رفتن به مطلب

معرفی و نقد رمان گاراژ کوکب خانم | هانیه اقبالی کاربر انجمن نوهشتیا


 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

نام رمان: گاراژ کوکب خانم

نویسنده: هانیه اقبالی

ژانر: طنز، عاشقانه، اجتماعی

هدف: شاد کردن دلتون

زمان پارت گذاری: نامعلوم

خلاصه: عشقی بی‌دلیل، ازدواجی ناگهانی، تعهدی مشکل ساز و در پی آن ارتباط دو خانواده که یکی خوش‌حال و دیگری غمگین است از این وصال؛ ولی گویی در این دو خانواده همه چیز دگرگون شده است. دختری با حسرت راندن ماشینی گران قیمت و پسری در حسرت رهایی...   .

مقدمه: پنج وارونه چه معنا دارد؟ خواهر کوچک‌تر از من پرسید. من به او خندیدم. کمی آزرده و حیرت زده گفت:

- روی دیوار و درختان دیدم.

بازهم خندیدم، گفت:

- دیروز پسر همسایه، پنج‌وارونه به جانان می‌داد.

آن‌قدر به خنده افتادم که طفلک ترسید. بغلش کردم و با خود گفتم:

- بعدها، وقتی بارش بی‌وقفه‌ی درد، سقف کوتاه دلت را خم کرد، بی‌گمان می‌فهمی پنج‌وارونه چه معنا دارد.

ویرایش شده توسط DrHESS8
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 2 ماه بعد...

سلام دلبر خسته نباشی.

رمانت رو کامل نخوندم، ولی تا همین‌جا که خوندم خیلی لذت بردم. فقط چندتا چرخش قلم توی لحن داشتی...

توصیف چهرۀ جانان رمانت هم که انگار توصیف قیافه من بود... 😅 

موفق باشی

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

8 دقیقه قبل، Roghayeh.k گفته است:

سلام دلبر خسته نباشی.

رمانت رو کامل نخوندم، ولی تا همین‌جا که خوندم خیلی لذت بردم. فقط چندتا چرخش قلم توی لحن داشتی...

توصیف چهرۀ جانان رمانت هم که انگار توصیف قیافه من بود... 😅 

موفق باشی

سلام عزیزم

خیلی خوشحالم که دوستش داشتی😍

اره متاسفانه نرسیدم اولاشو ویرایش کنم. چون همیشه محاوره ای مینویشتم برای همین وسطاش یه تپق میزنم😂  باید یه مدت بگذره و از اول بخونم تا متوجهش بشم

ممنونم از نظرت گل من♥️

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 1 ماه بعد...
  • 1 ماه بعد...
  • نویسنده حرفه ای

سلام جانم شبت بخیر راستش من ده پارت اول رمانت و خوندم تا اینجاش خوب بود سلین و جانان من و یاد خودم و دوستم می‌ندازن  رفاقتشون و دوست دارم  قسمتی که باهم سرخاک مادرش رفتن طنزش  خیلی جالب بود  فکر کنم تو طنز نویسی  تبحر داری. آخه دختر خوب ژیان ماشینشه😂البته همون ژیان از صدتا پراید بهتره  در کل رمانت و دوست داشتم تمام سعیم و میکنم زودتر بخونم و بهت برسم موفق باشی جانا 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

21 دقیقه قبل، Fateme71 گفته است:

سلام جانم شبت بخیر راستش من ده پارت اول رمانت و خوندم تا اینجاش خوب بود سلین و جانان من و یاد خودم و دوستم می‌ندازن  رفاقتشون و دوست دارم  قسمتی که باهم سرخاک مادرش رفتن طنزش  خیلی جالب بود  فکر کنم تو طنز نویسی  تبحر داری. آخه دختر خوب ژیان ماشینشه😂البته همون ژیان از صدتا پراید بهتره  در کل رمانت و دوست داشتم تمام سعیم و میکنم زودتر بخونم و بهت برسم موفق باشی جانا 

سلاااام عزیزم

خیلی ممنون که رمانمو خوندی و خیلی خیلی ممنون تر کع نظرتو درموردش گفتی😍

خیلی دوست دارم طنز بنویسم و حس میکنم یکم دستم اومده‌

 رمان طنز رو دوست دارم اما طنز قلم قوی. نه این رمانای کلیشه ای که یه عالمه کل کل بی سر و ته و این چیزا داره. خودت نویسنده ماهری هستی میدونی منظورم چیه.

خیلی خوشحالم کع خوشت اومده و امیدوارم نظرت همینجور مثبت بمونه😍❤️❤️❤️

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...