  گویا بیش از آنچه که فکر می‌کرد رمان عالی بود! تانیا لبخندی زد و دوباری چشمانش را بست و به دنیای شیرین خواب پناه برد... 

https://forum.98ia2.ir/topic/5887-رمان-مغز-سرد-vampire-کاربر-انجمن-نودهشتیا/?do=findComment&comment=49368

•••

به پایان رسید این دفتر،  حکایت همچنان باقیست!  ^^

 

من همچون همیشه سعیم رو کردم که اخباری که به نظر جالب میان رو براتون جمع آوری کنم و بذارم! مطمئن باشید هر روز بخش‌های جدیدی به اخبار اضافه میشن و یه سری بخش‌ها هم کم میشن؛ ولی به هرحال اخبار متفاوت میشه و شما با خوندنش کیف می‌کنید ^-^

ممنون که تا اینجا همراهم بودید، ممنونم که دست به قسمت راست- پایین گوشیتون نزدین و از تاپیک بیرون نرفتید^^ هرکسیم که رفته، خوش اومده. بازم برمی‌گرده@[email protected] ما خعلییییی خفنییییمممم!! ^^ هرجا برن برمیگردن ~-~

راستی!  اعلام می‌کنم که واکنشی غیر از واکنش خنده و تشکر در تاپیک اخبار مسابقات نودهشتیا ممنوعه! من ممنوع کردم(: پس، جز خنده و تشکر هر واکنشی بدین باهاتون با وردنه برخورد می‌کنم(((:

فعلا نویسندگان و کاربران جذاب و خوش قلم نودهتیا.  تا درودی دیگر،  بدرود! 

 

"میهمان‌های افتخاری"

@ ..zAhrA..🌻  @ _Atrin_🎼  @ ماهک  @ ماهی  @ h.noora  @ Night shadow  @ Saye.H  @ Narges.Sh @ نیکتوفیلیا  @ arisky @ shirin_s  @ میلی متر🎼  @ Roshana  @ Cynthia  @ So.Bloom  @ SARAM   @ Gemma Gemma @ Ghazal.M

ویرایش شده توسط .Crystal
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلاااام به شما کاربران زیباروی، خوش قلم و جذاب انجمن نودهشتیا!

خوش اومدید، خوووش اومدید به تالار بزرگ اخبار و بخش پر از انرژی و ذوق و شوق من، یعنی بخش اخبار مسابقات نودهشتیا!^^

و بازهم خوش اومدید به شب نهم از  هزار و یک شب با تانیا! آقا شاید بخوام  این هزار و یک شب رو تبدیل کنم به  صد و یک شب! چون خودمم بخوام امکان نداره بتونم هزار و یک شب براتون اخبار بگم[email protected]@ فکر کنم بیام بگم خوووش اومدید به شب هaتصد و پنجاه و چهارم! خو آقا عجیبه دیه! عجیبه... بخاطر همین به همون صد و یک روز قانع باشید عزیزانم^-^

الان بازم ساعت 20:00 شبه[email protected]@ دوباره دارم دیر شروع می‌کنم! ولی وللش بابااااا... من فهمیدم شما به اخبارهایی که ساعت 00:00 میاد علاقه‌ی بیشتری دارین! چیرا آخههه@[email protected] همین الان بعد از خوندن اخبار پاشید بیاید نمایم  و بهم انرژی بدین!

خلاصه، شاعر میگه یا منو ببر به خونتون یا بیا به خونه ی مااااا... تا باهم بریم به بالینو اخبار بخونیم! بله. شاعر بسی به اخبار من علاقه داشته. هان؟ اینجا اخباره!  برید تو سایتای دیگه‌ای این چیزهارو ببینید눈_눈 

آره! بازم شروع کردم به شعر خوندن وسط محرم!^^ آفرین به من!^^ تا یه نفر نیومده من رو بخاطر این کارم خلع کنه بریم سراغ هزار و یک شب با تانی!U-U

..::هزار و یک شب با تانی::..

آقا امروز راجب به چی حرف بزنیم؟ موضوع امروز  بی ایده بودنه!  یعنی چی ایk موضوع؟ الان حدود پونزده دقیقه‌اس که دارم فکر می‌کنم موضوع امروز چی باشه و از اونجایی که   قانونی وجود نداره   برای اینکه موضوعاتم باید  حتما یه چیز جنجالی باشه، گفتم بیام یکم راجع به این موضوع حرف بزنم. 

البته این موضوع بسی مهمه!  چرا؟ چون وقتی ایده‌ای نداری اعصابت خرده، احساس پوچی داری و کارات دیر پیش میره! و این واقعا  طبیعیه!  بی ایده بودن یه وقتایی واقعا آدم رو  خسته می‌کنه و باعث سردرد میشه و واقعا خیلی بده. آقا مشخصه دارم یه چرت و پرتی میگم بخش  پر بشه  یا چی؟!

- بله معلومه! اصلا به خواننده‌هات اهمیت نمیدی! این چرت و پرتایی هم که می‌نویسی فقط بخاطر بازدید گرفتنه. آهای مردم! به چشماتون رحم کنید و این اخبارو نخونید.

عه! دیدی چی شد؟ یادم رفت فشارو رو بهتون معرفی کنم. ایشون که اصلا محترم هم نیستن، یه هیتر فشاری هستن که اکنون دارم فشار می‌خورن.  ایشون قراره از این به بعد توی اخبار باشن و فشار خوردنشون رو به رخ هممون بکشونن. شماها هم می‌تونید توی کامنتا بهش فحش بدید.. فحش آزاد! ایح ایح ایح...

قضیه کامنت‌ها هم اینه که به نمایم  میگم کامنت‌ها!  اگر تا الان نفهمیده بودید به خودتون شک کنید عزیزانم.. 

فشارو: چی فکر کردی؟ خدایا با کیا شدیم هشتاد میلیون نفر!   اینا گشادن نمیان نمایت توهم بسوز! این همه نوشتی و رنگی پنگیش کردی، اونام به زور یه خنده می‌زنن توهم فشار بخووور

فاقد اهمیتی فشارو!:359: فشارتو بخور داداشم! بحث منم خراب نکن. داشتم می‌گفتم، مثلا من الان ایده‌ای نداشتم بعد یهو گفتم چطوره یکم چرت و پرت بگم و بعدشم وسطش یه کارکتری بیارم سرتون گرم شه بخشو پر کنم و از زیرش فلنگو...

- چقدر زشتی! آره، با تویی که دماغت رو کردی توی صفحه و داری این چرت و پرت هارو می‌خون...

 فشاروی عزیزم تو برای خواننده‎‌ها هم فاقد اهمیتی:359: پس به فشار خوردنت ادامه بده:359:بچه‌های جذابی هم که الان دارن این رو می‌خونن بسی با اخبار حال می‌کنن! نه بچه‌ها؟ خدایی دیشب دیدین داستان براتان نوشتم برای هر بخش؟ عششششششششششششق کردین؟:359:  راستی توی چالش دیشبم شرکت نکردید ناراحت شدم! اگر می‌دونستین جایزه‌اش چیه با من اینطوری نمی‌کردین... منننن نژژددد با شما بمانممممممممممممممممممممم... ژ حیییییییییییییییف...

- هرکی بهت اهمیت داده اسکله عیزم:359:

می‌دونی که من بودنتو کنترل می‌کنم؟ بچه‌ها باهات حال نکنن نمیارمت دیه فشارو!  بی‌خیالش آقا، بریم سراغ اخبار 눈_눈 

..::تعطیلات تابستانه 98ia::..

"11 تیرماه سال 1401"

پس از صحبت با یکی از کاربران در چت، یقین داشت که مسابقه‌ی جدید در انجمن می‌ترکد! افراد زیادی   بلیط تهیه می‎‍‌کردند   و او با حمایت کاربران مواجه می‌شد! پس از مسابقات هاگوارتز که هرساله برگزار می‌شد، یک تنوع نیاز بود! کاربرانی که نتوانسته بودند در هاگوارتز شرکت کنند به یک مسابقه‌ی جدید نیاز داشتند! مسابفه‌ای که خبرش، انجمن را   از این روو به آن رو کند! دیگر تردید نداشت، با لبخندی دندان نما شروع به تایپ اطلاعات مسابقه‎‌ی جدید کرد...

"دینگ دینگ دینگ...📣
مسافرین پرواز شماره 808 به مقصد🏞 جزیره نودهشتیا🏝 آماده پرواز باشند، لطفا در جای خود ساکن بشید، کمربند هاتون رو ببنید و به نکات ایمنی توجه فرمایید، با تشکر!✈..."

دیگر وقتش فرا رسیده بود!  با لبخندی که هر لحظه بیشتر کش می‌آمد روی آیکون آبی رنگ "ارسال به این موضوع" کلیک کرد. تلفن را کمی دورتر از خود روز تخت  پرت کرد و به پیکر خسته‌اش کش و قوصی داد. 

- تموم شد! دیگه ببینم چه می‌کنن!

"زمان حال"

اکنون 35 روز از قرار گرفتن تاپیک تعطیلات تابستانی،  در ویترین انجمن نودهشتیا گذشته است.  تقریبا 1 ماه و نیم هست که شرکت کنندگان استارت رمان‌های خود را زده‌اند!

توی این  35 روز، پایکوبی‌ها و جشن‌ها و چالش‌های فراوانی شکل گرفته که بسیاری از ما قادر به دیدن اون تاپیک‌ها نیستیم.  چراکه تاپیک ها سیکرته.   و فقط شرکت کننده‌ها قادر به دیدن و شرکت کردن در آن مسابقات جذاب هستن! ^-^ خوشا به حالشون♡-♡ و تف بهتون خوش شانس های عبخی&-&

من رمان‌ها رو به سوپ تشبیه می‌کنم! چون سوپ از اون غذاهاست که می‌تونی با هر مواد اولیه‌ای که دوست داری درستش کنی و تبدیلش کنی به یه غذای خاص، شیک و جذاب سر سفره!^^ رمان‌ها و داستان‌های قشنگ هم همینطورن نه؟! اما خب، سوپ هم یه ماده‌ای داره که باید باشه و اگر نباشه نمیشه! آب!  توی نوشته‌های معمولی خودمون می‌تونیم آب رو جای هرکدوم از قسمت‌های یک رمان بذاریم؛ ولی توی تعطیلات تابستانه، آب یعنی ژانر پلیسی! درواقع، قاانون این مسابقه وجود داشتن ژانر پلیسی در ژانرهاست! و ژانر پلیسی ژانر مورد علاقه‌ی منه! 

برای اون چالشی که بهتون گفتم تا فردا شب وقت دارید! اگر نگید قهرم@[email protected] به حرفام توجه کنید تا فشارو نتونه چیزی بگه!

تعداد شرکت کننده‌گاه:   20 نفر! 

تاریخ دقیق اتمام مسابقه: 15 شهریور! 

زمان باقی مانده برای تحویل‌ رمان‌ها: 31 روز!

وضعیت شرکت در مسابقه:   وقت خیلی وقته به اتمام رسیده!

..::فراخوان خوناشامی::..

"26 تیر سال 1401"

- هوم! می‌خوام یه فراخوان بزنم مخصوص خوناشام‌ها! به نظرم رمان خوناشامی داره کمرنگ میشه توی انجمن! 

- زری نمیشه اینبار داستان باشه؟! توروخدا. این فراخوان بدجور داستان می‌طلبه! 

- نمیشه عزیزم. رمان بهتره. 

- عه. باشه خب؛ ولی ببینم به جز فراخوان خوناشامی فراخوان‌های دیگه هم میاری؟! 

- باید ببینم چی میشه.  فعلا تو ذهنمه همین رو بریم جلو. 

- اوکیه.  مرسی بابت زحمتات!

"بر اساس داستان واقعی" 

"زمان حال" 

الان دقیقا  19 روز  از شروع این مسابقه‌ی جذاب گذشته! توی این 19 روز شرکت کننده‌ها به قولشون عمل کردن و تاپیک رمان‌های خوناشامیشون رو زدن و الانم در حال تایپ پارت‌های زیباشون هستن. ^^

من بسیار خوشنودم که بچه‌ها دارن کلی زحمت می‌کشن و کم کم دارن به پایان رمان‌هاشون نزدیک میشن چون خودتونم می‌دونید، فقط 13 روز تا پایان مسابقات مونده. پس اگر توی فراخوان خوناشامی شرکت کردین عجله کنید دخترا! شما می‌تونید^^

بزرگترین تفاوت این مسابقه با بقیه مسابقات اینه که توی ورد، کافیه که رمانتون 200 صفحه بشه! ^^ می‌دونید چقدر خوبه؟! و زمان هم بسی بسیار مناسب میشه! 

تاریخ دقیق اتمام مسابقه:  1 شهریور

زمان باقی مانده برای تحویل رمان‌ها:  13 روز!

وضعیت شرکت در مسابقه:  زمان خیلی وقت است به اتمام رسیده! 

..:: معرفی رمان شرکت کننده‌ها::..

خسته ازغر- غر‌های بی انتهای او، با قاشق چوبی کمی از سوپ را پشید. مزه‌اش، فوقالعاده بود! نامحسوس کمی دیگر از سوپ را پشید و سپس درب قابلمه را سر جایش گذاشت تا یکم دیگر جا بیوفتد. عصبی‌، به سوی او بازگشت و به چهره‌ی ملتهب و خیسش چشم دوخت. گفت:

- هی! چرا یه ساعته داری غر می‌زنی؟ یا بهتره بگم، عر می‌زنی؟

هق- هق کنان نگاهش را به تانیا که دست به کمر زده بود دوخت.  زبانش را روی لب‌‍هایش کشید که شوری اشک همچون یک بمب در دهانش ترکید. با نگاهی خیس و صدایی لرزان گفت:

- مغز سرد تموم شد! دیگه رمان ندارم.. دارم میمیرم تانیااا! توروخدا...

چهار دست و پا جلو رفت و ساق پای تانیا را در آغوش کشید. با گریه و تمنا لب زد:

- توروخدا یه رمان بهم بدهه!

تانیا با نگاهی کلافه "لا اله الا الله"ی به لب راند و سپس با تکان دادن پایش، او را کنار زد. به سمت عسلی رفت و موبایلش را از روی آن چنگ زد. با نگاه عاقل اندر سفیهانه‌ای مسیج‌هایش را گشود و روی گفت و گوی تازه‌اش با  @ Cynthia  کلیک کرد. بی حرف لینک رمان را کپی کرد و برای او فرستاد. وقتی آلارم تلفنش به صدا درآمد، سراسیمه از جای برخاست و به طرف مبایلش هجوم برد. با شوق و ذوق شروع به خواندن رمانی کرد که حال، رمان مورد علاقه‌اش شده بود!

تانیا لبخندی زد و به سمت آشپزخانه گام برداشت. به سرعت قابلمه را از روی گاز برداشت و سوپ را داخل کاسه‌های سفید رنگ ریخت. یکی از کاسه‌هارا در سینی گذاشت و به سمت او که غرق در رمان بود رفت. لبخندی زد و سینی را روی میز گذاشت. سپس گفت:

- هی! یه لحظه رمان رو ول کن سوپت رو بخور. بدو!

اما او پاسخی نداد. تانیا تک خنده‌ای زد. مگر آن رمان چقدر خوب بود که از سوپش گذشته بود؟! اما با این حال کنارش نشست و یک قاشق سوپ را به زور به خوردش داد. به ناگاه چشمانش درشت شد و با ذوق لب زد:

- این سوپ و این رمان، به یک اندازه فوقالعاده هستن که نمی‌تونم هیچوقت ازشون دست بکشم!

 

https://forum.98ia2.ir/topic/7210-رمان-فیلم-مرگ-rozhina-کاربر-انجمن-نودهشتیا/#comment-65154

•••

به پایان رسید این دفتر،  حکایت همچنان باقیست!  ^^

 

من همچون همیشه سعیم رو کردم که اخباری که به نظر جالب میان رو براتون جمع آوری کنم و بذارم! مطمئن باشید هر روز بخش‌های جدیدی به اخبار اضافه میشن و یه سری بخش‌ها هم کم میشن؛ ولی به هرحال اخبار متفاوت میشه و شما با خوندنش کیف می‌کنید ^-^

ممنون که تا اینجا همراهم بودید، ممنونم که دست به قسمت راست- پایین گوشیتون نزدین و از تاپیک بیرون نرفتید^^ هرکسیم که رفته، خوش اومده. بازم برمی‌گرده@[email protected] ما خعلییییی خفنییییمممم!! ^^ هرجا برن برمیگردن ~-~

راستی!  اعلام می‌کنم که واکنشی غیر از واکنش خنده و تشکر در تاپیک اخبار مسابقات نودهشتیا ممنوعه! من ممنوع کردم(: پس، جز خنده و تشکر هر واکنشی بدین باهاتون با وردنه برخورد می‌کنم(((:

فعلا نویسندگان و کاربران جذاب و خوش قلم نودهتیا.  تا درودی دیگر،  بدرود! 

 

"میهمان‌های افتخاری"

@ ..zAhrA..🌻 @ _Atrin_🎼 @ ماهک @ ماهی @ h.noora @ Night shadow @ Saye.H @ Narges.Sh@ نیکتوفیلیا @ arisky@ shirin_s @ میلی متر🎼 @ Roshana @ Cynthia @ So.Bloom @ SARAM  @ GemmaGemma @ Ghazal.M

ویرایش شده توسط .Crystal
  • لایک 1
  • تشکر 2
  • هاها 13
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلاااام به شما نویسندگان، کاربران و مدیران  زحمت کش و خوش قلم انجمن نودهشتیا^-^

خوش اومدید به تالار بزرگ اخبار نودهشتیا و بخش جذاب و پر از ذوق و شوق  من، یعنی بخش اخبار مسابقات نودهشتیا!^^

خووووش لطف اوردید به شب دهم از صد و یک شب با تانیا!^^ شب دهم مبارکمون باشههههههه!! دو رقمی شدییم!*-* همه بیاید وسططط!!فقط نود و یک روز مونده@[email protected] جاست 91 رووز... پس اگه تا الان تاپیکو دنبال نکردی، بدو اون دکمه دنبال کردن رو بزن@[email protected]

الان ساعت 18:00  و به نظرم دارم خوب موقعی شروع می‌کنم به نوشتنش! بگید که آره@[email protected] هرچند شما هنوزم کلی کلی کلی به اخبار نصفه شبی علاقه دارین!눈_눈 

می‌دانید که الان می‌تونستم اخبارو ننویسم؟ فردا هم همینطور؟:359: ولی من که نمی‌تونستم شمارو ترک کنم... بخاطر همین دارم اخبار می‌ذارم عشق کنید! عشقا، عشششششششششششق! دیه برین برای بچه‌ محلاتون تعریف کنید. برید توی بالین‌هاتون، به همراه یه نفر... قشنگ همو بغل کنید و لباسای راحت و نازکتون هم بپوشید ووو... اخبار بخونید عزیزانم.  چیه اومدی اخبار بخوونی اومدی چی‌کار کنی پس؟ از خدااا بترسین.. از خدااا

اوکی! به حرف و بی هیچ کار دیگه‌ای میریم سراغ هزار و یک شب با تانی!

..::هزار و یک شب با تانی::..

اوکی امیدوارم این دفعه بی دلیل همه چیز نپره. خب، دفعه پیش که همه چیز رو نوشتم و پرید، قضیه این بود که موضوع امروز  بخش‌های جدیده!  کلی بخش جدید که دارم روشون فکر می‌کنم تا بتونم بهترین ورژن رو ارائه بدم.   مثلا همین دیشب زری داشت راجع به بخش‌های جدید حرف می‌زد و من مطمئن شدم اگر این بخش رو اضافه کنم   ازش یه حمایتی میشه. از این بخش فعلا نخواهم سخنی بگویم:359: ازیرا می‌خواهم در خماری و کنجکاوی خیس بخورید تا فردا:359:

- کسی به بخشای چرت و پرتت اهمیت نمیده.

 به بهههه! فشاروی عزیز! چه خبر؟ می‌بینم که هنوزم فشار می‌خوری! می‌دونستی از فشار خوردنت برق تولید میشه؟!:359: همینجوری فشار بخور تا برق اون چندتا  کشور رو تامین کنی فشاروی عزیزم. البته، بذار نگم بچه‌ها چقدر عاشق  بخش‌های جدیدن! مثل معرفی رمان شرکت کننده‌ها! کدومتون از این بخش بدش میاد؟ همتون از دم عاشقشین! نه؟:359: ایده‌های خفنم، مدل معرفی اصلا هچ...

- اینا جاست تظاهره! دقیقا مثل تظاهر کردن مانا توی کاکادو!

فاقد اهمیتی فشارو! تو فقط مواقعی‌ای میای که  ایده ندارم یا حوصله ندارم.  پس به خودت نبال و برو به بالینت و بمیر!^^ بهت اجازه میدم بمیری هیتر فشاری بدبختتت!^^  اوکی داشتم می‌گفتم، نمی‌تونم بگم بخش اسمش چیه یا چجوریه! فقط بدونید که بازهم بخش برای  شرمت کننده هاست! نه نه نه! غر نزنید.. من خبرنگار مسابقاتم چه انتظاری ازم دارید ها؟ باید کارام مربوط به شرکت کننده‌ها مسابقات و اینا باش...

- هرکس قبول کرد باهاش مصاحبه کنی رو بیار به من نشون بده پلیز! هیپکس قبول نمی‌کنه!

عزیزم تو هیچی نمی‌دونی!  همهههه قبول می‌کنن. هرکی بدش میاد  تو کامنتا بنویسه:359: ایح ایح ایح... 

داشتم می‌گفتم، مثل همیشه  این بخش مخصوص   شرکت کننده هاست.  و الانم آریسکی چندتا ایده جدید و خفن بهم داده و با ایده‌های خودم.. اوکی اخبار رو قراره بترکونیممم!^^ یعنی دیگه برین واسه بچه محلاتون تعریف کنید!:359:

خلاصه که بعله! فردا شب با یک اخبار جنجالی پیشتون برمی‌گردم.. امشب اخبار  تنوعی نداره متاسفانه، چون دارم کارای فردا شب رو انجام میدم عشقولیام^^ مطمئن باشید فردا شب جبران میشههه

..::تعطیلات تابستانه 98ia::..

"11 تیرماه سال 1401"

حیرت زده به تاپیک که مملو  از جمله‌ی  " یه بلیط برای من"  بود چشم دوخت. گویا همه‌ی انجمن نودهشتیا  منتظر  تعطیلات تابستانه  بودند! اما آیا واقعا همه تا آخرش می‌ماندند؟ امیدوار بود که اینطور باشد! زیرا او برای این تعطیلات زحمت زیادی کشیده بود! درهرحال، همیشه تعداد زیادی از شرکت کننده‌گان پشتش بودند و اورا با فعالیت چشمگیرشان ذوق زده می‌کردند!

در هر حال، پس از مسابقات هاگوارتز حال نوبت تعطیلات تابستانه بود که خود نمایی کند!  پس لبخند دندان نمایش را جمع  و با جدیت شروع به برنامه‌ریزی دقیق برای تعطیلات کرد. می‌دانست که اینبار، با این نویسندگانی که سطح قلمشان  بسیار بالاست، انتخاب برنده سخت است! و همه چیز نیاز به برنامه‌ریزی دقیق داشت.

- هوم... شاید بد نباشه اینبار یه تغییری بدم و چالش‌هارو سیکرت کنم! اینطوری فقط خودشون نتایج زحماتشون رو می‌بینن و ازش لذت می‌برن!

"زمان حال"

اکنون 36 روز از قرار گرفتن تاپیک تعطیلات تابستانی،  در ویترین انجمن نودهشتیا گذشته است.  تقریبا 1 ماه  هست که شرکت کنندگان استارت رمان‌های خود را زده‌اند!

توی این  36 روز، پایکوبی‌ها و جشن‌ها و چالش‌های فراوانی شکل گرفته که بسیاری از ما قادر به دیدن اون تاپیک‌ها نیستیم.  چراکه تاپیک ها سیکرته.   و فقط شرکت کننده‌ها قادر به دیدن و شرکت کردن در آن مسابقات جذاب هستن! ^-^ خوشا به حالشون♡-♡ و تف بهتون خوش شانس های عبخی&-&

من رمان‌ها رو به سوپ تشبیه می‌کنم! چون سوپ از اون غذاهاست که می‌تونی با هر مواد اولیه‌ای که دوست داری درستش کنی و تبدیلش کنی به یه غذای خاص، شیک و جذاب سر سفره!^^ رمان‌ها و داستان‌های قشنگ هم همینطورن نه؟! اما خب، سوپ هم یه ماده‌ای داره که باید باشه و اگر نباشه نمیشه! آب!  توی نوشته‌های معمولی خودمون می‌تونیم آب رو جای هرکدوم از قسمت‌های یک رمان بذاریم؛ ولی توی تعطیلات تابستانه، آب یعنی ژانر پلیسی! درواقع، قاانون این مسابقه وجود داشتن ژانر پلیسی در ژانرهاست! و ژانر پلیسی ژانر مورد علاقه‌ی منه! 

برای اون چالشی که بهتون گفتم و شرکت نکردین توش، جایزش معرفی رمانتون بود حتی اگرم توی مسابقات نیستید^^

تعداد شرکت کننده‌گاه:   20 نفر! 

تاریخ دقیق اتمام مسابقه: 15 شهریور! 

زمان باقی مانده برای تحویل‌ رمان‌ها: 30 روز!

وضعیت شرکت در مسابقه:   وقت خیلی وقته به اتمام رسیده!

..::فراخوان خوناشامی::..

"26 تیر سال 1401"

- هوم! می‌خوام یه فراخوان بزنم مخصوص خوناشام‌ها! به نظرم رمان خوناشامی داره کمرنگ میشه توی انجمن! 

- زری نمیشه اینبار داستان باشه؟! توروخدا. این فراخوان بدجور داستان می‌طلبه! 

- نمیشه عزیزم. رمان بهتره. 

- عه. باشه خب؛ ولی ببینم به جز فراخوان خوناشامی فراخوان‌های دیگه هم میاری؟! 

- باید ببینم چی میشه.  فعلا تو ذهنمه همین رو بریم جلو. 

- اوکیه.  مرسی بابت زحمتات!

"بر اساس داستان واقعی" 

"زمان حال" 

الان دقیقا  21 روز  از شروع این مسابقه‌ی جذاب گذشته! توی این  21 روز شرکت کننده‌ها به قولشون عمل کردن و تاپیک رمان‌های خوناشامیشون رو زدن و الانم در حال تایپ پارت‌های زیباشون هستن. ^^

من بسیار خوشنودم که بچه‌ها دارن کلی زحمت می‌کشن و کم کم دارن به پایان رمان‌هاشون نزدیک میشن چون خودتونم می‌دونید، فقط 15 روز تا پایان مسابقات مونده. پس اگر توی فراخوان خوناشامی شرکت کردین عجله کنید دخترا! شما می‌تونید^^

بزرگترین تفاوت این مسابقه با بقیه مسابقات اینه که توی ورد، کافیه که رمانتون 200 صفحه بشه! ^^ می‌دونید چقدر خوبه؟! و زمان هم بسی بسیار مناسب میشه! 

تاریخ دقیق اتمام مسابقه:  1 شهریور

زمان باقی مانده برای تحویل رمان‌ها:  15 روز!

وضعیت شرکت در مسابقه:  زمان خیلی وقت است به اتمام رسیده! 

•••

به پایان رسید این دفتر،  حکایت همچنان باقیست!  ^^

 

من همچون همیشه سعیم رو کردم که اخباری که به نظر جالب میان رو براتون جمع آوری کنم و بذارم! مطمئن باشید هر روز بخش‌های جدیدی به اخبار اضافه میشن و یه سری بخش‌ها هم کم میشن؛ ولی به هرحال اخبار متفاوت میشه و شما با خوندنش کیف می‌کنید ^-^

ممنون که تا اینجا همراهم بودید، ممنونم که دست به قسمت راست- پایین گوشیتون نزدین و از تاپیک بیرون نرفتید^^ هرکسیم که رفته، خوش اومده. بازم برمی‌گرده@[email protected] ما خعلییییی خفنییییمممم!! ^^ هرجا برن برمیگردن ~-~ در ضمن، دلیل وجود نداشتن بخش معرفی رمان کاربران این بود که کسی لینک نفرستاد. با اینکه چند نفرم گفتن می‌خوان رمانشون معرفی بشه ولی لینک مهمه@[email protected]

راستی!  اعلام می‌کنم که واکنشی غیر از واکنش خنده و تشکر در تاپیک اخبار مسابقات نودهشتیا ممنوعه! من ممنوع کردم(: پس، جز خنده و تشکر هر واکنشی بدین باهاتون با وردنه برخورد می‌کنم(((:

فعلا نویسندگان و کاربران جذاب و خوش قلم نودهتیا.  تا درودی دیگر،  بدرود! 

 

"میهمان‌های افتخاری"

@ _Atrin_🎼 @ ماهک @ ماهی @ h.noora @ Night shadow @ Saye.H @ Narges.Sh@ نیکتوفیلیا @ arisky@ shirin_s @ میلی متر🎼 @ Roshana @ Cynthia @ So.Bloom @ SARAM  @ GemmaGemma @ Ghazal.M

ویرایش شده توسط .Crystal
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلااااااااام کاربران!  نویسندگان! مدیران! و میهمانان زیباروی، خوش  قلم و  جذاب انجمن نودهشتیا!

خوش اومدید، نه، نه منو ببین خوش اووووومدید به تالار بزرگ اخبار و بخش پر از ایده و ذوق و انرژی من، یعنی بخش اخبار مسابقات  نودهشتیاااااا!

و بار دیگر خوش اومدید به شب یازدهم از صد و یک شب با تانیاااا!^^ آقا من بسی خوشحالم که داریم به شب بیستم نزدیک می‌شیم! و فقط نود روز مونده تا صد و یک روز بشه^^ باورتون نمیشه روز صد و یکم چه سوپرایز بزرگی براتون دارم*-* خیلی سوپرایز خوبیهههه*-*

الان ساعت  19:00 و اوکی، آی نو که دارم دیر شروع می‌کنم ولی این مهم نیست |: اوکی؟ چون دارم یه پرونده‌ی جنایی هم می‌بینم اصلا حواسم نیست پس اگر چرت و پرت نوشتم دلیلش اینه[email protected]@

اوکی امشب آخرین شبیه که می‌تونستم اخبار ننویسم ولی نوشتم@[email protected]  دیه اضافه کاری واستادمااا! ازم قدردانی کنید. بدویییدددد! و درباره‌ی اخبار دیشب هم نمی‌دونم چرا خوندین و تحملش کردین@[email protected] اخبار دیشب افتضاح بووودد.. اوکی، اِنیوِیز... برید لباسای راحتیتون رو بپوشید، اگر خوراکی‌ای دارید بیارید  و نوشیدنیتون هم بریزید، ریلکس کنید و برییییم، اخبار رو شروع کنیم!

بریم سراغ هزار و یک شب با تانی!^^

..::هزار و یک شب با تانی::..

موضوع امروز پارت دوم  بخش‌های جدیده!  قضیه اینه که امشب قراره اون بخشی که دیشب بهتون گفتم رو بعد هزار و یک شب با تانی، ببینید^^ و برای بخش‌های دیگه هم  ازتون کمک می‌خوام@[email protected]  اگر براتون ماهیانه یا هفتگی یه نظر سنجی برای بهترین رمانی که معرفیش کردم بذارم، شرکت می‌نمایید؟!  یا اگر بخوام توی هر اخبار   یه نکته  ای  بذارم تا پیداش کنید و جایزه هم براش بذارم چه؟!

- برام مهم نیست:359:

 به بهههه! فشاروی عزیزم! فشاروی گل گلاااب. می‌بینم که آدم شدی! دیه فشار نمی‌خوری!  قضیه چیه؟!  

 - به این فکر کردم که یک کاکادو فن، نباید یه فشاری باشه. پس در نتیجه خواستم تغییر کنم:359: ولی همچنان تو یه  اسکلی :359:

واقعا ممنونم|: اوکی منم بهت  اهمیت نمی‌دهم:359:داشتم می‌گفتم، این یه گوشه‌ای از  ایده‌های منه! و نظر شما چیه؟! آیا ایده‌ای دارید؟! آیا مخالفید {غطل کردید}یا موافقید؟{ قربونتون برم}     خلاصه تو کامنتا بگید.. یاااح یاااااح یاااااااااح..

آقا من نمی‌تونم هزار و یک شب با تانی رو بیشتر از این طول بدم چون بخش جدیدمون نیاز به معرفی دارهههههه!!! بر طبل شادانه بکووووووووووووووووب!!

..::مصاحبه با شما::..

به بههه! آقا، به به! خوش اومدیدد، به بخش جدید اخبار نودهشتیا، یعنی   مصاحبه با شما! بیاید درباره‌ی این بخش یکم اطلاعات بدم بهتون. همونطور که دیشب گفتم،  این بخش هم مخصوص  شرکت کننده‌هاست! اما این بخش شبانه نیست. من هر پنج روز یکبار این بخش رو میارم و با یه نفر مصاحبه می‌کنم.^^ چرا که پیدا کردن سوالای مختلف، هماهنگ کردن با شخص مورد نظر و انتخاب اون شخص سخت و زمان بره  و بخاطر همین  دلیل من نمی‌تونم شبانه این بخش رو بیارم. و تازه، خب تموم میشید یه روزی! ولی اگر هر پنج شب یه بار باشه قضیه بهتر پیش میره. و بگم که با خواسته‌ی خودتون باهاتون مصاحبه نمیشه!  من از بین کسایی که توی مسابقات شرکت کردن انتخاب می‌کنم و با یکیشون مصاحبه میشه. اگر شخص به هر دلیلی نخواست، یه نفر دیگه انتخاب میشه و این روند ادامه داره تا بالاخره یه نفر قبول کنه!

آقا خلاصههه! بریم سراغ شخصی که امشب باهاش مصاحبه می‌کنیم! یه شخص خاص، جذاب، دوست داشتنی و مهربون که برای هممون کلی زحمت کشیده و همه مدیونشیم!  فکر کنم فهمیدین کی رو میگم، من دارم  درباره‌ی خلاق ترین و بهترین زری ای که توی کل عمرم دیدم صحبت می‌کنم! بلهههههههههههه،  @ ..zAhrA..🌻   خوشگل و دوست داشتنی خودموووووووون!!! بریم مصاحبه‌ی امشبمون با سرپرست و رهبر هاگوارتز عزیزمون رو ببینیم!

..::مصاحبه::..

 

سلام بر تو زری زیبا روی و خلاق و جذاب نودهشتیا.^^ 

همونطور که خودتم می‌دونی،  اومدم که باهات مصاحبه کنم.   سلامی خداخافظی ای چیزی هست با بینندگان انجام بده و بعدم پاسخ‌های جنجالیتو برام ارسال نما♡-♡

① یادته اولین سالی که هاگوارتز شروع شد رو؟! چه سالی بود؟! 

② اون موقع فکر می‌کردی که یه روزی هاگوارتز به اینجا برسه؟! 

③تاسیس هاگوارتز از ۱ تا ۱٠ چقدر سخت بود؟! 

④اولین مسابقه‌ی هاگوارتز چطور پیش رفت؟! راضی بودی ازش؟! 

⑤ایده هاگوارتز از کجا اومد؟! چطور شد؟! برامون بگو. 

⑥کی توی این راه بهت کمک کرد و باهات همراه بود؟! 

⑦کدوم دوره‌ی هاگوارتز رو بیشتر از همه دوست داشتی؟! 

⑧دلت واسه کدوم یکی از شرکت کننده‌های هاگوارتز تنگ شده که الان نیستش؟! 

⑨اگر برمی‌گشتی عقب، بازم هاگوارتز رو شروع می‌کردی؟! ارزشش رو داره؟! 

⓪① فعال ترین شرکت کننده‌ها بین تمام دوره‌ها؟! یاح یاح.. 

①① دیالوگایی که واسه‌ی تعطیلات تابستانه نوشته بودم رو دیدی؟! اصلش چطوری بود؟! چطوری شروع شد؟! 

②① تاحالا با شرکت کننده‌ای دعوات شده؟! 

③① گروه مرود علاقه‌ات؟ خوناشام، جادوگر ارواح یا گرگینه؟! 

④① یه جنگ بین گروه ها پیش میاد. به نظرت کدوم گروه می‌بره؟

⑤① حالا همون جنگ رو در نظر داشته باش. تو میری توی کدوم تیم؟!

⑥① فکر کن تو هاگوارتز رو تاسیس نکردی. می‌خوای توی مسابقات شرکت کنی، دوست داری کلاه سخنگو تورو توی کدوم تیم بندازه؟! 

⑦① به نظرت اگر تو هاگوارتز رو تاسیس نمی‌کردی، کی می‌کرد؟! کی مثل تو انقدر به دنیای ماورا علاقه داره و می‌تونه مثل تو انقدر خوب هاگوارتز رو رهبری کنه؟!  " آی نو که سوالم عجیب غریبه"

⑧① فعال ترین گروه توی هاگوارتز کدومه؟! 

⑨① ایده تعطیلات تابستانه و فراخوان خوناشامی از کجا اومد؟! 

⓪② بچه‌ها توی این دوتا مسابقه چه کردن تاحالا؟!  راضی ای؟! 

①② شده از یک مسابقه بچه‌ها حمایت نکنن و سر و دست براش نشکونن؟! 

②② از سختیای کارت بگو برامون. 

③②حالا از خوبیای کارت بگو. 

④② از سوالا راضی بودی؟! 

⑤② اگر چیزی هست که خودت می‌خوای اضافه کنی بگو. 

و حالاااا، پاسخ زری قشنگمون که به صورت ویسه:

پارت اول:  https://uupload.ir/view/voice_004_sd_z6ed.m4a/

پارت دوم: https://uupload.ir/view/voice_005_sd_t43f.m4a/

هق.. بگذارید اشکانم را پاک نمایم...  زری چقدر صدات خوشگله رو نمی‌کردی کراش زدم رو صدات!:425: و اینکه سر اونجایی که گفتی سر تایم تیکه انداختی نهه؟:)) من معروفم به اینکه اخبارم رو ساعت دوازده شب آپلود می‌کنم:)) و  برای بقیه حرفاتم اسپویل نمی‌کنم بچه‌ها برن از صداتم لذت ببرن+_+ 

اوکی آقا، یادتون نره به  حرفای زری گوش کنید و بریم سراغ بقیه‌ی اخبار...

  • ..::تعطیلات تالبستانه 98ia::..
     

"11 تیرماه سال 1401"

لبخندی زد و پیامی که آریانا ارسال کرده بود را زمزمه‌وار خواند.  سپس تایپ کرد:

-  نه ببین نمی‌خوام  این دفعه ژانر فانتزی و اینا باشه. ببین بچه‌ها خیلی به ژانر پلیسی علاقه دارن. پلیسی بذاریم؟

آریانا به سرعت موافقت خودش را اعلام کرد.  می‌دانست این ایده فوقالعاده‌اس و همه‌گان برایش سر و دست می‌شکانند. در افکار خود غرق بود که به ناگاه نگاهش به پیام آریانا افتاد.

- ولی زری دیگه مهربونیتو بذار کنار. به کسایی که همینطوری می‌ذارن و میرن داری خیلی لطف می‌کنی! توی این مسابقه دیگه واقعا باهاشون برخورد کن.

آریانا درست می‌گفت. او باید مهربانی بیش از حدش را کنار می‌گذاشت و همانجا به خود قول داد که اینبار جدی با  کسانی که بی مسئولیت بودند  برخورد کند!

"زمان حال"

اکنون 37 روز از قرار گرفتن تاپیک تعطیلات تابستانی،  در ویترین انجمن نودهشتیا گذشته است.  تقریبا 1 ماه   و چند روز هست که شرکت کنندگان استارت رمان‌های خود را زده‌اند!

توی این  37 روز، پایکوبی‌ها و جشن‌ها و چالش‌های فراوانی شکل گرفته که بسیاری از ما قادر به دیدن اون تاپیک‌ها نیستیم.  چراکه تاپیک ها سیکرته.   و فقط شرکت کننده‌ها قادر به دیدن و شرکت کردن در آن مسابقات جذاب هستن! ^-^ خوشا به حالشون♡-♡ و تف بهتون خوش شانس های عبخی&-&

من رمان‌ها رو به سوپ تشبیه می‌کنم! چون سوپ از اون غذاهاست که می‌تونی با هر مواد اولیه‌ای که دوست داری درستش کنی و تبدیلش کنی به یه غذای خاص، شیک و جذاب سر سفره!^^ رمان‌ها و داستان‌های قشنگ هم همینطورن نه؟! اما خب، سوپ هم یه ماده‌ای داره که باید باشه و اگر نباشه نمیشه! آب!  توی نوشته‌های معمولی خودمون می‌تونیم آب رو جای هرکدوم از قسمت‌های یک رمان بذاریم؛ ولی توی تعطیلات تابستانه، آب یعنی ژانر پلیسی! درواقع، قاانون این مسابقه وجود داشتن ژانر پلیسی در ژانرهاست! و ژانر پلیسی ژانر مورد علاقه‌ی منه! 

تعداد شرکت کننده‌گاه:   20 نفر! 

تاریخ دقیق اتمام مسابقه: 15 شهریور! 

زمان باقی مانده برای تحویل‌ رمان‌ها: 30 روز!

وضعیت شرکت در مسابقه:   وقت خیلی وقته به اتمام رسیده!

..::فراخوان خوناشامی::..

"26 تیر سال 1401"

- زرییی! وای یه کاری کن من بیوفتم تو گروه خوناشاماااا

- من چی کار کنم عزیزم؟:)) کلاه سخنگو انتخاب کمی‌کنه. عدالت باید برقرار باشه.

- کاش تو هاگوارتز فقط گروه خوناشاما بود..

- خب اونوقت گروه خوناشام باید با خودشون مسابقه بدن؟

- من نمی‌دونم زری یه کاری کن یه مسابقه بذار واسه خوناشاما@[email protected]

- هوم.. یه چیزایی تو فکرمه فعلا بذار هاگوارتز اوکی شه، اونم درستش می‌کنم.

- یسسسس!!! آخجوووووووووووننن

- حروف رو نکش. 

"زمان حال" 

الان دقیقا  22 روز  از شروع این مسابقه‌ی جذاب گذشته! توی این  22 روز شرکت کننده‌ها به قولشون عمل کردن و تاپیک رمان‌های خوناشامیشون رو زدن و الانم در حال تایپ پارت‌های زیباشون هستن. ^^

من بسیار خوشنودم که بچه‌ها دارن کلی زحمت می‌کشن و کم کم دارن به پایان رمان‌هاشون نزدیک میشن چون خودتونم می‌دونید، فقط 14 روز تا پایان مسابقات مونده. پس اگر توی فراخوان خوناشامی شرکت کردین عجله کنید دخترا! شما می‌تونید^^

بزرگترین تفاوت این مسابقه با بقیه مسابقات اینه که توی ورد، کافیه که رمانتون 200 صفحه بشه! ^^ می‌دونید چقدر خوبه؟! و زمان هم بسی بسیار مناسب میشه! 

تاریخ دقیق اتمام مسابقه:  1 شهریور

زمان باقی مانده برای تحویل رمان‌ها:  14 روز!

وضعیت شرکت در مسابقه:  زمان خیلی وقت است به اتمام رسیده! 

..::معرفی رمان شرکت کننده‌ها::..

خجالت زده گوشه‌ی لبش را به دندان گرفت. چطور فراموش کرده بود؟ حتی واکنش تشکر هم زیر پیام @ _Atrin_🎼  درج شده!  چه باعث شده بود که رمانش را فراموش کرده باشد؟ بسیار خجالت کشید وقتی زمان پیام را دید. 9 مرداد؟

نگاه خجولش را بالا کشید و به او داد. بو، با خنده‌ی شیطنت آمیزش درحال گفت و گو یا دوستانش بود.  لبخندی به رویش زد و سپس منتظر ماند تا تلفنش تمام شود. بو که نگاه خیره‌ی تانیا را دید، گفت و گویش را به اتمام رساند و موبایل را روی کاناپه پرت کرد.  با شیطنت نگاهش کرد و لب زد:

- چی شده تانیا؟! برام رمان جدید داری نکنههههه؟

از لحن شیطنت آمیزش به خنده افتاد و برای لحظه‌ای چشمانش خیس شد. نگاهش را دوباره به لپتاپ سپرد و لب زد:

- نچینا. بعد دو روز از غارت اومدی بیرون و تازه رمان هم می‌خوای؟

بو چینی به بینی‌اش داد و  شلوار گشاد صورتی رنگش را بالا کشید. با چهره‌ای درهم فرو رفته جلو رفت و روی مبل کناری لم داد. چندین دقیقه به سکوت گذشت و تانیا متن معرفی را تایپ کرد.  به ناگاه بو روی مبلی که تانیا نشسته بود هجوم  برد. کنجکاوانه در لپتاپ او سرک کشید.  شروع به خواندن اسم و مشخصات رمان کرد که تانیا به سرعت لپتاپو بست.

- گیتار! اسمش گیتار بود! تموممم شد تانیا خانوم  رفتم که بخونمش!

تانیا نگاهش را از او گرفت و دوباره لپتاپ رو باز کرد. بی آنکه نگاهش را به او دهد لب زد:

- فقط خواستم بهت هشدار داده باشم که شاید نتونی دیگه ولش کنی. همین.

اما  بو اهمیتی نداد. به سرعت، اسم رمان  را سرچ کرد. پس از خواندن مشخصات، چشمانش درخشیدند.  می‌توانست ساعت‌ها آن رمان را بخواند و حتی از غذایش هم، بگذرد...

https://forum.98ia2.ir/topic/6360-رمان-گیتار-parya-کاربر-انجمن-نوهشتیا/

•••

 

به پایان رسید این دفتر،  حکایت همچنان باقیست!  ^^

من همچون همیشه سعیم رو کردم که اخباری که به نظر جالب میان رو براتون جمع آوری کنم و بذارم! مطمئن باشید هر روز بخش‌های جدیدی به اخبار اضافه میشن و یه سری بخش‌ها هم کم میشن؛ ولی به هرحال اخبار متفاوت میشه و شما با خوندنش کیف می‌کنید ^-^

ممنون که تا اینجا همراهم بودید، ممنونم که دست به قسمت راست- پایین گوشیتون نزدین و از تاپیک بیرون نرفتید^^ هرکسیم که رفته، خوش اومده. بازم برمی‌گرده@[email protected] ما خعلییییی خفنییییمممم!! ^^ هرجا برن برمیگردن ~-~ 

راستی!  اعلام می‌کنم که واکنشی غیر از واکنش خنده و تشکر در تاپیک اخبار مسابقات نودهشتیا ممنوعه! من ممنوع کردم(: پس، جز خنده و تشکر هر واکنشی بدین باهاتون با وردنه برخورد می‌کنم(((:

فعلا نویسندگان و کاربران جذاب و خوش قلم نودهتیا.  تا درودی دیگر،  بدرود! 

 

"میهمان‌های افتخاری"

@ _Atrin_🎼 @ ماهک @ ماهی @ h.noora @ Night shadow @ Saye.H @ Narges.Sh@ نیکتوفیلیا @ arisky@ shirin_s @ میلی متر🎼 @ Roshana @ Cynthia @ So.Bloom @ SARAM  @ GemmaGemma @ Ghazal.M

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلااااااااام کاربران!  نویسندگان!  و میهمانان زیباروی، خوش  قلم و  جذاب انجمن نودهشتیا!

خوش اومدید، نه، نه... ای بابا! نههه! منو ببین خوش اووووومدید به تالار بزرگ اخبار و بخش پر از ایده و ذوق و انرژی من، یعنی بخش اخبار مسابقات  نودهشتیاااااا!

و بار دیگر خوش اومدید به شب دوازدهم از صد و یک شب با تانیاااا!^^ آقا من بسی خوشحالم که داریم به شب بیستم نزدیک می‌شیم! و فقط هشتاد و نه روز مونده تا صد و یک روز بشه^^ باورتون نمیشه روز صد و یکم چه سوپرایز بزرگی براتون دارم*-* خیلی سوپرایز خوبیهههه*-* اصلا برگاتون..

الان ساعت  21:00 و اوکی، آی نو که دارم دیر شروع می‌کنم ولی این مهم نیست |: اوکی؟ چون دارم یه پرونده‌ی جنایی هم می‌بینم اصلا حواسم نیست پس اگر چرت و پرت نوشتم دلیلش اینه[email protected]@

اوکی، اِنیوِیز... برید لباسای راحتیتون رو بپوشید، اگر خوراکی‌ای دارید بیارید  و نوشیدنیتون هم بریزید، ریلکس کنید و برییییم، اخبار رو شروع کنیم!

بریم سراغ هزار و یک شب با تانی!^^

..::هزار و یک شب با تانی::..

 موضوع هزار و یک شب امروز،  آن‌تایم بودنه! قضیش چیه؟! آقا همه‌ی ما باید تو زندگیمون آن‌تایم باشیم. من خودم هیچوقت کسایی که وقتی قرار دارن یا کلاس دارن یا هرچیزی می‌خوابن و خیلی پرو پرو این رو توی فضای مجازی پست می‌کنن رو درک نکردم! وات د فاز؟! شاید طرف مقابل منتظر توعه و روت حساب کرده!  و بدتر از اون، فاز  کسایی که میگن  واااای موووود  هم نفهمیدم:| داداش اون دارهه یه فرهنگ غلطو جا می‌ندازه تو چرا باهاش همکاری می‌کنی؟ :| این مود نیست!

منم نمی‌خوام جدی بازی درارم، ولی موافق نیستین خدایی؟[email protected]@ مثلا من پیام  میدم میگم سلام چطوری یه کار مهمه داشتم. بعد پنج روز، طرف درحالی که همون موقع سین زده بوده میاد میگه:

- سل ببخش دیدع بودم ول حال نداشتم  ج بدم. چ شد؟

رومخ تر از این آدما  هست؟!-_- یعنی چی حال نداشتم جواب بدم؟! بعد نوع تایپ رو نگاه... واااایییییی.. هرکس اینطوری با من حرف بزنه دیگه باهاش صحبت نمی‌کنم و به قول خودش س می‌زنم، چ نمیدم:| آن‌تایم باشید و درست تایپ کنید!

آی نو که من شخص خوبی واسه گفتن این حرف نیستم چون ساعت 21:00 که دارم اخبارو می‌نویسم ولی حالا:)) خب این اخباره شمام عادت دارین و این زی...

- خرما نخورده میگه پسته بخور... هعی، چه دوره زمونه‌ای شده.

به به! ففشاروی عزیزم! فکر کردن از  فشار خوردن بازنشسته شدی! {هرکس درست اون ضرب‌المثلی که فشارو گفت رو بگه یه جایزه داره^^}

- من فشار نمی‌خورم.  جاست حقطیقت رو میگم.:359:

فقط خداروشکر کن که نیکتو بهم گفته بهت کار نداشته باشم وگرنه خودم قبرت رو می‌کندم^^ اوکی، خلااااصه. داشتم می‌گفتم. من شاید اخبار رو نتونم زیاد سر موقع بذارم،  زیرا نت عزیزم قطع میشه و من مجبورم صبر کنم تا اوکی بشه. ولی، در  موارد دیگه، بنده  بسی آن‌تایمم و به زمان اهمیت میدم.^^ سو، امیداورم شما هم همینطور باشید!

هممم.. چی‌ می‌خواستم بهتون بگم... آها، می‌خخواستم بگم فرداشب راجع به چی حرف بزنم؟  پارت دوی اصطلاحات ایرانی یا انواع مدل تایپ؟ تو کامنتا بگید. هاااااااااااااااااااااااااااع....

اوتِی^^ بریم سراغ اخباااااااااااار...

..::تعطیلات  تالبستانه 98ia::..

"11 تیرماه سال 1401"

لبخندی زد و پیامی که آریانا ارسال کرده بود را زمزمه‌وار خواند.  سپس تایپ کرد:

-  نه ببین نمی‌خوام  این دفعه ژانر فانتزی و اینا باشه. ببین بچه‌ها خیلی به ژانر پلیسی علاقه دارن. پلیسی بذاریم؟

آریانا به سرعت موافقت خودش را اعلام کرد.  می‌دانست این ایده فوقالعاده‌اس و همه‌گان برایش سر و دست می‌شکانند. در افکار خود غرق بود که به ناگاه نگاهش به پیام آریانا افتاد.

- ولی زری دیگه مهربونیتو بذار کنار. به کسایی که همینطوری می‌ذارن و میرن داری خیلی لطف می‌کنی! توی این مسابقه دیگه واقعا باهاشون برخورد کن.

آریانا درست می‌گفت. او باید مهربانی بیش از حدش را کنار می‌گذاشت و همانجا به خود قول داد که اینبار جدی با  کسانی که بی مسئولیت بودند  برخورد کند!

"زمان حال"

اکنون 38 روز از قرار گرفتن تاپیک تعطیلات تابستانی،  در ویترین انجمن نودهشتیا گذشته است.  تقریبا 1 ماه   و چند روزه   که شرکت کنندگان استارت رمان‌های خود را زده‌اند!

توی این  38 روز، پایکوبی‌ها و جشن‌ها و چالش‌های فراوانی شکل گرفته که بسیاری از ما قادر به دیدن اون تاپیک‌ها نیستیم.  چراکه تاپیک ها سیکرته.   و فقط شرکت کننده‌ها قادر به دیدن و شرکت کردن در آن مسابقات جذاب هستن! ^-^ خوشا به حالشون♡-♡ و تف بهتون خوش شانس های عبخی&-&

من رمان‌ها رو به سوپ تشبیه می‌کنم! چون سوپ از اون غذاهاست که می‌تونی با هر مواد اولیه‌ای که دوست داری درستش کنی و تبدیلش کنی به یه غذای خاص، شیک و جذاب سر سفره!^^ رمان‌ها و داستان‌های قشنگ هم همینطورن نه؟! اما خب، سوپ هم یه ماده‌ای داره که باید باشه و اگر نباشه نمیشه! آب!  توی نوشته‌های معمولی خودمون می‌تونیم آب رو جای هرکدوم از قسمت‌های یک رمان بذاریم؛ ولی توی تعطیلات تابستانه، آب یعنی ژانر پلیسی! درواقع، قاانون این مسابقه وجود داشتن ژانر پلیسی در ژانرهاست! و ژانر پلیسی ژانر مورد علاقه‌ی منه!

و بله، این قسمت تشبیه به سوپ هیچوقت برداشته نمیشه  تا حفظش کنید@[email protected]

تعداد شرکت کننده‌گاه:   20 نفر! 

تاریخ دقیق اتمام مسابقه: 15 شهریور! 

زمان باقی مانده برای تحویل‌ رمان‌ها:  29 روز!

وضعیت شرکت در مسابقه:   وقت خیلی وقته به اتمام رسیده!

..::فراخوان خوناشامی::..

"26 تیر سال 1401"

- زرییی! وای یه کاری کن من بیوفتم تو گروه خوناشاماااا

- من چی کار کنم عزیزم؟:)) کلاه سخنگو انتخاب کمی‌کنه. عدالت باید برقرار باشه.

- کاش تو هاگوارتز فقط گروه خوناشاما بود..

- خب اونوقت گروه خوناشام باید با خودشون مسابقه بدن؟

- من نمی‌دونم زری یه کاری کن یه مسابقه بذار واسه خوناشاما@[email protected]

- هوم.. یه چیزایی تو فکرمه فعلا بذار هاگوارتز اوکی شه، اونم درستش می‌کنم.

- یسسسس!!! آخجوووووووووووننن

- حروف رو نکش. 

- اوکی@[email protected]

"زمان حال" 

الان دقیقا  23 روز  از شروع این مسابقه‌ی جذاب گذشته! توی این  23 روز شرکت کننده‌ها به قولشون عمل کردن و تاپیک رمان‌های خوناشامیشون رو زدن و الانم در حال تایپ پارت‌های زیباشون هستن. ^^

من بسیار خوشنودم که بچه‌ها دارن کلی زحمت می‌کشن و کم کم دارن به پایان رمان‌هاشون نزدیک میشن چون خودتونم می‌دونید، فقط 13 روز تا پایان مسابقات مونده. پس اگر توی فراخوان خوناشامی شرکت کردین عجله کنید دخترا!  زمان زیادی نموندههه...شما می‌تونید^^

بزرگترین تفاوت این مسابقه با بقیه مسابقات اینه که توی ورد، کافیه که رمانتون 200 صفحه بشه! ^^ می‌دونید چقدر خوبه؟! و زمان هم بسی بسیار مناسب میشه! 

تاریخ دقیق اتمام مسابقه:  1 شهریور

زمان باقی مانده برای تحویل رمان‌ها:  13 روز!

وضعیت شرکت در مسابقه:  زمان خیلی وقت است به اتمام رسیده! 

..::معرفی رمان شرکت کننده‌ها::..

- خیلی احساس سنگینی داره اینور صورتم!

گریمور کلافه دست به کمر زد و قلمو را از صورت دخترک فاصله داد. نالان گفت:

- عشقم نمی‌تونم کاری کنم. نگران نباش آسیبی به پوست زیبات نمی‌رسه. 

دخترک "باشه" ای زمزمه کرد. با خود گفت امروز صحنه‌ی کوتاههی را باید بازی کند و مشکلی ندارد. پس  بی تفاوت به گریم حرفه‌ای که یک طرف سیمایش را در بر گرفته بود، نگاهش به  صفحه‌ی چت دوخت. گریمور آخری رد سوختگی را هم تکمیل کرد. نگاهش را از بینی عروسکی و دو تیله‌ی آبی رنگ و درخشان او گرفت.  سپس با لبخند گفت:

-  اوکی، آماده ای عزیزکم! الان فقط این موهای بلوند خوشگلت رو می‌ریزم روی تمام زحماتم و...

خشمگین از آنکه مجبور بود تمام زحماتش را زیر انبوهی‌ از گیسوان طلایی دخترک پنهان کند،  گیسوان بلند را روی قسمت مثلا سوخته‌ی او ریخت. با لبخندی که حرص پشتش پنهان شده بود به آینه چشم دوخت. در همان لحظه‌ صدای تانیا به گوش هردو رسید که می‌گفت:

- هی گیلدا بدو! صحنه بعدی نوبت توعه.

گیلدا به سرعت از جای برخاست و هودی اورسایز سرخش را مرتب کرد. لبخندی به روی گریمور زد و سپس به سمت صحنه گام برداشت.  نگاهش به  سلین که داشت گیسوان مشکین و کوتاهش را مرتب می‌کرد دوخت. با لبخند به سویش رفت   به ناگاه گیسوانش را کنار زد. سلین "هین" بلندی کشید و به سویش بازگشت. مردمک‌های سیه رنگش را روی آن گریم بسیار واقعی گرداند و سپس لب زد:

- فکر کردم واقعا صورتت با اسید سوخته لعنتی! 

گیلدا خندید و  لحظه‌‌ی بعد متوجه شد پسرها نیستند. تک خنده‍ای زد و آرام گفت:

- هی سلین! فرهان و عرفان کجان؟

سلین خواست لب بگشاید و حرفی بزند که در همان لحظه صحبت تانیا  با  @ GZahra ،  نویسنده‌ی داستان به اتمام رسید و خطاب به گیلدا بلند گفت: 

 - هی گیلدا عجله کن!

گیلدا لبخندی به روی سلین زد و سپس با دو به سمت صحنه رفت. بازی گردان سریع صحنه را برایش توضیح داد و او در جای درست ایستاد. صحنه تاریک شد و او دمی عمیق گرفت. در همان لحظه تانیا پشت دوربین نشست و گفت:

- گیلدا آماده باش. نور بره. صدا! حرکت!

https://forum.98ia2.ir/topic/9404-رمانِ-شیاطین-پارادایسgzahraکاربر-انجمن-نودهشتیا/

•••

 

 

به پایان رسید این دفتر،  حکایت همچنان باقیست!  ^^

من همچون همیشه سعیم رو کردم که اخباری که به نظر جالب میان رو براتون جمع آوری کنم و بذارم! مطمئن باشید هر روز بخش‌های جدیدی به اخبار اضافه میشن و یه سری بخش‌ها هم کم میشن؛ ولی به هرحال اخبار متفاوت میشه و شما با خوندنش کیف می‌کنید ^-^

ممنون که تا اینجا همراهم بودید، ممنونم که دست به قسمت راست- پایین گوشیتون نزدین و از تاپیک بیرون نرفتید^^ هرکسیم که رفته، خوش اومده. بازم برمی‌گرده@[email protected] ما خعلییییی خفنییییمممم!! ^^ هرجا برن برمیگردن ~-~ 

راستی!  اعلام می‌کنم که واکنشی غیر از واکنش خنده و تشکر در تاپیک اخبار مسابقات نودهشتیا ممنوعه! من ممنوع کردم(: پس، جز خنده و تشکر هر واکنشی بدین باهاتون با وردنه برخورد می‌کنم(((:

فعلا نویسندگان و کاربران جذاب و خوش قلم نودهتیا.  تا درودی دیگر،  بدرود! 

 

"میهمان‌های افتخاری"

@ _Atrin_🎼 @ ماهک @ ماهی @ h.noora @ Night shadow @ Saye.H @ Narges.Sh@ نیکتوفیلیا @ arisky@ shirin_s @ میلی متر🎼 @ Roshana @ Cynthia @ So.Bloom @ SARAM  @ GemmaGemma @ Ghazal.M

ویرایش شده توسط .Crystal
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

هِلو خدمت کاربران سبز رنگ، مقام داران از همه رنگ، مدیران زرشکی  رنگ و میهمانان بی رنگ انجمن نودهشتیااااا!

خوش قدم فرمودید، خوش پا گذاشتین.. نه خوش رنجه فرمودین... قدم رنجه فرموید! به تالار بزرگ یا شایدم متوسط... حالا همون  تالار بزرگ اخبار نودهشتیا و بخش پرررررر انرژی من، یعنی بخش اخبار مسابقات!

و باری دگر، برای بار سوم عرض می‌کنم عروس خانوم وکیلن..ایح ایح ایح... اهم! خووش اومدید به شب سیزدهم از  صد و یک شب اخبار با تانیا! اگر گفتیم چرا فقط صد و یک شب اخبار؟! چرا دیگه برای شب صد و دوم اخبار نداریم؟ جواب خود را در نمایه بنده بگید. " این جایزه داره" و خلاصه، تنها هشتاد و هشت روووووز مانده تا صد و یک شبببب! و روزهای کمیههه! پس،  همین الان تاپیک روو دنبال کنید^^ ازیرا از امشب کاربرانی که دیشب تگ می‌شدن تگ نمیشن و افراد جدید تگ میشن و هز چند وقت یکبار این اتفاق میوفته. پس اگر به اخبار علاقه دارید همین الان تاپیکو دنبال کنید.

الان ساعت  21:00 و اوکی، آی نو که دارم دیر شروع می‌کنم ولی این مهم نیست |: اوکی؟ خب تا هشت کلاس بودم و طبیعیه الان شروع به نوشتن کنم@[email protected] همچنین گوشنمه@[email protected] درک کنید... 

اوکی، اِنیوِیز... برید لباسای راحتیتون رو بپوشید، اگر خوراکی‌ای دارید بیارید  و نوشیدنیتون هم بریزید، ریلکس کنید و برییییم، اخبار رو شروع کنیم!

بریم سراغ هزار و یک شب با تانی!^^

..::هزار و یک شب با تانی::..

اوکی موضوع امشب  انواع تایپه!  به به.. اومدم حرصمو خاااااااالی کنم! می‌خوام انواع تایپ‌‌ها رو نشونتون بدم تا شما بگید جزو کدوم دسته اید یا  از کدوم نوع تایپ متنفرید!  بریم که شروع کنیم^^

*نوع اول: مخفف!

این عزیزان دل، همیشه رو مخ من بودن! منظور از مخفف کردن چیه؟! الان بهتون میگم... ولی بگم که این  نوع چت انقدر رو مخه که امیدوارم هیچوقت به پستتون نخوره... 

- صل. چت؟ خبی؟ مرس... منم خبم. چم...شاید...آر هنوز بم ج ند.

ناسزای انگلیسی... ناسزای انگلیسی...نااااااسزااااایییی انگلیسیییییییییی... پدر گربه اون سلامه! سلام! چطوری! ت نیست، ط درسته! خبی؟ تو خبی؟ تو مریضی! تو روانی ای! تو تیمارستانی! تو بیماااری! تو... لا اله الا الله.. هی میگم آروم باش هدیه اینجا اخباره... هی نمیشه.. ج نه.. توروخدا.. جواب.. بهم.. نداده... خدا:1342:

*مدل دوم: سندرم ع بی‌قرار!

شاید بگید سندرم ع بی‌قرار چیه دیگه؟! شاید اسمش براتون جدید باشه ولی این مدل تایپ رو دیدین! مطمئن باشید. این هم به اندازه مخفف کردن وحشتناک و تومخی هستش.

- چیع میگیع باباع! چرت نگوع. من خودمع خیلیع خفنمع..

هوووف.. دم عمیییق.. فشارو منو تسخیر نکرده...آروم باش هدیه.. این فقط یه نوع تایپه.. فقط یه نوع تایپ رومخی که یه سری آدم مررررریض رووواااااانی اختراعش کردنننننن! چرا جای ه ع می‌ذاری؟ اصلا ع نمی‌خواد میگی!  ع چرا می‌ذاری الکی؟ اوکی... بسه.. بقیه این تایپ‌های رومخی رو فردا شب میگم براتون.. بریم یه تایپ درست حسابی ببینیم و بریم سراغ اخبار...

*مدل سوم: تایپ معمولی و مورد تایید

- سلام، خوبی؟! ممنونم منم خوبم. راستی، می‌دونی چی شنیدم؟! یه دختره هست اخبار می‌نویسه. اخباراش خدااست! بذار لینکش رو می‌فرستم برات. اسم خبرنگارِ تانیاست^^

اگر اینطوری تایپ می‌کنی، آی لاو یو بیبی^^ تو یه آدم سالم، خوش رو، زیبا، اصلا بهترینی*-* دست از اینطوری تایپ کردن برندار.. و مووووچ بهت!

..::تعطیلات  تابستانه 98ia::..

"11 تیرماه سال 1401"

لبخندی زد و پیامی که آریانا ارسال کرده بود را زمزمه‌وار خواند.  سپس تایپ کرد:

-  نه ببین نمی‌خوام  این دفعه ژانر فانتزی و اینا باشه. ببین بچه‌ها خیلی به ژانر پلیسی علاقه دارن. پلیسی بذاریم؟

آریانا به سرعت موافقت خودش را اعلام کرد.  می‌دانست این ایده فوقالعاده‌اس و همه‌گان برایش سر و دست می‌شکانند. در افکار خود غرق بود که به ناگاه نگاهش به پیام آریانا افتاد.

- ولی زری دیگه مهربونیتو بذار کنار. به کسایی که همینطوری می‌ذارن و میرن داری خیلی لطف می‌کنی! توی این مسابقه دیگه واقعا باهاشون برخورد کن.

آریانا درست می‌گفت. او باید مهربانی بیش از حدش را کنار می‌گذاشت و همانجا به خود قول داد که اینبار جدی با  کسانی که بی مسئولیت بودند  برخورد کند!

"زمان حال"

اکنون 39 روز از قرار گرفتن تاپیک تعطیلات تابستانی،  در ویترین انجمن نودهشتیا گذشته است.  تقریبا 1 ماه   و چند روزه   که شرکت کنندگان استارت رمان‌های خود را زده‌اند!

توی این  39 روز، پایکوبی‌ها و جشن‌ها و چالش‌های فراوانی شکل گرفته که بسیاری از ما قادر به دیدن اون تاپیک‌ها نیستیم.  چراکه تاپیک ها سیکرته.   و فقط شرکت کننده‌ها قادر به دیدن و شرکت کردن در آن مسابقات جذاب هستن! ^-^ خوشا به حالشون♡-♡ و تف بهتون خوش شانس های عبخی&-&

من رمان‌ها رو به سوپ تشبیه می‌کنم! چون سوپ از اون غذاهاست که می‌تونی با هر مواد اولیه‌ای که دوست داری درستش کنی و تبدیلش کنی به یه غذای خاص، شیک و جذاب سر سفره!^^ رمان‌ها و داستان‌های قشنگ هم همینطورن نه؟! اما خب، سوپ هم یه ماده‌ای داره که باید باشه و اگر نباشه نمیشه! آب! توی نوشته‌های معمولی خودمون می‌تونیم آب رو جای هرکدوم از قسمت‌های یک رمان بذاریم؛ ولی توی تعطیلات تابستانه، آب یعنی ژانر پلیسی! درواقع، قاانون این مسابقه وجود داشتن ژانر پلیسی در ژانرهاست! و ژانر پلیسی ژانر مورد علاقه‌ی منه!

و بله، این قسمت تشبیه به سوپ هیچوقت برداشته نمیشه  تا حفظش کنید@[email protected]

تعداد شرکت کننده‌گان:   20 نفر! 

تاریخ دقیق اتمام مسابقه: 15 شهریور! 

زمان باقی مانده برای تحویل‌ رمان‌ها:  27 روز!

وضعیت شرکت در مسابقه:   وقت خیلی وقته به اتمام رسیده!

..::فراخوان خوناشامی::..

"26 تیر سال 1401"

- زرییی! وای یه کاری کن من بیوفتم تو گروه خوناشاماااا

- من چی کار کنم عزیزم؟:)) کلاه سخنگو انتخاب می‌کنه. عدالت باید برقرار باشه.

- کاش تو هاگوارتز فقط گروه خوناشاما بود..

- خب اونوقت گروه خوناشام باید با خودشون مسابقه بدن؟

- من نمی‌دونم زری یه کاری کن یه مسابقه بذار واسه خوناشاما@[email protected]

- هوم.. یه چیزایی تو فکرمه فعلا بذار هاگوارتز اوکی شه، اونم درستش می‌کنم.

- یسسسس!!! آخجوووووووووووننن

- حروف رو نکش. 

 - اوکی@[email protected]

"زمان حال" 

الان دقیقا  24 روز  از شروع این مسابقه‌ی جذاب گذشته! توی این  24 روز شرکت کننده‌ها به قولشون عمل کردن و تاپیک رمان‌های خوناشامیشون رو زدن و الانم در حال تایپ پارت‌های زیباشون هستن. ^^

من بسیار خوشنودم که بچه‌ها دارن کلی زحمت می‌کشن و کم کم دارن به پایان رمان‌هاشون نزدیک میشن چون خودتونم می‌دونید، فقط 12 روز تا پایان مسابقات مونده. پس اگر توی فراخوان خوناشامی شرکت کردین عجله کنید دخترا!  زمان زیادی نموندههه...شما می‌تونید^^

بزرگترین تفاوت این مسابقه با بقیه مسابقات اینه که توی ورد، کافیه که رمانتون 200 صفحه بشه! ^^ می‌دونید چقدر خوبه؟! و زمان هم بسی بسیار مناسب میشه! 

تاریخ دقیق اتمام مسابقه:  1 شهریور

زمان باقی مانده برای تحویل رمان‌ها:  12 روز!

وضعیت شرکت در مسابقه:  زمان خیلی وقت است به اتمام رسیده! 

•••

به پایان رسید این دفتر،  حکایت همچنان باقیست!  ^^

من همچون همیشه سعیم رو کردم که اخباری که به نظر جالب میان رو براتون جمع آوری کنم و بذارم! مطمئن باشید هر روز بخش‌های جدیدی به اخبار اضافه میشن و یه سری بخش‌ها هم کم میشن؛ ولی به هرحال اخبار متفاوت میشه و شما با خوندنش کیف می‌کنید ^-^

ممنون که تا اینجا همراهم بودید، ممنونم که دست به قسمت راست- پایین گوشیتون نزدین و از تاپیک بیرون نرفتید^^ هرکسیم که رفته، خوش اومده. بازم برمی‌گرده@[email protected] ما خعلییییی خفنییییمممم!! ^^ هرجا برن برمیگردن ~-~  و بااازهم، متاسفانه امروز لینکی از طرف کسی نداشتیم.. و من به اجبااار مجبور شدم این بخش رو بردارم..

راستی!  اعلام می‌کنم که واکنشی غیر از واکنش خنده و تشکر در تاپیک اخبار مسابقات نودهشتیا ممنوعه! من ممنوع کردم(: پس، جز خنده و تشکر هر واکنشی بدین باهاتون با وردنه برخورد می‌کنم(((:

فعلا نویسندگان و کاربران جذاب و خوش قلم نودهشتیا.  تا درودی دیگر،  بدرود! 

"میهمان‌های افتخاری"

@ Ayda.r  @ Flare  @ پرتوِماه  @ Naran @ شوق نوشتن  @ چکاوک۲۳🎼  @ Aytak☆ویژه☆  @ nazi nima  @ shirin_s @ دخترماه @ جانان بانو @ maryam.ph

 

 

ویرایش شده توسط .Crystal
  • تشکر 1
  • هاها 13
  • سردرگم 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

هِلو خدمت کاربران سبز صابونی رنگ، مقام داران رنگ و ورنگ، مدیران زرشکی  رنگ و میهمانان بی‌رنگ انجمن نودهشتیااااا!

خوش قدم رنجه فرموید! به تالار بزرگ یا شایدم متوسط... حالا همون  تالار بزرگ اخبار نودهشتیا و بخش پرررررر انرژی من، یعنی بخش اخبار مسابقات!

و برای بار سوم عرض می‌کنم، عروس خانوم دکترن؟! یااااااح... یاااح...یاح... اهم! خووش اومدید به شب چهاردهم از صد و یک شب با تانی! خلاصه، تنها هشتاد و هفت روووووز مانده تا صد و یک شبببب! و روزهای کمیههه! پس،  همین الان تاپیک روو دنبال کنید^^ ازیرا از امشب کاربرانی که دیشب تگ می‌شدن تگ نمیشن و افراد جدید تگ میشن و هز چند وقت یکبار این اتفاق میوفته. پس اگر به اخبار علاقه دارید همین الان تاپیکو دنبال کنید.

الان ساعت  حدودا 19:00 ست و  نوشتن اخبار تموم شده[email protected]@ یعنی نه به اون موقع که کارم ساعت 00:00 تموم می‌شد نه به الان[email protected]@ باید همینطوری ول بگردم تو انجمن تا ساعت 21:00 بشه^^

اوکی، اِنیوِیز... برید لباسای راحتیتون رو بپوشید، اگر خوراکی‌ای دارید بیارید  و نوشیدنیتون هم بریزید، ریلکس کنید و برییییم، اخبار رو شروع کنیم!

بریم سراغ هزار و یک شب با تانی!^^

..::صد و یک شب با تانی::..

اهم اهم! خوش اومدید به پارت دوم انواع چت!  از اونجایی که دنیای از چت‎‌های رومخ   وجود داره، فکر کنم باید یه پنج شیش پارتی درست کنم@[email protected]  آقا بی حرف اضافه بریم سراغ انواع چت!

"نوع اول: فینگلیش تایپ‌ها(درخواستی)

به به! بریم سراغ  فینگلیش ‌ تایپ‌های عزیزمون!!!^^ که هیچوقت درکشون نکردم! مثلا می‌خوای بگی حروف الفابای انگلیسی رو بلدی!؟ خو منم بلدم!-_- من با کسایی که ایرانین و انگلیسی صحبت می‌کنن هیییییچ مشکلی ندارم. بلکه دوستشونم دارم! و به نظرم دارن لطف بزرگی می‌کنن به منه مخاطب!^^البته اگر واقعا بلد باشن و بخاطر کلاسش کلمات اشتباه نگن!  ولی فینگلیش تایپ‌هارو درک نکردم! یا فارسی تایپ کن یا انگلیسی! این چیه؟:

- slam khobi? mersi manam khobam.

اگر اشتباه تایپ کردم متاسفم چون هیچوقت فینگلیش تایپ نکردم و الانم دونه دونه روی کلید‌های لپتاپ می‌زدم و هی قاطی می‌کردم! آخه خوندنش هم سختههههه! بعد بعضی وقتا... اینگارسی تایپ می‌‌کنن! خب فینگلیش نویسی دو نوعه که من به نوع دومش میگم اینگارسی مثلا من و مهتاب یه بار برای شوخی اینطوری تایپ کردیم؛ ولی یه نفر واقعا به من گفت می‌تونم اینطوری تایپ کنم آخه راحت ترم!  گفتم خب کامل انگلیسی تایپ کن متوجه میشم. گفت نه، اینطوری راحت ترم! تو غلطططططططططططططط کردیییییییییی اینطوری راحت تری پدررررررررگربهههههههههههههههه!!!!!!!! بعد تازه بعضیا، فنگلیش هم مخفف می‌نویسن! باااااااورم نمیشه......ایگنارسی اینه:

- او هلوو! هاوآریو؟ اوه ثنکس. یس یس، دتس اِمِیزینگ!

نمی‌خوام دربارش حرف بزنم... فقط یادتون بمونه چه فداکاری بزرگی براتون کردم!

"نوع دوم: سندرم ح بی‌قرار

سندرم ع بی‌قرار رو یادتونه؟! حالا این سندرم ح بی‌قراره. یعنی جای ی و ه و تماااااااام حروفی که آخر هر کلمه هست ح می‌ذارن و فکر می‌کنن گنگن. بدین شکل:

- سلامح خوبیح؟ چه خبرح؟ آرح بح اونح شیداح گفتمح دخالت نکنح تو کارح ماح.

خب ودفففففففففففففففففف؟؟؟؟؟ اصلا کار ح نمی‌خواد! چتههههههه؟! چرا انقدر ح ح می‌کنی؟! دلیلت چیه؟ گشادی مشادیم نداره، تو کلمه رو با گذاشتن ح سخت تر و غیر قابل خوندن  می‌کنی! توروخدا بچه‌ها.. اگر کسی از دوستاتون یکی از این انواع تایپ‌ها هست، اون قسمت رو براش بفرستین.. مرسی اه..

"نوع سوم: ص یا  س؟

در این نوع، عزیزان دلمون به جای س، ص تایپ می‌کنن! ببینیم:

- صلام خوبی؟ آره باشه بذار برصم صریع یه ویص میدم.

فشارش با شما.. من دارم پاسکا پاسکال فشاااااااااااااار می‌خورم...دیگه جان در بدنم نمانده...

..::تعطیلات  تابستانه 98ia::..

"11 تیرماه سال 1401"

لبخندی زد و پیامی که آریانا ارسال کرده بود را زمزمه‌وار خواند.  سپس تایپ کرد:

-  نه ببین نمی‌خوام  این دفعه ژانر فانتزی و اینا باشه. ببین بچه‌ها خیلی به ژانر پلیسی علاقه دارن. پلیسی بذاریم؟

آریانا به سرعت موافقت خودش را اعلام کرد.  می‌دانست این ایده فوقالعاده‌اس و همه‌گان برایش سر و دست می‌شکانند. در افکار خود غرق بود که به ناگاه نگاهش به پیام آریانا افتاد.

- ولی زری دیگه مهربونیتو بذار کنار. به کسایی که همینطوری می‌ذارن و میرن داری خیلی لطف می‌کنی! توی این مسابقه دیگه واقعا باهاشون برخورد کن.

آریانا درست می‌گفت. او باید مهربانی بیش از حدش را کنار می‌گذاشت و همانجا به خود قول داد که اینبار جدی با  کسانی که بی مسئولیت بودند  برخورد کند!

"زمان حال"

اکنون    40 روز از قرار گرفتن تاپیک تعطیلات تابستانی،  در ویترین انجمن نودهشتیا گذشته است.  تقریبا 1 ماه   و 10 روزه   که شرکت کنندگان استارت رمان‌های خود را زده‌اند!

توی این     40روز، پایکوبی‌ها و جشن‌ها و چالش‌های فراوانی شکل گرفته که بسیاری از ما قادر به دیدن اون تاپیک‌ها نیستیم.  چراکه تاپیک ها سیکرته.   و فقط شرکت کننده‌ها قادر به دیدن و شرکت کردن در آن مسابقات جذاب هستن! ^-^ خوشا به حالشون♡-♡ و تف بهتون خوش شانس های عبخی&-&

من رمان‌ها رو به سوپ تشبیه می‌کنم! چون سوپ از اون غذاهاست که می‌تونی با هر مواد اولیه‌ای که دوست داری درستش کنی و تبدیلش کنی به یه غذای خاص، شیک و جذاب سر سفره!^^ رمان‌ها و داستان‌های قشنگ هم همینطورن نه؟! اما خب، سوپ هم یه ماده‌ای داره که باید باشه و اگر نباشه نمیشه! آب! توی نوشته‌های معمولی خودمون می‌تونیم آب رو جای هرکدوم از قسمت‌های یک رمان بذاریم؛ ولی توی تعطیلات تابستانه، آب یعنی ژانر پلیسی! درواقع، قاانون این مسابقه وجود داشتن ژانر پلیسی در ژانرهاست! و ژانر پلیسی ژانر مورد علاقه‌ی منه!

و بله، این قسمت تشبیه به سوپ هیچوقت برداشته نمیشه  تا حفظش کنید@[email protected]

تعداد شرکت کننده‌گان:   20 نفر! 

تاریخ دقیق اتمام مسابقه: 15 شهریور! 

زمان باقی مانده برای تحویل‌ رمان‌ها:  26 روز!

وضعیت شرکت در مسابقه:   وقت خیلی وقته به اتمام رسیده!

..::فراخوان خوناشامی::..

"26 تیر سال 1401"

- زرییی! وای یه کاری کن من بیوفتم تو گروه خوناشاماااا

- من چی کار کنم عزیزم؟:)) کلاه سخنگو انتخاب می‌کنه. عدالت باید برقرار باشه.

- کاش تو هاگوارتز فقط گروه خوناشاما بود..

- خب اونوقت گروه خوناشام باید با خودشون مسابقه بدن؟

- من نمی‌دونم زری یه کاری کن یه مسابقه بذار واسه خوناشاما@[email protected]

- هوم.. یه چیزایی تو فکرمه فعلا بذار هاگوارتز اوکی شه، اونم درستش می‌کنم.

- یسسسس!!! آخجوووووووووووننن

- حروف رو نکش. 

 - اوکی@[email protected]

"زمان حال" 

الان دقیقا  25 روز  از شروع این مسابقه‌ی جذاب گذشته! توی این  25 روز شرکت کننده‌ها به قولشون عمل کردن و تاپیک رمان‌های خوناشامیشون رو زدن و الانم در حال تایپ پارت‌های زیباشون هستن. ^^

من بسیار خوشنودم که بچه‌ها دارن کلی زحمت می‌کشن و کم کم دارن به پایان رمان‌هاشون نزدیک میشن چون خودتونم می‌دونید، فقط 11 روز تا پایان مسابقات مونده. پس اگر توی فراخوان خوناشامی شرکت کردین عجله کنید دخترا!  زمان زیادی نموندههه...شما می‌تونید^^

بزرگترین تفاوت این مسابقه با بقیه مسابقات اینه که توی ورد، کافیه که رمانتون 200 صفحه بشه! ^^ می‌دونید چقدر خوبه؟! و زمان هم بسی بسیار مناسب میشه! 

تاریخ دقیق اتمام مسابقه:  1 شهریور

زمان باقی مانده برای تحویل رمان‌ها:  11 روز!

وضعیت شرکت در مسابقه:  زمان خیلی وقت است به اتمام رسیده! 

..::معرفی رمان کاربران::..

مردمک‌های سیاه رنگش را از تانیا و @ ..TARANEH..    که درحال گفت‌گو بودند گرفت و به گریمور داد. اما هنوز صدای گفت‌ و گویشان می‌آمد. ترانه گفت:

- تانیا ژاننر رو اشتباه نزنن تو سایت! بهشون پیام بده بگو زانر پلیسی، علمی-تخیلی و عاشقانه هست.

تانیا "باشه‌ای گفت و پیامی برای دوستش ارسال کرد تا مطمیئن شود اتفاقی نمیوفتد. زیرا ترانه هم بسیار نگران بود و هرچه می‌کردند قوبل نمی‌کرد یک رمان، با اطلاعات دقیق و ایده‌ای خوب دارد!

 گریمور انگشتان کشیده‌اش را در گیسوان پر پشت مشکین دخترک فرو برد و آنها را مرتب کرد. امروز صحنه اولی بود که برای این فیلم بازی می‌کرد و بسیار هیجان زده بود! دقیقه‌ای بعد، گریمور لبخندی زد و از او فاصله گرفت. درون آینه به پوست گندمی دخترک خیره شد و لب زد:

- دیگه تمومه عشقم. ماه  که بودی، ماه تر شدی.

دخترک تک خنده‌ی شیرینی زد و از جای برخاست. با دقت به درون آینه نگریست و سپس با تشکر کوتاهی از اتاقک خارج شد.  تانیا نگاهی به  آرامجان انداخت و سپس با خنده خطاب به گریمور گفت:

 - این که فرقی نکرد! یه ساعت چی‌کار می‌کردی رزی؟!

رز خندید و  درحالی که براش‌های کوچک و بزرگ را درون ماگ مخصوص خود قرار می‎‌داد پاسخ داد:

- خیلیم فرق کرده. تو کور شدی از بس که نشستی پای سیستم

همه خندیدند و سپس، آخرین سکانسی که هیرام در آن بازی می‌کرد را ضبط کردند. پس از آن، پسرک گندم روی، خسته به پشت صحنه پناه برد و پیش  آرامجان جای گرفت.  چندین دقیقه باهم صحبت کردند و دیالوگ‌هایشان را کمی تمرین کردند. آرامجان، کمی برای بازی استرس داشت که به ناگاه بازیگردان جلو آمد و خطاب به او گفت:

- هی! از ده متری اضطرابت معلومه. می‌دونی که اصلا اضطراب داشتن سر صحنه رو درک نمی‌کنم و دوستش ندارم؟! بیا بریم صحه رو برات توضیح بدم بلکه از استرس بی‌جات کم بشه!

آرامجان لبخندی زد و به همراه بازیگردان رفت تا صحنه را دقیق  برایش توضیح دهد.  چندی بعد، صدای تانیا به گوششان رسید که می‌گفت:

- میریم برای ضبط آخرین سکانسِ امروزِ  پایتون! آؤامجان عجله کن.

آرامجان تشکری کرد و با دمی عمیق به سوی صحنه رفت. در جای درست، یعنی رو‌به‌روی آینه ایستاد و تانیا بلند گفت:

- نور بره. صدا.. آماده. حرکت!

https://forum.98ia2.ir/topic/9515-رمان-پایتون-ترانهم-کاربر-انجمن-نودهشتیا/#comment-102288

•••

 

به پایان رسید این دفتر،  حکایت همچنان باقیست!  ^^

من همچون همیشه سعیم رو کردم که اخباری که به نظر جالب میان رو براتون جمع آوری کنم و بذارم! مطمئن باشید هر روز بخش‌های جدیدی به اخبار اضافه میشن و یه سری بخش‌ها هم کم میشن؛ ولی به هرحال اخبار متفاوت میشه و شما با خوندنش کیف می‌کنید ^-^

ممنون که تا اینجا همراهم بودید، ممنونم که دست به قسمت راست- پایین گوشیتون نزدین و از تاپیک بیرون نرفتید^^ هرکسیم که رفته، خوش اومده. بازم برمی‌گرده@[email protected] ما خعلییییی خفنییییمممم!! ^^ هرجا برن برمیگردن ~-~ 

راستی!  اعلام می‌کنم که واکنشی غیر از واکنش خنده و تشکر در تاپیک اخبار مسابقات نودهشتیا ممنوعه! من ممنوع کردم(: پس، جز خنده و تشکر هر واکنشی بدین باهاتون با وردنه برخورد می‌کنم(((:

فعلا نویسندگان و کاربران جذاب و خوش قلم نودهشتیا.  تا درودی دیگر،  بدرود! 

"میهمان‌های افتخاری"

@ Ayda.r @ Flare @ پرتوِماه @ Naran@ شوق نوشتن @ چکاوک۲۳🎼 @ Aytak☆ویژه☆ @ nazi nima @ shirin_s@ دخترماه@ جانان بانو@ maryam.ph @ GZahra

 

 

  • لایک 2
  • تشکر 1
  • هاها 19
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

هاالووو..چطورین سبز صابونی رنگ، مقام داران رنگ و ورنگ، مدیران زرشکی  رنگ و میهمانان بی‌رنگ انجمن نودهشتیااااا؟!

خوش امدید،  به تالار  بسی وسیع اخبار و بخش بی انرژی من، یعنی بخش اخبار مسابقات  انجمن بزرگراه نوهشتیا!

و برای بار پونزدهم عرض می‌کنم، عروس خانوم می‌خواد بالاخره ازدواج کنه یا نهههههه؟! اهم.. ایهم! خووش اومدید به شب پونزدهم از صد و یک شب با تانی! خلاصه، تنها هشتاد و شیش روووووز مانده تا صد و یک شبببب! و روزهای کمیههه! پس،  همین الان تاپیک روو دنبال کنید!^^ ازیرا هرچند وقت یکبار تگ کاربران عوض میشه و افراد جدید تگ میشن!پس اگر به اخبار علاقه دارید همین الان تاپیکو دنبال کنید.

الان ساعت 20:00 و من داره با بییی انرژی ترین حالت ممکنم براتون اخبار می‌نویسم. در ادامه، راجع به دلیل بی انرژی بودنم براتون میگم.

اوکی، اِنیوِیز... برید لباسای راحتیتون رو بپوشید، اگر خوراکی‌ای دارید بیارید  و نوشیدنیتون هم بریزید، ریلکس کنید و برییییم، اخبار رو شروع کنیم!

بریم سراغ صد و یک شب با تانی!^^

..::صد و یک شب با تانی::..

چا چاو!^^  خوش اومدید به پارت  دوم اصطلاحات ایرانی! ولی تفاوت این پارت با پارت قبلی اینکه که می‌خوام اصطلاحات جدید و امروزی  رو براتون  بگم.^^  دو تا اصطلاح  رو به مکافات پیدا کردم و اکنون لریم سراغ اصطلاح‌های عجیب و چرت و چرتمون!^^

"اصطلاح اول: پا دادن!

هممون بدون استثنا یک بار به اینکه کلمه‌ی پا دادن از کجا اومده فکر کردیم!  خب متاسفانه منم نمی‌دونم از کجا اومده و نمی‌تونم بهتون چیزی هم بگم!  ولی، مگه پاسکال پاسکال فشار خوردن چشه؟!   و من یه سوال دارم... پا دادن به معنی جواب مثبت دادنه، ولی آخه، توی پدر گربه ای که اینو اختارع کردی، چه ربطییییییییییییی دارهههههههههههههههههههه؟! آخه پا دادن.... اصلا بیا این پا. فتیش پا داری ازگل؟! چته؟! البته من یه  سناریو ای دارم...

اینطوری که پسره گفته خب دست بده دیگه! (یعنی جواب مثبت بده و دست همکاری و دوستی بده) ولی دختره گفته:" خب تو که نامحرمی!"  بعد پسره هم گفته خب اصلا  پا بده!  بعد از اونجایی دختره سست عنصر بوده و چیز جدیدی هم شنیده بوده،  گفته ایح ایح باشه.

بعد دیگه شده یه راهکار خفن و جدی

----------------------------------------------------------------------------------------------

پیام بازرگانی!

اهم، سلام! این اسکلی که الان داره براتون چرت و پرت میگه حالش خوب نیست.:| یعنی  زیاد از حد چرت و پرت میگه و انرژی زیادی هم نداره!:classic_dry: پس اگر انرژی منفی گرفتین به ت.. اهم! به یه ورم:classic_biggrin: ولی اومدم بهتون بگم که امشب به مناسبت این افسردگی یه شبه‌ی این اسکل، مجازید واکنش غمگین هم بدین. اوکی؟ اوکی:359:

....

...

...

عه! ببخشید یادم رفت.. پیام بازرگانی تموم  شد:classic_biggrin: برید ادامه‌ی این چرت و پرتای این دختر اسکله رو بخونید:|

---------------------------------------------------------------------------------------------

د که افتااده تو دهن همه! البته که الان خز و چرت شده... 

" اصطلاح دوم: شاخ مجازی!

خب، ودففففففففففف؟ خدایی من تاحالا معنی  شاخ مجازی رو نفهمیدم[email protected][email protected] یعنی چی؟ یعنی شاخ‌های فضای مجازی‌ان؟! فضای مجازی گاوه مگه؟؟!می‌دونم، شاید منظورتون گنگ بودن و خفن بودنه. یا مثلا نمی‌دونم به خدا[email protected]@ بعد درواق شاخ مجازی معنیش یه چیز دیگه شده جدیدن! خزهای مجازی رو شاخ صدا می‌زنن!-_- ودف خب؟! مثلا د.ج یه شاخ مجازیه. یا پ.م.. چرا اینارو می‌شناسم خدایی؟[email protected]@ خاک بر سر من.. و خاااااااک بر سر تویی که فهمیدی کیا رو میگم! خااااااااااااک بر سر هممموون...

راستی امشب مصاحبه با کاربران نداریم دارم یه تفاوتایی توش ایجاد می‌کنم از این به بعد ده شب یه بار داریم!

..::تعطیلات  تابستانه 98ia::..

از امشب اخبار مسابقات با یه تفاوتی ظاهر میشه!  بدین شکل که :

تعداد شرکت کننده‌گان:   20 نفر! 

تاریخ شروع مسابقه: 11 تیر!

تاریخ  اتمام مسابقه: 15 شهریور! 

زمان باقی مانده برای تحویل‌ رمان‌ها:  25 روز!

وضعیت شرکت در مسابقه:   وقت خیلی وقته به اتمام رسیده!

و در آینده‌ی نزدیک یعنی همین فردا یه قسمت دیگه اضافه میشه به این پنج تا جمله و اون خیلی باحال تره!^^

..::فراخوان خوناشامی::..

بزرگترین تفاوت این مسابقه با بقیه مسابقات اینه که توی ورد، کافیه که رمانتون 200 صفحه بشه! ^^ می‌دونید چقدر خوبه؟! و زمان هم بسی بسیار مناسب میشه! 

تاریخ شروع مسابقه:  26 تیر!

تاریخ دقیق اتمام مسابقه:  1 شهریور

زمان باقی مانده برای تحویل رمان‌ها:  10 روز!عجله کنید!

وضعیت شرکت در مسابقه:  زمان خیلی وقت است به اتمام رسیده! 

•••

به پایان رسید این دفتر،  حکایت همچنان باقیست!  ^^

من همچون همیشه سعیم رو کردم که اخباری که به نظر جالب میان رو براتون جمع آوری کنم و بذارم! مطمئن باشید هر روز بخش‌های جدیدی به اخبار اضافه میشن و یه سری بخش‌ها هم کم میشن؛ ولی به هرحال اخبار متفاوت میشه و شما با خوندنش کیف می‌کنید ^-^

ممنون که تا اینجا همراهم بودید، ممنونم که دست به قسمت راست- پایین گوشیتون نزدین و از تاپیک بیرون نرفتید^^ هرکسیم که رفته، خوش اومده. بازم برمی‌گرده@[email protected] ما خعلییییی خفنییییمممم!! ^^ هرجا برن برمیگردن ~-~ 

راستی!  اعلام می‌کنم که واکنشی غیر از واکنش خنده و تشکر در تاپیک اخبار مسابقات نودهشتیا ممنوعه! من ممنوع کردم(: پس، جز خنده و تشکر هر واکنشی بدین باهاتون با وردنه برخورد می‌کنم(((:

فعلا نویسندگان و کاربران جذاب و خوش قلم نودهشتیا.  تا درودی دیگر،  بدرود! 

"میهمان‌های افتخاری"

@ Ayda.r @ Flare @ پرتوِماه @ Naran@ شوق نوشتن @ چکاوک۲۳🎼 @ Aytak☆ویژه☆ @ shirin_s@ دخترماه@ جانان بانو@ maryam.ph @ GZahra

 

ویرایش شده توسط .Crystal
  • لایک 1
  • تشکر 2
  • هاها 16
  • غمگین 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

چَاووو^^..چطورین سبز صابونی رنگ، خاص‌های صورتی رنگ،  مقام داران رنگ و ورنگ، مدیران زرشکی  رنگ و میهمانان بی‌رنگ انجمن نودهشتیااااا؟!

خوش امدید،  به تالار  بسی وسیع اخبار و بخش بی انرژی من، یعنی بخش اخبار مسابقات  انجمن بزرگراه نوهشتیا!

و برای بار شونزدهم عرض می‌کنم؛ اهم.. ایهم! خووش اومدید به شب شونزدهم از صد و یک شب با تانی! خلاصه، تنها هشتاد و پنج روووووز مانده تا صد و یک شبببب! چه عدد مقدسی!:)) اهممم! روزهای کمیههه! پس،  همین الان تاپیک روو دنبال کنید!^^ ازیرا هرچند وقت یکبار تگ کاربران عوض میشه و افراد جدید تگ میشن!پس اگر به اخبار علاقه دارید همین الان تاپیکو دنبال کنید.

الان ساعت 18:30 و من دارم اخبارو می‌تایپم[email protected]@ این دفعه ولی بی‌انرژی نیستم و عصبیم@[email protected]نویسم. حال می‌کنیدا هردفعه میام با یه مود اخبار می‌‍‌نویسم.. ولی عصبی بودن برای موضوع صد و یک شب امروز خوبه.. قراره همه باهم پاسکال‌ها پاااااااسکال فشار بخوریم.

اوکی، اِنیوِیز... برید لباسای راحتیتون رو بپوشید، اگر خوراکی‌ای دارید بیارید  و نوشیدنیتون هم بریزید، ریلکس کنید و برییییم، اخبار رو شروع کنیم!

بریم سراغ صد و یک شب با تانی!^^

..::صد و یک شب با تانی::..

به به! یه موضوعی براتون گذاشتم خالی شیم هممون. این موضوع درخواستیه! و موضوع امشببب،  بچه فامیل رو اعصابه! موضوع مورد علاقتون که مملو از فشاره! بحثی که همه دربارش صحبت کردن و ویدیو ساختن!  ولی به نظرم هرکس یه جور تعرفیش می‌کنه و این قضیه همیشه مملو از همزادپنداری، فشارهای پاسکالی و خنده‌اس! پس اومدم راجع بهش حرف بزنم!^^

 بچه فامیلا دو نوعن! نوع اول، مظلوم و مهربون و ساکت، نوع دوم شر و شیطون و رومخ! خب قطعا من اومدم راجع به نوع دوم صحبت کنم! چی بگم راجع به نوع اول خو؟! اوکی... نوع دوم و رومخ رو هممون باهاش آشنایی داریم! توی پسرا معموله از در و دیوار میره بالا میزنتت گاز میگیره موهاتو میکشه و اینا. توی دخترا هم شاید اینطوری باشه ولی من تاحالا ندیدم. بیشتر لوسن!

مثلا پسردایی من جفتشه! هم لوسه، هم شر! اون قضیه‌ای که بچه فامیل میگه گوشیتو بده برای من صدق نمی‌کنه چون خودش گوشی ننه باباشو می‌گیره!:)) ولی بدیش اینه که این پدرررررررگربهه، اگر بهش بگی اسکل و اینا به شوخی، قهر می‌کنه و میره عر می‌زنه. یه وقتایی اصلا یه حرف دیگه می‌زنی، این یه چیز دیگه برداشت می‌کنه:| بعد برای همون میره عرر عرررررررررر، نه ببین منو، میره میشینه عررررررر می‌زنه! بعد برای خودش سناریو می‌چینه. سناریو دروووووووووغااا! یعنی تو بری پیشش بشینی باهای حرف بزنی یه چیزایی میگه که توی بالیوود هم ممنوعه!:)) 

اگرم یه ورزشی مثل کاراته و جودو و اینا برنم که دیگه بدبختین! وقت و بی وقت روتون فن اجرا می‌کنن و حتی اگرم جلسه دومشون باشه به اسم ورزششون شمارو می‌زنن. بعد معمولا پدر و مادر شما نیستن، ولی ننه بابای اون پدرگربه هستن و زل زدن تو چشماتون! خب  پدر گربههههههههههههههههه من چی‌کار کنم وقتی بچه‌ی اسکلت داره منو می‌زنه! نزنمششششششششششششش؟!

حالا بگذریم که من خودم یه چند باری حسابی زدمش و کیف کردم ولی برای شما عزیزانی که هنوووووز اون پدرگربه رو نزدید، آرزو می‌نمایم یه جا تنها گیرش بیارین و این قدرررررررررر بزنینش خوننننننننننن بالا بیارهههههه! 

اوکی دیگه نمی‌تونم.. امشب یه صد و یک شب با تانی بلنددددددد نوشته بودم ولی به دلیل فحش‌های ناموسی‌ام از پخش اون قسمت‌ها معذوریم*خنده*

این استیکرا چشونه؟! خراب شدننننننننننننن! نمی‌تونم بذارم استیکر براتان..تف تو گورش:classic_dry: حتی استیکر پوکرمم خرابهههههههههههههههههههه!!!!! این طلسمه.. طلسم همون بچه‌های پدرگربه‌ی رو مخ چندشششششششششششششششششششش.. وای وای.. دو هفته‌ی دیگه که دوباره دیدمش قووووووول میدم مثل سگگگگگگگگگ بزنمش*استیکر پوکر*

..::تعطیلات تابستانه 98ia::..

این شما و ایییییییننن  اخبااااااااااااااااااااااار تعطیلات تابستانهه!

تعداد شرکت کننده‌گان:   20 نفر! 

تاریخ شروع مسابقه: 11 تیر!

تاریخ  اتمام مسابقه:   15 شهریور! 

زمان باقی مانده برای تحویل‌ رمان‌ها:    24 روز!

وضعیت شرکت در مسابقه:   وقت خیلی وقته به اتمام رسیده!

و حتما حتما بیاید نمایم و بگید که با قضیه اخبار تعداد پارت‌هاتون موافقید یا چی؟!

..::فراخوان خوناشامی::..

بزرگترین تفاوت این مسابقه با بقیه مسابقات اینه که توی ورد، کافیه که رمانتون 200 صفحه بشه! ^^ می‌دونید چقدر خوبه؟! و زمان هم بسی بسیار مناسب میشه! 

تاریخ شروع مسابقه:  26 تیر!

تاریخ دقیق اتمام مسابقه:  1 شهریور

زمان باقی مانده برای تحویل رمان‌ها:  9  روز!عجله کنید!

وضعیت شرکت در مسابقه:  زمان خیلی وقت است به اتمام رسیده! 

..:: نظرسنجی بزرگ رمان‌ها::..

خب خب خب! عزیزان دلم! می‌دونید کخه بخاطر استقبال فراوان شما، بخش معرفی رمان فعلا برداشته میشه(:ولی خب خبر خوب اینه که احتمال اینکه برگرده هم هست^^ حالا اینا   مهم نییییییییست، مهم اینه اینه که الاااااااااااااااااااااااااااننن...

یهههههههههه خب بسی بسی بسی خوووووووب براتان دارمم! همین الان یا یه چندی بعد یه نظر سنجی بالای تاپیک گذاشته میشه که اسم تماااااااااااام رما‌هاییی که تا الان معرفی شدن توشون هست! اگر خواننده یکی از اونها هستین حتما حتما رای بدین! و اگر هیچکدوم رو نخوندین فقط از روی اسم رای بدین!

و ای نویسنده‌های گرامی! می‌تونید توی چت رمانتون رو تبلیغ کنید و افرادو جذب کنید تا بیان رای بدن! چوون نه تنها بعد برنده شدن رمانتون توی تاپیک دربارش میگم، بلکه خودم به شخصه خواننده‌ی رمانتون میشم و همراهتونم. و این تنها لایک کردن نیست، بلکه مویام نمایتون نظر میدم و اگرم نیاز بود، نقدتون می‌کنم!

پسسسس همین الان، برید و به رمان مورد علاقتون، رای بدین^^

•••

به پایان رسید این دفتر،  حکایت همچنان باقیست!  ^^

من همچون همیشه سعیم رو کردم که اخباری که به نظر جالب میان رو براتون جمع آوری کنم و بذارم! مطمئن باشید هر روز بخش‌های جدیدی به اخبار اضافه میشن و یه سری بخش‌ها هم کم میشن؛ ولی به هرحال اخبار متفاوت میشه و شما با خوندنش کیف می‌کنید ^-^

ممنون که تا اینجا همراهم بودید، ممنونم که دست به قسمت راست- پایین گوشیتون نزدین و از تاپیک بیرون نرفتید^^ هرکسیم که رفته، خوش اومده. بازم برمی‌گرده@[email protected] ما خعلییییی خفنییییمممم!! ^^ هرجا برن برمیگردن ~-~ 

راستی!  اعلام می‌کنم که واکنشی غیر از واکنش خنده و تشکر در تاپیک اخبار مسابقات نودهشتیا ممنوعه! من ممنوع کردم(: پس، جز خنده و تشکر هر واکنشی بدین باهاتون با وردنه برخورد می‌کنم(((:

فعلا نویسندگان و کاربران جذاب و خوش قلم نودهشتیا.  تا درودی دیگر،  بدرود! 

"میهمان‌های افتخاری"

 @ Flare @ پرتوِماه @ Naran@ شوق نوشتن @ چکاوک۲۳🎼 @ Aytak☆ویژه☆ @ shirin_s@ دخترماه@ جانان بانو@ maryam.ph @ GZahra

 

  • تشکر 1
  • هاها 18
  • غمگین 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

چَاووو^^..هلووووو خدمت  سبز صابونی رنگ، خاص‌های صورتی رنگ،  مقام داران رنگ و ورنگ، مدیران زرشکی  رنگ و میهمانان بی‌رنگ انجمن نودهشتیااااا!!

خوش امدید،  به تالار  بسی وسیع اخبار و بخش بی انرژی من، یعنی بخش اخبار مسابقات  انجمن بزرگراه نوهشتیا!

و برای بار هفدهم عرض می‌کنم؛ اهم.. ایهم! خووش اومدید به شب هفدهم از صد و یک شب با تانی!^^ عااااااااا... سه روز دیگه شب بیستمههه!^^ خلاصه، تنها هشتاد و چهار روز مونده تا صد و یک شبببب! و روزهای کمیههه! پس،  همین الان تاپیک روو دنبال کنید!^^ ازیرا هرچند وقت یکبار تگ کاربران عوض میشه و افراد جدید تگ میشن!پس اگر به اخبار علاقه دارید همین الان تاپیکو دنبال کنید.

الان ساعت 17:30 و من دارم اخبارو می‌تایپم[email protected]@ به نظرتون تا ساعت 21:00  اخبار تموم میشه؟[email protected]@ همییییییییین الاااان تو کامنتا بگید.. یاااااح.. یااااااح... یاااااااااااااااح..

اوکی، اِنیوِیز... برید لباسای راحتیتون رو بپوشید، اگر خوراکی‌ای دارید بیارید  و نوشیدنیتون هم بریزید، ریلکس کنید و برییییم، اخبار رو شروع کنیم!

بریم سراغ صد و یک شب با تانی!^^

..::صد و یک شب با تانی::..

اوکی، امشب به  خاطر بخش  تعطیلات تابستانه،  شاید صد و یک شب با تانی  کمتر باشه. ولی، بهتون پیشنهاد میدم حتما بخش تعطیلات رو بخونید!^^  و حالا، موضوع امروز  یه موضوعیه که پاسکال پاسکال فشار خوری نداره. و اتفاقا موضوع باحالیه! این مضوع قراره پارت‎‌های دیگه هم داشته باشه. و موضوووووع، اگر جای یه ویراستار بودی...!

همه‌ی همه‌ی همههه، می‌دونن کار ویراستارها به شدت سخته و این ثابت شدست. مثل کار من نیست که مجبورم به پاتون بیوفتم تا باور کنید کار منم سخته:classic_dry: تفوها:classic_dry: اهم.. داشتم می‌گفتم، کار ویراستار ها سخته ولی تاحالا به عمق کارشون فکر نکردیم. من، به عنوان کسی که یه مدتی ویراستار بوده، می‌خوام این مشکلات رو براتون تعریف نمایم!

من مطمئن نیستم مشکلاتی که الان براتون میگم هنوزم هست یا رفع شده. ولی تقریبا مطمئنم هر ویراستاری، از یه رمانی که طولانیه، و باید توی ورد ویرایشش کرد، فراریه!! قضیه اینه که، من خودم موقعی که ویراستار بودم کار با ورد رو بلد نبودم اصلا:)) همینطوری می‌رفتم یه ویرایشی می‌کردم به امید اینکه یاد بگیرم بالاخره:)) ولی واقعا.. کار با ورد طاقت فرساست. چشمات کور میشن امکان داره همه چیز بهم بریزه خط دیالوگا قاطی کنه صفحه‌ها بالا نیاد ویرایش‌ها بپره و... وای! وااای! اصلا با فکر کردن بهش می‌خوام خودکشی کنم..

 ولی این به این معنی نیست که ویرایش رمان‌های درحال تایپ سخت نیست! این بیشتر رومخه. چون بعضی از نویسنده‌ها با چک کردن گپ یه مشکل خیلی خیلی بزرگ دارن و اصلا اصلاااااا گپ رو چک نمی‌کنن. یا  اینکه بعد از ویرایش کردن پارت‌هاشون، باز هم اون اشکالات رو دارن. اگر نویسنده‌ی تازه کار هستین، لطفا هم گپ رو چک کنید و هم به حرف‌های ویراستارتون گوش کنید تا اشکالاتتون کمتر بشه عزیزانم!

درکل، لطفا صبور باشید چون  هیچکدوم از مقام‌ها برای کارشون هزینه‌ای دریافت نمی‌کنن و پاداش خاصی ندارن! و فقط و فقط از روی قلب مهربونشونه که این زحمات رو می‌کشن. البته که  بیشترشون کارشون رو دوست دارن و فعال و خفن و حرفه‌این و براشون اهمیت نداره هزینه‌ای دریافت کنن^^ ولی درکل، مودب باشید، به کسایی که مقام دارن دستور ندید، اگر تاخیر کمی داشتن سریع سریع گزارششون نکنید و نگید ویراستار من، منتقد یا گرافیست و رصد کننده‌ی من عوض بشه!! چون به هرحال.. فکر کنید یه نفر بره به رئیستون بگه این رو عوض کنید اصلا کارش خوب نیست! قلبتون نمی‌شکنه؟! آدم باشید عزیزانم منم عصبی نکنید وگرنه میام مادرتونو می‌خورم!!

بریم سراغ بخش تعطیلات یا چی؟!^^

..::تعطیلات تابستانه 98ia::..

این شما و ایییییییننن  اخبااااااااااااااااااااااار تعطیلات تابستانهه! به همراه، یه بخش جذااااااب و جدیددد!

تعداد شرکت کننده‌گان:   20 نفر! 

تاریخ شروع مسابقه: 11 تیر!

تاریخ  اتمام مسابقه:   15 شهریور! امکان اضافه شدن وقت هست!

زمان باقی مانده برای تحویل‌ رمان‌ها:    23 روز!

وضعیت شرکت در مسابقه:   وقت خیلی وقته به اتمام رسیده!

تعداد پارت‌های شرکت کننده‌ها:

1_ رمان  محکمه سیاه @ _mahdiyeh_ https://forum.98ia2.ir/topic/9509-رمان-محکمه-سیاه-md-کاربر-انجمن-نودهشتیا/

تعداد پارت: 90

2_ رمان منهدم @ Gemma :https://forum.98ia2.ir/topic/9526-رمان-منهدم-gemma-کاربر-انجمن-نودهشتیا/

تعداد پارت: 87

 3_   رمان آخرین تکه مفقود شده @ Ati.Editor  :  https://forum.98ia2.ir/topic/9482-رمان-آخرین‌-تکه‌-مفقود‌-شدهoutis-کاربر-انجمن-نودهشتیا/4_ 

تعداد پارت:  53

5_ رمان کلاش مات @ Roshana :  https://forum.98ia2.ir/topic/9494-رمان-کلاشِ-مات-روشنا‌اسماعیل‌زاده-کاربر-انجمن-نودهشتیا/?do=findComment&comment=93426

تعداد پارت:43

6_   رمان ده مکافات ده جسد @ سپیده دم🎼:  https://forum.98ia2.ir/topic/4679-رمان-ده-مکافاتده-جسد𝑠𝑎ℎ𝑎𝑟𝑡𝑎𝑔𝑖𝑧𝑎𝑑𝑒ℎ/?do=getNewComment

تعداد پارت: 32

7_  رمان  گیتار @ _parya_🎼 https://forum.98ia2.ir/topic/6360-رمان-گیتار-parya-کاربر-انجمن-نوهشتیا/

تعداد پارت:  25

8_ رمان دی ام تی    @ So.Bloomhttps://forum.98ia2.ir/topic/9543-رمان-دی-اِم-تی-sogol-کاربر-انجمن-نودهشتیا/

تعداد پارت: 24

9_  رمان  مورگانیت @ Morganit https://forum.98ia2.ir/topic/1992-رمان-مورگانیت-morganit-کاربر-انجمن-نودهشتیا/

تعداد پارت: 18

10_ رمان دنیای ویژه @ Asra_p https://forum.98ia2.ir/topic/9528-رمان-دنیای-ویژه_-asra_p-کاربر-انجمن-نودهشتیا/#comment-9363311_ 

تعداد پارت: 17

11_ رمان پایتون   @ ..TARANEH..https://forum.98ia2.ir/topic/9515-رمان-پایتون-ترانهم-کاربر-انجمن-نودهشتیا/

تعداد پارت: 15

12_ رمان  تصدی الزامی @ الیفhttps://forum.98ia2.ir/topic/7485-رمان-تصدی-الزامی-𝘴𝘢𝘵𝘪235-کاربر-انجمن-نودهشتیا/?do=findComment&comment=68873

تعداد پارت: 5

..::فراخوان خوناشامی::..

بزرگترین تفاوت این مسابقه با بقیه مسابقات اینه که توی ورد، کافیه که رمانتون 200 صفحه بشه! ^^ می‌دونید چقدر خوبه؟! و زمان هم بسی بسیار مناسب میشه! 

تاریخ شروع مسابقه:  26 تیر!

تاریخ دقیق اتمام مسابقه:  1 شهریور

زمان باقی مانده برای تحویل رمان‌ها:  8  روز!عجله کنید!

وضعیت شرکت در مسابقه:  زمان خیلی وقت است به اتمام رسیده! 

..:: نظرسنجی بزرگ رمان‌ها::..

نظر سنجی قرار گرفته! سریعا شرکت کنیییییییییییییدد^^

•••

به پایان رسید این دفتر،  حکایت همچنان باقیست!  ^^

من همچون همیشه سعیم رو کردم که اخباری که به نظر جالب میان رو براتون جمع آوری کنم و بذارم! مطمئن باشید هر روز بخش‌های جدیدی به اخبار اضافه میشن و یه سری بخش‌ها هم کم میشن؛ ولی به هرحال اخبار متفاوت میشه و شما با خوندنش کیف می‌کنید ^-^

ممنون که تا اینجا همراهم بودید، ممنونم که دست به قسمت راست- پایین گوشیتون نزدین و از تاپیک بیرون نرفتید^^ هرکسیم که رفته، خوش اومده. بازم برمی‌گرده@[email protected] ما خعلییییی خفنییییمممم!! ^^ هرجا برن برمیگردن ~-~ 

راستی!  اعلام می‌کنم که واکنشی غیر از واکنش خنده و تشکر در تاپیک اخبار مسابقات نودهشتیا ممنوعه! من ممنوع کردم(: پس، جز خنده و تشکر هر واکنشی بدین باهاتون با وردنه برخورد می‌کنم(((:

فعلا نویسندگان و کاربران جذاب و خوش قلم نودهشتیا.  تا درودی دیگر،  بدرود! 

"میهمان‌های افتخاری"

 @ Flare @ پرتوِماه @ Naran@ شوق نوشتن @ چکاوک۲۳🎼 @ Aytak☆ویژه☆ @ shirin_s@ دخترماه@ جانان بانو@ maryam.ph @ GZahra

 

ویرایش شده توسط .Crystal
  • لایک 2
  • تشکر 3
  • هاها 13
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

یک دو سه، امتحان می‌کنیم.. حالا ازینا ازینا یک  دو سه دختر خانوم دستتو بذار تو دست دوستت آقا پسر دختره چه لوسه! عا عا ازینا ازینا یک دو همه بیخیال غصه. حالا همه دختر خانومااا بیاین وسططط برای خودتاان..

..هلووووو خدمت  سبز صابونی رنگ، خاص‌های صورتی رنگ،  مقام داران رنگ و ورنگ، مدیران زرشکی  رنگ و میهمانان بی‌رنگ انجمن نودهشتیااااا!!

خوش امدید،  به تالار  بسی وسیع اخبار و بخش مملو انرژی من، یعنی بخش اخبار مسابقات اتوبان  انجمن نوهشتیا!

و برای بار هجدهم عرض می‌کنم؛ اهم.. ایهم! خووش اومدید به شب هجدهم از صد و یک شب با تانی!^^ عااااااااا... دو روز دیگه شب بیستمههه!^^ خلاصه، تنها هشتاد و سه روز مونده تا صد و یک شبببب! و روزهای کمیههه! پس،  همین الان تاپیک روو دنبال کنید!^^ ازیرا هرچند وقت یکبار تگ کاربران عوض میشه و افراد جدید تگ میشن!پس اگر به اخبار علاقه دارید همین الان تاپیکو دنبال کنید.

الان ساعت 17:30 و من دارم اخبارو می‌تایپم[email protected]@ به نظرتون تا ساعت 21:00  اخبار تموم میشه؟[email protected]@ همییییییییین الاااان تو کامنتا بگید.. یاااااح.. یااااااح... یاااااااااااااااح..

اوکی، اِنیوِیز... برید لباسای راحتیتون رو بپوشید، اگر خوراکی‌ای دارید بیارید  و نوشیدنیتون هم بریزید، ریلکس کنید و برییییم، اخبار رو شروع کنیم!

بریم سراغ صد و یک شب با تانی!^^

..::صد و یک شب با تانی::..

 خوش اومدید به پارت دوم اگر جای ... بودی... و اما امروووووز! مقامی که قراره راجع بهش بحث کنیم،  گرافیست  هست. بذارید از روند کار گرافیستا براتون  بگم. البته که به احتمال زیاد خیلی خوب راجع به این مقام می‌دونید! ولی به هرحال براتون میگم.

گرافیست‌ها تگ و برای طراحی جلد شما انتخاب میشن. اولین مشکل، انتخاب عکسه! خیلی وقت‌ها نویسنده عکسش تایید نیست. کاری به عکسای فانتزی ندارم که دلیل ممنوع بودنشون هنوز برام مفهوم نیست، ولی درکل عکسی که برای جلد شما انتخاب میشه نیاز داره که تایید بشه! باید ابعادش درست و 3 در 4 باشه فکر می‌کنم.  اینو که خودتون می‌دونید. ولی من پاسکال پاسکال فشار می‌خورم وقتی یه نفر عکسش مربع  و بی کیفیته! عشقم جلد خودتهههه! بعدم فکر می‌کنن موقع طراحی جلد کیفیت عکس رو گرافیست میاره بالا و براشون طرح می‌زنه و... 

بچه‌ها گرافیستا دستشون یه  آی‌پد نگرفتن که بتونن رااااحت با قلم نوریشون طراحی کنن و براتون یه جلد خیلی عالی و پرفکت با یه عکس بی کیفیت درست کنن!:|  اوکی؟! پس، عکس بااااید با کیفیت باشه.. ببین، اگر نباشه... تاپیکت رو پیدا می‌کنم.. هکت می‌کنم.. آدرستو پیدا می‌کنم و میام مادرتو می‌خورم!!

موضوع بعدی درباره  عجولیتتونه. اوکی، گوش کن... آقا یه لحظه! آقا گووش کن.. لِسِن، من نمیگم اگر گرافیست دو هفته آنلاین نشد کارتون رو تحویل نداد و اینا اصلا شکایت نکنید. خب یه هفته گذشت توی تاپیک بپرسید جلد توی چه وضعیتیه!! ولی بعد دوروز  شکایت کردن... خب معنی نمیدههههههه!! خلاصه که، آدم باشید. صبر کنید. عجول نباشید!!

و موضوع بعدی اینه که، اگر ایده‌ای برای جلدتون دارید یا می‌خواید چیز خاصی توی جلدتون وجود  داشته باشه برای گرافیست توضیح  بدین یا یه  نمونه‌ای ازش بفرستین برای گرافیست. وقتی میگید دست خودت و بعد که گرافیست جلد می‌زنه تازه یادتون میوفته که می‌خواستید اون قسمتش آبی باشه یا بگ گراند تیره تر، گرافیست واقعا فحشتون میده. اون نده هم من میدم! فحش رو. لا الا اله الله.. البته این به این معنی نیست که گرافیست هرچی فرستاد بگید عالیه و بعدم ناراضی باشید. اگر واقعا هیچ ایده ای نداشتید و الان با دیدن جلد فکر می‌کنید یکم گرافیست تغییرش بده بهتره، خب بهش بگید. درکل حرفی که میزنم برای همه صدق نمی‌کنه!!  همیشه تقصیر نویسنده نیست. و در کل منظور من این بود که بیخودی کرم نریزین! مغرور بازی در نیارید و.. اینا!

بریم سراغ بخش تعطیلات یا چی؟!^^

..:: تعطیلات تابستانه 98ia::..

این شما و ایییییییننن  اخبااااااااااااااااااااااار تعطیلات تابستانهه! به همراه، یه بخش جذااااااب و جدیددد!

تعداد شرکت کننده‌گان:   20 نفر! 

تاریخ شروع مسابقه: 11 تیر!

تاریخ  اتمام مسابقه:   15 شهریور! امکان اضافه شدن وقت هست!

زمان باقی مانده برای تحویل‌ رمان‌ها:    23 روز!

وضعیت شرکت در مسابقه:   وقت خیلی وقته به اتمام رسیده!

تعداد پارت‌های شرکت کننده‌ها:

1_ رمان  محکمه سیاه @ _mahdiyeh_https://forum.98ia2.ir/topic/9509-رمان-محکمه-سیاه-md-کاربر-انجمن-نودهشتیا/

تعداد پارت: 90

2_ رمان منهدم @ Gemma:https://forum.98ia2.ir/topic/9526-رمان-منهدم-gemma-کاربر-انجمن-نودهشتیا/

تعداد پارت: 87

 3_   رمان آخرین تکه مفقود شده @ Ati.Editor :  https://forum.98ia2.ir/topic/9482-رمان-آخرین‌-تکه‌-مفقود‌-شدهoutis-کاربر-انجمن-نودهشتیا/4_ 

تعداد پارت:  53

4_ رمان سیاه بند @ Saye.H https://forum.98ia2.ir/topic/9421-رمان-سیاه-بند-سومبرا-کاربر-انجمن-نودهشتیا/#comment-927385_ 

تعداد پارت: 51

5_ رمان کلاش مات @ Roshana:  https://forum.98ia2.ir/topic/9494-رمان-کلاشِ-مات-روشنا‌اسماعیل‌زاده-کاربر-انجمن-نودهشتیا/?do=findComment&comment=93426

تعداد پارت:47

6_   رمان ده مکافات ده جسد @ سپیده دم🎼:  https://forum.98ia2.ir/topic/4679-رمان-ده-مکافاتده-جسد𝑠𝑎ℎ𝑎𝑟𝑡𝑎𝑔𝑖𝑧𝑎𝑑𝑒ℎ/?do=getNewComment

تعداد پارت: 33

7_  رمان  گیتار @ _parya_🎼 https://forum.98ia2.ir/topic/6360-رمان-گیتار-parya-کاربر-انجمن-نوهشتیا/

تعداد پارت:  25

8_ رمان دی ام تی    @ So.Bloomhttps://forum.98ia2.ir/topic/9543-رمان-دی-اِم-تی-sogol-کاربر-انجمن-نودهشتیا/

تعداد پارت: 24

 

9_ رمان دنیای ویژه @ Asra_phttps://forum.98ia2.ir/topic/9528-رمان-دنیای-ویژه_-asra_p-کاربر-انجمن-نودهشتیا/#comment-9363311_ 

تعداد پارت: 23

10_  رمان  مورگانیت @ Morganit:  https://forum.98ia2.ir/topic/1992-رمان-مورگانیت-morganit-کاربر-انجمن-نودهشتیا/

تعداد پارت: 18

11_ رمان پایتون   @ ..TARANEH..https://forum.98ia2.ir/topic/9515-رمان-پایتون-ترانهم-کاربر-انجمن-نودهشتیا/

تعداد پارت: 16

12_ رمان  تصدی الزامی @ الیفhttps://forum.98ia2.ir/topic/7485-رمان-تصدی-الزامی-𝘴𝘢𝘵𝘪235-کاربر-انجمن-نودهشتیا/?do=findComment&comment=68873

تعداد پارت: 5

..::فراخوان خوناشامی::..

بزرگترین تفاوت این مسابقه با بقیه مسابقات اینه که توی ورد، کافیه که رمانتون 200 صفحه بشه! ^^ می‌دونید چقدر خوبه؟! و زمان هم بسی بسیار مناسب میشه! 

تاریخ شروع مسابقه:  26 تیر!

تاریخ دقیق اتمام مسابقه:  1 شهریور

زمان باقی مانده برای تحویل رمان‌ها:  7 روز!عجله کنید!

وضعیت شرکت در مسابقه:  زمان خیلی وقت است به اتمام رسیده! 

..:: نظرسنجی بزرگ رمان‌ها::..

نظر سنجی قرار گرفته! سریعا شرکت کنیییییییییییییدد^^ تنها و تنها نظرسنجی یک هفته هست!! بعد از یک هفته نظرسنجی برداشته میشه!

عجله کنید! رای جمع کنید!

•••

به پایان رسید این دفتر،  حکایت همچنان باقیست!  ^^

من همچون همیشه سعیم رو کردم که اخباری که به نظر جالب میان رو براتون جمع آوری کنم و بذارم! مطمئن باشید هر روز بخش‌های جدیدی به اخبار اضافه میشن و یه سری بخش‌ها هم کم میشن؛ ولی به هرحال اخبار متفاوت میشه و شما با خوندنش کیف می‌کنید ^-^

ممنون که تا اینجا همراهم بودید، ممنونم که دست به قسمت راست- پایین گوشیتون نزدین و از تاپیک بیرون نرفتید^^ هرکسیم که رفته، خوش اومده. بازم برمی‌گرده@[email protected] ما خعلییییی خفنییییمممم!! ^^ هرجا برن برمیگردن ~-~ 

راستی!  اعلام می‌کنم که واکنشی غیر از واکنش خنده و تشکر در تاپیک اخبار مسابقات نودهشتیا ممنوعه! من ممنوع کردم(: پس، جز خنده و تشکر هر واکنشی بدین باهاتون با وردنه برخورد می‌کنم(((:

فعلا نویسندگان و کاربران جذاب و خوش قلم نودهشتیا.  تا درودی دیگر،  بدرود! 

"میهمان‌های افتخاری"

 @ Flare @ پرتوِماه @ Naran@ شوق نوشتن @ چکاوک۲۳🎼 @ Aytak☆ویژه☆ @ shirin_s@ دخترماه@ جانان بانو@ maryam.ph @ GZahra

 

ویرایش شده توسط .Crystal
  • لایک 2
  • تشکر 1
  • هاها 14
  • غمگین 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

حالا یک دو سه همه بیخیال غصهههههههه!! آهای دختر خانوم دستتو بذار تو دست دوستتتتتتتت.. آهای آقا پسر دختره چه لوسههههههههه... هااااااااااااااااااااااع!!

..هلووووو خدمت  سبز صابونی رنگ، خاص‌های صورتی رنگ،  بنفش‌های تیره و ویژه، مقام داران رنگ و ورنگ، مدیران زرشکی  رنگ و میهمانان بی‌رنگ انجمن نودهشتیااااا!!

خوش امدید،  به تالار  بسی وسیع اخبار و بخش مملو انرژی من، یعنی بخش اخبار مسابقات اتوبان  انجمن نوهشتیا!

و برای بار نوزدهم عرض می‌کنم؛ اهم.. ایهم! خووش اومدید به شب نوزدهم از صد و یک شب با تانی!^^ عااااااااا... مژده بدیییییییییییییین!!! فردا شب بیستمهههه!^+^ دیگه شب بیستمههه!^^ خلاصه، تنها هشتاد و سه روز مونده تا صد و یک شبببب! و روزهای کمیههه! پس،  همین الان تاپیک روو دنبال کنید!^^ ازیرا هرچند وقت یکبار تگ کاربران عوض میشه و افراد جدید تگ میشن!پس اگر به اخبار علاقه دارید همین الان تاپیکو دنبال کنید.

الان ساعت 17:30 و من دارم اخبارو می‌تایپم[email protected]@ به نظرتون تا ساعت 21:00  اخبار تموم میشه؟[email protected]@ همییییییییین الاااان تو کامنتا بگید.. یاااااح.. یااااااح... یاااااااااااااااح..

اوکی، اِنیوِیز... برید لباسای راحتیتون رو بپوشید، اگر خوراکی‌ای دارید بیارید  و نوشیدنیتون هم بریزید، ریلکس کنید و برییییم، اخبار رو شروع کنیم!

بریم سراغ صد و یک شب با تانی!^^

..::صد و یک شب با تانی::..

به به بههه! تشریف خوش اوردید به امشب و یه صد و یک شب با تانی دیگه!^^ آقا موضوع امشب تکراری نیست عزیزانم. در واقع موضوع امشب    آرزوهای کوچیکه. حالا آرزوهای کوچیک چی هستن؟! درواقع هممون یه سری آرزوها داریم. مثلا مثل من می‌خوام یه نویسنده محبوب بشم، می‌خوام توی رشته خودم برم تیم ملی، مهاجرت کنم و... اینا آرزوهای خیلی بزرگ هستن که برای رسیدن بهشون باید کلی کلی تلاش کرد. ولی آرزوهای کوچیک تلاش کمتری می‌خوان.

مثلا من خودم یکی از آرزوهای کوچیکم دوست شدن با چندتا از بچه‌های انجمن بود. از آشنایی با بعضی‌هاشون، غمگینم. ولی  شاید فقط یکی دو نفرن. از آشنایی با خیلی هاشون بسی بسی خوشنودم^^ آره! این یه آرزوی کوچیکه. مثلا یکی آرزوی کوچیکش اینه که  دوستی که باهاش مجازی در ارتباطه رو اتفاقی توی خیابون ببینه و باهم برم یکم بگردن.

یا، با دو سه تا از دوستاش برن مسافرت. یا، یه بار طلوع و غروب خورشید رو با پارتنرش، دوستاش یا حتی تنهایی ببینه.  یا هرچیز دیگه‌ای! این آرزوها نیاز به تلاش خیلی خاصی ندارن. خیلی وقتا این آرزوها شانسین. یا اتفاق میوفتن یا نه. شانس همینه. یا بهت رو می‌کنه یا پشت.  برای آرزوهای بزرگمون تلاش نیازه. به نظر من نود و دو درصد تلاش و هشت درصد شانس نیازه برای موفقیت! اون هشت درصد یا اتفاق میوفته یا نه. اگر نیوفتاد، اوکی. اون پایان کار تو نیست. من به یه جمله معتقدم، پایان هرچیز خوشه. اگر نبود، اون پایانش نیست. خلاصه در جریانید که، خورشید پوشتیش بی ماست.

داشتم می‌گفتم. مثلا من خودم یکی از آرزوهای کوچیکم اینه که یه روز، صبح ساعت پنج صبح توی خونه‌ی خودم بیدار شم. هیچکش هم نباشه. هیچکس. تنهای تنها.  بعد خب چهار و پنج صبح هوا هنوز یکم تاریکه. بین روشن و تاریک. بعدش،  منم برم ورزش کنم و برم حموم و صبحونه بخورم. مثل این فیلم خارجکیا. هقق.. دارید مسخرم می‌کنید ولی خیلی حس خوبیه چهار و پنج صبح بیدار شدن. به تموم کارات میرسی. آه گلبم..

کاری نداریم برای این آرزو اول باید برم یه شهر دیگه یا مهاجرت کنم تا بتونم توی یه خونه تنها باشم. اوکی؟! کاری به اینش نداریم. ولی آرزوهای کوچیک همیشه قشنگن. همیشه حس آرامش دارن. با فکر کردن بهشون انگار واقعا آدم اونجاست و آروم میشه. چون آرزوهای بزرگ همیشه برای من استرس زا ان.. نمی‌تونم با فکر کردن بهشون دلشوره نگیرم یا استرسی نشم. ولی آرزوهای کوشولو اینطوری نیستن.. آه.. بازهم گلبم..

آرزوی کوچیک شما چیه؟! می‌تونید توی نمایم بهم بگید بعد فردا بذارمش توی اخبار. یا  می‌تونم هرشب یکیشو بذارم مثلا. نمی‌‌دونم شما بگید^^

بریم سراغ بخش تعطیلات یا چی؟!^^

..:: تعطیلات تابستانه 98ia::..

این شما و ایییییییننن  اخبااااااااااااااااااااااار تعطیلات تابستانهه! 

تعداد شرکت کننده‌گان:   20 نفر! 

تاریخ شروع مسابقه: 11 تیر!

تاریخ  اتمام مسابقه:   15 شهریور! امکان اضافه شدن وقت هست!

زمان باقی مانده برای تحویل‌ رمان‌ها:    19 روز!

وضعیت شرکت در مسابقه:   وقت خیلی وقته به اتمام رسیده!

تعداد پارت‌های شرکت کننده‌ها:

1_ رمان  محکمه سیاه @ _mahdiyeh_https://forum.98ia2.ir/topic/9509-رمان-محکمه-سیاه-md-کاربر-انجمن-نودهشتیا/

تعداد پارت: 100

2_ رمان منهدم @ Gemma:https://forum.98ia2.ir/topic/9526-رمان-منهدم-gemma-کاربر-انجمن-نودهشتیا/

تعداد پارت: 100

3_ رمان کلاش مات  @ Roshana:  https://forum.98ia2.ir/topic/9494-رمان-کلاشِ-مات-روشنا‌اسماعیل‌زاده-کاربر-انجمن-نودهشتیا/?do=findComment&comment=93426

تعداد پارت:53

 4_   رمان آخرین تکه مفقود شده @ Ati.Editor :  https://forum.98ia2.ir/topic/9482-رمان-آخرین‌-تکه‌-مفقود‌-شدهoutis-کاربر-انجمن-نودهشتیا/4_ 

تعداد پارت:  53

5_ رمان سیاه بند @ Saye.Hhttps://forum.98ia2.ir/topic/9421-رمان-سیاه-بند-سومبرا-کاربر-انجمن-نودهشتیا/#comment-927385_ 

تعداد پارت: 51

6_    رمان دنیای ویژه @ Asra_phttps://forum.98ia2.ir/topic/9528-رمان-دنیای-ویژه_-asra_p-کاربر-انجمن-نودهشتیا/#comment-9363311_ 

تعداد پارت: 35

7_ رمان ده مکافات ده جسد @ سپیده دم🎼:  https://forum.98ia2.ir/topic/4679-رمان-ده-مکافاتده-جسد𝑠𝑎ℎ𝑎𝑟𝑡𝑎𝑔𝑖𝑧𝑎𝑑𝑒ℎ/?do=getNewComment

تعداد پارت: 33

8_  رمان  گیتار @ _parya_🎼:  https://forum.98ia2.ir/topic/6360-رمان-گیتار-parya-کاربر-انجمن-نوهشتیا/

تعداد پارت:  24

9_ رمان دی ام تی    @ So.Bloomhttps://forum.98ia2.ir/topic/9543-رمان-دی-اِم-تی-sogol-کاربر-انجمن-نودهشتیا/

تعداد پارت: 24

10_  رمان  مورگانیت @ Morganit:  https://forum.98ia2.ir/topic/1992-رمان-مورگانیت-morganit-کاربر-انجمن-نودهشتیا/

تعداد پارت: 18

11_ رمان پایتون   @ ..TARANEH..https://forum.98ia2.ir/topic/9515-رمان-پایتون-ترانهم-کاربر-انجمن-نودهشتیا/

تعداد پارت: 16

12_ رمان  تصدی الزامی @ الیفhttps://forum.98ia2.ir/topic/7485-رمان-تصدی-الزامی-𝘴𝘢𝘵𝘪235-کاربر-انجمن-نودهشتیا/?do=findComment&comment=68873

تعداد پارت: 5

..::فراخوان خوناشامی::..

بزرگترین تفاوت این مسابقه با بقیه مسابقات اینه که توی ورد، کافیه که رمانتون 200 صفحه بشه! ^^ می‌دونید چقدر خوبه؟! و زمان هم بسی بسیار مناسب میشه! 

تاریخ شروع مسابقه:  26 تیر!

تاریخ دقیق اتمام مسابقه:  1 شهریور

زمان باقی مانده برای تحویل رمان‌ها:  6 روز!عجله کنید!

وضعیت شرکت در مسابقه:  زمان خیلی وقت است به اتمام رسیده! 

..:: نظرسنجی بزرگ رمان‌ها::..

نظر سنجی قرار گرفته! سریعا شرکت کنیییییییییییییدد^^ تنها و تنها نظرسنجی یک هفته هست!! بعد از یک هفته نظرسنجی برداشته میشه!

عجله کنید! رای جمع کنید!

در حال حاضر بیشترین رای رو رمان پایتون و مغز سرد  با هشت رای دارن!  خلاصه که می‌بینید؟! برید عشق کنید..

•••

به پایان رسید این دفتر،  حکایت همچنان باقیست!  ^^

من همچون همیشه سعیم رو کردم که اخباری که به نظر جالب میان رو براتون جمع آوری کنم و بذارم! مطمئن باشید هر روز بخش‌های جدیدی به اخبار اضافه میشن و یه سری بخش‌ها هم کم میشن؛ ولی به هرحال اخبار متفاوت میشه و شما با خوندنش کیف می‌کنید ^-^

ممنون که تا اینجا همراهم بودید، ممنونم که دست به قسمت راست- پایین گوشیتون نزدین و از تاپیک بیرون نرفتید^^ هرکسیم که رفته، خوش اومده. بازم برمی‌گرده@[email protected] ما خعلییییی خفنییییمممم!! ^^ هرجا برن برمیگردن ~-~ 

راستی!  اعلام می‌کنم که واکنشی غیر از واکنش خنده و تشکر در تاپیک اخبار مسابقات نودهشتیا ممنوعه! من ممنوع کردم(: پس، جز خنده و تشکر هر واکنشی بدین باهاتون با وردنه برخورد می‌کنم(((:

فعلا نویسندگان و کاربران جذاب و خوش قلم نودهشتیا.  تا درودی دیگر،  بدرود! 

"میهمان‌های افتخاری"

 @ Flare @ پرتوِماه @ Naran@ شوق نوشتن @ چکاوک۲۳🎼 @ Aytak☆ویژه☆ @ shirin_s@ دخترماه@ جانان بانو@ maryam.ph @ GZahra

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر